باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 1 آذر 1387 كاربران برخط 132 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اقليت هاي مذهبي در ايران (1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: بهزاد - احمدي لفوركي

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 217

 
 

در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران طبق اصول 13 و 14، ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي، تنها اقليت هاي ديني شناخته مي شوند كه در حدود قانون، در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني، بر اساس آيين خود عمل مي كنند. در اصل 14 قانون اساسي آمده است كه به حكم آيه شريفه (لاينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم وتقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين)، دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند، نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاقي حسنه، قسطو عدل اسلامي عمل كرده حقوقي انساني آنها را رعايت كنند. اين اصل براي كساني معتبر شناخته شده كه بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند.

 پيش از اين اصل، قانون اساسي در اصل يازدهم، مسلمانان را يك ملت واحد دانسته، و بين اهل سنت و شيعيان تمايزي قائل نشده است. طبق اصل 11، به حكم آيه كريمه (ان هذه امتكم امه واحده و أنا ربكم فاعبدون)، همه مسلمانان يك امت اند و دولت جمهوري اسلامي موظف است، سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و بكوشد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام تحقق يابد.

 قانون اساسي در ادامه در اصل 12 بر حقوق اهل سنت تاكيد كرده وآورده است: دين رسمي ايران اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است و اين اصل الي الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي، اعم ازحنفي و شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل هستند وپيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند ودر تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارشاد و وصيت)و دعاوي مربوط به آن، در دادگاه ها رسميت دارند و در هر منطقه اي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند، مقررات محلي درحدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود.

 

 حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب 1

 در مقاله حاضر پس از ذكر پيشينه اي از سير تحولات ديني در ايران پيش از اسلام، اقليت هاي ديني مطرح در قانون اساسي و نه اقليت هاي مذهبي اسلامي بحث و بررسي مي شود و تاريخچه، عقايد، آداب و رسوم آنها بيان مي گردد.

 

 پيشينه

 بنابر كهن ترين مطالب ودايي و با استنباط از متون متيائي، مي توان باور داشت كه آرياييان نخستين، مشتمل بر هند و ايرانيان در نيمه دوم هزاره دوم، پيش از ميلاد مسيح، داراي دو گروه خدايان بودند كه اسوره (ايراني: اهوره) و ديوه (ايراني: در اوستا daeve و در فارسي باستان daive) ناميده مي شدند. اين گروه خود به دو گروه خدايان و ضدخدايان تبديل مي شدند كه هر دو گروه از خدايي واحد، از خدا ـ پدري قديم به وجود مي آمدند. جدايي جغرافيايي بين آرياييان نخستين و تلفين عقايدآنها با عقايد بومي، در نهايت موجب شد تا در هند انديشه هاي آرمانگرا ورويگردان از جهان مادي و در ايران انديشه هاي دو گانه پرست، بابرخوردهايي پرهيز گرايانه يا به عكس، نسبت به جهان مادي به وجودآيد. 2

 در ايران باستان، آيين متيرائيسم (مهر پرستي)، آيين مانوي و مزدك، آيين زرتشتي، يهوديت و مسيحيت رواج داشت كه پس از ورود اسلام، اهل كتاب به حيات معنوي خود ادامه داده، تا به امروز در ايران زمين تداوم يافتند. آيين متيرائيسم را آيين اسرار ناميده اند. اسرار متيرائيسم باپا فشاري و اصرار حفظ مي شد و بنا به گفته ها، براي افرادي كه به درجات عالي نائل مي آمدند، مكشوف مي گرديد. به همين جهت نوشته هايي ازآيين متيرائيسم در دست نيست، چرا كه به جاي نوشتن به نقاشي ونقش برجسته سازي اكتفا شده است. اساس مهرپرستي بر اين اعتقاداست كه مر خداي بزرگ است و خدايان بزرگ كوچك تر از او. متيرائيسم براساس پرستش آتش و قواي طبيعت، مثل باد و طوفان، آسمان و كوه وجنگل و پرداختن به سحر و جادو بنا نهاده شده است. متيرائيسم را دين اكثريت مردم ايران در دوره اشكانيان يا حداقل مذهب خانوادگي اشكانيان دانسته اند. اين آيين با گسترش دين زرتشتي به خصوص دردوره ساساني از ميان برداشته شد. 3

 آيين مانوي ازسه آيين زرتشتي، بودايي و مسيحي گرفته شده بود. اين مسئله بيشتر معلول ارتباط و نسبت هاي ماني با پيروان اين آيين دانسته شده است. در ابتداي ورود اسلام به ايران، مسلمانان توجه خاصي به مانويان نداشتند. از نظر آنها مانويان، نه تنها ملحد و پيرو پيغمبردروغين بودند، بلكه مخالف طبيعت و جامعه و دشمن حكومت اسلامي به شمار مي آمدند؛ از اين رو با گذشت زمان و به خصوص در زمان عباسيان كه زمان تشكيل و تثبيت عقايد ديني بود، مانويان مورد توجه حكومت وقت قرار گرفتند و بسياري آنها به مهاجرت به تركستان شرقي در غرب چين 4 مجبور شدند.

 در آيين مزدك نيز اصل سخن، اشتراك حاكميت است. اين اصل به نظر مزدك از فكر حكومت اشتراكي و شركت همگان در حاكميت سرچشمه گرفته بود. اقبال لاهوري، مزدك را پيامبرمردم گراي ايران باستان ناميده است. واقعه كشتار مزدكيان در اواخر سال 528 ميلادي يااوايل سال 529 ميلادي رخ داد و علت آن نقشه اي بود كه مزدكيان درمورد وليعهدي (كلووس پذشخوار شاه) پسر قباد كشيده بودند ومي خواستند عليرغم تصميم شاه، با توطئه، اين شاهزاده مزدكي را برتخت ايران جاي داده و خسرو را از سلطنت محروم سازند. اگر چه درزمان خلفاي اموي و عباسي بار ديگر زمينه براي مزدك گرايي در ايران فراهم شد؛ اما توجه توده مردم كه حساب اسلام ناب را از حساب خلفاي ظالم وقت جدا كرده بودند، مجالي را به مزدك گرايي نداد. مسلمانان مزدكيان را اهل كتاب ندانسته و براي مذهب آنان ريشه آسماني قائل نبودند و مزدك گرايي را مانند مانوي گري و متيرائيسم نوعي زنديقيه به شمار مي آوردند و پيروان اين آيين ها نتوانستند، به حيات خود در ايران ادامه دهند و تا امروز دوام يابند. 5

 

 زرتشتيان

 در آيين زرتشتي، دين يا به زبان اوستايي دئنا (Daena) به معناي (ديدن، شناختن، فهميدن و نيز وجدان) آمده است. اشوب زرتشت، پيام و آموزه هاي خود را (دئنا و نگوهي) (Daena Vanguhi) ناميده كه به معناي دين خوب و وجدان خوب است. در دين زرتشتي، ديندار كسي است كه با كمك فرد، به دين و شناختن دنياي درون و پيرامون خودپرداخته، راه راستي و درستي را يافته و برگزيده باشد. نام هاي متعددي براي ناميدن زرتشتيان نظير مزدايي، مزدسيني يا مزداپرست، اهورايي وبهرين به كار گرفته مي شود. 6

 تاريخ زرتشتيان با پيدايش اشوزرتشت آغاز مي شود. اشوزرتشت كه نام اوستايي او (زرتوشترا) (Zarathushtra)است، براساس محاسبات نجومي و زبان شناسي، به 1767 سال پيش از ميلاد مسيح باز مي گردد واز آنجا كه او در سن 30 سالگي پيام خود را آشكار كرد، 1737 سال پيش از ميلاد مسيح، تاريخ رسمي زرتشتيان است.

 زادگاه زرتشت را سرزمين (ايران ويج) در شمال شرقي ايران، منطقه اي شامل آسياي مركزي، افغانستان و شمال غربي پاكستان دانسته اند. اوستا مكان زايش او را ساحل رودخانه (دارجا) مي داند كه به احتمال زياد رودخانه (سيحون) يا (آمودريا) است. زرتشت در سن سي سالگي دين خود را آشكار كرد. نخستين و بزرگ ترين كار او، به دورانداختن و انكار همه خدايان و خداي گونه هايي كه مورد پرستش مردم بودند و در برابر شناساندن (خداوند يگانه).

 از اين رو در آغاز به سختي با مقاومت ها روبرو شد و در مدتي نزديك به ده سال، تنها پسر عموي او (مديوماه) (Madiomah)به معناي نيمه ماه و سپس پسر بزرگ ترش (اسيدواستر)، با او همراه و همدين شدند. به همين دليل به همراه گروه كوچكي زادگاه خود را ترك كرد و به سوي جنوب و جايي كه نام و آوازه اي از (ويشتاسب) يا (گشتاسب)، شاه كياني داشت، رهسپار گشت. زرتشت نزديك به دو سال به بحث و گفت و گوپرادخت، تا سرانجام ويشتاسب و همسرش آتوسا و وزيرانش (جاماسب) و (فرشوشتر)، پيام او را پذيرفتند و به دين وي گرويدند. دراين دوره بود كه شمار زرتشتيان افزايش يافت. در عصر هخامنشيان بيشتر پادشاهان و مردم زرتشتي بودند؛ بي آنكه دين زرتشتي، دين رسمي باشد. ساسانيان دين زرتشتي را دين رسمي كشور اعلام كردند وموجب گسترش بيش از پيش آن شدند.

 در قرن هفتم ميلادي، پس از ورود مسلمانان به ايران، بيشتر ايرانيان مسلمان شدند و اسلام به جاي دين زرتشتي، دين رسمي كشور شد. درقرن نهم ميلادي گروهي از زرتشتيان به هندوستان مهاجرت كردند و به پارسيان هند معروف شدند. گروهي ديگر در ايران ماندند و به عنوان زرتشتي به زندگي خود ادامه دادند. تاورينه كه در سال 1632 تا 1668، دردوره صفوي به ايران سفرهايي داشته و مشاهدات خود را به رشته تحريردر آورده، در كتاب چهارم سفر نامه خود چنين مي نويسد: (در ميان اين اديان متعدد و مختلف، پيروان سه آيين در ايران اكثريت را دارند. اول دين اسلام كه دين پادشاه و دين بيشتر مردم است. دوم دين گبرها(زرتشتيان) كه آيين قديم ايرانيان است؛ پيش از آنكه دين اسلام رواج يابد. سوم، مذهب ارامنه كه اكثر آنها از عيسويان شرقي هستند وجلفامركزشان است؛ ولي در بسياري از دهات و شهرهاي ايران هم پراكنده هستند) در زمان قاجاريه مركز زرتشتيان ايران، يزد و كرمان بود و شمارزرتشتيان در شهرستان هاي ديگر حتي در تهران نيز بسيار اندك بوده است. 7

 به طور كلي مي توان گفت، در ميان اديان كهن ايران، زرتشتيان نه تنها از ديرباز در ايجاد و توسعه تمدن اين مركز و بوم نقش داشته اند، بلكه پس از پذيرش آگاهانه دين مقدس اسلام توسط اكثر ايرانيان وگسترش آن در سرزمين هاي ايراني، همواره با متانت و صداقت، به همگامي و همراهي خويش با مسلمانان هم وطن خود ادامه داده اند و درآباداني و سازندگي ايران سهم بزرگي بر عهده گرفته اند. نخستين بانكدارمدرن، موسس آبياري نوين و پدر شهرسازي جديد در ايران، زرتشتي بوده و در شماري از شهرها، زرتشتيان نخستين كارخانه هاي برق وخطوط تلفن را داير كردند. مدارس زرتشتيان در تهران، يزد و كرمان، ازبرجسته ترين مدارس بوده است. سهم زرتشتيان در فرهنگ و بهداشت ايران ـ به نسبت جمعيت ـ بر اكثريت فزوني داشته و در بين آنان بي سوادوجود ندارد. زرتشتيان ـ به نسبت جمعيت ـ بيشترين شمار پزشك، مهندس و استاد دانشگاه را به ميهن خود ايران داده اند.

 آنان از ديرباز، در اغلب شهرها و دهات زرتشتي نشين، هيئت هايي به نام انجمن زرتشتيان بنياد نهادند كه كليه امور اجتماعي، آييني، فرهنگي و خيريه زرتشتيان محل خود را اداره مي كنند و به وضع مدرسه ها و ديگر نهادهاي زرتشتي شهر يا روستاي خود رسيدگي مي كنند. همچنين در بيشتر مناطق زرتشتي نشين، سازمان ديگري به نام سازمان زنان زرتشتي براي رسيدگي به امور مربوط به دوشيزگان وبانوان جامعه زرتشتي بنياد شده است. نخستين صورت جلسه انجمن زرتشتيان تهران به سال 1325 نوشته شده كه نشان دهنده تأسيس اين انجمن در آن سال است.

 از ديگر بنيادهاي زرتشتيان، مي توان به انجمن زرتشتيان اصفهان، انجمن زرتشتيان كرمان، باشگاه جوانان زرتشتي يزد، انجمن موبدان تهران، بنياد خيريه گيو، بنياد خيريه آباديان و... اشاره كرد. شايان ذكراست كه زرتشتيان، داراي كنگره اي به نام كنگره زرتشتيان جهان هستند كه هدف تأسيس آن، افزايش همكاري بين انجمن ها وسازمان هاي زرتشتيان، به منظور حفظ ميراث فرهنگي و ديني و بهبودشرايط زندگي و پيشرفت زرتشتيان در جهان است. اين كنگره از نظرزرتشتيان سراسر دنيا، ارزش و اعتبار خاصي دارد و همواره شخصيت هاي برجسته سياسي، فرهنگي و مذهبي كشورها به آنان توجه خاصي داشته اند. نخستين و ششمين كنگره جهاني زرتشتيان درايران برگزار شده است و دبيرخانه دائمي آن در تهران است.

 در حال حاضر، زرتشتيان ايران را مي توان دومين جمعيت غيرمسلمان از لحاظ تعداد دانست. جمعيت آنان طبق برخي آمارهاي ذكرشده حدود 45000 نفر است كه در اغلب شهرهاي ايران پراكنده اند؛ امادر تهران، كرمان، يزد، شيراز، اصفهان، زاهدان و اهواز، جمعيت بيشتري دارند.

 زرتشتيان 9 مدرسه اختصاصي در تهران و حدود 8 مدرسه ديگر درشهرستان ها دارند كه درسه مقطع دبستان، راهنمايي و دبيرستان فعالند. آنها همچنين داراي يك مركز تربيت موبديار هستند كه در انجمن موبدان تهران فعال است. از ديگر فعاليت هاي جامعه زرتشتيان مي توان به فعاليت هاي مطبوعاتي آنان اشاره كرد. زرتشتيان داراي 10 نشريه هستند كه در موضوعات ديني، اجتماعي و فرهنگي كار مي كند. برخي ازاين نشريات عبارت است از: فروهر، چيستا، وهومن، امرداد، پارسيان واشا. زرتشتيان همچنين يك انتشارات اختصاصي به نام فرو هر نيزدارند آنها در تهران داراي چهار آدريان و ده روحاني ديني هستند. زرتشتيان همچنين در شهرهاي كرمان، يزد، شيراز، اهواز، كرج و برخي آبادي هاي يزد مانند شريف آباد، حسن آباد، رحمت آباد، خرمشاه، مريم آباد، قاسم آباد و... داراي آدريان هستند. زرتشتيان در دفاع مقدس شركت داشته و 15 شهيد به كشور تقديم كرده اند. آنها طبق قانون اساسي داراي يك نماينده در مجلس شوراي اسلامي بوده و درتصميم گيري هاي كشور خود مشاركت دارند. 8

 دفتر ديني يا كتاب مقدس زرتشتيان (گاتها) نام دارد كه آموزش هاي زرتشت در آن قرار گرفته است. اشوزرتشت، چكيده پيام خود را در 17سروده گردآورده كه خود آنها را مانترا (Manthra)يا انديشه بر انگيزخوانده كه بعدها (گاتها) ناميده شدند. اين هفده سروده را از روي وزن وآهنگ، پنج بخش كرده اند كه هر يك نام ويژه اي دارد. هر يك ازسرودها داراي شماري از بندهاست. بلندترين سرود 22 بند و كوتاه ترين 6 بند دارد. نام پنج بخش گاتها عبارت است از: اهنود، اشتود، سپنتمر، وهوخشتر و وهشتواپيشت نخستين جانشينان و پيروان زرتشت نيزنيايش ها و سروده هاي خود را به سبك گاتها، بر آن افزودند كه تمامي مجموعه ياد شده را (ستوت يسن) (stot yasn) مي گويند كه به زبان اوستايي (Staota Yasna) است. اوستا عنوان مجموعه اي از دفترها ونوشتارهاي به يادگار مانده از تاريخ و فرهنگ ايرانيان در زمان هاي گوناگون است كه (ستوت يسن) و (گاتها) را نيز در دل خود جاي داده است. بخش هاي گوناگون اوستا عبارت است از: يسن ها (در بردارنده گاتها)، يشت ها، و يسپرد، خرده اوستا و ونديداد.

 (سپنتامينو) (Spenta Mainga)، وهومن (Voha Mana)و اشا(Asha)بنيان هاي زندگاني يا فروزه هاي مزدايي ـ انساني دين زرتشتي راتشكيل مي دهند: سپنتامينو به معناي فرد و روان نيك و افزاينده وفروزنده آفرينندگي فردا است. وهومن يا منش به معناي انديشه و فردنيك و نيروي سنجش و تشخيص است. اشا نيز قانون و نظم و ترتيبي است كه آفرينش بر آن استوار بوده و تمام چرخ هستي بر آن مي چرخد. به اشا قانون (دقت) نيز گفته مي شود. دين زرتشتي شايست هايي نيزدارد كه هر فرد زرتشتي وظيفه دارد، از آغاز بلوغ تا پايان زندگي آنها را به كار گيرد. از جمله اين شايست ها مي توان به انديشه نيك، گفتار نيك وكردار نيك، ميانه روي، كار و آباداني، گرامي داشت پدر و مادر و زيبايي وهنر اشاره كرد. 9

 در آيين زرتشتي جشن ها رويهم رفته، دلايل طبيعي، تاريخي واجتماعي دارند. تا قرن هفتم ميلادي كه دين زرتشتي دين رسمي بود، جشن ها همگاني بود؛ اما پس از اسلام اين جشن ها به جشن هاي ديني (ماهانه، فصلي و سالانه) و جشن هاي ملي تقسيم شد. اصولا در دين زرتشت، شاد بودن و نشاط داشتن از واجبات ديني است و جشن وجشنواره از ويژگي هاي كشيش زرتشتي است. درگاه شماري زرتشتي، درهرماه، روزي را كه نام روز و نام ماه يكي باشد، آن روز را جشن مي گيرند. در اين گاه شماري، هر ماه را سي روز در نظر گرفته و هر روز نيز نامي دارد. پنج روز پايان سال نيز نام گاتهاي زرتشت را برخوردارند. امروزه تمامي جشن هاي ماهانه گرفته نمي شود. جشن هاي مذهبي ماهانه مرسوم عبارت است از: جشن فرور دنيگان (هماروانان)، فروردين روز وفروردين ماه، جشن تيرگان ( تير روز و تيرماه) و جشن مهرگان ( مهرروزو مهرماه).

 جشن هاي ديني فصلي (گاهان بار ناميده) شده و جشن هايي هستندكه بخش طبيعي آنها مربوط به زمان و مكان است و اين بيشتربخش هاي ديني و اجتماعي آنها است كه اهميت دارد. مبناي برگزاري جشن هاي ديني فصلي، طبيعي و كشاورزي بوده و مي توانند با توجه به زمان و مكان و براي كارايي بيشتر جا به جا شوند. اين جشن ها عبارت است از:

 ميريوزرم گاه: از روز خورتادي به مهر در اديبهشت ماه كه جشن ميان بهار است.

 ميدبوشهيم گاه: از روز خور تادي به مهر در تيرماه كه جشن ميان تابستان است.

 پيتي شهيم گاه: از اشتاد تا انارام در شهريورماه كه جشن پايان تابستان است.

 ايا سرم گاه: از اشتاد تا انارام در مهر ماه كه جشن آغاز زمستان است.

 مير ياريم گاه: از مهرتا ورهرام در دي ماه كه جشن ميان زمستان است.

 همس پت ميريم گاه: از اهنود تا وهشتواش گاه كه براي يكسان شدن شب و روز و سرما و گرما جشن گرفته مي شود و آمدن نوروز جمشيدي رانويد مي دهد.

 در ميان جشن هاي ديني سالانه نيز بابويه جشن نوروز، اورمزد روز وفروردين ماه، جشن زاد روز اشوزرتشت (نوروز بزرگ)، خورداد روز وفروردين ماه برابر با ششم فروردين و جشن سده، مهر روز و بهمن ماه برابر با دهم بهمن، صدمين روز از زمستان بزرگ اشاره كرد. نوروز، مهرگان، سده و يلدا نيز از جشن هاي ملي زرتشتيان است كه نوروز ويلداتوسط ديگر ايرانيان نيز برگزار و بزرگ داشته مي شوند. 10

 از مهم ترين زيارتگاه هاي زرتشتيان نيز مي توان از پيرهريشت در 10كيلومتري يزد و 12 كيلومتري روستاي شريف آباد، پيرناركي در 58كيلومتري يزد و نزديكي شهر تفت، پير بانوي پارس واقع در 112كيلومتري يزد، پير سبز (چك چك) در 68 كيلومتري شمال يزد، پيرستي پير در مريم آباد از روستاهاي يزد و پير نارستانه واقع در 30كيلومتري يزد نام برد. آيين سدره پوشي نيز از مهم ترين مراسم ديني زرتشتيان است كه همان اهميت غسل تعميد را در مسيحيت دارد. 11

 

 كليميان (يهوديان)

 يهوديان، بني اسرائيل يا كليميان در لفظ ايراني، دين يهود و تورات هستند. يهوديان از سامي ها هستند و سامي ها از اقوامي بودند كه آنان رااز اعقاب سام، پسر نوح، مي دانستند. اكوي ها، آشوري ها، كنعاني ها، عرب ها عبري ها و آرامي ها از جمله اقوام سامي بودند كه همگي تا چهارهزار سال از ميلاد مسيح در شبه جزيره عربستان زندگي مي كردند و بعدبه دليل تغييرات جوي و نبودن باران براي ادامه حيات، به تدريج مهاجرت كرده، به عراق، سوريه، فلسطين و لبنان آمدند. در حال حاضرجمعيت يهوديان جهان حدود13 ميليون نفر تخمين زده مي شود كه بيشتر آنها به ترتيب در امريكا، سرزمين هاي اشغالي، روسيه و كشورهاي اروپايي سكونت دارند و جوامع متعددي از آنها نيز در ساير كشورها ازجمله ايران به سر مي برند. 12

 پيشينه حضور يهوديان در ايران به 2700 سال پيش باز مي گردد. دركتاب مقدس يهوديان به ويژه اسفار استر، دانيال، عزرا، نحيما و تواريخ ايام، شواهر تاريخي و لغوي بسياري در تأييد اين حضور به چشم مي خورد. در كتاب مقدس نام شاهان ايران چون كورش، داريوش، خشايار شاه و اردشير و نيز القاب ايراني آمده است و در تلمود، صدها واژه كه ريشه ايراني دارند، ديده مي شود. سنت هاي شفاهي متداول در ميان يهوديان ايران و وجود مقابر انبيا در خاك ايران، مانند آرامگاه دانيال درشوش، استرو مروخاي در همدان، جيقو در تويسركان، زيارتگاه سازه تب آشر در نزديكي اصفهان، سه يازدانيال (حنانيا، مشيائل و عزريا) درقزوين و آرامگاه هاي هاراو اورشرگاء در يزد و حاخام ملامشه هلوي دركاشان، از قدمت سكونت يهوديان در ايران حكايت مي كند. يهوديان پس از ويراني معبدشان توسط بخت النصر، فرمانرواي قوم آشور، به مناطقي در جنوب عراق فعلي و ايران كه زير سلطه آشوريان در آمده بود، كوچانده شدند. گفته مي شود حضور تاريخي يهوديان به عنوان نخستين ساكنان منطقه گيليارد يا گيلعاد در نزديكي دماوند نيز به دوران آشور وتبعيد اجباري باز مي گردد. قبرستاني قديمي از آن دوران باقيمانده است كه براي يهوديان ايران ارزش معنوي بسياري دارد. 13

 با فتح بابل توسط كورش در سال 538 پيش از ميلاد مسيح، وي يهوديان را كه حدود نيم قرن در اسارت به سر مي برند، آزاد كرد و به آنان اجازه داد كه به سرزمين خود كه ديگر بخشي از امپراتوري هخامنشي شده بود، باز گردند و معبد ويران شده خود را از نو بنا نهند، اما گروهي ازآنها بازتگشتزو در بابل ماندند و گروهي نيز به جنوب و مركز سرزمين ايران مهاجرت كردند. اين روايت روا داري كورش نسبت به يهوديان درعهد عتيق آمده است و يهوديان با لقب (مسيح خدا) كورش را از ناجيان قوم خود مي دانند. 14

 در زمان ساسانيان، شاپور دوم با كوچاندن تعداد بسياري يهوديان ازارمنستان به ايران، جمعيت يهوديان ايران را به شكل چشمگيري افزايش داد. منابع بسياري، سپاهان (اصفهان كنوني) را پر جمعيت ترين شهر يهودي نشين آن دوره مي دانند. در دوره ساساني، تقريبا در سراسرايران از نهاوند تا بلخ و از خوارزم تا سواحل خليج فارس، يهوديان جوامع متشكل داشتند و از لحاظ زبان و فرهنگ، در ميان ايرانيان حل شده، يادر جريان حل شدن بودند. 15

 پس از ورود اسلام به ايران يهوديان به اهل خبريه يا ديهيمي معروف شدند و با پرداخت ماليات به عنوان پيروان پيامبر الهي موسي (ع)، تحت حمايت حكومت اسلامي قرار گرفتند. پس از جنگ جهاني دوم عده اي از يهوديان كشور به دليل تشويق ها و تحريكات سازمان هاي صهيونيستي يا به دليل مشكلاتي كه داشتند، به سرزمين هاي اشغالي كوچ كردند و اغلب با شرايط دشواري در آنجا روبرو شدند؛ اما در دهه هاي بعد، عده اي از يهوديان ايراني تبار، حتي به رده هاي بالاي سياسي دست يافتند كه از جمله مي توان به موشه كاستاو، رئيس جمهور سابق رژيم صهيونيستي، پاشائول موفاز، وزير پيشين دفاع اين رژيم اشاره كرد. پس از انقلاب نيز موج تازه اي از مهاجرت در ميان يهوديان ايران آغاز شد وجمعيت 80 تا 100 هزار نفري آنان به مرور كاهش يافت. در حال حاضر، جمعيت يهوديان ايران را حدود 25 ـ 30 هزار نفر تخمين مي زنند. بيشترمهاجران يهودي كه پس از انقلاب ايران را ترك كردند، در كاليفرنيا ونيويورك امريكا ساكن شدند و گروهي نيز در اروپا و سرزمين هاي اشغالي سكونت يافتند. شهردار بعدي هيلز در شمال لسن آنجلس، در حال حاضر يك يهودي ايراني تبار است كه سال ها پيش از انقلاب به امريكامهاجرت كرده است. در كل بخش مهمي از جمعيت اين محله اعيان نشين را كليميان ايراني تبار تشكيل مي دهند. 16

 بيش از نيمي از يهوديان ايران در تهران ساكن هستند و بقيه به ترتيب جمعيت در شيراز، اصفهان، كرمانشاه، يزد، كرمان، رفسنجان، بروجرد و اروميه زندگي مي كنند. كليميان تهران، مدارس متعددي ازگذشته احداث و بهره برداري كرده اند. مدارس آليانس (به معني اتحاد) ازجمله اين مدارس هستند كه ابتدا در دوره قاجار و با حمايت موسسه آليانس فرانسه تشكيل شده و گسترش يافت. در سال 84 پنج مدرسه اختصاصي آموزش كليميان درتهران فعال بوده است. اين مدارس بامديريت و قوانين آموزش و پرورش اداره مي شوند؛ اما تسهيلاتي متناسب با ضروريات دين يهود و اعياد مذهبي آنها در برنامه ها در نظرگرفته شده و دانش آموزان كتاب ديني خود را فرا مي گيرند. 17 در شيرازنيز يهوديان داراي مدرسه اختصاصي هستند. در مجموع تعداددانش آموزان يهودي ايران 2500 نفر بر آورد شده است. تعداددانشجويان كليمي را نيز بالغ بر 100 نفر برآورد كرده اند كه آزادانه در كليه دانشگاه ها تحصيل دارند. 18

 هم اكنون جامعه يهوديان ايران داراي كنيسه هاي متعدد، مجتمع هاي فرهنگي، سازمان هاي جوانان، دانشجويان و بانوان، براي سالمندان، كتابخانه مركزي، تالار اجتماعات و فروشگاه هاي مواد گوشتي طبق شرع يهود در مناطق و شهرهاي يهودي نشين است. اين جامعه داراي يك مجله با نام (افق بينا) است كه به عنوان ارگان انجمن كليميان تهران عمل مي كند. نشريه تموز نيز از ديگر نشريات يهوديان ايران بوده كه تا سال 1368 منتشر شده است. بيمارستان دكتر سپير و باشگاه ورزشي گيبور از ديگر مراكز مهم وابسته به يهوديان است. فعاليت هاي سياسي جامعه يهوديان ايران حول سه محور مرجع ديني يهوديان، نماينده آنان در مجلس شوراي اسلامي و هيئت مديره انجمن كليميان تهران متمركز است و هرگونه اعلام موضع يا پيگيري مسائل حقوقي، سياسي و اجتماعي جامعه يهودي، از طريق نهادهاي مذكور صورت مي گيرد. همان طور كه پيش تر ذكر شد، طبق قانون اساسي كليميان يك نماينده در مجلس شوراي اسلامي دارند.

 يهوديان ايران در انجام مراسم مذهبي خود آزاد بوده و تنها در تهران داراي 16 كنيسه اند. كنيسه كه در عبري، (بت هكنست) نام دارد، درلغت به معناي (خانه اجتماع) است. قديمي ترين كنييه هاي تهران درمحله عود لاجان (خيابان مصطفي خميني) قرار دارند و كنيسه يوسف آباد واقع در سيد جمال الدين اسد آبادي از كنيسه هاي جديد تهران وبزرگ ترين و زيباترين آنها به حساب مي آيد. يهوديان از نظر اجراي آداب و رسوم ديني به دو دسته تقسيم مي شوند: (سفارادي) و(اشكنازي). يهوديان سفارادي بيشتر در حوزه تمدن اسلامي ويهوديان اشكنازي بيشتر در غرب و در حوزه تمدن مسيحي زندگي مي كنند. اصول دين يهود، به طور كامل مورد قبول علما و پيروان هر دوگروه است. كليميان ايران متعلق به گروه سفاراد و پيرو علماي اسپانيا (وبغداد در سده اخير) هستند؛ اما به علت تعاليم روحانياني كه در سده اخيراز اروپا (به خصوص پس از جنگ جهاني اول) به ايران آمدند، آداب ورسومي از يهوديان اشكنازي نيز در رفتار مذهبي آنان به چشم مي خورد. 19

 تورات، نويئيم و كتوبيم، كتاب هاي مقدس يهوديان است. تورات به معناي قانون يا شريعت، مهم ترين قسمت تنخ و متشكل از 5 سفر(جلد) است: برشيت (پيدايش، شموت (خروج)، و ييقرا، لاويان، بميدبار(اعداد) و دواريم (تثنيه). همه دستورات و فرمان هايي كه يك يهودي موظف به اجراي آنهاست (613 فرمان)، از تورات نشأت گرفته است. نويئيم به معناي انبيا، دومين قسمت از تنخ و شامل 8 جلد است. كتوبيم به معناي مكتوبات به سومين بخش تنخ گفته مي شود كه شامل 11كتاب است. كتاب مزامير داود كه در ميان كتاب هاي تنخ پس از تورات، بيشتر از كتاب هاي ديگر مطالعه مي شود، از جمله اين كتابهاست. تلموديا تورات شفاهي نيز از ديگر كتب مقدس يهوديان است كه از دومجموعه مشينا و گمارا تشكيل شده است. تلمود در حقيقت توضيح وتفسير دستورات تورات است.

 يهوديان طبق دستور تورات، سه عيد به نام هاي (پسح)، (شاووعوت)و (سوكوت) را جشن مي گيرند. پسح به مناسبت سالگرد خروج بني اسرائيل از مصر برگزار مي شود و مدت آن 8 روز است. شاووعوت به مناسبت اعطاي تورات (ده فرمان) به بني اسرائيل در كوه سينا (طور)برگزار مي شود و مدت آن دو روز است. عيد سوكوت يا شميني عصرت به ياد بود اقامت بني اسرائيل در بيابان سينا و نيز پايان يك سال قرائت تورات برگزار مي شود و مدت آن 9 روز است. افزون بر اين سه عيد، يهوديان اعياد و مراسم ديگري را نيز جشن مي گيرند كه از جمله مي توان به روش هشانا (سال عربي)، روز توبه (يوم كيپور)، جشن حنوكا، جشن پوريم (ابطال حكم قتل عام يهوديان در ايران باستان) و جشن ايلانوت اشاره كرد. يهوديان علاوه بر روزه بزرگ ( يوم كيپور) در چهارهنگام از سال و يك روز نيز پيش از جشن پوريم، روزه مي گيرند. 20

 

ادامه دارد...

 

 پي نوشت ها:

 1. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، اصول 11 الي 14.

 2. اديان آسيايي مامهرداد بهار، نشر چشمه، 1384، صص 35 ـ 33.

 3. تاريخ اديان و مذاهب در ايران، عباس قرباني، نشر فرهنگ مكتوب، صص 100 ـ 97.

 4. همان، صص 190 ـ 188.

 5. همان.

 6. www. webzc. com/webzc. com

 7. برگرفته از مقاله زرتشتيان ايران، زهرا رشد بيگي، موسسه گفتگوي اديان به آدرس اينترنتي:

 www. iid. org. ir/newweb/Resouece

 8. همان.

 9. www. webzc. com/webzc. com

 10.. Ibid

 11. زرتشتيان ايران، همان.

 12. برگرفته از مقاله يهوديان ايران، زهرا رشد بيگي، موسسه گفتگوي اديان به آدرس اينترنتي:

 www. iid. org. ir/newweb/Resouece

 13. www. Fa. wikipedia. org

 14.. Ibid

 15. برگرفته از مقاله يهوديان ايران، زهرا رشد بيگي، موسسه گفتگوي اديان به آدرس اينترنتي:

 www. iid. org. ir/newweb/Resouece

 16. www. Fa. wikipedia. org

 17.. Ibid

 18. يهوديان ايران، همان.

 19. همان.

 20. همان.

 

    477 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اقلیت های مذهبی (5)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (749)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:02/12/1386

تاريخ شمسی نشر:00/07/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب