"جرج دابلیو بوش" (در سال 1999): «این ژنرال پاکستانی جدید(مشرف)، که فقط انتخاب شد نه این که منتخب باشد، به قدرت رسید. چنین به نظر می رسد که این فرد قصد دارد تا ثبات را به کشور بازگرداند و من فکر می کنم که این خبر خوبی برای شبه قاره است.»
"رونالد ریگان" در ژانویه 1988 در افغانستان: «مبارزان آزادی عناصر کلیدی برای صلح هستند. ما از مجاهدین حمایت می کنیم.»
ترور بی نظیر بوتو نخست وزیر سابق پاکستان باید در فحوا و قالب تاریخی آن مورد بررسی قرار گیرد. از اواخر دهه 1970، دولت های آمریکا یکی پس از دیگری، به الغای حاکمیت قانون، انهدام نهادهای مدنی و دولت سکولار پاکستان و برقرار ساختن حاکمیت نظامی در این کشور کمک کرده اند.
طی دوران جنگ سرد و بعد از آن، لغو دموکراسی و نظامی کردن دولت پاکستان جزو اهداف سیاست خارجی آمریکا شد. پاکستان یک مرکز ژئوپولیتیک است که تا کنون عملیات های نظامی و اطلاعاتی مخفی متعددی تحت حمایت آمریکا از آنجا انجام شده است.
پاکستان بخشی از جنوب آسیا در چهار راه استراتژیک، هم مرز با خاورمیانه، آسیای مرکزی و جمهوری های سابق شوروی و همجوار مرز غربی چین است. پدر"بی نظیر بوتو" یعنی نخست وزیر "ذوالفقار علی بوتو"، رهبر حزب مردم پاکستان موسوم به «پی.پی.پی» که در کودتای پنجم جولای 1977 از قدرت ساقط شد، پاکستان را تقریباً به درون روند بدون مانع حاکمیت نظامی هدایت کرد و در پی آن خود وی در یک ترور قضایی به فرمان حکومت نظامیان تحت حمایت آمریکا، اعدام شد.
در دوران حاکمیت "ذوالفقار علی بوتو"، یک حکومت سکولار که از استعمار رهایی یافته بود، گسترش یافت. ملی گرایی اقتصادی شدت یافته و حزب مردم دولت پاکستان که از حمایت اکثریت رای دهندگان برخوردار بود به اجرای برنامه های گسترده اقتصادی، اجتماعی و اصلاح قانون اساسی متعهد شده بود.
بوتو از نخستین روزهای احراز پست نخست وزیری خود در سال 1960، یک سیاست خارجی مستقل و فارغ از تعدی و دست اندازی آمریکا و همین طور تعطیل پایگاه های نظامی آمریکا را اعلام کرده بود. طی دهه 1970، برنامه ملی کردن صنایع کلیدی تحت حکومت حزب مردم پاکستان انجام شد که منافع و سرمایه شرکت های چند ملیتی را تضعیف کرد.
بعد از کودتای 1977
در پی کودتای 1977، ساختار حکومت دموکراتیک برچیده شد، قانون اساسی لغو و حکومت نظامی تحت حاکمیت ژنرال "محمد ضیاءالحق" که در سال 1978 رییس جمهور گردید، برگزار شد.
روندهای سیاسی بعد از رهایی از استعمار شکست خورد. در آغاز رژیم ضیاءالحق، ملی سازی پوپولیستی حزب مردم پاکستان و اصلاحات ارضی عصر بوتو شکست خوردند. در مقابل، حاکمان جدید نظامی تحت حمایت واشنگتن در پی تضعیف و تحلیل ساختارهای سکولار دولت پاکستان برآمدند. اسلام گرایی در عملکرد دولت ریشه گرفت. اصول و اعتقادات بنیادگرایی اسلامی که از سوی سازمان اطلاعاتی آمریکا حمایت می شد توسط دیکتاتوری نظامی، به منظور تضعیف و تحلیل ساختارهای حکومت غیر نظامی و حاکمیت قانون، مورد پذیرش قرار گرفت.
در 1980، پارلمان پاکستان با یک مجلس مشورتی ساختگی و کاذب جایگزین شد. مجلس شورا مرکب از اندیشمندان و متخصصانی بود که همگی توسط رییس جمهور ضیاء، انتخاب شده بودند. به دنبال آن، دوره ای از ترور که مشخصه اصلی آن دستگیری های خودسرانه و زندانی کردن بود، تحت عنوان اسلام صورت گرفت. حکومت نظامی از اجرای اصلاحات بازار آزاد زیر نظر صندوق بین المللی پول و بانک جهانی حمایت کرد. اصلاحات اقتصادی خرد و جزئی مورد حمایت صندوق بین المللی پول به انهدام ساختار اقتصادی پاکستان کمک کرد. بدهی های خارجی و فقر به طور دائم در حال افزایش و سیستم بانکداری تجاری بواسطه بنیادهای مالی غرب به نحو گسترده ای در حال سقوط بود.
از 1977، دیکتاتوری نظامی به طور گسترده ای حاکم شده بود. حیات کوتاه مدت دولت های "بی نظیر بوتو" و "نواز شریف" که به طور دموکراتیک انتخاب شده بودند، نتوانست تداوم حاکمیت نظامی اقتدارگرای آن را بشکند. البته هر دو یعنی شریف و بوتو، منافع آمریکا را حفظ کرده و اصول اقتصادی دیکته شده از سوی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی را پذیرفتند.
نقش پاکستان در جنگ شوروی – افغانستان
جنگ شوروی و افغانستان بخشی از برنامه سازمان سیا بود که در دوره زمامداری کارتر- که شدیداً سرگرم حمایت و تأمین مالی یک گروه اسلامگرا که بعدها تحت عنوان القاعده معروف شد - آغاز شده بود . رژیم نظامی پاکستان از اواخر دهه 1977 از نقش حاشیه ای خود خارج و نقش کلیدی را در عملیات های اطلاعاتی و نظامی تحت حمایت آمریکا در افغانستان به عهده گرفت.
بعد از دوره جنگ سرد نقش مرکزی پاکستان در عملیات های اطلاعاتی آمریکا به خاورمیانه و آسیای مرکزی گسترش یافت.
کودتای نظامی 1977 پاکستان که منجر به ساقط شدن دولت حزب مردم پاکستان به رهبری علی بوتو شد، پیش شرطی برای آغاز جنگ پنهانی سازمان سیا در افغانستان بود. در آوریل 1978، حزب دموکراتیک مردم افغانستان قدرت را طی یک شورش مردمی که علیه دیکتاتوری "محمد داودخان" ایجاد شده بود، قبضه کرد.
دولت حزب دموکراتیک مردم افغانستان موسوم به (پی.دی.پی.ای) یک برنامه اصلاحات را در کشور به راه انداخت، برنامه های بهداشت و آموزش را گسترش داد و به طرز فعالانه ای از حقوق زنان حمایت کرد. روابط افغانستان با اتحاد جماهیر شوروی نیز مستحکم تر شد. هدف عملیات مخفی سازمان سیا تحلیل و تضعیف و در نهایت نابودی دولت حزب دموکراتیک مردم افغانستان بود. و این در حالی بود که به کوچک کردن گستره نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در آسیای مرکزی نیز ادامه می داد.
حمایت مخفی سازمان سیا از گروه های اسلامگرا، ابزاری جهت نابودی بنیادهای دولت غیر نظامی سکولار بود. از آغاز جنگ 1979 شوروی و افغانستان، پاکستان تحت حکومت نظامیان، قویاً از گروه های اسلامگرا حمایت کرد. در یک ارتباط نزدیک با سازمان سیا، سازمان اطلاعاتی پاکستان موسوم به «آی.اس.آی» به یک سازمان قدرتمند تبدیل شد، یعنی یک دولت موازی که از قدرت و نفوذ فوق العاده ای برخوردار بود.
البته جنگ مخفی آمریکا در افغانستان و استفاده از پاکستان به عنوان سکوی پرتاب، از دوران زمامداری کارتر و پیش از تهاجم شوروی آغاز شده بود.
«بر اساس اسناد تاریخی معتبر، کمک های سازمان سیا به مجاهدین افغان از سال 1980، بعد از حمله ارتش شوروی به افغانستان در 24 دسامبر 1979، آغاز شد. اما واقعیتی که تاکنون به طور مخفی از آن مراقبت می شد این است که در سوم جولای 1979 کارتر نخستین دستور را برای کمک مخفی به مخالفان رژیم طرفدار شوروی در کابل صادر کرد: « من مکرراً به رییس نوشتم و توضیح دادم که به عقیده من این کمک وی سبب ترغیب شوروی برای حمله می شود.» (زبیگنیو برژینسکی، مشاور سابق امنیت ملی در مصاحبه با نوول آبزرواتور، 21-15، ژانویه 1998).
در خاطرات منشتر شده "رابرت گیتس"، وزیر دفاع کنونی آمریکا، که پیش از آن و در بحبوحه جنگ اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان، معاون سازمان سیا بود، آمده است که سازمان اطلاعاتی آمریکا به طور مستقیم در ارسال کمک به گروه های اسلامگرا درگیر بود. با توجه به حمایت های سازمان سیا و سرازیر کردن مقادیر عظیمی از کمک های نظامی آمریکا، سازمان اطلاعاتی پاکستان با استفاده از قدرت زیاد خود در منطقه، در همه ابعاد دولت نفوذ کرد. (دیپانکار مانرجی، ارتباط احتمالی سازمان اطلاعاتی پاکستان با قاچاق، ایندیا ابرود، دوم دسامبر 1994).
سازمان اطلاعاتی پاکستان متشکل از افسران نظامی و اطلاعاتی، بوروکرات ها، عوامل و جاسوسان مخفی است که مجموع کارکنان آن حدود 150 هزار تن تخمین زده می شوند.
در ضمن، عملیات های سازمان اطلاعاتی سیا، رژیم نظامی پاکستان تحت رهبری ضیاء الحق را تقویت کرده بود. «روابط میان سازمان سیا و سازمان اطلاعاتی پاکستان، در پی برکناری بوتو توسط ضیاء و ظهور رژیم نظامی به شدت رشد یافت. طی جنگ افغانستان، پاکستان بیش از ایالات متحده موضع تهاجمی ضد شوروی اتخاذ کرده بود. بلافاصله بعد از تهاجم نظامی شوروی به افغانستان در 1980، ضیاء الحق، رییس سازمان اطلاعاتی پاکستان را به منظور بی ثبات کردن دولت های آسیای مرکزی به این منطقه اعزام کرد. سازمان سیا نیز با این طرح در اکتبر 1984 موافقت کرد.» (همان منبع)
عملیات سازمان اطلاعاتی پاکستان که عملاً به سازمان سیا وابسته بود، نقش مرکزی را در حمایت از گروه های شبه نظامی اسلامی در افغانستان و در جمهوری های مسلمان سابق اتحاد جماهیر شوروی بازی می کرد. سازمان اطلاعاتی پاکستان که به نمایندگی از سازمان سیا عمل می کرد همچنین سرگرم عضوگیری و آموزش مجاهدین بود. طی یک دوره ده ساله از سال 1982 تا سال 1992 حدود 35 هزار نیروی مسلمان از 43 کشور اسلامی برای جنگ در افغانستان جذب شده بودند. مدارس پاکستان که توسط عربستان سعودی حمایت مالی می شدند، با حمایت آمریکا و با هدف آموزش ارزش های اسلامی ایجاد شده بودند؛ این اردوگاه ها بعدها به دانشگاه هایی برای تندروهای اسلامگرا تبدیل شد. آموزش چریکی در سایه حمایت سازمان سیا و سازمان اطلاعاتی پاکستان منجر به ترور و حملات خشونت بار از طریق خودروهای بمب گذاری گردید.
محموله های اسلحه توسط ارتش پاکستان و سازمان اطلاعاتی این کشور به اردوگاه شورشیان استان مرزی شمال غرب نزدیک مرز افغانستان ارسال می شد.
فرماندار این استان "فاضل حق" بود که (بنا بر اطلاعات آلفرد مک کوی) اجازه داد تا صدها پالایشگاه هروئین در این استان ایجاد شود. از آغاز سال 1982، کامیون های ارتش پاکستان سلاح های سازمان سیا را از کراچی حمل می کردند و به هنگام بازگشت از استان تحت کنترل «حق»، کامیونهای خود را پر از هروئین می کردند. آنها به واسطه کارت های سازمان اطلاعاتی پاکستان از بازرسی پلیس مصون بودند.
اسامه بن لادن
"اسامه بن لادن"، لولوی آمریکا، در سال 1979 توسط سازمان سیا و در آغاز حمایت آمریکا از جهاد، جذب گردید . وی 22 ساله بود و در اردوگاه آموزش چریکی تحت حمایت سازمان سیا، آموزش دید . طی دوران زمامداری ریگان، اسامه که به خانواده ثروتمند بن لادن سعودی تعلق داشت، مسئولیت تامین قدرت مالی گروه های اسلامی را به عهده گرفت. شمار زیادی از مؤسسات خیریه و بنیادهای مختلف ایجاد شد. این عملیات با همکاری سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی به رهبری شاهزاده "ترکی الفیصل"، و در یک رابطه نزدیک با سازمان سیا انجام شد. این پول ها که از موسسات خیریه گوناگون به دست می آمد، صرف عضوگیری مجاهدین داوطلب می شد. القاعده یک بانک اطلاعاتی از داوطلبانی بود که برای نبرد در جهاد افغانستان ثبت نام کرده بودند.
ادامه دارد ...