باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 26 اسفند 1388 كاربران برخط 98 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
درهم‌آميزي‌ گفتمان‌ها
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
گزارشی پيرامون نسبت رمان و فلسفه


 
   ● نويسنده: آمنه - فرخي

منبع: روزنامه - همشهری - تاريخ شمسی نشر 30/11/1386

 
 

در تاريخ فلسفه بعد از پيدايش رمان، فيلسوفان بزرگي از جمله هگل - در يكي از آثارش با عنوان«درس‌گفتارهاي زيبايي‌شناسي» - مباحثي هرچند كوتاه اما با بصيرت كامل در باره رمان را مطرح كرده‌اند و رمان را متعلق به دنيايي دانستند كه مناسبات اجتماعي آن تبديل به نثر شده و دنياي شاعرانه آن اجتماع از بين رفته است.


امروز نيز آثار متعددي از نويسندگان صاحب‌نام چون سارتر در دسترس علاقه‌مندان هست كه در كنار آثار فلسفي، نويسنده فلسفه‌اي را در قالب رمان با خوانندگان و مخاطبانش در ميان مي‌گذارد و به نوعي مخاطب را درگير ارتباط و نسبت فلسفه و رمان به طور مستقيم و يا غيرمستقيم مي‌كند. 


اما نكته مهمي كه با مطالعه اين آثار مطرح مي‌شود اين است كه اگر كسي بخواهد نسبت فلسفه را با رمان به درستي دريابد مي‌بايست بر اين نكته نيز تامل كند كه آيا رمان مي‌تواند معرفتي علاوه بر فلسفه به مخاطب ارائه دهد و آيا رمان پتانسيل‌هاي انتقال مفاهيمي فراتر از فلسفه را براي ارائه به مخاطب خود دارد!


در نشست رمان و فلسفه كه يكي ديگر از سلسله‌ نشست‌هاي موسسه معرفت و پژوهش بود و صبح پنجشنبه (25 بهمن) برگزار شد مباحثي پيرامون نسبت رمان و فلسفه از ديدگاه محمد منصور هاشمي، عضو هيات علمي دانشنامه جهان اسلام مطرح شد و درباره معرفت‌بخشي رمان و ويژگي‌هاي منحصر به فرد آن نيز نكات ارزنده‌اي به مخاطبان ارائه شد.


در معناي كلي، بحث درباره رمان و فلسفه ذيل بحث هنر و فلسفه و فلسفه هنر قرار مي‌گيرد اما ژانر رمان ويژگي‌هايي دارد كه اجازه مي‌دهد تا به صورت ويژه و جداگانه به بررسي نسبت‌‌هاي ميان آن با فلسفه بپردازيم.


محمدمنصور هاشمي در ابتداي نشست ضمن ارائه نشانه‌هايي در باره فلسفه و رمان تعريفي كلي از اين دو مفهوم ارائه كرد و گفت:  فلسفه در حقيقت تلاشي است براي شناخت مفهومي، تحليلي و استدلالي عالم. به اين معنا كه كار فلسفه مفهوم سازي است و مهمترين كار فيلسوف ساختن اين مفاهيم است؛ آنچه كه ژيل دلوز نيز به آن اشاره كرده است. فيلسوفان در حقيقت با تحليل اين مفاهيم نسبت آنها را به صورتي كاملا استدلالي و منطقي مشخص مي‌كنند.


اما رمان وسيله‌اي است كه احساس و والايي را در مخاطب برمي‌انگيزاند و اگر بخواهيم راجع به اين دو مورد، فلسفه و رمان به طور خاص صحبت كنيم مي‌بايست جنبه‌هاي معرفت بخشي رمان را بهتر بشناسيم.  وي در ادامه گفت: مي‌دانيم كه علم معرفت بخش است، علم تجربي، شناختي از عالم به انسان مي‌دهد. توافق داريم كه فلسفه معرفت بخش است و به واسطه آن سعي مي‌كنيم دنيا را بهتر بشناسيم. اما آيا مي‌توانيم بگوييم كه رمان نيز درك ما را از هستي آن طور كه بايد بيشتر مي‌كند؟


 هاشمي در پاسخ به اين سئوال گفت: براي يافتن جنبه‌هاي معرفت‌بخشي رمان مي‌بايست رمان را شناخت و با آن آشنا بود. از ديدگاه اين نويسنده؛ اين تعريف كه رمان قصه‌‌اي بلند و روايي است كه در قالب نثر مي‌گنجد و حجمي مشخص دارد، تعريفي صوري است كه نياز مخاطب را در اين بحث مرتفع نمي‌كند. براي پاسخ به اين سئوال بايد به اين نكته توجه كرد كه چه اتفاقي در عالم مي‌افتد كه رمان پديدار مي‌شود.


اين محقق در ادامه صحبت‌هايش مي‌گويد:  اگر بر اساس آراي هگل به اين موضوع بنگريم ذات رمان در طي تاريخ شكوفا شده است. به اين معني كه مي‌توان فهميد از چه زماني شروع شده، چه رشدي داشته و به كجا رسيده است. با اين شناخت مي‌توانيم بفهميم كه جهان‌بيني اي كه در رمان به وجود آمده چه بوده است و اين تلاش ما را با شناختي از رمان روبرو مي‌سازد كه فراتر از شناخت صوري ذكر شده است.


بسياري از صاحب‌نظران و كارشناسان معتقدند كه شكوفا شدن و آشكار شدن رمان با دن‌كيشوت سروانتس در قرن 16 شروع شده است. در واقع در دوره تجدد رمان تكوين پيدا كرده است.


به اعتقاد اين نويسنده اگر فرض كنيم چيزي به عنوان رمان جوانه‌هايش پيش‌تر وجود داشته بحثي نمي‌ماند كه رمان در دوره جديد به سامان رسيده است. همان گونه كه هگل در درس‌گفتارهاي زيبايي‌شناسي خود مي‌گويد؛ رمان حماسه دنياي بورژوا است به اين معني كه نگاه حماسي تغيير كرده و جايش را به چيز ديگري سپرده است.


لوكاچ نيز در كتاب « نظريه رمان» خود تعبير خوبي دارد كه به شناخت ما از رمان كمك مي‌كند. او مي‌گويد: در دنيايي كه انسان با جهان هماهنگ است و در فهم معناي هستي مشكلي ندارد، حماسه به وجود مي‌آيد. در تراژدي انسان، گويي مقابل عالم قرار مي‌گيرد و براي فهم معناي هستي با چالشي مواجه مي‌شود و در اين چالش سرنوشت تراژيكي براي او رقم مي‌خورد.  اما به تعبير لوكاچ رمان متعلق به دنياي ديگري است. در اين دنيا معنا از دست رفته است. اين دنيا ديگر دنياي شاعرانه‌اي نيست و واقعيت خود را به انسان‌ها تحميل كرده است. در اين دنياست كه انسان‌ها با رمان نوشتن و رمان خواندن سعي مي‌كنند وضعيت جديد خود را بهتر بپذيرند.


از ديگر ويژگي‌هاي قابل توجهي كه در مورد رمان وجود دارد و آن را از حماسه و تراژدي متمايز مي‌كند چيزي است كه ميخائيل باختين از آن به عنوان درهم‌آميزي گفتمان‌ها نام مي‌برد. او مي‌گويد؛ اين تعبير از اين گفته وجود دارد كه در رمان ديالوگ وجود دارد و انسان‌ها آراي مختلف خود را مطرح مي‌كنند. اين تعبير البته تعبير حداقلي از صحبت باختين است، منظور او اين است كه گفتمان حماسي، گفتمان شاعرانه، مقاله‌نويسي و... همگي با آميزش در هم رمان را به وجود مي‌آورند.


هاشمي با اشاره به سازوكار رمان بر اساس قوانين حاكم بر عالم و قواعدي كه در عالم اجرا مي‌شود، گفت: در رمان نمي‌توان همان نگاهي را كه در قالب حماسي داشتيم حفظ كنيم و بگوييم فلان شخصيت خوب است و فلان شخصيت بد. اين قهرمان حماسه هرگز خطائي نمي‌كند و اين موجود رذل هرگز كار خوبي انجام نمي‌دهد. در رمان اينگونه نيست. واقع‌گرايي قدرتمندي در رمان وجود دارد. همه اتفاقات بر اساس قوانين حاكم بر عالم اتفاق مي‌افتد و شخصيت‌ها و قهرمان‌ها به طور مطلق سياه و سفيد نيستند.  ويژگي ديگر رمان عنصر فرديت است، چنانچه در بسياري از رمان‌ها به ويژه رمانهاي قرن 18 به اين نكته اشاره شده كه در رمان‌ها، عنصر فرد انساني و دغدغه‌هاي انسان‌هاي منفرد يكي از موضوعات مهمي بوده كه در رمان‌ها به آن پرداخته مي‌شده است.


از نگاه اين پژوهشگر، تسخر يكي ديگر از عناصري است كه در رمان‌هاي بزرگ به چشم مي‌خورد. رمان‌نويس و خواننده رمان دنيا را كمي غيرجدي‌تر از آنچه هست مي‌يابد و اين غيرجدي بودن جنبه هستي‌شناختي دارد. وقتي معنا عالم را ترك كرده و رمان‌نويس به دنبال معنا مي‌گردد، گاهي با ناكامي ‌هاي زندگي مواجهه مي‌شود و به حالي دچار مي‌شود كه به نوعي تسخر نسبت به عالم و قواعدش دست مي‌يابد و اين تسخر خود را در رمان نشان مي‌دهد.


نقيضه‌نويسي نيز از ديگر ويژگي‌هاي رمان است. آثار بسيار زيادي در اين باره وجود دارد. آثار پست مدرن زمان ما نقيضه رمان مدرن هستند مثلا اپراي شناور جان بارت يا صيد قزل‌آلا در آمريكا اثر ريچارد براتيگان از اين نمونه‌ها هستند. اين گونه نقيضه‌نويسي به نوعي سلوك شباهت دارد. يك نوع تجربه است كه انسان را به همزاد‌پنداري وا‌مي‌دارد. اين ويژگي‌ها حاصل اين است كه رمان همزاد دنياي مدرن است و محصول دنيايي كه با فلسفه فردگرايي و فلسفه‌اي كه به جهان واقع بيشتر از متافيزيك مي‌پردازد توجه دارد.


كوندرا در اين مورد، مي‌گويد: خرد رمان، خرد ترديد در يقين است. هر رماني به خواننده مي‌گويد كه امور، پيچيده تر از آن هستند كه تو فكر مي‌كني، اين حقيقت ابدي رمان است. او مي‌خواهد بگويد كه رمان مشكلي را براي انسان مرتفع نمي‌كند به قول چخوف رمان هرگز مسئله اي را حل نكرده، رمان فقط به ما مي‌گويد كه مشكلات چه هستند و حل كردن آنها چقدر دشوار و پيچيده است. به اين معنا رمان حاصل شك بشر جديد است و حاصل به رسميت شناختن اين شك ناشي از نقص دستگاه شناخت آدمي است. انسان رمان نويس و رمان خوان به دنبال حقيقت مي‌گردد اما هميشه در آستانه دريافت حقيقت چيزي از دستش مي‌رود و اين تلاش همواره در حال تكرار شدن است.


هاشمي در خصوص معرفت بخشي رمان در دنياي انسان معاصر نيز گفت: رمان معرفت بخش است زيرا ما را با تاريخ انديشه بشر آشنا مي‌كند. منتقدان و محققاني در دنيا وجود دارند كه با اين رويكرد به مطالعه آثار مختلف مي‌پردازند و برايشان مهم نيست كه فلان رمان از منظر روانشناختي يا جامعه‌شناختي چه نكته‌اي را مطرح مي‌كند بلكه آنها به لحاظ سير تاريخي و انديشه‌هاي مطرح شده در رمان‌ها به مطالعه شان مي‌پردازند و اين رويكردي متداول در جهان است. به اين ترتيب كه با مطالعه آثاري از سروانتس، هنري فيلدينگ، اميل زولا، بالزاك تا فلوبر با درك‌ها و بينش‌هاي متفاوت بشر از هستي مواجهه مي‌شوند.


يكي از خاصيت هاي رمان كه مي‌تواند جنبه معرفت بخشي داشته باشد همين بررسي تاريخ انديشه است. به اين وسيله مي‌توان به شناخت لايه‌اي از جهان و زندگي بشر رسيد. يكي ديگر از اين جبنه‌ها اين است كه با خواندن رمان با قواعد و ذهنيات جوامع ديگر آشنا مي‌شويم. سومين مسئله شناخت روان انسان‌هاست. قصه‌هاي روانشناختي ماجراهايي از روان انسان‌ها مطرح مي‌كنند. نگاه عميق به اين آثار به ما كمك مي‌كند كه ذهن انسان‌ها را مورد بررسي و شناخت قرار دهيم.



 

    207 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   رمان 
●   فلسفه 

دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:12/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب