مقوله آمار در زندگي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و... بااهميت است. نخستين تلاشها براي تهيه آمار به شكل جديد در ايران را به دوران صدارت ميرزاحسينخان سپهسالار در دوران حكومت ناصرالدينشاه نسبت ميدهند. كما اينكه تاريخنگاران ايران باستان بر تهيه آمار توسط حكام هخامنشي براي رتق و فتق امورشان تأكيد ميكردند. نتايج بهدست آمده از خواندن الواح تختجمشيد حكايت از آمارهايي دارد كه پادشاهان براي اداره امور حكومتي به آن نياز داشتند؛ مقولهاي كه ارزش آن روز به روز بيشتر ميشود، به طوري كه دنياي جديد را جهان آمار و احتمالات نام نهادهاند.
بدون آمار و اطلاعات دقيق برنامهريزي نوعي انشاي اقتصادي يا توسعهاي است كه نمود عيني و عملي نخواهد داشت. مبنا و زير بناي هر نظام فعال فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و... آمارهاي دقيق و قابل اتكاست.
آمارها بر اساس مدلها به دست ميآيند و مدلها ساخته ذهنگونه است. اختلاف در آمار هم نشانه ضعف برنامه و همگوياي ناكارآمدي آماري است. لذا ضروري است كه آمارها از يك مركزيت فكري، براي طراحي، اجرايي و يكدستي برخوردار باشند. نميشود به برنامهريزي فكر كرد اما به آمار نينديشيد و نميشود در مورد همه چيز برنامه داشت، ولي در مورد «آمار» برنامه نداشت. آمار هم برنامه است و هم «با» برنامه. در اين راستا آنكه با آمار سخن ميگويد و به آمار ميانديشد از دقت و وضوح بيشتري بهرهمند است.
آمار چيست؟ و از كجا آمده است؟
كلمه آمار (statistics) از كلمه (state) به معني دولت گرفته شده است و در قديم منظور از آمار و اطلاعات مورد نياز دولتها براي گرفتن ماليات و سربازگيري و ساير امور مربوط به كشورداري و سياست بوده است.
امروزه به تمامي اطلاعاتي كه به صورت عدد و رقم از موضوعات مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي در جداول با تعريف مشخص و طبقهبندي گويا بيان شده است اطلاعات آماري يا آمار گفته ميشود و به مجموع اين جداول آمار نامه گفته ميشود.
مفهوم ديگر كلمه آمار، علم آمار است كه اصول و روش جمعآوري اطلاعات آماري، نمايش دادن آنها و تجزيه و تحليل و استنتاج آماري را مورد بحث قرار ميدهد. به كمك علم آمار ميتوان مشاهدات يا نتايج اندازهگيريها مربوط به حوادث مختلف را مورد مطالعه و بررسي قرار داد و قوانيني را كه اين حوادث از آنها پيروي ميكنند معلوم كرد.
تأثير آمار بر نظم زندگي
تجربه نشان داده در جامعه انساني كمتر كاري با نظم انجام ميگيرد، مگر آن كه اطلاعات لازم و كافي از جوانب مختلف آن كار در اختيار باشد. به همين لحاظ ميزان قدرت اتخاذ تصميم بهينه در جوامع پيشرفته بستگي به عواملي دارد كه از جمله مهمترين آن عوامل در اختيار داشتن آمار و اطلاعات صحيح و بههنگام است. در واقع هنگامي در جهت تأمين منافع ملي قادر به برنامهريزي هستيم كه آمار و اطلاعات در زمينه امكانات بالقوه و بالفعل فراهم آمده باشد.
در هر جامعهاي كه توان علمي بالاتر و اطلاعات بيشتري وجود داشته باشد، قدرت تصميمگيري نيز افزايش مييابد و با انجام برنامهريزيها شرايط زندگي بهتري فراهم ميشود.
نقش و وظيفه آمار همچون چراغي ميباشد براي روشنكردن نقاط تاريك تصميمگيري صريح و بيابهام فرد تصميمگيرنده. نتايج تهيه و توليد آمار جامعه را قادر ميسازد تا به قضاوت بنشيند كه در مورد مسأله مشخصي نسبت به مقطع زماني معين پيشرفت، توقف و يا عقبرفتگي حاصل شده است.
با آمار چه كنيم؟
قدم اول در فرآيند برنامهريزي تهيه اطلاعات و آمار از تمامي امكانات بالقوه و بالفعل كشور در تمام بخشهاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي كشور است. بدون وجود اطلاعات صحيح و جامع و به دنبال آن تحليلي متقن و علمي از اين اطلاعات حركت در راه برنامهريزي و كار تهيه برنامه امري محال و غيرممكن است و مانند حركتي است كه يك نابينا در جادهاي پر از چاله و چاه و دستانداز دارد. همانطور كه اين شخص هيچگاه به مقصد نميرسد اين چنين برنامهريزي نيز به حال مملكت نه تنها مفيد نخواهد بود بلكه ضرر و زيان فراواني را هم در برخواهد داشت.
(سيدپور سيدجواد، روزنامهايران شماره3768 با تلخيص)
جايگاه آمار در سازمانهاي فرهنگي
امروزه در هر سازمان و تشكيلاتي، مديريت از اركان اصلي فعاليتها، رشد و تداوم موجوديت آن سازمان ميباشد، به نحوي كه هر گونه ضعف و نقصان در اين ركن پيامدهاي زيانباري را براي آن مجموعه ايجاد مينمايد. با توجه به سه وظيفه اصلي مديريت يعني سياستگذاري، برنامهريزي و تصميمگيري ميتوان به ميزان اين ركن پي برد. تحقق اين سه وظيفه مهم در مديريت نيازمند طيف وسيعي از آمار و اطلاعات است، به طوري كه بدون در دست داشتن آمار كافي، دقيق و بههنگام، سياستگذاري، برنامهريزي، تعيين اهداف، راهكارها و فعاليتها و در نهايت ارزيابي نتايج مربوطه امكانپذير نميباشد. ضرورت اين امر در سازمانهاي فرهنگي بر كسي پوشيده نيست، چرا كه ماهيت آمار و اطلاعات به گونهاي است كه نه تنها موجب تسهيل امر برنامهريزي فرهنگي ميشود بلكه مديران بهتر ميتوانند پاسخگوي نيازها و تقاضاهاي مخاطبين خود باشند و اين امر بدون وجود آمار و اطلاعات دقيق و كارآمد و متمركز امكانپذير نميباشد.
آمار فرهنگي در حال حاضر به نحوي كه مناسب برنامهريزي باشد گردآوري نميشود. مهمترين نشريهاي كه در حال حاضر به آمار فرهنگي اختصاص دارد گزارش فرهنگي كشور است كه از سال 1346 مرتباً منتشر شده است و زيربخشهاي گوناگون بخش فرهنگ و رسانههاي جمعي را در بر ميگيرد و انتشار آن از وظايف مركز آمار و برنامهريزي پژوهشهاي فرهنگي وزارت ارشاد اسلامي بوده است و هيچ نشريه آماري ديگري سراغ نداريم كه در زمينه فرهنگ اطلاعاتي دقيقتر يا جامعتر از اين گزارش در اختيار ما بگذارد و در سطح خردتر در حوزه سازمانهاي انقلابي و مذهبي خلأ اين مهم احساس ميشود.
گزارش فرهنگي كه وزارت ارشاد منتشر مينمايد ضعفهايي دارد كه از جمله آن موارد ذيل ميباشد.
1- اقلام اطلاعاتي در آن كاملاً پايدار نيست و از آن گذشته گزارش فرهنگي هميشه چند سال عقب است و برنامهريزان مجبورند اطلاعات مورد نياز خود براي بودجهريزي يا برنامه را از طريق ديگر بدست آورند.
2- به دليل اينكه از توان جريان شناسي فرهنگي برخوردار نميباشد توان مقايسه با ساير كشورها را ندارد.
3- به صورت عام منتشر ميشود و نياز سازمانهاي تخصصي حوزه دين را نميتواند پاسخگو باشد.
دومين نشريه كه اطلاعات آماري استاني را در دسترس قرار ميدهد آمارنامههاي استاني است كه توسط سازمان برنامه و بودجه استانها منتشر ميشود اما متأسفانه اين آمارنامهها نيز در مورد بخش مورد نظر ما چندان غني نيستند (اجلالي، پرويز، فصل4، سياستگذاري و برنامهريزي فرهنگي در ايران ص 87-86)
سومين سالنامه آماري كشور كه از سال 1345 به اين طرف مرتباً توسط مركز آمار ايران منتشر شده است، يكي ديگر از منابع براي آمارهاي فرهنگي است كه در اولين شماره آن متأسفانه نيز هنوز هيچ اطلاعاتي در مورد فعاليتهايي كه امروزه در بخش فرهنگ مورد بحث است، يافت نميشود.
رابطه سازمانهاي فرهنگي با آمار و اطلاعات
با بررسي به عمل آمده در ساختار تشكيلاتي اكثر سازمانهاي فرهنگي خصوصاً مراكزي كه مسئوليت رصد فرهنگي كشور را به عهده دارند يا چنين واحدي (واحد آمار و اطلاعات) را در ساختار تشكيلاتي خود تعريف نكردهاند و يا اگر دارند اطلاعات منسجم و تكميلي ندارند و نواقص موجود پژوهشگر را از پيشرفت روند كار بازميدارد.
همانطوري كه به اهميت آمار و اطلاعات و به تبع آن برنامهريزي اصولي واقف هستيم، به نظر ميرسد ضرورت دارد سازمان تبليغات اسلامي به اين مهم اقدام نموده و با راهاندازي واحد آمار و اطلاعات ضمن سنجش آرا و افكار عمومي مسئوليت هماهنگي واحدهاي آماري زير مجموعههاي مختلف سازمان تبليغات را در جهت تأمين اطلاعات آماري مورد نياز سطوح مختلف مديران، اساتيد، دانشجويان و كاركنان به عهده بگيرد تا اين واحد به عنوان پل ارتباطي تبادل دادههاي واحدهاي مختلف سازمان باشد. اداره آمار به مناسبت جايگاه پژوهشي خود، مرجع مناسبي براي اعتبار سنجي خارجي دادهها و اطلاعات معاونتهاي سازمان بوده و به همين مناسبت بايد در ارتباط تنگاتنگ با كليه واحدهاي سازمان فعاليت نمايد.
منابع:
1- اجلالي، پرويز، كتاب سياستگذاري و برنامهريزي فرهنگي در ايران
2- سايت دانشگاه علوم پزشكي ايران
3- سيدپور سيد جواد، روزنامه ايران شماره 3768 با تلخيص