پيشرفت اسلام گرايي در سودان، ليبي و يمن تحت تأثير عوامل سياسي و اجتماعي – اقتصادي كاملاً متفاوت موجود در هر يك از اين كشورها قرار داشته است. در سودان، اسلامگرايي از طريق يك كودتاي نظامي به پيروزي رسيد. در ليبي معمرقذافي با بهرهبرداري از اسلام به عنوان يكي از عناصر اصلي ايدئولوژي خود، جريان عمده اسلامگرايي را تحت كنترل درآورده است. در يمن دولت اتحاد تحت رهبري علي عبدالله صالح برخي اصول اسلامگرايي را گرفته و در عين حال كثرتگرايي فرقهاي و قبيلهاي مناطق شمالي و جنوبي كشور را جذب كرده است.
سودان: دولت اسلام گراي نوظهور
سودان در حاشيه مرزهاي جهان عرب در معرض نفوذ اسلام، مسيحيت و مذاهب آفريقايي قرار گرفته است. در نتيجه در جريان گسترش فزاينده عربي و اسلامي كردن به جانب جنوب، سودان در طول دو قرن گذشته به بوته كشمكشهاي مذهبي، قبيلهاي و فرهنگي تبديل شده است.
سودان به عنوان سرزمين گستردهاي از پراكندگي عميق اجتماعي، تجليات اسلامي غني و گوناگوني از خود بروز داده است. واعظان مقدس، محافل صوفيانه، مدعيان مهدويت و اخيراً نيز جريان اصلي بنيادگرايان وابسته به اخوان المسلمين. براي نخستين بار در تاريخ استعماري در دهه 1880 يك ارتش بومي با الهام از شور و شوق رستاخيز طلبانه مهدي محمد احمد ظهور كرد و يك قدرت امپرياليستي اروپايي را شكست داد. علاوه براين، قيام مهديون يكي از اولين تجليات اسلامگرايي مبارز بود كه عملاً به استقرار يك دولت اسلامي- يعني سلسله المهديه (1898-1882) منجر شد.(1) تقدير چنين بود كه يك قرن بعد يك دولت اسلامي ديگر استقرار يابد كه در واقع اعلام اولين دولت اسلامي عرب قرن بيستم با تكيه بر جريان عمده اسلامگرايي سني اخوان المسلمين به حساب ميآيد.
اتخاذ آلترناتيو اسلامگرا توسط رژيم نظامي ژنرال عمر حسن البشير در 1989 به دنبال سه تجربه ناموفق حكومت پارلماني (1958-1956، 1969-1964، 1989-1985) و دو دوره طولاني حكومت نظامي (1964-1958 و 1985-1969) روي داد.
آخرين رژيم نظامي تحت رهبري سرهنگ جعفر نميري در سالهاي اوليه خود رنگ و جلاي شديد ناصريستي داشت و اين در تعهد سوسياليستي رژيم و مشاركت آن در طرحهاي گوناگون وحدت عربي با مصر، ليبي و سوريه متجلي بود. پس از سركوبي يك توطئه كمونيستي براي كسب قدرت در اواسط 1971، نميري به تكيه بر حمايت چپهاي سودان ادامه داد، هر چند كه اتحاديه سوسياليست همانند همتاي مصرياش، نتوانست پايگاه تودهاي قوي براي خود دست و پا كند.(2) تغيير و تحولات در محيط ايدئولوژيك عربي طي دهه 1970 نميري را ترغيب كرد كه بتدريج از الگوي ناصري سوسياليستي دوري كند. اين شاگرد وفادار ناصر به يك مقلد سادات كه او هم قبلاً ناصريسم را رها كرده بود، تبديل شد. اخوان المسلمين را از زندانها آزاد كرد و به يك دست نشانده آمريكايي تبديل گرديد. به اين ترتيب در سالهاي 1978-1977 نميري فرآيندي از «آشتي ملي» را براي جلب گروههاي اسلامگرا، از جمله اخوانالمسلمين و حزب امت طرفدار جنبش مهديون آغاز كرد. دكتر حسن الترابي و ديگر رهبران اخوان المسلمين از زندانها آزاد شده و در كابينه سودان مقام وزارت را به دست گرفتند، در حالي كه صادق المهدي و حزب الامه او بزودي به مخالفت با دولت برخاستند.
ظهور اخوان المسلمين در دهه 1970 بيانگر تغيير و تحول تدريجي در سنتهاي اسلامي سودان، از جنبشهايي كه گرد مردان مقدس و بزرگان مذهبي به وجود ميآمدند به جريان اصلي اسلامگرايي بود كه باعث جذب روشنفكران، دانشجويان و دارندگان مشاغل حرفهاي ميشد. به اين لحاظ اخوان المسلمين را در مقايسه با محافل سنتي صوفيانه و يا موعود گرايي درون گرايانه حزب امت، ميتوان يك جنبش «مدرن» شهري در نظر گرفت. در حالي كه اخوانالمسلمين براي پر كردن خلاء ايدئولوژيك ناشي از سقوط ناصريسم و سوسياليسم پا به عرصه گذاشت، صادق المهدي رهبر تحصيل كرده آكسفورد حزب امت قادر نبود ديدگاه خود از مدرنيسم اسلامي را به طرفدارانش ابلاغ كند.(3) وي توسط نميري كه بر اخوان به عنوان وزنهاي در مقابل مهديون تكيه ميكرد به زندان افكنده شد. در سپتامبر 1983 نميري سرانجام با توسل به ايدئولوژي اخوان المسلمين در سودان جمهوري اسلامي اعلام كرد و به اين وسيله رژيم خود را در هاله مشروعيت بخشي جريان اسلامي كه جهان عرب را فرا ميگرفت قرار داد.
نميري براي تقويت اعتبار اسلامي خود گروه برادران جمهوريخواه (الاخوان الجمهوريين) را سركوب و رهبر آنها محمود محمد طه را در ژانويه 1985 اعدام كرد. طه به خاطر جانبداري از يك تفسير ليبرال از قوانين اسلامي كه در آن آيات وحي شده مكي پيامبر را بر آنهايي كه در مدينه به او وحي شده بود برتري ميداد، به ارتداد متهم شده بود.(4) در حالي كه ميان نميري و اخوان المسلمين نوعي رابطه دشوار برقرار گرديد، اجراي قوانين شرع و اسلامگرايياش، برخي دولتهاي عرب و متحدان غربي وي را از او دور ساخت. اخوان المسلمين نيز از اجراي قوانين شرع و اعمال احكام دقيق آن از سوي نميري خشنود نبودند، و حتي برخي همكاري مشتاقانه حسن الترابي با رژيم را نوعي فرصتطلبي ميدانستند. در مارس 1985 نميري عليه اخوان وارد عمل شد و ظاهراً براي خشنود ساختن مصر و ايالات متحد آمريكا، دويست اسلامگرا را بازداشت كرد.(5) از بدي حادثه، در جريان اقامت نميري در واشنگتن تظاهرات عظيم مردمي در سودان درگرفت و اين باعث شد تا ژنرال عبدالرحمن سوار الذهب در يك اقدام نظامي در چهارم آوريل 1985قدرت را به دست بگيرد.
در انتخابات آوريل 1986، جبهه ناسيوناليست اسلامي ترابي از حزب امت و حزب دمكراتيك وحدت طلب كه يك دولت ائتلافي به نخستوزيري صادق المهدي تشكيل داده بودند، عقب افتاد. در حالي كه رژيم جديد نتوانست اقتصاد رو به وخامت كشور را سروسامان بخشد و به شورش اهالي غيرمسلمان جنوب پايان دهد، حزب ترابي در جبهه مخالف باقي ماند.
در ژوئن 1989 ژنرال عمر حسن البشير طي يك كودتا دولت صادق المهدي را سرنگون كرد و ترابي بزودي به ايدئولوگ ارشد رژيم و حكمران غيررسمي سودان تبديل شد. رژيم جديد تمام احزاب سياسي را ممنوع كرد، مخالفان را به زندان افكند و بازسازي تمام شئون جامعه را بر اساس شريعت آغاز نمود. در 1992 رژيم برخي موفقيتهاي اقتصادي به دست آورد و شورشيان جنوب را مغلوب ساخت، و اين در حالي بود كه به نقض جدي حقوق بشر، از جمله اعمال تصفيههاي قومي عليه بتپرستان غير عرب و قبايل مسيحي متهم ميشد.(6)
جنبش حسن الترابي يك پديده منحصر به فرد در جهان عرب است. ترابي به عنوان يك روشنفكر شهري و تحصيل كرده سوربن و دانشگاه لندن چهره مدرن اسلام گرايي است كه با شيوخ ساده اخوان المسلمين مصر، شوشيان بدوي اخوان عربستان سعودي، يا مجتهدان معمم حزبالله كاملاً تفاوت دارد. حسن الترابي، به عنوان يك شخصيت كاريز ماتيك، خداي سياستهاي قدرت مدارانه است. او دعوت خود را متوجه نخبگان تحصيل كرده ميكند و با توسل به خرد و «اغواي اخلاقي» درصدد اعمال قوانين حجاب براي زنان برميآيد و در همان حال در رابطه با اعمال حدود اسلامي، نظير قطع انگشتان دست كه در دوران نميري شايع بود، ميانهروي در پيش ميگريد. شعار رسمي رژيم كه همان اسلامگرايي جريان اصلي است- درصدد «همگون ساختن» عقيده و عمل اسلامي و مخالف با پراكندگي سنتي اسلام سودان است. از نظر ترابي پس از شكست ايدئولوژيهاي غربي، ناسيوناليسيم و سوسياليسم، خيزش و حركت اسلامگرايي يك امر اجتناب ناپذير بود. او پيشبيني ميكند كه اسلامگرايان در يك دهه آينده قدرت را در اغلب كشورهاي اسلامي، چه بطور صلحآميز و چه بازور به دست خواهند گرفت.
ترابي به عنوان اولين رهبر اخوان المسلمين كه اولين دولت اسلامگراي سني را در اين كشور مستقر كرد، در ميان اسلام گرايان به صورت يك قهرمان – و نوعي مجدد- درآمده است كه تئوري و عمل را بر طبق سنت كلاسيك پادشاه فيلسوف در هم تركيب كرد. ديدگاه قديمي او، كه از اقدامات پيامبر اسلام در مدينه الهام ميگيرد، بر محور مفهوم الفاعليه القطريه دور ميزند. كه لازم ميداند گروههاي اسلامگرا در پي مشاركت سياسي در حكومتهاي غير اسلامي عرب باشند تا به اين وسيله بتوانند به اسلامي كردن آنها دست زده و نهايتاً به وحدت عربي اسلامي هر دو دست يابند.(7) همسايگان عرب سودان – مصر، ليبي، الجزاير و تونس دعوت ترابي را تهديدي مستقيم براي ثبات خود ميدانند . تقويت اخير روابط ايران و سودان كه متكي بر كمكهاي نظامي و اقتصادي ايران ميباشد(8)، اين تهديد را بزرگتر جلوه داده است.
در 1993 به هنگامي كه پنج سوداني به توطئه جهت اعمال تروريستي در نيويورك متهم شدند، رژيم اسلامي سودان هدف انتقاد شديد ايالات متحده آمريكا قرار گرفت. رژيم همچنين متهم شد كه سودانم را به يك ايستگاه ترانزيت تبديل كرده است كه در آن تبعيديان اسلامگرا و جنگجويان افغاني براي انجام اقدامات انقلابي عليه حكومتهاي غير اسلامي آموزش ميبينند.(9)
موفقيت چشمگير ترابي از نظر بسياري از اسلامگرايان نشانه درستي استراتژي سياست گام به گام اخوان المسلمين به عنوان وسيلهاي براي استقرار يك جامعه اسلامي است. با اين وجود يك چنين ديدگاهي تنها تا حدي حقيقت دارد، چون دو اقدام ترابي جهت رسيدن به نظام اسلامي به ناچار به نظاميان تكيه كرد. در واقع، منحصر به فرد بودن موفقيت ترابي در آن است كه او اولين دولت مطلقه اسلامگرا در عصر مدرن را با استفاده از ارتش – دشمن سنتي اسلامگرايي – به عنوان ابزار اصلي اعمال يك حكومت اسلامي بنيان گذاشت.
ادامه دارد ...