اخيراً در برخي رسانه ها شاهد چالشي در مورد چگونگي تصوير سازي از امام بر روي اسكناسهاي جديد الانتشار بوديم. نمي دانيم آيا بايد خشنود باشيم كه در ميان چالشهاي كسل كننده سياسي، بالاخره مسئولان و ارباب رسانه هاي ما به بهانه اي به امام پرداختند يا نه؟
آنها كه زمان امام را درك كرده اند, مي دانند كه تا زماني كه آن ”بزرگ“ در ميان ما ”زنده“ بود, بحثي اگر در مورد وي بود, در مورد ريزه كاريهاي تصويرش بر روي اسكناس نبود. نمي دانيم, شايد تنزل بحث در مورد امام, خود حاكي از ”زنده“ نبودن امام در ميان ما باشد. تا وقتي امام ”زنده“ بود, نه تنها بحثي از ريزه كاريهاي عكس امام بر روي اسكناس در ميان نبود بلكه اساساً خود ايشان نقش بستن عكس خود را بر روي اسكناس منع كرده بودند.
آن روزها شايد هيچ كس از اين ”منع“ تعجب نمي كرد چرا كه بنابر تصويري كه از امام در قلبهاي مردم نقش بسته بود, از امام جز اين انتظاري نداشتند. آنها امام را (معاذ ا...) محمد رضا و رضا شاه نمي ديدند؛ حتي امام براي ايشان چيزي بيش از يك بنيانگذار عرفي نظام سياسي بود. تا اينكه امام ”رفت“ , و مقبره اي باشكوه را پيش رو ديديم كه از خلوص و صفا و ساده زيستي امام نشاني نداشت. نقش بستن عكس امام بر روي اسكناس ها بر خلاف نظر ايشان و به موجب قانوني صورت پذيرفت كه به اصطلاح ”خط امامي ها“ي آن روزگار (همچون آقاي اصغر زاده و ...) پيگير آن بودند. همانها كه بعد ها نشان دادند تا چه حد دلبسته ”رسم“ (و نه اسم) امامند!
امام بر قلبها حكومت مي كرد و پا برهنگان و خار شدگان 2500 سال شاهنشاهي را ”رشيد“ و ”عزيز“ مي طلبيد. در ميانه دهه 60 بود كه روزنامه هاي وقت، آن چنان كه چندان هم غير معقول نبود، به هنگام درج خبري از امام عكس ايشان را نيز در صفحه اول درج مي كردند. همان ايام، امام ضمن سخنراني توفنده اي حتي از درج عكس خود بر صفحه اول روزنامه ها نيز نهي كردند و اظهار داشتند كه به عوض عكس ايشان، عكس يك كارگر يا كشاورز را درج كنند. بگذريم كه فرهنگ ريشه دار شاه طلبي در برخي ها، موجب بي اعتنايي به نهي امام و لذا ادامه همان مشي ديرين شد. آن روزها كه امام ”زنده“ بود و از گفتار و كردار برخي ها ”نرفته“ بود، به عوض خلقيات زشت پمپاژ تصوير يا گفتار شخصيت هاي معنون از بالا، آن هم به طريقه بخشنامه اي و تحكمي، ولايت امام با اختيار و عشق و تعالي طلبي انسان هاي خداجو پذيرفته مي شد.
”زنده“ بودن امام و ”زنده“ بودن عهد خدايي ما با او، به پر كردن اسكناس ها و مسكوكات و در و ديوار از عكس او نيست كه اينها خود گاه لوث كردن ياد او و جايگاه رفيعش در تاريخ ما است. آنقدر ساده انديش نيستيم كه گمان كنيم سياست مداران به سادگي، مشي مألوف خود را فرو مي گذارند، اما به هر تقدير عهد خدايي ما با امام در قلبهاي ما و قلبهاي همه توده هاي مستضعف و تعالي طلب زنده است.