نماز، بزرگترين دستور الهي براي رسيدن انسان مومن به معراج سعادت و سازندهترين اعمال در پيشگاه پروردگار است.
اهميت و ارزش نماز تا حدي است كه در قرآن ۴۶بار باتعابير مختلف از آن سخن به ميان آمده است.
تمامي اولياي خدا حرمت نماز را به بهترين وجه حفظ كرده و آن را با كيفيت بسيار عالي اقامه ميكردند و پس از معرفت به خدا و اصول اعتقادات، بر همه چيز او را مقدم ميداشتند.
امام حسين (ع) عبد صالح خدا، تجسم عيني آيات الهي و عارفي كامل بود كه همانند پدر و جدش به نماز بسيار اهميت ميداد.
در زيارت نامههاي متعدد آن حضرت كهاز امام صادق(ع) و امامكاظم(ع) نقل شده اين جمله آمده: "گواهي ميدهم كه تو نماز را برپا ساختي. "
آن حضرت در ماجراي كربلا، در همه جا نماز را با جماعت خواند و چهره ملكوتي نماز و شكوه آن را در همه فراز و نشيبها به نمايش گذاشت.
آوردهاند كه او در كربلا نزديك شب عاشورا، حتي به خاطر نماز از دشمن مهلت خواست و شب عاشورا تا صبح با فرزندان، برادران و يارانش مشغول نماز و مناجات بود.
صداي زمزمه و ناله آنهاهمانند آواي بال زنبور عسل شنيده ميشد، بعضي در ركوع، برخي در سجده، جمعي در حال ايستاده و گروهي نشسته، عبادت ميكردند.
همين سوز و گداز آنها چنان دشمن را تحت تاثير قرار داد كه ۳۲نفر از آنها همان شب به لشگر امام حسين(ع) پيوستند.
امام حسين(ع) هنگام درگيري شديد روز عاشورا، با ياران اندكش نماز ظهر را به جماعت اقامه نمود.
از "مصعب زبيري" روايت شده كه گفت: "حسين (ع) با فضيلت و متمسك به دين بود و نماز و روزه و حج او بسيار بود. "
"عقاد" نيز گويد: علاوه بر نمازهاي پنجگانه نمازهاي ديگر بهجاي ميآورد و علاوه بر روزه ماه رمضان در ماههاي ديگر هم روزهايي را روزه ميگرفت و در هيچ سال حج خانه خدا از او فوت نشد مگر آن كه ناچار به ترك شده باشد.
در مقتل الشمس پيرامون نماز امام حمسين (ع) آمده است: "در عصر روز تاسوعا وقتي دشمن تصميم گرفت حمله بر لشگريان امام حسين (ع) را آغاز كند، ايشان به برادرش اباالفضل(ع) فرمود: به سوي آنان برو و اگر ميتواني كار را به فردا واگذار، تا امشب را به نماز و نيايش و طلب آمرزش از او سپري كنيم، خدا ميداند كه من نماز، تلاوت قرآن، بسياري دعا و درخواست آمرزش را دوست دارم. "
درجاي ديگر از مقتلالشمس آمده است: "ابوثمامه عمر و بن عبدالله صائدي" چون قتل پي درپي ياران را ديد، به حسين(ع) عرض كرد: ياابا عبدالله فدايت شوم! اين لشگر به تو نزديك شدهاند، اما تا ما كشته نشويم تو را نكشند، من دوست دارم و اگر خدا بخواهد نماز را كه اينك وقت آن رسيده است برپاي دارم و آن گاه نزد خدا روم.
حسين (ع) فرمود: نماز را يادآور شدي، خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد، آري اول وقت است. از اينان بخواهيد ازما دست بردارند تانماز بخوانيم.
چون اين پيام به دشمن رسيد، حصين بن تميم گفت: نماز شما قبول نيست حبيب بن مظاهر پاسخ داد: به گمان تو نماز خاندان پيامبر قبول نيست؟ ولي نماز ميخوارهاي چون تو قبول است؟
امام (ع) به زهيربن قين و سعيد بن عبدالله حنفي دستور داد، از هجوم دشمن پيشگيري كنند، سپس آن حضرت نماز ظهر را با نيمي از يارانش به پاداشت و چون در محاصره دشمن بود نماز خوف بهجا آورد.
گفتهاند سعيدبن عبدالله حنفي، جلوي حسين(ع)ايستاد و خود را هدف تيرهاي دشمن قرار داد او پيوسته از امام نگاهباني ميكرد به گونهاي كه حسين(ع) به هر سو كه ميگرديد او پيش رويش خويشتن را سپر ميساخت تا هنگامي كه بر اثر تيرهاي بسيار توانش را از دست داد و بر زمين افتاد و در اين حال ميگفت:
پروردگارا! لعنت عاد و ثمود را بر آنها بفرست و پيامبرت را از جانب من سلام برسان و آنچه از درد و زخم را كه به من رسيده است، به او ابلاغ كن، كه من در ياري فرزند دختر پيامبرت تنها پاداش تو را خواهانم.
امام حسين (ع) در روز عاشورا هنگام آخرين وداع با اهل بيت (ع)خطاب به خواهرش زينب (ع) فرمود: "خواهرم! مرا در نماز نافله شب فراموش مكن!" پيوند امام حسين (ع) با عبادت و نماز يكي از درسهاي آموزنده نهضت سالار شهيدان است بهگونهاي كه ظهر خونين عاشورا، براي هميشه، همراه باكلمه نوراني "نماز" در خاطر تاريخ مانده است.