چند ماه گذشته با اين حرف ها به پايان رسيد كه پس از سال ها خشونت كه در تمامى روزها شاهد آن بوديم، سرانجام شهروندان عراقى شاهد كاهش نسبى خشونت ها در شهرهاى مختلف اين كشور شدند.
اين امر نشان مى دهد كه عمليات بمباران مواضع سلفى ها در ژوئن گذشته به نظر حداقل در كوتاه مدت نتايج مثبتى به دنبال داشته است و اكنون اين اميد در نزد مردم عراق به وجود آمده است كه اين روند همچنان ادامه داشته باشد اما اين نگرانى نيز وجود دارد كه در صورت استقرار مجدد نيروهاى ديگر آمريكايى در چند ماه آينده اين آرامش دستخوش تغييراتى شود و در صورت تحقق اين امر اين احتمال وجود دارد كه دولت مركزى عراق و نيروهاى امنيتى آن نتوانند به طور مؤثر در برابر ناآرامى هاى اين كشور نقش خود را ايفا كنند.
با اين حال شايد توجه به درس هايى كه ستاد ارتش آمريكا در عمليات هاى خود در عراق گرفته است در ادامه روند آرامش نسبى به وجود آمده و جلوگيرى از درگيرى هاى تازه در اين كشور بسيار تعيين كننده باشد.
روزنامه نيويورك تايمز در ماه نوامبر گذشته فاش كرد كه واشنگتن رؤساى قبايلى كه در مرزهاى شمالى پاكستان قرار دارند را مسلح كرده است تا براى خود متحدانى را براى مبارزه با القاعده و طالبان دست و پا كند. پس از اين اقدامات، كاخ سفيد تصميم گرفت تا اين سناريو را در عراق نيز به اجرا در آورد و گروه هايى را در اين كشور به عنوان متحدان هر چند ضعيف خود انتخاب كرده و آنان را براى سركوب تشكيلات جهادى و قيام هاى ضدآمريكايى مسلح نمايد.
هم اكنون اين گروه ها كه آمريكا آنان را به طور منظم از لحاظ لجستيكى و مالى تأمين مى كند به عنوان اصلى ترين مخاطبان واشنگتن در عراق و چرخ دنده هاى دستگاه استراتژى كاخ سفيد در اين كشور به شمار مى آيند. در آخرين مورد مشاهده شده نيروهاى امنيتى عراق و اعضاى يكى از قبايل استان زيقار توانستند گروهى را كه اقدام به عمليات هاى خشونت بار در جنوب عراق مى كرد، از بين ببرند.
اما هنوز به درستى مشخص نيست كه آيا اين قبايل توسط نيروهاى عراقى تجهيز و مسلح مى شوند يا توسط نيروهاى آمريكايى. هر چند پاسخ مثبت يا منفى به اين سؤال در اصل هيچ چيزى را تغيير نمى دهد.
اما اين سكه روى ديگرى هم دارد و آن اين است كه هنوز هم مى توان سؤالاتى درباره ارزش و اعتبار چنين انتخاب هايى مطرح كرد. اوضاع عراق، مشكلات مناطق نگران كننده و وجود دو نوع گرايش را به خوبى نشان مى دهد. از يك سو برخى اقليت هاى (عوامل سنى) متحد با فرماندهى نظامى آمريكا هنوز با اين امر كه به عنوان نماينده تمامى اين اقليت موجود در خاك عراق مطرح شوند يا اين كه به مجموعه آنان بپيوندند، فاصله بسيار زيادى دارند.
از سوى ديگر موضوع پيوستن اين افراد به ارتش عراق باعث ترديدهاى فراوانى از جانب برخى تشكيلات مهم عراقى از جمله مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق شده است. بدين ترتيب تنها چند قبيله آن هم به صورت پراكنده در حال حاضر احتمال دارد بتوانند به صورت رسمى به ارتش عراق ملحق شوند آنهم به شرطى كه بتوانند استقلال تصميم گيرى خود را به اثبات برسانند. بدين ترتيب مشاهده مى شود تلاش هاى فراوانى صورت مى گيرد تا همواره اختلافات قومى و مذهبى در عراق افزايش يابد تا هر يك از اقوام و مذاهب اين كشور نتوانند در وحدت ملى عراق نقش داشته باشند. در اين شرايط زمان آن فرا رسيده است تا براى مبارزه با تروريسم براى ثبات و امنيت خاورميانه و ساير مناطق جهان راهبردهايى را براى آينده نيز اتخاذ كرد؛ آينده اى كه بسيار نگران كننده مى نمايد.
با اين اوصاف اين خطر وجود دارد كه مسلح نمودن برخى اقليت ها در عراق در حالى كه ساير مناطق در آرامش نسبى به سر مى برند خالى از خطر نباشد. بدين ترتيب اجراى احتمالى چنين سناريويى در پاكستان، افغانستان يا حتى عربستان سعودى و اردن اين تضمين را نخواهد داد كه باعث انسجام اين كشورها و امنيت نيروهاى آمريكايى در آنها شود. زيرا هنوز زمان زيادى از حوادث يازده سپتامبر ۲۰۰۱ نگذشته است كه در آن خود آمريكا از ناحيه عناصرى برخاسته از تشكيلات مورد حمايت كاخ سفيد در سال هاى۸۰ مورد حمله قرار گرفت. تشكيلاتى به نام القاعده كه سال ها در افغانستان از پشتيبانى تسليحاتى واشنگتن بهره مند شدند. اما تفاوت در اين است كه آن زمان اولويت، مبارزه عليه كمونيسم بود اما امروزه اين مبارزه با اسلامگرايى صورت مى گيرد. اما اين احتمال وجود دارد كه مداواى اين بيمارى به شيوه اى كه آمريكا در پيش گرفته است عوارضى را نيز به دنبال داشته باشد كه بسيار بدتر از خود اين بيمارى باشد. تحولات موجود در خاورميانه به اصطلاح بزرگ در واقع تحولاتى بسيار پيچيده است و على رغم تلاش آمريكا براى تسلط بر منطقه و آرامش هاى نسبى ظاهرى همانند آتش زير خاكستر مى نمايد.
با اين حال ارزيابى تحولات عراق براى آمريكا و جانشين بوش كه در اواخر دوران رياست جمهورى خود به سر مى برد بسيار حائز اهميت است و در نهايت اين كه جانشين بوش در پايان سال ۲۰۰۸ تمامى اين حوادث پيش بينى نشده را مجبور خواهد بود به ارث ببرد.