برخي كه هدف و كاركرد اديان را سامان دادن به زندگي دنيوي مردمان و سعادت اخروي آنان معرفي مينمايند، نتيجه ميگيرند آنجا كه بين دين و دنيا و حفظ جان و مال تعارضي رخ دهد -با ذكراهميت حفظ جان و توصيه به تقيه- بايد بر حفظ جان تأكيد كرد و حكم به تعطيلي فرائض داد. در اصل اين حكم تعميم شرايط برخي احكام و تبديل آن به يك اصل كلي است. در حاليكه آيات و احاديثي كه مسلمين را به بهانه حفظ جان فرائض را ترك مينمايند، سرزنش ميكند بسيار است. واقعه عاشورا شاهد عملي روشني در اين رابطه است. امام حسين(ع) هدف حركت خود را »طلب اصلاح امت« بيان ميكند و در اين راه هم از فدا كردن هيچ چيز واهمه ندارد. حتي اگر حر با درخواست امام مبني بر بازگشت به مدينه و يا تغيير مسير حركت كاروان موافقت مينمود امام حسين(ع) هرگز از قيام منصرف نميشد و علت حركت امام (ع) را نبايد دعوت كوفيان دانست، كه بنا بر اسناد تاريخي امام قبل از مرگ معاويه در تدارك مبارزه با حكومت يزيد بودند و نامه كوفيان صرفاً مسير حركت كاروان امام را معين نمود و حفظ جان مانع از قيام سيدالشهداء نميشود.
چنانكه امام خميني(ره) فرمود: در مهام امور تقيه نيست...اگر مسئلهاي مربوط به اساس و كيان اسلام شود، در آن مورد صحبت از تقيه درميان نيست. در اينگونه مسائل تقيه حرام است و لو بلغ ما بلغ، يعني كار به هر جا بينجامد، ولو هزاران نفر كشته شوند، نبايد تقيه كرد، چون اساس اسلام در خطر است.
هدف بشر از زندگي، عبوديت است و آن گاه كه اين هدف به مخاطره افتد بايد تمام امكانات و داشتهها را به كار بست تا شرايط عبوديت فراهم شود، حتي اگر زندگي دنيوي انسانها به خطر بيفتد، زيرا دنيايي اين چنين حتي شايسته تنفس نيست.
برخي با شعار «حسين براي همه!»، «عاشورا را سياسي نكنيد!» ماهيت عاشورا را تحريف ميكنند و يك دين صريح دشمنتراش كه حب و بغض در آن به وضوح مشاهده ميشود را به يك دين بدون دافعه و مدافعه و كليت بيضرر بيدشمن تبديل ميكنند. آري! عاشورا ماهيت سياسي دارد، عاشورا يك واقعه نوستالژيك اساطيري نيست. اين حادثه با مذهبياني كه براي دينشان هيچ چيز را فدا نميكنند، به مقابله برميخيزد. عاشورا براي كساني نيست كه عقايد و ايدئولوژيهايشان را مثل لباسزير تعويض ميكنند. اين يك تحريف آشكار است كه عاشورا را هم به يكي از مناسك مذهبي بيطرف تبديل مينمايد.
نميتوان ديندار بود و براي دين هيچ مشقتي متحمل نشد. دين فاقد اثر سياسي-اجتماعي ديگر دين نيست. و لو اضَرَّت الصلاه سائِر ما يعلمون باموالهم و ابدانهم و لرفضوها كما رفضو أتَمَّ الفرائض و اشرفها؛ اگر زماني شرايطي پيش آيد كه نماز خواندن هم موجب بروز مشكلي براي مالها و بدنهايشان شود، نماز را ترك ميكنند.(1)
تصور ديني كه تزاحمي با منافع افراد نداشته باشد مطابق طبع كساني است كه به راحتطلبي خو كردهاند. اختلاف معاويه و علي(ع) در چه بود كه حضرت در مدت كوتاه 4 سال حكومت خود درگير جنگ داخلي بود؟!
امروز در جامعه اسلامي هم هستند كساني كه با جرأت اعلام ميدارند كه احكام اسلام نه تنها مخالف با موازين حقوق بشر است(!) بلكه حتي مغاير با اصول اخلاقي و انساني(!!) نيز ميباشد. بسيارند كساني
كه در مقابل فشارهاي خارجي حكم به تسليم ميدهند و عجيب آن كه از حركت امام حسين(ع) شاهد ميآورند.
در اسلام ناب و انقلابي كه حضرت امام(ره) به آن معتقد بودند سلمان رشدي به اعدام محكوم است، اسلامي كه در صدد خشكاندن ريشههاي امپرياليسم، صهيونيسم و كمونيسم در جهان است و از عداوتها نميهراسد. اين خط امام است كه با تساهل و تسامح و لبخند به دشمنان جمع نميشود.
پينوشت:
1.اصول كافي/ امام محمد باقر(ع).