در نوآوريهاي جديد فني، اعم از ارتباطات، امور نظامي، حمل و نقل، اتوماسيون و نيز در همكاريهاي چندمليتي، كامپيوترها نقشي اساسي ايفا ميكنند.
به دليل اين عموميت كاربرد و فراگير بودن، از زمان اختراع الكتريسته تاكنون، كامپيوترها بيشتر از هر تكنولوژي ديگري ستوده شدهاند. آموزگاران، مديران، شركتها، كانديداهاي رياست جمهوري، آيندهگرايان و رسانهها، همگي به صورت واحد، زبان به ستايش كامپيوتر گشودهاند.
تكنولوژي كامپيوتر ما را به گونهاي سراسيمه و عجولانه به موجوديتي كاملاً جديد سوق داده؛ موجوديتي كه به صورت پايدار و دائمي، حيات ما و حيات فرزندان و نوادگان ما را تحت تأثير خود قرار خواهد داد. اين تكنولوي، تأثيرات عميق و سريعي را بر روي سياره ما خواهد گذاشت، در حالي كه هنوز هيچ بحث جديد و معنيدار و هيچ تجزيه و تحليلي منتقدانه و جدي در مورد نتايج اين تأثيرات صورت نگرفته است. مثل هميشه، اين سودجويان هستند كه مجاز به ارائه شاخصهاي درك و فهم ما از مسائل هستند!
تنها در سال 1988، صنعت ريز كامپيوتر، بيش از 1 ميليارد دلار صرف تبليغات (بيشتر در تلويزيون) نمود. كافي است امشب تلويزيون خود را تماشا كنيد تا به كرات به شما گفته شود كه نه شما، نه شغل شما و نه فرزند شما در آينده بدون كامپيوترها قادر به ادامهي حيات نخواهيد بود. اين پيامها از طرف صنعت ريز كامپيوتر، مكمل پيامهاي مشابهي از ديگر صنايع در ستايش از كامپيوترها است. صنايع خودرو، شاخصههاي كامپيوتري محصولات خود را ترقي ميدهند. آگهيهاي ارتش براي استخدام سرباز، استفاده از تكنولوژي پيشرفته را جار ميزنند: «تكنولوژي پيشرفته در حال تصرف جهان است / يا با آن همراه شويد و يا عقبمانده بمانيد / به ارتش ملحق شويد / تو ميتواني آن چه باشي كه لياقتش را داري».
و اگر هم كسي موفق به دريافت پيام تكنولوژي پيشرفته از طريق آگهيها نشد، تصاوير خبري تلويزيون از جنگ عراق ـ آمريكا، هيچ شكي را در مورد جادو و عظمت صنعت اسلحهسازي كامپيوتري باقي نميگذارد.
ساعتها، تلفنها، تجهيزات صوتي و انواع مختلف ابزار و دستگاهها، به سيستم ديجيتالي خود ميبالند. حتي طرفداران محيط زيست نيز نتوانستهاند ترديد هميشگي را در مورد ادعاهاي شركتها كه ميگويند كامپيوترها براي محيط زيست بيضررند، برطرف كنند.
و نويسندگان! فكر ميكنم بايد بارها از من سوال شده باشد كه چگونه ميتوانم كامپيوترها را نفي كنم در حالي كه براي نويسندگان بسيار سودمندند. كامپيوترها باعث صرفهجويي در زمان و كار ميشوند، اطلاعات را مرتب ميكنند، املاي آنها را تصحيح ميكنند، دوبارهنويسي ميكنند و همچنين ميتوان با بازيهاي سرگرمكننده و جالب آنها ساعتها سرگرم شد؛ ولي آيا واقعاً اين خصوصيات، موضوع اصلي هستند؟
متأسفانه، سوال اساسي در مورد كامپيوترها اين نيست كه آيا آنها به خوبي به شما يا سازمان و يا تجارت شما خدمت ميكنند يا خير. ما بايد از اين نظر به كامپيوترها نگاه كنيم كه در مجموع چگونه بر طبيعت، اجتماع و زندگي ما اثر ميگذارند. براي اين كه بفهميم كامپيوترها سودمند هستند يا مضر، بايد تمامي ابعاد تأثيرات آنها را مورد بررسي قرار داده و همهي اين ابعاد را به صورت يك تصوير واحد درآوريم تا بتوانيم به درستي قضاوت كنيم.
اين نوشتار، تلاشي است براي تجزيه و تحليلي همه جانبه و كامل در مورد كامپيوترها كه به 7 بخش دستهبندي شده است: 1ـ آلودگي و سلامتي، 2ـ اشتغال، 3ـ تحول مفهومي و مقداري، 4ـ نظارت و مراقبت، 5ـ ميزان بالا رفتن سرعت، 6ـ تمركز، 7ـ جنگاوري كامپيوتري
1ـ آلودگي و سلامتي
صنعت ميكروالكترونيك از زمان به وجود آمدن، به عنوان صنعتي تلقي شده كه از صنايع سنگين قديمي، بهتر و تميزتر است. شايد اين خوشنامي و اعتبار براي صنعت ميكروالكتروني، به علت طراحي ظريف خود كامپيوترها باشد. شايد هم به اين علت است كه محصول اوليه اين صنعت، به جاي اينكه توربين و بلبرينگ باشد، اطلاعات است. يا شايد همان گونه كه دوست من «الن ويز» از موزه اسطورهشناسي مدرن عقيده دارد، اين «سكوت» كامپيوترهاست كه چنين تصوير پاك و منزهي را برايشان فراهم كرده است. الن ميگويد: «به نظر ميرسد همه چيز به صورت جادويي اتفاق ميافتد، هيچ چيزي متحرك نيست».
به هر صورت، كامپيوترها شايسته اين اعتبار نيستند. كامپيوترها آن «غذاي سبك و رايگاني» نيستند كه انتظار ميرفت. تهديد سلامتي و بهداشت و مشكلات زيست محيطي در جوامعي كه كامپيوترها در آن ساخته ميشوند، در ميان كارگراني كه آنها را ميسازند و در ميان مردمي كه در مشاغل خود از آنها استفاده ميكنند، مشهود است. در توليد و ساخت كامپيوتر، ميليونها گالن اسيد و حلال توليد ميشود كه در پايان مراحل توليد به صورت زبالههاي سمي دور ريخته ميشوند. در جوامعي كه كامپيوترها در آن ساخته ميشوند، مشكلات بسيار جديدي به وجود آمده است. براي مثال در منطقهي سيلكين كاليفرنيا مقادير انبوهي از تري كلرواتيلين (يك حلال كه EPA [سازمان حفاظت از محيط زيست] آن را سرطانزا اعلام كرده) به داخل آب آشاميدني نفوذ كرده است. از سوي ديگر، سازندگان كامپيوتر، در حالي كه خود را مقصر و خطاكار نميدانند، كاميونهاي پر از بطريهاي محتوي اين آبها را در اين جوامع توزيع ميكنند. سازمان حفاظت از محيط زيست، 80 محل مشابه را شناسايي كرده كه فاضلاب شيميايي به داخل رودخانهها ميريزند و همهي آنها مربوط به ساخت كامپيوتر بوده اند و انتظار دارند كه اين ميزان بالاتر هم برود.
جوامع شهركنشين و حومهنشيني كه در معرض زبالههاي سمي بودهاند، توانستهاند مشكل را تا حدي كاهش دهند، اما كارگراني كه در كار ساخت كامپيوترها هستند و آنهايي كه از نظر سلامتي مشكل دارند، كمتر توانستهاند با اين مشكلات مقابله كنند. علت اين است كه بيشتر كارگران كارخانههاي كامپيوترسازي، عضو اتحاديه كارگري نيستند و بسياري از آنها نيز زباني غير از انگليسي دارند و يا فاقد ويزا و مدارك قانوني هستند. به اين دليل قادر نيستند به راحتي جريان را با مديريت كارخانه و يا مطبوعات در ميان بگذارند. به هر حال، اخيراً كارگران موفق شدهاند به وسيله تبليغات، ميزان بالاي اختلالا بدني در حال تكثير مانند ريزش مو، آسم مزمن و ديگر امراض كه به نظر ميرسد در نتيجهي تماس با مواد شيميايي سمي و گازهايي كه در هنگام ساخت كامپيوتر متصاعد ميشود، به وجود آمدهاند را به گوش ديگران برسانند.
بنا بر گفتههاي «تد اسميت» عضو «اتحاديه مبارزه با زبالههاي سمي سيليكن ولي»، كارگران و مردم عادي در معرض كشندهترين مواد شيميايي قرار دارند كه تاكنون توليد شده است. دكتر «جوزف لادن»، رئيس بخش پزشكي زيست محيطي و اشتغال در دانشگاه كاليفرنيا ـ سانفرانسيسكو گفته است: «در صنعت كامپيوتر، ميزان امراض ناشي از شغل و حرفه، 3 برابر ديگر صنايع كارخانهاي است». بسياري از شركتها در پاسخ به اين سخنان و اظهارنظرها، كارخانههاي خود را به خارج از كشور يعني كره و جنوب شرق آسيا منتقل كردهاند؛ جايي كه كارگران كم اطلاعترند و حقوق كمتري نيز ميخواهند، احتمالاً مهمترين مشكلاتي كه متوجه سلامتي است و به كامپيوترها ارتباط دارد، در مورد استفاده از آنها در محل كار و منزل است. اگر بدگمانيهاي روزافزون درباره تأثيرات كامپيوترهاي شخصي بر روي سلامت افراد تأييد شود، دهها ميليون نفر از مردم تحت تأثير قرار خواهند گرفت و ميزان ورود سازمان يافته و بياندازهي كامپيوترها به همه زواياي زندگي شخص و مراكز اقتصادي آمريكا، به ميزان قابل توجهي كاهش خواهد يافت.
گزارشهاي پزشكي فراواني در طي سالها در پي شكاياتي مانند خستگي مفرط، صدمه ديدن چشمها، ميگرن، آب مرواريد و در ميان زنان بارداري كه از VDTها (نوعي نمايشگر كامپيوتري) استفاده ميكنند، سقط جنين، زايمانهاي ناقص، زايمانهاي زود رَس و مرگ در دوران طفوليت، ضبط شده است. پيشتر كسي تصور نميكرد كامپيوترها بتوانند چنين تأثيراتي داشته باشند. در هر صورت، تحقيقات اخير بر روي پرتوهاي مربوط به كامپيوتر متمركز شده است. VDTها (نمايشگر كامپيوتري) مقاديري از پرتوهاي الكترومغناطيس را توليد ميكنند. از اشعه X، اشعه ماوراء بنفش و مادون قرمز گرفته تا امواج راديويي با تناوبهاي متفاوت (VLF, ELF,LF).
زماني تصور ميشد كه اين امواج با طول كم، زياني به انسان نميرسانند، اما هم اكنون ثابت شده است كه انسانها بيش از آن چه در گذشته انتظار ميرفت، نسبت به همه نوع پرتو و اشعه، حساس و آسيبپذير هستند و روز به روز اين آسيبپذيري بيشتر ميشود.
در ضمن، من ميگويم: اين عقيده كه كامپيوترها از ديگر محصولات صنعتي تميزتر هستند، عقيدهاي اشتباه و خطرناك است. شهر سانفرانسيسكو با ايجاد حداقل استانداردهايي براي استفاده سالمتر از VDT ها در محلهاي كار، اين حقيقت را كه كامپيوترها مضر هستند، تصديق كرده است. اميد است كه ديگران نيز قوانين جامعتري در اين مورد اعمال نمايند، اما با وجود همهي اين استانداردها، اگر من يك زن بودم و قصد بچهدار شدن داشتم، در يك ترمينال (پايانه) كامپيوتري مشغول به كار نميشدم.
2ـ اشتغال
در نمايشگاه جهاني كه در سال 1940 برگزار شد، صنعت آمريكا متعهد شد كه كامپيوترها و اتوماسيون، كار و زحمت طاقتفرسا را حذف خواهند كرد و بنابراين ما با خاطري آسوده ميتوانيم اهداف بلندتري را تعقيب كنيم. در اين نمايشگاه صنعت آمريكا اعلام داشت: كامپيوترها مشاغل جديد و انواع جديدي از صنعت را ايجاد كرده و باري را كه بر دوش كارمندان ادارات است، سبك ميكنند. در حقيقت، اين ادعاها شگردهاي تبليغاتي مناسب انجمنهاي عمومي آن زمان بودند. آنچه نتيجهي اصلي اتوماسيون و كامپيوتري شدن است، حذف موقعيتهاي شغلي است كه انسانها را در صنفهاي طويل بيكاران قرار ميدهد.
منظره رؤيايي از يك جامعهي بدون كار و زحمت كه در آن انسانها در آسايش و راحتي هستند و ماشينها بيشتر كارها را انجام ميدهند، تنها در صورتي قابل تحقق است كه كارگران هم در سودهاي اقتصادي كه از اتوماسيون و كامپيوتري شدن به دست ميآيد، سهيم باشند. براي وقوع چنين وضعيتي، نياز به يك انقلاب خواهد بود. زيرا در جامعهي سرمايهداري، سودها و منافع به طريق نابرابر در ميان صاحبان ماشينها تقسيم ميشود. كامپيوترها به سرمايهداران و صاحبان ماشينها امكان ميدهند تا مقدار كار مشابهي را كه توسط انسانها انجام ميشود و نياز به دستمزد بالا، ايمني كار و بيمهي سلامتي دارد، توسط آنها انجام دهند. به گفتهي «جك ادلسون» يكي از دوستانم كه يك واحد تجاري را ادراه ميكند: «بدترين چيز در رابطه با كامپيوترها اين است كه طبقهي متوسط اجتماع را حذف ميكنند. كارگران فني و نيمه فني، جاي خود را به روباتها ميدهند. آنها ديگر نميتوانند براي خود خانه بخرند. ما به سمتي پيش ميرويم كه كشوري داشته باشيم با مردمي ثروتمند و در مقابل، تعداد زيادي از مردمان فقير. صنعت بزرگ و عظيم ماشيني ميگويد: اتوماسيون ايجاد اشتغال ميكند، ولي اين حرف ياوه و بيمعني است. شغلهاي جديدي به وجود آمده اما اين مشاغل، مشاغلي پست همچون كار در مك دونالد با حداقل حقوق است».
اين مسأله كه كامپيوترها كار كارمندان ادارت را ساده ميكنند، مسأله واضح و روشني نيست. كامپيوترها كار مديران را سبك كردهاند، زيرا تكنولوژي به نوعي نظارت بر انجام كار را تسهيل ميكند و در حقيقت، نظارت شخصي را غيرضروري ميسازد.
يكي از دوستان پسرم «كاي»، اپراتور اطلاعات 411 شركت «پاسيفيك بل» است. او دربارهي يكي از تجربيات خود به من گفت: «كامپيوتر ميداند، من چه قدر زمان براي هر مكالمه صرف كردهام، اطلاع دارد كه من قادر به پاسخگويي به چند تماس در هر ساعت هستم، چه قدر زمان صرف استراحت ميكنم و او ميداند كه من دقيقاً در چه زماني محل كار را ترك ميكنم. ميزان هر مكالمهي من به صورت ميانگين بايد كمتر از 18 ثانيه باشد و موظفم مقدار معيني تماس در روز داشته باشم. هر كاري كه من انجام بدهم، توسط كامپيوتر به مدير من گزارش ميشود و اگر برخلاف مقدار باشد، اخطار تعيين شده كتبي دريافت ميكنم. من به ندرت شخص مدير را ميبينم. من اجازه ندارم كه حتي 1 دقيقه دير سر كار خود حاضر شوم و حتي زمان بيشتر از 15 دقيقه براي خوردن قهوه صرف كنم. اينها همه يك تنش و فشار است. من و كامپيوتر تمام روز با هم هستيم. بايد به شما بگويم، وقتي كه روز تمام ميشود، من كاملاً انرژي خود را از دست داده ام. كار كردن با كامپيوترها، مثل كار در معدن زغال سنگ در قرن 19 است».
«ديانا روس»، كه مدير تحقيقات «انجمن ملي زنان كارگر» است، به من گفت: «از زمان ورود كامپيوتر به كار اداري، طرح و شكل مشاغل براي منشيها به صورت منفي تغيير يافته است. وظيفهي تايپ كردن سادهتر شده است ولي كارمندان در بسياري موارد از اين ماشينها نفرت دارند… براي اولين بار، منشيها مجبورند با مقادير توليد سروكار داشته باشند. چگونگي كيفيت انجام كار بسيار سختگيرانهتر ارزيابي ميشود. در گذشته، يك كارمند اداره از نظر تواناييهاي انسانياش نيز ارزيابي ميشد، اما امروز به سختي تفاوتي ميان كارمندان مختلف و نوع كار آنان در ادارات مشاهده ميشود. مشاغل بدون آينده و ترقي هستند و به علت حذف ارتباطات انساني در مشاغل، امنيت شغلي نيز كمتر شده است. بعضي از مردم، كار در ادارات را به خط مونتاژ مكانيكي كارخانه تشبيه ميكنند».
منبع: فصلي از كتاب «in the absence of the sacred»