باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 17 مهر 1387 كاربران برخط 262 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جهاد در لباس اسارت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حميد - صفاركيش

منبع: روزنامه - اعتماد ملی

 
 

به‌عنوان اسيري رفت از اين سرزمين اما عزيز فاطمه با مركب اجلا‌ل مي‌آيد دم جانسوز عاشورا و روز اربعين اي دل فراموشي ندارد هرچه ماه و سال مي‌آيد

ماجراي ظاهري عاشورا و شهادت حضرت حسين(ع) و 72 تن از يارانش خاتمه يافت. اين درواقع پايان رسالت اباعبدالله بود و آغاز رسالت بسيار سخت امام سجاد. او تنها بازمانده خاندان علي و فاطمه و تنها يادگار حسين به همراه زينب قافله سالا‌ر عشق كه بار سنگين نهضت عاشورا را برعهده داشتند و پيام‌رسانان انقلا‌ب حسين بودند كه مي‌بايست فرياد مظلوميت و اعتراض شهداي كربلا‌را به گوش مردم آن روزگار مي‌رساندند. چه‌بسا اگر رسالت و همراهي آنان با اسيران نبود، واقعه كربلا‌ به فراموشي سپرده مي‌شد و خون شهدا پايمال مي‌گشت. هرچه بود، دوران اسارت به سرآمد رنج‌ها بسيار بودند، ولي بازده آن هم بسيار. دستگاه بني‌اميه به‌لحاظ سياسي، مرتكب اشتباه بزرگي شده بود، اسارت آل الله خطا بود، چرا كه:

اولا‌ اينها اسيران عادي در جنگ‌ها نبودند، بلكه مبلغاني بزرگ، سخنوراني دانا و حكيم و نكته‌داناني قوي بودند كه در هر كجا سخن مي‌گفتند، محشري به پا مي‌كردند، مردم را برآشفته و آماده حركت عليه حاكم جور مي‌كردند.

ثانيا شيوه برخورد خصم با اسيران به‌گونه‌اي بود كه عاطفه مردم را برانگيخت و احساساتشان را جريحه‌دار كرد. خصم خواستار قدرت‌نمايي بود، اما ديدار از اسيران دل‌هايي را شكست و اشك‌هايي را سرازير كرد كه به هيچ وجه به‌نفع بني‌اميه نبود.

ثالثا دل‌هاي بسياري از مردم مالا‌مال از عشق اهل بيت بود. اگرچه جرات ابراز آن را نداشتند، ولي اين بي‌حرمتي‌ها به فرزندان زهرا(س) باعث شد مردم جسارت و جرات پيدا كرده و عليه ظلم بني اميه شورانده شوند.

رابعا بسياري از آنها كه بر اثر اختناق و تبليغات مسموم هنوز درباره مفاسد بني‌اميه و خشونت آنها بر خاندان نبوت ترديد داشتند، اينك در وضع و شرايط عيني قرار گرفتند و پرده‌دري‌ها و بي‌حرمتي‌هاي آنان را به اسلا‌م و پاكان دريافتند و اين خود مقدمه كينه‌پروري‌ها و انتقام‌جويي‌هاي بعدي شدكه نهضت توابين و قيام مختار و حوادث مهم مكه و مدينه را عليه امويان منعقد ساخت.

چون مردم شام بر شهادت اباعبدالله الحسين و مظلوميت اهل بيت او از ظلم يزيد آگاه شدند، آثار كراهت و مصيبت از ديدار ايشان ظاهر گرديد. يزيد هم چون به اين تنفر پي برده بود، مي‌خواست دستور و فرمان كشتن حسين(ع) را به گردن پسر مرجانه گذاشته و نيز با اهل بيت بناي رفق و مدارا نهاد و به دنبال آن بود كه جراحات ايشان را التيام دهد، روزي به امام سجاد(ع) روي كرد و گفت: هرچه مي‌خواهي از ما بخواه كه من پشيمانم. حضرت فرمود:

حاجت اول من آنكه سر سيد و مولا‌ي من پدرم را به من دهي تا او را زيارت كنم و از او توشه‌اي بردارم و وداع بازپسين گويم.

دوم آنكه حكم كني تا هرچه از ما به غارت بردند، برگردانند.

سوم اگر قصد قتل مرا داري، شخصي امين همراه اهل بيت رسول خدا(ص) روانه كني تا ايشان را به حرم جدشان برساند.

يزيد گفت: اما ديدار سر پدر هرگز براي تو ميسر نخواهد شد.

از كشتن تو نيز گذشتم و زنان را جز تو كسي به مدينه نخواهد برد.

و اما آنچه از شما به غارت برده شده، من از مال خود به اضعاف قيمت عوض مي‌دهم. حضرت فرمود: ما از مال تو بهره نخواستيم، مال تو از براي تو باشد، ما اموال خويش را خواستيم از بهر آنكه بافته فاطمه دختر رسول خدا(ص) و مقنعه و گلوبند و پيراهن او در ميان آنها بود.

يزيد ملعون امر كرد تا آن اموال منهوبه را به‌دست آوردند و با احترام رد كردند؛ و بالا‌خره در يكي از مجالس حضور امام عرضه داشت كه آزاد است و اگر بخواهد، مي‌تواند در شام بماند و يا به مدينه مراجعت كند، اين دو بزرگوار وقتي جو را مساعد ديدند، درخواست اجازه عزاداري براي شهيدان كردند و اجازه يافتند در دربار يزيد مجلس عزاي حسين(ع) برپا كنند و شگفت آنكه خاندان يزيد و زنان اشراف شام در اين ماتم شركت كردند و گريستند.

برگزاري اين مجلس چند روز تكرار شد كه شاعر چنين زبان‌حال زينب را مي‌سرايد:

تسكين دل شكسته آهم ندهد

بي‌هم نفسم كسي پناهم ندهد

من زينب بي‌حسينم و برگشتم

جا دارد اگر مدينه را هم ندهد

سرانجام بناي حركت را گذاشتند و كاروان اسرا با تني رنجور و دلي پرخون و مالا‌مال از غم و اندوه و با كوله‌براي از مصيبت و رنج و ديدگاني پر از اشك كه يادگاري از حسين(ع) را در شام به خاك سپرده بودند. رقيه، تصميم به حركت گرفت، قرار شد كاروان آبرومند و مجللي براي آنها ترتيب دهند و نشان عزا و ماتم در آن هويدا باشد و آن‌چنان شد.

صبحگاهي از دمشق بيرون آمدند. شهري كه برايشان آن همه مصيبت و اشك و آه و ناله آفريده بود، اينك مردم آن بدرقه‌گر راه او شدند و قرار شد كاروان تحت فرمان امام و عمه سادات زينب كبري(س) باشد و جهتي كه ايشان مي‌خواهند حركت كند. منازل سفر را يك‌يك پشت سر گذاشتند تا به سر دوراهي رسيدند.

راهي به سوي مدينه كه مقصد نهايي‌شان بود. راهي ديگر به سوي كربلا‌ كه كعبه مقصودشان بود. همه كاروانيان خواستار حركت به سوي كربلا‌ و زيارت مرقد پاك سيدالشهدا و عزيزانشان شدند.

كاروان به سوي كربلا‌ رفت و در كنار قبور شهيدان منزل گزيدند. باز هم كربلا‌ و يادآوري خاطره آن زمزمه‌هاي زيارت آغاز شد. عزاداري‌ها و اشك‌ريزي‌ها بهپا گرديد.

ياد تشنگي شهيدان، فريادهاي استنصار به‌خصوص فرياد خود حسين(ع) كه با اين جمله مظلومانه در آن روز گرم و تفتيده با بدني مضروب صدا مي‌زد، <اسقوني شربتا من الماء. >

هر كس دنبال مزار عزيزي مي‌گشت تا با ريختن اشك از چشمانش جبران تشنگي روز عطش را بكند.

واي كه به دل زينب در اين راه چه كرد. رجزخواني‌ها، ظلم‌ها، جنايت‌ها و در نهايت صبوري‌ها، لحظات خداحافظي با بدن بي‌سر و نشناختن جسم برادر و همه و همه مورد يادآوري قرار گرفت، ولي مگر اين عزاداري مي‌توانست پاياني داشته باشد، چه خوب گفته اين شاعر مرثيه‌گو:

قضا به كرببلا‌ چون كشيد زينب را

قدر به قيمت جانش خريد زينب را

مگو چرا زحسينش جدا نمي‌گرديد

خدا براي حسين آفريد زينب را

وقوع اين جريان را برخي بالا‌تر از روز عاشورا دانستند، چرا كه قهرمانان كربلا‌ اگرچه به ظاهر 40 روز بود در آن صحرا آرميده بودند، ولي وارثان همان نهضت يعني زينب(س) و امام سجاد(ع) و بقيه اهل بيت پيام آنها را به همه مردم رساندند و با معرفي يزيد به‌عنوان فردي فاسد و فاجر با عوامل دنياپرست او به علت عدم لياقت حكومت بر مسلمين و جانشيني رسول‌الله، كاخ ظلم و استبداد آنها را بر باد داده بودند: دست پر، سربلند و سرافراز و رضايتمند به رضاي خدا بازگشته بودند. اين همان جهاد و ادامه راه حسيني بود، اما در لباس اسارت. پس از چند روز عزاداري بنا را بر حركت به سوي مدينه گذاشتند، ولي دل‌ها در گرو كربلا‌ و مزار شهيدان بود. مگر مي‌شد به‌سادگي از آن ميحط دل كند؟

 

    94 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عاشورا (126)

تصاوير

افراد مرتبط
●  امام حسین   (110)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/12/1386

تاريخ شمسی نشر:08/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب