باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 172 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بررسي جامع مواضع نهضت آزادي نسبت به امام و انقلاب
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمدعلي - صدرشيرازي

منبع: سایت - مركز اسناد انقلاب اسلامی

 
 

تاريخ معاصر ايران همواره شاهد تاريخ نگاري بي بديل شاگردان مصدق بوده است. عليرغم اينكه اين افراد درعرصه هاي سياسي هيچ موفقيت معتنا بهي را بدست نياورده اند، اما ايشان در تطهير چهره خود و مصدق به طرز شگرفي موفق بوده‌اند. چه اينكه امروز، بسياري مصدق و بازرگان و.. را قهرمانان كم نظير ملي مي دانند. اما فضاي منحرف حاكم بر تاريخ نگاري معاصر، زمينه را براي مطرح شدن سوالاتي درمورد رابطه مصدق با جاسوسهاي انگليسي1، رابطه مصدق و دين، جايگاه مردم در انديشه مصدق، سنگ اندازي هاي آشكار بازرگان در مسير نهضت اسلامي، ناكارامدي مفرط دولت موقت و... از ميان برده است.

به طور كلي دو عامل اصلي در بوجود آمدن اين فضا تاثير گذار بوده است:

1. استفاده از تحريف و سانسور در تاريخ نگاري از جانب مليون

2. كمك نمودن عده اي از دلسوزان انقلاب در بوجود آمدن اين فضا

مورد اول از موارد فوق امري است كه با اندك نگاهي به كتابهاي بازرگان به وضوح قابل رويت است. به گونه اي كه وي در كتاب انقلاب ايران در دو حركت خود به گونه اي دست به تحريف مي زند كه خواننده مليون را يكه تاز در نهضت اسلامي و روحانيت و امام خميني (ره) و پيروان ايشان را عامل تحريف آرمانهاي انقلاب پس از پيروزي مي پندارد!2

در جاي ديگري از كتاب تحريف تاريخ يك ملت كه هزاران شهيد را به اسلام تقديم نموده نمودي خاص دارد:

«اولين تمايز و توسعه خط مشي امام نسبت به حركت اول توجه خاص به اسلام و مسلمانان بود و كنار گذاشتن يا فرعي شناختن ايران و ايرانيان چنين اختلاف ظريف نا محسوس مابين ايشان (و خصيصين پيرو ايشان) با ما و با اكثريت قريب به اتفاق مبارزين ساليان گذشته و شركت كنندگان در راهپيمايي ها و حركت اول... منشاء و مبين اختلافات و مسائل اساسي بعدي گرديد». 3

اما در خصوص مورد دوم بايد اذعان نمود كه در برخي موارد پيروان مكتب راستين امام خميني (ره) نيز عليرغم اين كه نهاد هايي چون آموزش و پرورش و صدا و سيما را در اختيار داشته اند در عوض جلوگيري از اين فضا، بعضا اسير اين فضا سازي ها شده و نا خواسته به آن كمك نموده اند.

اكنون چند ماهي است كه اعضاي نهضت منحله آزادي سعي مي نمايد با موضع گيريهاي گاه به گاه و البته جالب و منحصر به فرد در مورد مسايل مختلف اعلام حيات كرده و نام خود را بر سر زبانها بياندازد. طبيعتا اين مواضع با بي اعتنايي گروههاي مختلف داخلي روبرو گشت.

اما در روزهاي اخير نام نهضت آزادي از طريقي ديگر بر سر زبانها افتاد. علي اكبر محتشمي پور در مراسم ختم آيت الله توسلي ادعايي را به امام نسبت داد و گفت: مقامات بلندپايه اي در آن زمان خدمت امام خميني(ره) رسيدند و عليه نهضت آزادي گله و شكايت كردند ولي امام فرمودند كه اينها با جمهوري اسلامي مخالف نيستند بلكه مخالف شما هستند.

بلافاصله پس از انتشار اين مطلب تاييد و تكذيب هاي بسيار در رسانه ها انعكاس يافت اما باز با فرض تطابق اين ادعا با حقيقت ذكر چند نكته خالي از فايده نمي باشد:

1. اين اتفاق در فضايي صورت گرفت كه با گسترش فعاليت نهضت آزادي در آستانه انتخابات، وظيفه ياران امام خميني (ره) كه از نزديك با مسائل آشنا بوده اند، در خصوص بر ملا نمودن انحرافات اين گروه بيشتر احساس مي شود.

2. با فرض تطابق اين ادعا با حقيقت بايد گفت، اين يك "خبر واحد" است كه جايگزين شواهد قطعي شده و قطعاً مرسوم شدن اين شيوه به سود انقلاب و آرمانهاي امام نمي باشد و مي تواند در آينده زمينه ساز سوء استفاده مخالفان اين آرمانها نيز قرار گيرد.

3. باز با فرض صحت اصل گفته، احتمالاً مقصود امام خميني (ره) اشاره به جاهلانه و نه مغرضانه بودن مخالفتهاي آنان بوده است. و گرنه مخالفت نهضت آزادي با جمهوري اسلامي، حاكميت احكام اسلام و ولايت فقيه امري واضح است كه بدان خواهيم پرداخت.

4. علل متعددي چون نسيان، سوء برداشت، نقل قول گزينشي، سوگيري هاي ذهني راوي، عدم توجه به شرايط زماني و مكاني قول و غيره مي تواند انعكاس مقصود حقيقي امام را با خدشه مواجه سازد.

5. وظيفه مخاطبين چنين نقل قول هايي بيش از هر چيز تطابق آن با انديشه ها و مواضع قطعي امام خميني (ره) در آن زمينه مي باشد. زيرا انتظار كنار گذاردن مواضع قطعي و مكرر ايشان و جايگزين نمودن خبري فاقد سند قطعي منطقي به نظر نمي رسد.

اما در ادعاي مورد بحث دو مسئله جاي بررسي دارد: موضع نهضت آزادي در قبال"جمهوري اسلامي" و همچنين ديدگاه امام نسبت به نهضت آزادي.

اينك با تكيه بر اسناد قطعي به بررسي هر يك از اين موارد مي پردازيم.

 

الف- نهضت آزادي و«جمهوري اسلامي»

 

1. نهضت آزادي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي

نهضت آزادي در سال1340، و به دنبال ايجاد موقت فضاي باز سياسي در كشور، توسط جمعي از متدينين ملي¬گرا تاسيس شد. اعضاي نهضت، خود را رهرو راه مصدق مي¬دانستند. آن¬ها به دنبال اهدافي چون آزادي بيان و انتخابات مبارزه¬ي خود را آغاز نمودند.

هرچند اعضاي نهضت آزادي به لحاظ فردي متدين بودند اما برداشتهاي خاص و انحرافي از اسلام ناب ارائه نمودند. اسلامي كه با انديشه هاي سكولار مصدق و ليبرال حقوق بشر غرب سازگار باشد! به هر روي، نهضت آزادي فعاليتهاي خود را آغاز نمود. در همين سالها، مبارزات امام خميني (ره) لرزه بر اندام شاه محمد رضا پهلوي و آمريكا انداخت؛ اما نهضت براي خود راهي جداگانه را در پيش گرفت.

امام خميني (ره) از ابتدا با قانون اساسي ستمشاهي مخالف نمودند اما ارادت نهضت آزادي به اين قانون به موجب آن حكومت نسلا بعد نسل به خاندان قاسد پهلوي تعلق دارد به حدي بود كه آن را راهبر خود قرار دادند.

حسن نزيه در جلسه اعلام تأسيس نهضت، اصول فكري نهضت را اين گونه اعلام كرد:

«1ـ مسلمانيم... دين را از سياست جدا نمي‌دانيم... آزادي را به عنوان موهبت اوليه الهي، و كسب و حفظ آنرا از سنن اسلامي‌و امتيازات تشيع مي‌شناسيم...

2ـ ايراني هستيم...

3ـ تابع قانون اساسي ايران هستيم ولي منافي (نؤمن ببعض و نكفر ببعض) نبوده ايم...

4ـ مصدقي هستيم... »

در مرامنامه نهضت مي‌خوانيم: «به حكم مبادي عاليه دين مبين اسلام و قانون اساسي ايران و اعلامي‌ه حقوق بشر و منشور ملل متحد، نهضت آزادي... فعاليت خود را آغاز مي‌نمايد. » 4

امام خميني (ره)، در عبارتي كه به خوبي گوياي مقابله تفكرات ايشان با تفكر نهضت آزادي است فرمودند:

«... مالنا والقانون؟ مائيم و قانون اسلام هر چه موافق دين و قوانين اسلام باشد، ولو قانون اساسي باشد، ولو التزامات بين المللي باشد، ما با آن مخالفيم». 5

بر اساس چنين تفكراتي تقابل نهضت آزادي با آرمانهاي بلند امام خميني (ره) نضج گرفت. امام به پشتوانه ملت به مبارزات خود عليه حكومت ادامه داد و زمينه را براي حاكميت يك "جمهوري اسلامي"فراهم نمود.

بازرگان در تاريخ فعاليتهاي سياسي خود، هيچ گاه، شعار سرنگوني سلطنت سر نداد و اين موضع گيري را تا آستانه انقلاب حفظ نمود. بالاتر اينكه وي مدعي بود: «نظرات ما در مورد سلطنت، بر رونق و دوام و مقام سلطنت خواهد افزود»6

اين را در كنار مواضع امام (ره) بگذاريم كه مي‌فرمود: «اسلام با اساس شاهنشاهي مخالف است»7

در سال 1356 فضاي ايران فضايي شبيه به آنچه كه در سال تاسيس نهضت آزادي به وجود آمده بود، گشت. اين بار، به دستور كارتر، شاه به اعطاي يكسري آزاديها مبادرت ورزيد. نهضت آزادي نيز اين فضاي بي خطر را غنيمت دانست و در پوشش «جمعيت ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر» به تجديد فعاليت دست زد.

اين كميته، بجاي پيوستن به قيام امام خميني كه چشمه اي جوشان از بطن اسلام ناب بود و بجاي پيوستن به درياي خردشان مردم انقلابي كه پس از چند ماه طومار 2500 ساله نظام سلطنتي را به هم پيچيدند و در زماني كه محمد رضا شاه فساد، بي عرضگي و وابستگي به آمريكا را به اوج خود رسانده بود، بر مواضع فرسوده و زنگار زده خود اصرار ورزيدند.

كميته از سويي بر حفظ نظام سلطنت (قانون اساسي) تاكيد نمود و از سويي ديگر، بي توجهي به اسلام و تكيه به حقوق بشر غربي را به رخ مردم انقلابي كشيد!

«روش ما مبتني بر يك رشته فعاليتهاي معتدل و قانوني از چارچوب قانون اساسي ايران و اعلامي‌ه جهاني حقوق بشر و مي‌ثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و مي‌ثاق حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي بر قرار گرديده... ». 8 جالب اينجاست كه اين مطالب به فاصله تنها 11 ماه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بيان مي شود!

جالبتر اينكه در زماني كه يك ملت خود را براي جشن فروپاشي رژيم آمريكايي و تحقق جمهوري اسلامي آماده مي سازد بازرگان...

«پايه گذاران و اعضاء و علاقمندان به نهضت آزادي ايران و نهضت مقاومت ملّي، نه تنها با آمريكا، بلكه با بعضي از كشورهاي اروپا و نيز دولت وقت [رژيم پهلوي] ارتباط‌هاي كم و بيش پنهاني داشته اند؛ نه تنها در چند ماه مانده به پيروزي درخشان انقلاب بلكه از 26 سال پيش»!

مهدي بازرگان

روزنامه كيهان، 20/11/58

نهضت آزادي در آستانه تحقق جمهوري اسلامي در موارد متعدد تلاش نمود تا از اين امر جلوگيري نمايد كه به ذكر دو مورد اكتفا مي نماييم.

 

وعده انتخابات امامي

نخست وزيري شريف امامي‌، حربه اي پيش پا افتاد‌ه‌ي آمريكا و شاه بود كه بازرگان را براحتي بدام انداخت. در 21 مرداد 57، رژيم شاه در تلاشي مذبوحانه، شريف امامي‌را با شعار «دولت آشتي ملّي» بر سر كار آورد. حربه وي فريب مردم و خوابانيدن نهضت، از طريق دادن يكسري آزاديها و اقداماتي سطحي چون تغيير تاريخ از شاهنشاهي به هجري و بستن تعدادي كازينوي عمومي بود.

مليّون، اعم از جبهه ملّي و نهضت آزادي، دست پاي خود را گم كرده و با آغوشي باز به شريف امامي لبيك گفتند!؟ شريف امامي‌، وعده انتخاباتي آزادا را مي‌دهد و بازرگان از آن استقبال مي‌نمايد. بر همين اساس بازرگان در اوج تلاطم امواج نهضت اسلامي، به خدمت امام مي‌رسد و استدلال بلند بالايي براي پذيرش انتخابات مي‌نمايد. خلاصه آن اين بود كه گام به گام جلو مي‌رويم و اگر شاه فريبمان داد «... همان جامچش را مي‌گيريم و مي‌گوئيم پس تو دروغ مي‌گويي»!!9 اما امام خميني با وي مخالفت كرده و انتخابات را تحريم مي‌كنند. امّا بازرگان بي اعتنا به امام، بر مواضع خود اصرار مي‌ورزد.

 

گام به گام

امام در خصوص شعار نهضت اينگونه مي‌فرمايند:

«در اين خلال، اين گير و دارهايي كه در اين سال اخير بود و من در پاريس بودم، ديگر اخيراً اين مسائل را پيش مي‌آوردند. اول راجع به اينكه خب، شاه حالا باشد و سلطنت بكند و ديگر حكومتي بر او نباشد، مطابق قانون عمل بكند. خب، من مي‌دانستم كه اينها اغفال شده اند. يكي از محترمي‌ن آنها [بازرگان] كه آمد و اين را طرح كرد». 10

 

2. نهضت آزادي پس از پيروزي انقلاب اسلامي

پيروزي انقلاب اسلامي نيز تحولي در مواضع ليبرالي نهضت آزادي بوجود نياورد. نهضت آزادي از ابتدا تلاش نمود تا انديشه هاي خود را در نهضتي كه بيش از آنكه در آن نقش ايجابي داشته باشند در مسير آن سنگ اندازي نموده بودند وارد سازد.

پس از قطعي شدن پيروزي قريب الوقوع انقلاب اسلامي‌، بازرگان كه تاكنون تلاشهايش ناكام مانده بود، اين بار تلاش نمود تا در محتواي انقلاب تغيير ايجاد كند. در حاليكه مردم با انگيزه ديني و با پيروي از مكتب عاشورا هزاران شهيد تقديم انقلاب نموده بودند، وي و همفكرانش پيشنهاد اضافه نمودن واژه «دموكراتيك» را به «جمهوري اسلامي‌» ارائه كردند. اين پيشنهاد، پيشنهادي كاملاً نامأنوس با جريان انقلاب بود و برآمده از انديشه اي بود كه هيچگونه سنخيتي با اهداف امام و مردم نداشت. مشكل، كم و زياد كردن يك كلمه نبود بلكه مسأله، ورود انديشه‌هايي به انقلاب بود كه مردم مدتها عليه آن جنگيده بودند.

البته برخي گروههايي كه صبغه مذهبي نداشتند، «جمهوري دموكراتيك» منهاي اسلام تاكيد نمودند. كه صد البته از نظر مردم، كاملاً مردود بود. امام در حمايت از نهضت اسلامي‌مردم، صريحاً، مقابل گروههاي ملّي گرا ايستاد.

مخالفت با حكومت ديني مد نظر امام خميني (ره) در قاطبه تلاشهاي دولت موقت هويدا بود.

نهضت آزادي در انتخابات اولين دوره مجلس خبرگان قاطعانه شكست مي خورد. قانون اساسي اي كه توسط مجلس خبرگان دور اول در حال تهيه بود، اسلام را معيار قوانين قرار داده بود. بويژه آنكه بواسطه روشن بيني و اعتقاد به حكومت مبتني بر اسلام نمايندگان، و تاكيد ويژه افرادي چون شهيد بهشتي و شهيد آيت، اصل «ولايت فقيه» كه تمام امي‌دهاي غرب و غرب گرايان، براي نفوذ و ايجاد انحراف و انقلاب در «انقلاب» را به نومي‌دي مبدل مي‌ساخت، به تصويب رسيد اعضاي دولت موقت با ديدن حركت مكتبي و رو به جلوي مجلس خبرگان، توطئه انحلال مجلس خبرگان را پي ريزي كردند. در اين مي‌ان، آيت الله علي قدوسي دادستان كل انقلاب اسلامي‌، در بحبوحه اختلافات مجلس خبرگان و ملّي گرايان، پرده از توطئه اي ديگر از جانب دولت موقت برداشت. وي، نامه اي را كه از دفتر كار شخصي امير انتظام بدست آمده بود را در اختيار رسانه‌ها و مطبوعات قرار داد. نامه به خط اميرانتظام بود. اين نامه، حاوي طرح انحلال خبرگان بود كه از جانب امير ‌انتظام ارائه شده و موافقت بسياري از اعضاي دولت موقت را نيز جلب نموده بود. 12

سقوط دولت موقت نقش بسزايي در پرده افكني از انديشه هاي مليون مذهبي و غير مذهبي داشت. از سويي افشاي اسناد لانه جاسوسي پرده از رابطه عميق و دوسويه نهضت و آمريكا افكند. اين اسناد حاكي از دلدادگيها و دل ستاني‌هاي متقابل جريانات وابسته به آمريكا، از جمله دولت مردان دولت موقت بود13. با رو شدن اين اسناد، تقابل بازرگان و يارانش با امام و انقلاب آشكارتر گشت. و از سوي ديگر نوشته هاي بازرگان پس از استعفا جاي كمترين دفاعي را باقي نگذاشته است.

وي در آثار خود با اصل «انقلاب» مخالفت نمود و آن را ره آورد«تندروها» مي دانست. يكي جلوه دادن آرمانهاي انقلاب و رفتار روحانيت با انديشه هاي كمونيستي به يك تكيه كلام در آثار بازرگان مبدل گشت. اسلام فقاهتي و حاكميت احكام اسلام در نظام سياسي و ولايت فقيه را تحريف در آرمانهاي انقلاب دانست. مكتب گرايي را فاشيستي و كمونيسي ناميد و بارها از آيات ذم فرعون و يا مشركين عليه روحانيون پيرو امام استفاده نمود. 14 و جالب آنكه در ادامه اين اهانتها با بالاترين مقامات نظام نبود آزادي را مورد انتقاد قرار مي دهد!

 

نهضت آزادي از ديدگاه امام خميني (ره)

امام كه به خوبي خطر انديشه هاي التقاطي نهضت را براي جوانان حس مي كردند. هرگز در برابر سنگ اندازيهاي نهضت در مسير انقلاب و تحريفات آنان سكوت نكردند. مصاديق موضعگيري هاي ايشان در برابر نهضت آزادي بسيار است كه بررسي بخش كوچكي از آنها در اين مجال مي گنجد.

امام عمل به مواضع نهضت آزادي را خيانت به اسلام مي دانستند:

«اگر ما يك قدم از اين حرف عقب بنشينيم يا به اصطلاح آقايان، قدم به قدم بخواهيم پيش برويم يعني قدم اول ما حالا تسليم بشويم كه آقا سلطنت بكنند نه حكومت... اگر ما اين مطلب را از اينهايي كه تزشان اين است قبول بكنيم، اسلام را و مسلمي‌ن را و مملكت اسلامي‌را منهدم كرده ايم تا آخر، و اين بالاترين خيانتي است كه ما بر كشور خودمان بخواهيم بكنيم و به اسلام كرده ايم. »15

امام خميني (ره) در واكنش به تاكيد مليون از جمله نهضت آزادي بر واژه دموكراتيك در عنوان نظام سياسي جديد فرمودند «همه درد و بلاي ما اين است كه ما غرب زده ايم. ما سالهاي طولاني زير بار آمريكا بوديم... شما حالا مي‌خواهيد بگوئيد روي پاي خودمان مي‌خواهيم بايستيم باز هم رنگ غرب. حالا كه مي‌گوئيد روي پاي خودمان، بازهم جمهوري دموكراتيك؟ يعني جمهوري غربي؟16 و در نهايت، ايشان قاطعانه و بر اساس نظر واقعي قاطبه مردم تاكيد فرمودند « جمهوري اسلامي‌، نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد». 17

ايشان همچنين در خصوص توطئه دولت موقت براي انحلال خبرگان قاطعانه فرمودند:

«... قضيه طرح آنكه مجلس خبرگان منحل بشود كه در زمان دولت موقت مطرح شد، بعد هم معلوم شد كه اساسش از امير انتظام بود و آن مسائل آن وقت. آمدند آقايان پيش ما، همين آقايان بازرگان و رفقايش، و گفتند، خيال داريم اين مجلس را منحلش كنيم. من گفتم، شما چكاره هستيد اصلش كه مي‌خواهيد اين كار را بكنيد؟ شما چه سمتي داريد كه بتوانيد مجلس را منحل كنيد؟ پاشيد، برويد سراغ كارتان وقتي ديدند محكم است مسئله، كنار رفتند». 18

پس از مشخص شدن منش تساهل و سستي مآبانه دولت در قبال مسايل كشور و كرنش آنان در برابر دشمنان داخلي و خارجي امام خميني (ره) بارها و بارها، ابتدا به صورت صميمانه و بعد به صورت قاطعانه آنان را به عمل به آرمانهاي مردم فراخواندند: «دولتي كه مي‌گويد دولت اسلامي‌است و هستند، نبايد تحت تأثير واقع بشود و هر طوري سابق بوده، در زمان محمد رضا شاه خائن بوده، حالا هم همان فرم باشد. پس شما چكاره ايد؟... ما يكي يكي بگوئيم؟ دانه دانه بشماريم؟ اينها بايد اصلاح بشود و شماها هم مي‌دانم مسلمانيد. من بعضيشان را مي‌شناسم، بعضيشان را هم معرفي كرده اند به من. اينها همه متعهدند، همه مسلمانند لكن ضعيف النفسند. »19

«اگر ما امروز قوانين اسلام را اجرا نكنيم، كي اجرا كنيم؟ به آقاياني كه مي‌گويند الان نمي‌شود، بگوئيد پس كي مي‌شود؟ به اينها بايد گفت: پس بگوئيد براي همي‌شه، اسلام نه!». 20

«اين قدر، از مجلس خبرگان كناره گيري نكنيد. اين عمل كناره گيري از ملت است، كناره گيري از اسلام است». 21

بازرگان پس از تسخير لانه جاسوسي و افشاي اسناد ميگويد:

«اسم خودشان را مي‌گذارند خط امام، خط شيطانند... اينهايي كه مي‌گويند، ما با آمريكا، راه كج رفتيم و راه سازش رفتيم، اينها ضد انقلابند [!]. مأمور همان شوروي و آمريكا هستند كه مي‌خواهند اختلاف بياندازند».

امام راحل دوسال بعد ماجرا را اين گونه بازگو مي كنند:

ديديد آن روزي كه جوانان بيدار عزيز، اين لانه جاسوسي را گرفتند، اين شياطين به دست و پا افتادند. يكي گفت كه اينها خط شيطان هستند و دنبال اين كردند كه ما الان اسير آمريكا هستيم... مي‌خواستند كه ما را از استقلال بيرون بياورند و به دامان آمريكا بياندازند. قضيه گرفتن اين محل جاسوس خانه ناگوار بود براي آنها. براي اينكه پرونده اينها هم ظاهر مي‌شد»22

اما در مقطع نوپايي انقلاب شكوهمند اسلامي نام آقاي محتشمي پور با پرده افكني از چهره نهضت آزادي عجين است. وي در آن مقطع نه تنها به درستي به افشاي چهره آنان دست زد بلكه زمينه ساز نامه شديد الحن و تاريخي امام خميني (ره) در كنار زدن حقايق التقاطيون گشت وي در نامه اي به امام خميني (ره) از خيانتها و مخالفتهاي نهضت آزادي با جمهوري اسلامي مي نويسد و امام نيز در پاسخ نوشتند:

«نهضت به اصطلاح آزادي، صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارد و ضرر آنها، به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي‌مورد در قرآن كريم و احاديث شريفه و تأويلهاي جاهلانه، موجب فساد عظيم ممكن است بشوند؛ از ضرر گروههاي ديگر، حتي منافقين ـ اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان ـ بيشتر و بالاتر است. »23

سوالي كه بي پاسخ مي ماند اينكه چگونه بر طبق ادعاي مطرح شده امام خميني (ره) نهضت آزادي را پس از افشاي تمام حقايقي كه بر شمرديم حامي جمهوري اسلامي ميخواند. نهضتي كه از بدو تاسيس تا امروز بدون توجه به انزواي مطلق خود، مقابل آرمانهاي قاطبه ملت ايستاده است، از كدامين جمهوري، و در شرايطي كه اين گروه بر اساس آنچه شرح آن گذشت مخالف اصل ولايت فقيه، اولويت دين به مليت و حاكميت احكام شرع مي باشد از كدامين اسلام حمايت مي كند؟

 

پي نوشت:

1 رك علي اصغر حسيني، سالهاي خاكستري، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1383، صص 65و 67

2. به عنوان نمونه رك. بازرگان مهدي، انقلاب ايران در دو حركت، ناشر مهدي بازرگان، 1363، صص 18و 111

3. بازرگان، انقلاب ايران..، ص111

4ـ اسناد نهضت آزادي ايران، انتشارات نهضت آزادي، ج1، صص 16ـ10

5 ـ خاطرات بازرگان شصت سال خدمت و مقاومت، غلامرضا نجاتي، رك، 1377، ص531

6 ـ مدافعات، مهدي بازرگان، پيشين، ص116

7ـ آواي انقلاب، سيد حميد روحاني، دارالفكر، بي تا، ص78

8ـ اسناد نهضت آزادي، نشر نهضت آزادي، ج90، ص100

9ـ رك فصل دوم همين كتاب، گفتار نهضت مقاومت ملي

10ـ در جستجوي راه امام از كلام امام، دفتر پنجم، ص73

11. صحيفه نور، ج 6، ص 266.

روزنامه جمهوري اسلامي، 9/4/59. مصاحبه حجه الاسلام علي قدوسي (كه طي آن نامه و طرح امير انتظام افشا شده است. ) 12.

13. به عنوان نمونه رك اسناد لانه جاسوسي، ج56، ص5 و ج24، ص67

14. رك انقلاب ايران در دو حركت، پيشين، صص86، 92، 93، 113، 125، 127، 129

15. صحيفه نور، ج4، ص277

16. صحيفه نور، ج6، ص 331

17. صحيفه نور، ج 6، ص 266.

18در جستجوي راه امام از كلام امام، دفتر پنجم، صص 74ـ73

19. در جستجوي راه امام...، دفتر هفتم، ص 24و 25

20. در جستجوي راه امام، دفتر دهم، ص98، 15 خرداد 58

21. صحيفه نور، ج10، ص 59

22. صحيفه نور، ج 15، ص 30.

23. صحيفه نور، ج20، ص31

 

 

    244 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (384)
●   نهضت آزادی (4)

تصاوير

افراد مرتبط
●  خمینی   سید روح الله(289)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:20/12/1386

تاريخ شمسی نشر:08/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب