اگرچه روش ابن سعد در نگارش طبقات خود، آن است كه به حوادث و تحولات مهم تاريخى كه هم زمان با زندگىاشخاص است، نپردازد، اما عظمت حادثه عاشورا، ابن سعد را واداشته است كه تا به اين واقعه و رهبر آن، بيشتربپردازد. با اين همه، وى در مواردى تنها به گرد آورى و نقل گزارشها اكتفا كرده و درباره درستى يا نادرستى آنها، هيچ نظرى نداده است. براى نمونه، وى بر اخبار مربوط به تبرئه يزيد از خون شهداى كربلا و مقصر بودن ابن زيادتاكيد كرده است.
5. انساب الاشراف؛ احمد بن يحيى جابر بلاذُرى (م 279 ق)
بلاذرى، مورخ، اديب و نسب شناس عصر مامون تا مستعين عباسى است. وى در كتاب حجيم خود به نسب و شرححال خاندان بزرگ و برجسته عرب قرشى پرداخته است. او بخشى از كتاب خود را به نسب و شرح حال خاندانابوطالب و فرزندانش و اميرالمومنين«عليهالسلام» و فرزندانش، از جمله زندگانى امام حسين«عليهالسلام» و مقتل وىپرداخته است. بخش مربوط به طالبيان اين اثر با تحقيق محقق برجسته، محمدباقر محمودى در سال 1397ق دربيروت چاپ شده و در سالهاى اخير در مجموعه سيزده جلدى با نام جمل من انساب الاشراف تحقيق سهيل زكار ورياض زركلى، چاپ شده است. آنچه مربوط به زندگى امام حسين«عليهالسلام» و حادثه عاشوراست، از صفحه142 - 228در جلد دوم112 چاپ دو جلدى انساب الاشراف با تحقيق محمودى و از صفحه 358 - 425 در جلدسوم مجموعه سيزده جلدى است.
بلاذرى پس از چند گزارش درباره تولد و فرزندان امام حسين«عليهالسلام» به شرح واقعه كربلا پرداخته است ونخستين گزارشهاى خود را در اين باره، از تماس شيعيان با امام حسين«عليهالسلام» از زمان صلح امامحسن«عليهالسلام»آغاز كرده است. روش تاريخ نگارى بلاذرى در اين كتاب همانند يعقوبى و دينورى، تركيبى است. از اين رو به جاى آن كه براى هر خبر، سند مستقل ذكر كند، در بيشتر موارد، تنها با تعبير «قالوا»، خبر را آورده است. در مواردى هم به سند اشاره كرده است، از جمله از ابومخنف، 113 هشام كلبى، 114 عوانه بن حكم، 115هيثم بن عدى، 116 عتبى117 و عمر بن شَبَّه118 نقل كرده است و در مواردى نيز تعابير «حدثنى بعضالطالبيين»119 و «حدثنى بعض قريش»120 را آورده است.
انساب الاشراف يكى از منابع تاريخ عاشوراست و با گزارشهاى ابومخنف و ابن سعد - به رغم برخى تفاوتها - همسو و سازگار و مويد يك ديگر است.
6. الاخبار الطوال؛ ابوحنيفه احمد بن داود دينورى (م 282 ق)
ابوحنيفه احمد بن داود دينورى، مورخ، منجم، رياضىدان، نحوى، لغتشناس و گياهشناس قرن سوم است. 121 وى آثار بسيارى در علوم مختلف داشته است، اما آنچه از وى به دست ما رسيده، دو اثر الانواء و الاخبارالطوال است. از آنجا كه وى ايرانى و زادگاهش در منطقه كرمانشاه بوده، به تاريخ ايران عنايت ويژه داشته و تاريخايران پيش و پس از اسلام را در قالب كتاب الاخبار الطوال نگاشته است. دينورى از سيره نبوى و خلافت شيخينسخنى به ميان نياورده است. وى از مجموع چهارصد صفحه كتاب، بيش از سى صفحه (يعنى حدود يك دهم كتاب) را به اخبار عاشورا اختصاص داده است. 122 سبك تاريخ نگارى دينورى، همانند سبك مورخانى، همچونيعقوبى و مسعودى به صورت تركيبى و با حذف اسناد است. او هر بخش از گزارش را با تعبير «قالوا» آغاز كرده123و تنها گزارش پشيمانى عمر سعد را به نقل از حميد بن مسلم - دوست عمر سعد - نقل كرده است. 124 اگرچهبسيارى از مضامين گزارشهاى دينورى در منابع كهن ديگر آمده، اما تعابير وى در اين باره، ويژه خود اوست و درمنابع ديگر نيامده است. يكى از گزارشهاى جالب دينورى كه حاكى از ويژگى و رفتار دينى و اخلاقى شيعيان است، گزارش چگونگى دستيابى معقل، جاسوس ابن زياد بر مكان اختفاى مسلم بن عقيل است. وى نگاشته است كهچون معقل وارد مسجد كوفه شد، نمىدانست، سراغ چه كسى برود كه ناگاه ديد مردى در گوشهاى مشغول عبادتاست، با خود گفت: شيعيان نماز زياد مىخوانند، از اين رو نزد آن مرد - كه نامش مسلم بن عوسجه بود - رفت وخواست خود را مطرح كرد. 125 همچنين او مىنويسد كه بين قتل امام حسين«عليهالسلام» و رحلت رسولخدا«صلىالله عليه و آله و سلم» پنجاه سال فاصله است و با اين تعبير، احساس و تعجب خود را از وقوع چنينحادثهاى با اين فاصله زمانى اندك، بيان مىدارد. 126
7. تاريخ اليعقوبى؛ ابن واضح يعقوبى (م 292 ق)
درباره يعقوبى، مورّخ و جغرافىدان شهير شيعى و صاحب تاريخ يعقوبى، شايان ذكر است كه وى در تاريخ خودبرخلاف انتظار، بيش از چهار صفحه درباره حادثه كربلا سخن نگفته است127 كه به نظر مىرسد رعايت ايجاز واختصار از سوى نويسنده، در اين امر نيز موثر بوده است. برخى معاصران، نگاشته مستقلى در تاريخ عاشورا به ناممقتل ابى عبدالله الحسين«عليهالسلام»128 يا مقتل الحسين«عليهالسلام»129 از آثار وى شمردهاند، اما با مراجعهو بررسى منابع كهن درباره آثار وى، چنين نوشتهاى، در فهرست آثار وى ديده نشد.
نتيجه
افزون بر آنچه برخى از مورخان در خصوص حادثه كربلا و شهادت امام حسين«عليهالسلام» و يارانش اثرى با عنوان«مقتل الحسين«عليهالسلام»» و مشابه آن داشتهاند، برخى از تواريخ و تراجم عمومى كه در حد قابل توجهى به اينواقعه بزرگ پرداختهاند، موضوع اين پژوهش است. نكته ديگر آن كه بهسبب اعتبار منابع مربوط به واقعه عاشورا تاقرن هفتم، تا آنجايى كه نگارنده بررسى و تفحص كرده، تمام منابعى كه به واقعه عاشورا تا مقطع ياد شده در حدچشمگيرى پرداختهاند، در اين پژوهش، ابتدا به صورت فهرستوار آورده شد و در ادامه، تمام منابع به جاى مانده تاقرن هفتم، معرفى تفصيلى شدهاند.
كتابنامه
1) آقا بزرگ تهرانى، محسن بن على بن محمد رضا، الذريعه الى تصانيف الشيعه، بيروت، دار الاضواء، 1403 ق.
2) ابنابىالحديد، عزالدين ابوحامد عبدالحميد بن هبة الله، شرح نهجالبلاغه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1386 ق.
3) ابناثير، عزالدين ابوالحسن على بن ابى الكرم، الكامل فى التاريخ، بيروت، دار الكتاب العربى، ]بى تا[.
4) ابن اعثم كوفى، كتاب الفتوح، تحقيق على شيرى، بيروت، دار الاضواء، 1411ق.
5) ابنبابويه رازى، منتجبالدين على، الفهرست، تقديم و تحقيق سيد جلال الدين محدث ارموى، قم، كتابخانهعمومى آيت الله مرعشى نجفى، 1366.
6) ابنجوزى، عبدالرحمان بن على بن محمد، كتاب الرد على المتعصب العنيد، تحقيق محمد كاظم محمودى، ]بىجا، بىنا[، 1403 ق.
7) ابنحجر عسقلانى، احمد بن على، الاصابه فى تمييز الصحابه، تحقيق عادل احمد عبدالموجود و على محمدمعوض، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415 ق.
8) ابنحمزه طوسى، عمادالدين ابوجعفر محمد بن على، الثاقب فى المناقب، تحقيق نبيل رضوان، قم، موسسهانصاريان، 1411 ق.
9) ابن زبير اسدى كوفى، فضيل، تسمية من قتل مع الحسين من ولده و اخوته و اهل بيته و شيعته، تحقيق سيدمحمدرضاحسينى جلالى، فصلنامه تراثنا، شماره 2، 1406ق.
10) ابنسعد، محمد، الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة)، تصحيح محمد بن صامل سُلَمى، چاپ اول: طائف، مكتبه الصديق، 1414 ق.
11) ابنسعد، محمد، ترجمة الامام الحسين و مقتله، تحقيق سيدعبدالعزيز طباطبايى، قم، موسسه اهل البيت لاءحياءالتراث، 1415 ق.
12) ابنسليمان كوفى، محمد، مناقب الاءمام اميرالمومنين على بن ابى طالب«عليهالسلام»، تحقيق محمد باقر محمودى، قم، مجمع اءحياء الثقافة الاسلاميه، 1412 ق.
13) ابنشهر آشوب، ابوجعفر محمد بن على، معالم العلماء، با مقدمه سيد محمد صادق آل بحر العلوم، ]بىجا، بىنا، بىتا[.
14)، مناقب آل ابى طالب، تحقيق يوسف بقاعى، ]بىجا[، انتشارات ذوالقربى - افست دار الاضواء، 1379.
15) ابنطولون، شمسالدين محمد، الائمة الاثنا عشر، تحقيق صلاح الدين منجد، قم، انتشارات شريف رضى، ]بىتا[.
16) ابنعبد ربه اندلسى، احمد بن محمد، العقد الفريد، تحقيق على شيرى، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1409 ق.
17) ابنعساكر دمشقى، ابوالقاسم، على بن حسنبنهبة الله، تاريخ مدينة دمشق، تحقيق على شيرى، بيروت، دار الفكر، 1415 ق.
18) ابنعساكر دمشقى، ترجمة ريحانة رسولالله الامام الحسين«عليهالسلام» (من تاريخ مدينة دمشق)، تحقيق محمد باقرمحمودى، قم، مجمع اءحياءاالثقافة الاسلاميه، 1414 ق.
19) ابنعماد حنبلى دمشقى، شهابالدين ابوالفلاح عبدالحى بن احمد، شذرات الذهب فى اخبار من ذهب، تحقيقعبدالقادر و محمود ارنووط، بيروت، دار ابنكثير، 1406 ق.
20) ابنماكولا، ابوعلى حسن بن على بن جعفر، الاءكمال فى رفع الارتياب عن المؤتلف و المختلف فى الاسماء و الكنى والانساب، قاهره، دار الكتاب الاسلامى، ]بىتا[.
21) ابنمطهر حلى، ابومنصور حسن بن يوسف، ايضاح الاشتباه، تحقيق محمد حسّون، قم، موسسه النشر الاسلامى، 1411ق.
22) ابنمنده، ابوعبدالله اصفهانى، جزء ترجمة الطبرانى، ]بىجا، بىنا، بىتا[.
23) ابننديم، ابوالفرج محمد بن ابى يعقوب اسحاق، كتاب الفهرست، تحقيق رضا تجدد، ]بىجا، بىنا، بىتا[.
24) ابنواضح يعقوبى، احمد بن ابى يعقوب بن جعفر، تاريخ اليعقوبى، بيروت، دارصادر، ]بىتا[.
25) ابوالفرج اصفهانى، على بن حسين بن محمد، مقاتل الطالبيين، با مقدمه كاظم مظفر، قم، موسسه دار الكتاب، 1385 ق.
26) ازدى غامدى كوفى، ابومخنف لوط بن يحيى، وقعة الطف، تقديم و تحقيق محمد هادى يوسفى غروى، قم، موسسةالنشر الاسلامى، 1417 ق و قم، المجمع العالمى لاهل البيت«عليهمالسلام»، 1385.
27) اشعرى قمى، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، تصحيح محمد جواد مشكور، تهران، موسسه مطبوعاتى عطايى، 1963 م.
28) امين، سيد حسن، مستدركات أعيان الشيعه، بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1415 ق.
29) بغدادى، اسماعيل پاشا، ايضاح المكنون فى الذيل على كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون، بيروت، دار احياءالتراث العربى، ]بىتا[.
30)، هدية العارفين، بيروت، دار احياء التراث العربى، 1951 م.
31) بلاذرى، احمد بن يحيى بن جابر، انساب الاشراف، ج 3، تحقيق محمدباقر محمودى، بيروت، دار التعارفللمطبوعات، 1397 ق.
32)، كتاب جمل منانسابالاشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دارالفكر، 1417 ق.
33) بلعمى، ابوعلى محمد، تاريخنامه طبرى، به كوشش محمد سرور مولايى، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى، 1377.
34) بلعمى، ابوعلى محمد، تاريخنامه طبرى، تصحيح محمد روشن، چاپ اول: تهران، سروش، 1377.
35) تميمى، محمدبناحمد بنتميم، كتاب المحن، تحقيق يحيى وهيب جبورى، بيروت، دار الغرب الاسلامى، 1408ق.
36) جعفريان، رسول، تاريخ تشيع در ايران از آغاز تا طلوع دولت صفويان، چاپ اول: قم، انصاريان، 1385.
37) جعفرى، محمد مهدى، تشيع در مسير تاريخ، چاپ سيزدهم: تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1386.
38) حاجى خليفه، مصطفى بن عبدالله قسطنطنى حنفى، كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون، بيروت، دار اءحياءالتراث العربى، ]بىتا[.
39) حاكم نيشابورى، ابوعبدالله محمد بن محمد، المستدرك على الصحيحين، تحقيق يوسف عبدالرحمن مرعشلى، بيروت، دار المعرفه، 1406 ق.
40) حموى، ياقوت بن عبدالله، معجم الادباء، بيروت، دار اءحياء التراث العربى، 1408 ق.
41) خطيب بغدادى، ابوبكر احمد بن على، تاريخ بغداد أو مدنية الاسلام، تحقيق مصطفى عبدالقادر عطا، بيروت، دارالكتب العلميه، 1417 ق.
42) خوارزمى، موفق بن احمد بن محمد، مقتل الحسين«عليهالسلام»، تحقيق محمد سماوى، قم، دار انوار الهدى، 1418 ق.
43) خويى، سيدابوالقاسم، معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، تحقيق لجنة التحقيق، 1413ق.
44) دهخدا، على اكبر، لغتنامة دهخدا، زير نظر محمد معين و سيد جعفر شهيدى، تهران، موسسه انتشارات و چاپدانشگاه تهران، 1373.
45) دينورى، ابوحنيفه احمد بن داود، الاءخبار الطوال، تحقيق عبدالعامر منعم، بيروت، دار احياء الكتب العربيه، 1960م.
46) ذهبى، شمسالدين محمد بن احمد بن عثمان، تذكرة الحفاظ، ]بىجا[، مكتبة الحرم المكى، ]بىتا[.
47)، سِيَر أعلام النُبَلاء، تحقيق جمعى از محققان، بيروت، موسسة الرساله، 1413 ق.
48)، ميزان الاعتدال، تحقيق على محمد بجاوى، بيروت، دار المعرفه، 1382 ق.
49) رفاعى، عبدالجبار، معجم ما كتب عن الرسول«صلىالله عليه و آله و سلم» و اهل البيت«عليهمالسلام»، تهران، سازمانچاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، 1371.
50) سبط بنجوزى، يوسف بن قزغلى بغدادى، تذكرة الخواص من الامة بذكر خصائص الائمه، تحقيق حسين تقى زاده، ]بىجا[، مركز الطباعة و النشر للمجمع العالمى لاهل البيت«عليهمالسلام»، 1426 ق.
51) سمعانى، ابوسعد عبدالكريم بن محمد، الانساب، تقديم و تعليق عبدالله عمر بارودى، بيروت، دار الجنان، 1408ق.
52) سيد بن طاووس، رضىالدين ابوالقاسم على بن موسى بن جعفر، الملهوف على قتلى الطفوف، تحقيق فارس تبريزيان(ح سّون)، ]بىجا[، دار الاسوه، 1383.
53) شُبّر، جواد، ادب الطفّ أو شعراء الحسين«عليهالسلام»، بيروت، دار المرتضى، 1409 ق.
54) صدوق، ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى، الامالى، تحقيق موسسة البعثه، قم، موسسة البعثه، 1417 ق.
55)، الخصال، تصحيح علىاكبر غفارى، قم، منشورات جماعة المدرسين فى الحوزة العلميه، 1362.
56)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، انتشارات شريف رضى، 1368.
57)، من لايحضره الفقيه، تصحيح علىاكبر غفارى، قم، منشورات جماعة المدرسين فى الحوزة العلميه، 1404ق.
58) طباطبايى، سيد عبدالعزيز، اهل البيت«عليهمالسلام» فى المكتبة العربيه، قم، موسسة آل البيت لاءحياء التراث، 1417 ق.
59) طبرى، ابوجعفر محمد بن جرير، تاريخ الرسل و الامم و الملوك، بيروت، موسسة الاعلمى للمطبوعات، 1409 ق.
60) طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن، اختيار معرفة الرجال (معروف به رجال الكشى)، تحقيق حسن مصطفوى، مشهد، دانشگاه مشهد، 1348.
61)، الفهرست، تحقيق جواد قيومى، ]بىجا[، موسسه نشر الفقاهه، 1417 ق.
62) كاشفى، كمالالدين حسين بن على، روضة الشهداء، قم، نشر نويد اسلام، 1381 و تهران، اسلاميه، 1341.
63) كتبى، محمد بن شاكر بن احمد، فوات الوفيات، ]بىجا، بىتا، بىنا[.
64) مامقانى، عبدالله، تنقيح المقال، تهران، انتشارات جهان، ]بىتا[.
65) مُحَلّى، حميد بن احمد بن محمد، الحدائق الورديه فى مناقب الائمة الزيديّه، تحقيق مرتضى بن زيد محطورى حسنى، چاپ اول: صنعاء، مكتبة بدر، 1423ق.
66) محمودى، محمدباقر، عبرات المصطفين، قم، مجمع اءحياء الثقافة الاسلاميه، 1417 ق.
67) مرزبانى خراسانى، محمد بن عمران، الموشح، مصر، دار النهضه، ]بىتا[.
68) مِزِّى، جمالالدين ابوالحجاج يوسف، تهذيب الكمال فى أسماء الرجال، تحقيق بشار عواد معروف، ]بىجا[، موسسةالرساله، 1406 ق.
69)، قيام امام حسين«عليهالسلام»، برگزيده از كتاب الفتوح، تصحيح غلام رضا مجد طباطبايى، تهران، شركت انتشاراتعلمى و فرهنگى، 1374.
70) مسعودى، ابوالحسن على بن حسين بن على، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقيق سعيد محمد لحام، بيروت، دارالفكر، 1421 ق.
71) مقتل الحسين«عليهالسلام» به روايت شيخ صدوق (امام حسين«عليهالسلام» و عاشورا از زبانمعصومان«عليهمالسلام»)؛ تحقيق و ترجمه محمد صحتى سردرودى، تهران، نشر هستى نما، 1381.
72) مير شريفى، سيد على، «ابومخنف و سرگذشت مقتل وى»، فصلنامه آينه پژوهش، ش 2، 1369.
73) نامعلوم، مقتل الحسين«عليهالسلام»، تحقيق رسول جعفريان، فصلنامه تراثنا، شماره 68، 1422 ق.
74) نجاشى، ابوالعباس احمد بن على، فهرست أسماء مصنفى الشيعه مشهور به رجال النجاشى، تحقيق سيد موسىشبيرى زنجانى، قم، موسسه النشر الاسلامى، 1416 ق.
پی نوشتها:
1 براى نگارش اين بخش مقاله، از دستنوشته جناب آقاى دكتر محمدرضا جبارى استفاده شد.
2 علىاكبر دهخدا، لغتنامه، واژة «مقتل».
3 رجال النجاشى، ص 128 و 129، شمارة 332.
4 شيخ طوسى، الفهرست، ص 85 - 86، شمارة 119.
5 شيخ صدوق در جريان آويختن سر يكى از شهداى كربلا توسط يكى از سپاهيان عمر سعد، از قول قاسم بن اصبغ اين گونه بيان كرده است: «من به پدرم گفتم: ناى كاش اين مردِ حامل سر، اندكى سر را بالاتر آويزان مىكرد، مگر نمىيينى كه دستان اسب با سر چه مىكند؟...». اين گفتة قاسمحاكى از آن است كه اصبغ در زمان حادثة كربلا، زنده بوده است (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 219).
6 طبرى، تاريخ الامم و الملوك، ج4، ص 343: «قال هشام عن ابيه محمد بن السائب عن القاسم بن الاصبغ بن نباته قال...». ابن حمزة طوسىنيز اين خبر را با حذف اسناد، مستقيماً از قاسم بن اصبغ نقل كرده است (الثاقب فى المناقب، ص 341).
7 ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص 78: «قال المدائنى ابوغسان، عن هارون بن سعد عن القاسم بن الاصبغ بن نباتة قال...».
8 شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 218 - 219.
9 سبط بن جوزى، تذكرة الخواص من الامة بذكر خصائص الائمة، ج2، ص 252 - 253: «حكى هشام بن محمد عن القاسم بن الاصبغالمجاشعى، قال...».
10 ر. ك: شيخ صدوق، الامالى، مجلس 30 - 31 و 215 - 232. البته چون برخى از مطالب اين خبر با گزارشهاى كهن و معتبر تاريخى، ناسازگار است، چندان نمىتوان به آن اعتماد و اعتنا كرد.
11 طبرى، همان، ج 4، ص 257 - 260 و 292 - 294؛ جمال الدين يوسف مِزِّى، تهذيب الكمال فى اسماء الرجال، ج 6، ص 422 - 430؛ ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 3، ص 306 - 310 و ابن حجر عسقلانى، الاصابة فىتمييز الصحابه، ص 2، ص 69 - 71.
12 محمد بن سعد، ترجمة الحسين و مقتله، ص 38 و 49 و ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 199 - 200.
13 محمد باقر محمودى، عبرات المصطفين، ج1، ص 6.
14 ابن نديم، كتاب الفهرست، ص 105 و شيخ طوسى، الفهرست، ص 204، ش 204.
15 نجاشى، همان، ص 434 - 435، شمارة 1166.
16 ابن نديم، همان، ص 111.
17 شيخ آقا بزرگ تهرانى، الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج 22، ص 28؛ سيد عبدالعزيز طباطبايى، اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 533. درسال وفات او اختلاف است و سالهاى 210، 211 و 213ق و غيره نيز گفته شده است (ابن نديم، همان، ص 59 و خطيب بغدادى، تاريخ بغداد، ج13، ص 257).
18 سيدبن طاووس، الملهوف على قتلى الطفوف، ص 127. اين گزارش درباره ورود عمر سعد (؟) به مكه در روز ترويه جهت كشتن امامو ياجنگ با وى به دستور يزيد است. البته به نظر مىرسد آن كسى كه وارد مكه شده، عمرو بن سعيد بن اشدق (نه عمر سعد) حاكم مكه و مدينه بودهاست، چرا كه طبق گزارش طبرى، يزيد در سال 60ق امارت مكه را افزون بر مدينه، به عمرو بن سعيد واگذار كرد (طبرى، همان، ج4، ص 301).
19 ابن نديم، همان، ص 106 و شيخ طوسى، الفهرست، ص 428، ش 1148.
20 ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 19، ص 306؛ سيد عبدالعزيز طباطبايى، همان، ص 535 به نقل از سمعانى، التحبير، ج1، ص 185.
21 ابن عبد ربه، العقد الفريد، ج 4، ص 353 - 352: «على بن عبدالعزيز قال: قرا على ابوعبيد القاسم بن سلام و انا اسمع...» و نيز ر. ك: همان، ص 360.
22 محمدبناحمد تميمى، كتاب المحن، ص 142 - 147.
23 شيخ طوسى، الفهرست، ص 159، ش 405.
24 ابن شهر آشوب، معالم العلماء، ص 107، ش 486.
25 ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص 51، 56 - 57، 59، 61، 65، 72، 76 و 78 - 79.
26 سبط بن جوزى، تذكرة الخواص من الامة بذكرخصائص الائمة، ج 2، ص 179، 187 و 225.
27 يوسف مزّى، تهذيب الكمال، ج 6، ص 407 و 432.
28 ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، ج4، ص 155.
29 نجاشى، همان، ص 19، ش 21 و شيخ طوسى، الفهرست، ص 39، ش 9؛ ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص 43، ش 27.
30 سمعانى، از او به ابومحمد عبدالله بن ابى سعد ياد كرده و گفته است مقصود از او، عبدالله بن عمرو عبدالرحمان بن بشر بن هلال انصارىوراق بلخى اخبارى است كه متولد سال 197 و متوفاى 274ق است (الانساب، ج 1، ص 94 - 95).
31 پيشين، ج2، ص 191.
32 اين كتاب برگرفته از كتاب عيون الاخبار ابن قتيبه است كه نسخه مخطوط آن در 92 برگ در كتابخانة جامع كبير در صنعا به شمارة 2200نگهدارى مىشود (عبدالجبار رفاعى، معجم ما كتب عن الرسول و اهل البيت، ج 8، ص72).
33 سطر دوم صفحة 5 - 12 از الامامه و السياسه مقايسه شود با العقد الفريد، ج4، ص 352 - 356.
34 شيخ طوسى، الفهرست، ص 170، ش 449 و ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص 111، ش 506.
35 عبدالرحمان بن جوزى، كتاب الرد على المتعصب العنيد، ص 35، 42 - 44، 46 - 47 و 50 - 51.
36 ابنعساكر، ترجمة ريحانة رسول الله الامام الحسين (من تاريخ مدينةدمشق)، ص 346، 375، 387، 399، 412 و 436.
37 سبط بن جوزى، همان، ج 2، ص 184، 188، 197، 199.
38 نجاشى، همان، ص17، ش 19؛ شيخ طوسى، الفهرست، ص37، ش 7 و ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، ص 39.
39 ابن ماكولا، الاءكمال، ج 7، ص 216.
40 ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 639 و همو، سير اعلام النبلاء، ج 13، ص 534.
41 ابن نديم، همان، ص 121 و نجاشى، همان، ص 346 - 347، ش 936.
42 ابن عساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 245.
43 ابن سليمان كوفى، مناقب الامام اميرالمومنين على بن ابى طالب، مقدمه، ص 12.
44 شيخ طوسى، الفهرست، ص 140، ش 334 و ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص 92، ش 378.
45 نجاشى، همان، ص 187، ش 498.
46 حاجى خليفه، كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون، ج2، ص 1794.
47 ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، ج 14، ص 115، 149، 171، 187، 199، 221 و 228 - 229.
48 نجاشى، همان، ص 353، ش 946.
49 همان، ص 242، ش 640 و علامه حلى، ايضاح الاشتباه، ص 245.
50 اسماعيل پاشا بغدادى، هدية العارفين، ج 1، ص 780.
51 بخش مربوط به شهادت امام حسين و بنى هاشم در كربلا از اين كتاب، با تحقيق سيد مصطفى مرتضى قزوينى چاپ شده است (عبدالجباررفاعى، همان، ج 8، ص74).
52 ابوعبدالله بن منده اصفهانى، جزء ترجمة الطبرانى، ص 20، شمارة 39.
53 از صفحه 94 - 136، شمارة 2766 - 2913.
54 شيخ طوسى، الفهرست، ص 237؛ ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص 147، ش 764. شيخ صدوق در من لايحضره الفقيه (ج 2، ص598) با اين عبارت، از وجود چنين مقتلى خبر داده است: «و قد اخرجت فى كتاب الزيارات و فى كتاب مقتل الحسين انواعاً من الزيارات...». همچنين او در كتاب الخصال (ص 68، ذيل حديث شماره 101) از اين مقتل ياد كرده است.
55 ر. ك: مقتل الحسين به روايت شيخ صدوق (امام حسين و عاشورا از زبان معصومان)؛ تحقيق و ترجمه محمد صحتى سردرودى، ص 25؛ محقق ياد شده، با گرد آورى بيش از دويست حديث و گزارش از اخبار مربوط به واقعة عاشورا از لابهلاى آثار حديثى به جاى مانده از شيخ صدوق واندكى نيز از ميان آثار كسانى كه از شيخ صدوق حديث نقل كردهاند، و تدوين، تبويب و ترجمة آنها، به بازسازى و احياى اين مقتل پرداخته است.
56 ابن شهرآشوب، مناقب آل ابى طالب، ج4، ص 64 و 95.
57 نجاشى، همان، ص 385، ش 1046.
58 همان، ص 349، ش 939. ابن نديم از آثار او كتابى با عنوان ما نزل من القرآن فى الحسين بن علىنام برده است كه احتمالاً غير از مقتلالحسين باشد (همان، ص 277).
59 نجاشى، همان، ص 372، ش 1015؛ شيخ طوسى، الفهرست، ص 208 - 209، ش 600. اگرچه عنوان كتاب المقتل، عنوان عامى است، اما با توجه به آنكه اين عنوان بيشتر بر مقتل امام حسيناطلاق شده است، به گمان قوى، مقصود از عنوان ياد شده، مقتل امام حسينباشد.
60 بر گرفته از بلعمى، تاريخ نامة طبرى.
61 نسخة مخطوط اين اثر در دارالكتب قاهره به شمارة 1245 نگه دارى مىشود (طباطبايى، همان، ص 548، ش 708).
62 حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 177.
63 نجاشى، همان، ص 303، ش 827.
64 شيخ طوسى، الفهرست، ص 242، ش 714؛ بن شهرآشوب، معالم العلماء، ص 150، ش 766. وى از مقتل الحسين شيخ طوسى با عنوانمختصر فى مقتل الحسين ياد كرده است.
65 طباطبايى، اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 548؛ عبدالجبار رفاعى، معجم ما كتب عن الرسول و اهل البيت، ج 8، ص 74.
66 براى نمونه: كاشفى، روضة الشهداء، ص 260، 315، 327، 338، 340، 360، 371، 420، 427، 440، 445 و 473.
67 براى نمونه صفحات 205، 260، 269، 287 289، 295، 364، 381 و 391 از كتاب روضة الشهداء به ترتيب مقايسه شود با صفحات283، 335، 350 (از جلد اول) و 11 - 14، 17، 46 - 47، 64 - 65 و 82 - 83 (از جلد دوم) مقتل خوارزمى.
68 ر. ك: كاشفى، همان، ج1، ص 259، 271، 297 و 353.
69 مقايسه شود صفحات 299، 315 316، 337، 344 و 346 از روضة الشهداء به ترتيب با صفحة 338 (جلد اول) و صفحات 31، 35 و37- 38 (جلد دوم) مقتل خوارزمى.
70 منتجب الدين على بن بابويه رازى، الفهرست، ص 119، ش 457.
71 اسماعيل پاشا بغدادى، هدية العارفين، ج2، ص 404 و همو، ايضاح المكنون فى الذيل على كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون، ج2، ص 540 و سيدعبدالعزيز طباطبايى، همان، ص546، ش704. البته طباطبايى، نام او را مجير الدين ثبت كرده است، اما اسماعيل پاشا، محبرنوشته است.
72 تصحيح غلام رضا مجد طباطبايى، تهران، شركت انتشارات علمى و فرهنگى، 1373، 109 صفحه.
73 شيخ آقا بزرگ، الذريعه، ج 22، ص 32.
74 رسول جعفريان، تاريخ تشيع در ايران از آغاز تا طلوع دولت صفويان، ص 605.
75 كاشفى، همان، ص 261، 330، 349، 351، 360، 380 - 381، 385، 392، 394 - 395، 402، 411، 421 و 427.
76 همان، ص 455، 474 و 491.
77 شمس الدين محمد ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج4، ص 1452. اما به گفتة طباطبايى، ابن رجب حنبلى ذيل كتاب طبقات الحنابله (ج2، ص275) و عمر رضا كحاله در معجم المولفين (ج5، ص 218) نام كتاب او را مصرع الحسين نگاشتهاند (اهلالبيت فى المكتبة العربيه، ص 548، ش705).
78 جواد شُبّر، ادب الطفّ او شعراء الحسين، ج1، ص 59.
79 شيخ طوسى، اختيار معرفة الرجال، ج2، ص 574، ح 508.
80 ابن نديم، الفهرست، ص 275.
81 آقا بزرگ تهرانى، همان، ج 20، ص 293 و طباطبايى، همان، ص 463.
82 آقا بزرگ تهرانى، همان، ج 20، ص 293.
83 ابن نديم، همان، ص 146 - 148 و محمد بن عمران مرزبانى خراسانى، الموشح، ص 5.
84 اين اثر به همت محقق گرانمايه، سيد محمدرضا حسينى جلالى از كتاب ياد شده فراهم، تحقيق و در شمارة دوم از فصلنامة تراثنا، سال1406 ق به چاپ رسيده است.
85 البته در رسالة ياد شده از 107 نفر به عنوان شهيد نام برده شده كه ناشى از غلط چاپى است، چرا كه نام زهير بن قين از قلم افتاده است و دوقاتل او، شهيد به حساب آمده است.
86 همان، ص 150.
87 سعد بن عبد الله اشعرى قمى، المقالات و الفرق، ص 71 و خويى، معجم رجال الحديث، ج 9، ص 262.
88 بيروت، عالم الكتب، ج1، ص 171 - 173.
89 حميد بن احمد بن محمد مُحَلّى، الحدائق الوردية فى مناقب الائمة الزيديّه، ج1، ص 207 - 212. البته محلى، برخى از مطالب مربوط بهبرخى از شهدا و گزارش پايانى صفحة آخر رساله را نياورده است.
90 ياقوت بن عبدالله حموى، معجم الادباء، ج 17، ص 41؛ محمد بن شاكر بن احمد كتبى (764 ق)، فوات الوفيات، ج2، ص 175 و ذهبى، سير اعلام النبلاء، ج 7، ص 302.
91 رجال النجاشى، ص 320.
92 ر. ك: وقعة الطف (مقتل ابى مخنف)، با مقدمه و تحقيق محمد هادى يوسفى غروى، ص 19.
93 ابنابى الحديد، شرح نهجالبلاغه، ج 1، ص 147.
94 عبدالله مامقانى، تنقيح المقال، ج 2، شماره 9992.
95 نجاشى، همان، ص 320.
96 طبرى، تاريخ الامم و الملوك، ج4، ص 264.
97 همان، ج 6، ص 39.
98 تاريخ اليعقوبى، ج2، ص 326.
99 وقعة الطف، تحقيق محمد هادى يوسفى غروى، ص 16.
100 براى نمونه مىتوان به دو گزارشى كه ابن شهرآشوب درباره حوادث روز عاشورا، به نقل از ابومخنف و او نيز از فرد مجهولى به نام جلودىنقل كرده است (مناقب آل ابى طالب، ج4، ص 65 - 66) اشاره كرد كه ضمن عجيب بودن دو گزارش ياد شده، در تاريخ طبرى و مقاتل الطالبيين والارشاد شيخ مفيد وجود ندارد.
101 وقعة الطف، مقدمه، ص 22 - 29.
102 سيد على مير شريفى، «ابومخنف و سرگذشت مقتل وى»، فصلنامة آينة پژوهش، ش 2، 1369، ص 34؛ سيد حسن امين، مستدركاتاعيان الشيعه، ج 6، ص 255.
103 ميرشريفى، همان، ص 38 و سيد حسن امين، همان، ج6، ص 257.
104 ميرشريفى، همان، ص 36 و سيد حسن امين، همان، ج6، ص 256.
105 اين مقتل به همت محقق محترم، استاد محمدهادى يوسفى غروى از منابع اوليه جمعآورى و تحقيق شده و توسط مركز انتشارات اسلامىوابسته به جامعه مدرسين چاپ شده است. همچنين چاپ جديد آن با اضافات و اصلاحات در سال 1385 توسط انتشارات مجمع جهانى اهلبيتمنتشر شده است.
106 محمد مهدى جعفرى، تشيع در مسير تاريخ، ص 254 - 255.
107 شمس الدين محمد بن طولون، الائمة الاثنا عشر، ص 138.
108 مسعودى، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج4، ص 27؛ ذهبى، ميزان الاعتدال، ج4، ص 305 و ابن عماد حنبلى، شذرات الذهب فىاخبار من ذهب، ج3، ص 27.
109 ابن نديم، همان، ص 108 و ذهبى، تذكرة الحفاظ، ج 8، ص 343.
110 نجاشى، همان، ص 435.
111 چاپ اول، طائف، مكتبة الصديق، 1414ق.
112 البته به يك اعتبار بايد جلد دوم را جلد سوم حساب كرد، از اين رو كه يك جلد نيز با تحقيق آقاى محمودى در سيرة نبوى چاپ شده است.
113 همان، تحقيق سهيل زكّار و رياض زركلى، ج 3، ص 368 و 412.
114 همان، ص 409.
115 همان، ص 417.
116 همان، ص 415.
117 همان، ص 368.
118 همان، ص 413 - 414، 416 و 424.
119 همان، ص 411.
120 همان، ص 371.
121 ابن نديم، الفهرست، ص 86.
122 ابوحنيفه دينورى، الاخبار الطوال، ص 227 - 262.
123 همان، ص 229، 243، 245، 247، 254، 257، 259 - 260 و 262.
124 همان، ص 260.
125 همان، ص 235.
126 همان، ص 259.
127 تاريخ اليعقوبى، ج 2، ص 243 - 246.
128 شيخ آقا بزرگ تهرانى، الذريعه، ج22، ص 23.
129 طباطبايى، اهل البيت فى المكتبة العربيه، ص 537.