ضرورت تفريح و سرگرمي
انسان همچنان كه به غذا و نوشيدني و خواب و استراحت و نظافت نياز دارد، همين طور به تفريح و سرگرمي سالم نيز نيازمند است و هيچ عاقلي نمي تواند اين نياز فطري و طبيعي انسان را انكار نمايد. حتي حيوانات نيز از اين قانون كلي مستثني نيستند و ساعتي را در شبانه روز مشغول بازي و تفريح هستند، از پرندگان هوا گرفته تا درندگان صحرا، از خزندگان گرفته تا موجودات و ماهيان دريا، كه همگي صحنه هاي زيبايي از تفريح و بازي را به نمايش مي گذارند، حتي درنده خوترين حيوانات مانند شير و پلنگ و گرگ، ساعتي را با فرزندان خويش در كنار هم به بازي و شادي و تفريح سپري مي كنند.
انسان قطعاً در اين جهت بايد پيشگام باشد چرا كه يك موجود فولادي و يك جسم بي جان نيست كه هرچه بخواهد كار كند، بلكه موجودي است داراي روح و روان، و روح نيز همچون تن و جسم، خسته مي شود، همانگونه كه جسم با استراحت و خواب، انرژي مصرف شده را تامين مي كند، روح و روان نيز با تفريح و سرگرمي سالم، شارژ شده دوباره نيرو مي گيرد.
تجربه و گذشت زمان نيز نشان داده است كه اگر انسان به كارهاي يك نواخت بدون وقفه ادامه دهد، و از سرگرمي و تفريح محروم باشد، بازده و راندمان كار بر اثر كمبود نشاط، تدريجاً افت كرده، پايين مي آيد. اما برعكس، پس از ساعاتي تفريح و سرگرمي آنچنان نشاط كار و تلاش در او ايجاد مي شود كه كميت و كيفيت كار هر دو فزوني پيدا مي كند، به اين جهت بايد گفت ساعاتي كه صرف تفريح و سرگرمي سالم مي شود نه تنها هدر نمي رود بلكه با رفع خستگي از روح و روان عامل تقويت و پيشرفت ساعات كاري و مطالعاتي انسان مي شود. (1)
تفريح در قرآن
1- قرآن كريم درخواست برادران را از پدر در مورد حضرت يوسف اين چنين بيان مي كند: «او را فردا با ما (به خارج شهر) بفرست تا غذاي كافي بخورد، (2) و بازي و تفريح كند و ما حافظ او هستيم.» (3)
وقتي برادران يوسف مسئله تفريح و گردش در صحرا و خوردن از گياهان را مطرح كردند، حضرت يعقوب اعتراض نكرد كه اين عمل شايسته يك جوان موحد و وابسته به خانواده نبوت نيست (بلكه از جنبه امنيتي اظهار نگراني نمود) از اين بيان بخوبي استفاده مي شود كه به تفريح، نظر مثبت داشته، بلكه در جامعه آن روز امر مسلمي بوده است و امروز شهرنشيني، و فضاي بسته خانه هاي شهرها، اين نياز را دو چندان كرده است.
2- در آيات متعددي از قرآن، خداوند دستور داده در زمين سير كنيد(4) و در آن گردش كنيد از جمله فرمود: «و ميان آنها و شهرهايي كه بركت داده بوديم، آباديهاي آشكاري قرار داديم و سفر در ميان آن ها را به طور متناسب (با فاصله نزديك) مقرر داشتيم (و به آنان گفتيم: ) شبها و روزها در اين آباديها با ايمني كامل، سفر و گردش كنيد.» (5)
3- در آياتي دستور مي دهد در بين گياهان گردش كنيد و در كيفيت خلقت آنها دقت كنيد، از جمله فرمود: «آيا آنان به زمين نگاه نكردند كه چه قدر از انواع گياهان پرارزش در آن رويانديم؟»(6)
نيز فرمود: «آيا نديدند كه ما آب را به سوي زمين هاي خشك مي رانيم و به وسيله آن زراعتهايي مي رويانيم كه هم چهارپايانشان از آن مي خورند و هم خودشان تغذيه مي كنند، آيا نمي بينند؟!» (7)
و همين طور از انسانها خواسته شد كه به دريا نظر كنند و از انواع جنبندگان عبرت بگيرند، از جمله مي فرمايد: «در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز و كشتيهايي كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبي كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايي كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه هايي است (از ذات پاك خدا و يگانگي او) براي مردمي كه عقل دارند و مي انديشند.»(8)
بايد توجه داشت كه قرآن در گردش ها و تفريح ها انسان را به دو نكته توجه داده است:
1- تفريح، فقط گردش بدون انديشه و تفكر، و بدون عبرت گيري و پندپذيري نباشد، انسانهايي كه در صحراها و كنار درياها و... گردش مي كنند و يا مسافرتهايي در شهرها و آثار باستاني دارند، با تفكر و انديشه به آن محلهاي گردشي بنگرند، و از اين راه به عظمت خالق و صانع آنها پي برند. و همين طور از سرانجام شاهان و ظالمان و كاخهاي بجاي مانده از آنها درس عبرت بگيرند.
2- تفريح، باعث آلوده شدن انسان به گناهان ديگر نشود، دشمنان تلاش دارند ميادين ورزشي و تفريحي، محلي براي آلوده كردن مردم، مخصوصاً جوان ها باشد و تا حدودي بر اين امر موفق شده اند، شاهدش اين است كه بيشترين بي حرمتي ها را نسبت به مسائل ديني در پارك ها، كنار درياها و بعضي ميادين ورزشي، و مسير رفت وآمد اين مكان ها مشاهده مي كنيم.
قرآن هشدار مي دهد كه به بهانه ورزش و تفريح و گردش، شما را نبرند، چنان كه برادران يوسف به بهانه تفريح او را بردند و به داخل چاه افكندند. يكي از مفسران در اين زمينه مي گويد: «همانگونه كه برادران يوسف از علاقه انسان مخصوصاً نوجوان به گردش و تفريح براي رسيدن به هدفشان سوءاستفاده كردند در دنياي امروز نيز دستهاي مرموز دشمنان حق و عدالت از مسأله ورزش و تفريح براي مسموم ساختن افكار نسل جوان سوءاستفاده فراوان مي كنند بايد به هوش بود كه ابرقدرتهاي گرگ صفت در پوشش ورزش و تفريح، نقشه هاي شوم خود را ميان جوانان به نام ورزش و مسابقات منطقه اي يا جهاني پياده نكنند.»(9)
تفريح در روايات
1- در روايات نيز به امر تفريح سالم پرداخته شده، و سفارش شده كه ساعتي از زندگي رابه لذتهاي حلال و تفريحهاي سالم اختصاص دهيد، علي(ع) فرمود: «براي مؤمن (در شبانه روز) سه وقت است، زماني براي (نيايش) و مناجات با پروردگارش، و زماني براي تأمين معاش زندگي اش، و زماني براي واداشتن نفس به لذت هايي كه حلال و مايه زيبايي است.
خردمند را نشايد جز آن كه درپي سه چيز حركت كند: (كسب حلال) براي تأمين زندگي، يا گام نهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذت هاي (حلال و) غيرحرام.»(10)
جالب اين است كه در برخي روايات، اين جمله اضافه شده است: «و ذلك عون علي سائر الساعات؛ (11) اين سرگرمي (و تفريح سالم) كمكي است براي ساير برنامه ها» و در تعبير ديگر دارد: «و بهذه الساعه تقدرون علي الثّلاث السّاعات؛ (12) و با اين ساعت (تفريح) نيرو مي گيريد بر انجام وظائف اوقات ديگر.»
2- در برخي روايات عقل را به درخت پرباري تشبيه نموده و ثمره آن را نشاط و شادي مي داند، علي(ع) فرمود: «اصل العقل القدره و ثمرتها السّرور؛ (13) ريشه عقل قدرت است و ميوه آن نشاط و خوشحالي» البته شادي و نشاط نيز اخلاق خوش و نرمي مي طلبد كه همان حضرت فرمود: «لايستعان علي السّرور الا باللّين؛ (14) بر شادي و (نشاط) نمي توان دست يافت مگر با نرمي (و خوشخويي).»
3- شادي و تفريح هاي سالم فرصتهايي است كه زمينه بهره برداري بيشتر از اوقات عمر را فراهم مي كند؛ علي(ع) فرمود: «اوقات السّرور خلسه؛ (15) اوقات شادي فرصتهاي لطيف است.»
4- عامل آرامش و راحتي، اميرمؤمنان(ع) فرمود: «بقدر السّرور بكون التنفيص؛ (16) به ميزان شادي و نشاط راحتي و آرامش (فكري) به دست مي آيد.»
5- شادي (و تفريح) عامل غمزدايي است؛ علي(ع) فرمود: «السّرور يبسط النّفس و يثير النّشاط، الغمّ يقبض النّفس و يطوي الانبساط؛ (17) شادي روح انسان را باز (و بلند پرواز نموده) نشاط را مي انگيزاند، غصه نفس انساني را در فشار قرار داده و در حصر نگاه مي دارد و فضاي نشاط را مي پيچد (و جمع مي كند).»(18)
اسلام به مسائل تفريح تا آن جا اهميت داده كه يك سلسله مسابقات را حتي با شرط بندي اجازه داده، و برخي موارد را با عنوانهاي قابل تعظيم مورد تأكيد قرار داده است.
برخي تفريحات سالم در اسلام
1- اسب سواري و شتر دواني
يكي از موارد تفريحات سالم كه شرط بندي و تعيين جايزه نيز در آن روا مي باشد، اسب دواني است، تاريخ نشان داده كه قسمتي از اين مسابقات در حضور شخص پيامبراكرم(ص) و با داوري و نظارت او انجام مي گرفت، حتي گاه شتر مخصوص خود را براي مسابقه اي در اختيار ياران مي گذاشت. در روايتي از امام صادق(ع) چنين آمده است: «هنگامي كه پيامبر از تبوك برمي گشت (ميان ياران خود) مسابقه شترسواري را مقرر ساخت، پس غضيا (شتر معروف پيامبر اكرم(ص)) درحالي كه اسامه (بن زيد) بر آن سوار بود از همه پيشي گرفت، پس مردم (به خاطر اين كه شتر از آن پيامبر بود) صدا زدند پيامبر پيشي گرفت ولي رسول خدا(ص) مي فرمود: اسامه سبقت گرفت (و برنده شد)». (19)
حضرت با جمله «سبق اسامه» فهماند كه سواركار مهم است نه مركب و چه بسا مركب راهواري كه به دست افراد ناشي بيفتد و كاري از آن ساخته نباشد.
گاه حتي خود حضرت شخصاً مسابقه مي داد، از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: عربي آمد نزد پيامبراكرم(ص) و گفت آيا با اين شترت با من مسابقه مي دهي؟ حضرت فرمود: بلي پس اعرابي برنده شد، آنگاه پيامبراكرم(ص) فرمود: شماها (بس كه از شتر مرا تعريف كرديد و مبالغه نموديد) او را بالا برديد، ولي خداوند دوست مي دارد، كه او را پايين آورد، زيرا كوهها در طوفان نوح گردن كشي نمودند (براي فرودآمدن كشتي نوح) اما كوه جودي نهايت، تواضع را نشان داد، خداوند كشتي را درآن قرار داد (و اين افتخار ابدي نصيب او گرديد). (20)
حتي در مسابقه اسب دواني و شتردواني، شرط بندي و تعيين جايزه مي كردند: ابن لبيد از انس بن مالك پرسيد آيا شما در زمان رسول خدا(ص) براي مسابقه شرط بندي مي كرديد، گفت: «آري «راهن رسول الله علي فرس فسبق فسر بذلك و اعجبه؛ (21) رسول خدا روي اسبي كه داشت (براي مسابقه) شرط بندي كرد ومسابقه را برد و اين پيروزي باعث مسرت و اعجاب آن حضرت شد.»
از امام ششم بازگو شده كه جمعي از مشركين به چراگاههاي مدينه به منظور دستبرد گوسفند آمدند: منادي، اهل مدينه را به كمك خواست؛ رسول خدا(ص) صداي او را شنيد و براي دفع دشمن سوار اسبش شد. ابوقتاده، نخستين كسي بود كه از ياران پيامبر به او پيوست و سپس از اصحاب به آنها پيوستند اما دشمن فرار كرده بود و از آنها اثري نيافتند.
ابوقتاده گويد به رسول خدا گفتم: حالا كه دشمن فرار كرده اگر موافقت فرماييد از فرصت استفاده نموده مسابقه اسب دواني برقرار نماييم، رسول خدا(ص) جواب مثبت داد. مسابقه آغاز شد و آن حضرت از همه پيشي گرفت و رو به حاضرين كرد و فرمود: «من از قريش هستم و اين اسب، اسب نجيب خوبي است.» (22)
2- تيراندازي
مورد ديگري از تفريحات مجاز، مسابقه تيراندازي است.
رسول خدا(ص) هم عملا درمسابقات تيراندازي شركت مي فرمود، و هم در مورد آن سفارش مي كرد.
شيخ در مبسوط آورده كه روزي رسول خدا(ص) به جمعي از انصار كه مشغول تيراندازي بودند، عبور كرد. حضرت نيز پيشنهاد فرمود كه در مسابقه تيراندازي با آنها شركت كند و فرمود: من با گروهي كه «ابن اردع» در آن است همكاري مي كنم، دسته مقابل با شنيدن گفتار حضرت از تيراندازي دست كشيدند و گفتند: گروهي كه رسول خدا در آن باشد هرگز مغلوب نمي شوند.
حضرت براي اين كه مسابقه تعطيل نشود، فرمود، من با هر دو گروه همكاري مي كنم مجددا مسابقه شروع شد و پيامبر اكرم(ص) با هردو گروه تيراندازي نمود.
امامان معصوم نيز تيراندازي مي كردند و مهارت خاصي داشتند از جمله جريان مسابقه تيراندازي امام باقر(ع) است كه نقل شده هشام بن عبدالملك تصميم گرفت مسابقه تيراندازي ترتيب داده امام را در آن مسابقه شركت بدهد تا بلكه به واسطه شكست در مسابقه، امام باقر(ع) درنظر مردم كوچك جلوه كند! به همين جهت پيش از ورود امام به قصر خلافت، عده اي از درباريان را واداشت نشانه اي نصب كرده مشغول تيراندازي شوند. امام باقر(ع) وارد مجلس شد و اندكي نشست ناگهان هشام رو به امام كرد و چنين گفت: آيا مايليد در مسابقه تيراندازي شركت نماييد؟ حضرت فرمود: من ديگر پير شده ام وقت تيراندازيم گذشته است، مرا معذور دار، هشام پافشاري كرد و امام را سوگند داد و همزمان، به يكي از بزرگان بني اميه اشاره كرد كه تير و كمان را به آن حضرت بدهد. امام دست برد و كمان را گرفت و تيري در چله كمان نهاد و نشانه گيري كرد و تير را درست به قلب هدف زد، آنگاه تير دوم را به كمان گذاشت و رها كرد و اين بار نيز در چوبه تير قبلي نشست و آن را شكافت، تير سوم نيز به دوم اصابت كرد و به همين ترتيب نه تير پرتاب نمود كه هركدام به چوبه تير قبلي خورد!
هشام بي اختيار گفت: آفرين برتو اي اباجعفر! تو سرآمد تيراندازان عرب و عجم هستي، چگونه مي گفتني پير شده ام؟... حضرت فرمود: مي داني اهل مدينه به تيراندازي عادت دارند، من نيز در ايام جواني مدتي به اين كار سرگرم بودم ولي بعد آن را رها كردم، امروز چون تو اصرار كردي ناگزير پذيرفتم. (23)
3- شنا
يكي ديگر از سرگرمي هايي كه در روايات به آن سفارش شده شنا است، پيامبراكرم(ص) فرمود: «خير لهو المؤمن السباحه، و خير لهو المرأه المفزل؛ (24) بهترين سرگرمي مومن شناكردن و بهترين سرگرمي زن (مؤمنه) بافندگي است.»
4- گردش در صحرا و باغات
نمونه ديگر از تفريحات سالم، گردش در صحرا، باغات، مزارع كشاورزي و كلا در فضاي سبز است. گردش در چنان محيطي غم انسان را مي زدايد. چنانكه شاعر عرب با استفاده از روايات، اين جمله را گفته:
ثلاثه يذهبن عن قلب الحزن
الماء والخضراء والوجه الحسين
سه چيز (غم را) را از قلب محزن مي برد، آب (و دريا) فضاي سبز و صورت (نوراني) و نيكو.
اين بخش، هم مورد سفارش معصومان است و هم عملا در آن حضرات از چنين تفريحي استفاده مي بردند از جمله:
1-عمروبن حريث مي گويد: خواستم به محضر امام صادق(ع) شرفياب شوم، او را در منزل برادرش عبدالله پيدا كردم. عرض كردم: «جعلت فداك ما حولك الي هذا المنزل فقال طلب النزهه، (25) فدايت بشوم چه باعث شد به اينجا آمديد؟ فرمود: براي تفريح.»
2- ابراهيم بن ابي محمود روايت مي كند. حضرت امام رضا(ع) در جمعي از ما پرسيد؟ چه نوع خورشتي بهتر و پراستفاده تر است؟ جمعي گفتند: گوشت و بعضي گفتند: روغن زيتون و بعضي ديگر گفتند: روغن بهتر است، فقال(ع): لابل الملح لقد خرجنا الي النزهه لنا و نسي الغلمان الملح فما انتفعنا شيء حتي انصرفنا؛ (26) پس حضرت فرمود: نه (هيچ يك از آنچه گفته شد نيست) بلكه نمك (مفيدترين است) براي اين كه روزي ما (با جمعي) براي تفريح و سياحت (از شهر) خارج شديم و غلامان نمك را فراموش كردند و ما از چيزي (كه از خوردني ها همراه داشتيم) بهره نبرديم و استفاده نكرديم تا آنكه (همانطور) برگشتيم.»
ابن سكيت مي گويد: «خرجنا نتنزه اذا خرجوا الي البساتين؛ خارج شديم براي تفريح، وقتي گفته مي شود كه براي (ديدن) باغات و بوستان خارج شوند. (27)
موارد فوق و غير آن نشان مي دهد كه يكي از موارد تفريح (و شايد بهترين مورد)، رفتن به باغات و فضاي سبز اطراف شهر است، منتهي حدود شرعي مراعات شود و از كارهاي خلاف شرع پرهيز شود. امام رضا(ع) مي فرمايد: «از لذائذ دنيا نصيبي براي (كاميابي) خويش قرار دهيد و تمنيات دل را از راه هاي مشروع و حلال برآوريد و (مراقبت كنيد كه) مردانگي و عزتتان آسيب نبيند و دچار اسراف نشويد و با اين تفريحات سالم به زندگي دنيا مدد رسانيد. (28)
5- مزاح و شوخي با برادران ديني
از ديگر تفريحات كه مجاز شمرده شده شوخي و مزاح هايي است كه از نزاكت خارج نباشد و مرز شخصيت انسان را نشكند و همين طور حدود شرعي در آن مراعات شود.
در روايت آمده كه: «كان يمزح و لا يقول الا حقاً؛ (29) رسول خدا(ص) مزاح مي كرد و غيراز حق نمي گفت.»
دراين باره نمونه هايي از مزاح آن حضرت در تاريخ نقل شده است: از جمله روزي به زني از طايفه اشجع فرمود: پيرزنها به بهشت وارد نمي شوند، زن به گريه افتاد. بلال حبشي علت گريه را پرسيد بعداز اين كه متوجه شد، نزد رسول خدا(ص) رفت، حضرت فرمود: سياه ها هم به بهشت راه ندارند. او هم شروع كرد به گريه، هر دوي آن ها را عباس عموي پيغمبر ديدار كرد و مسئله را به عرض پيامبر اكرم(ص) رساند، حضرت فرمود: پيرمردها هم به بهشت راه ندارند، او نيز ناراحت شد، سپس حضرت همه آنها را احضار كرد و فرمود: اهل بهشت همه جوان و بي مو و آراسته اند و اضافه نمود كه: «انهم يدخلون الجنه شباناً منورين؛ (30) آن ها به صورت جوان و نوراني وارد بهشت مي شوند.» و همين طور بلال نيز گاهي شوخي و مزاح مي كرد.
و خود پيامبر اكرم(ص) نيز فرمود: «اني لامزح ولااقول الا حقا؛ (31) من شوخي مي كنم و جز واقع و حق نمي گويم.»
درجاي ديگر فرمود: «المؤمن دعب لعب والمنافق قطب غضب؛ (32) مؤمن مزاح كننده و بازي كن است و منافق ترش رو و خشمگين است.
امامان معصوم نيز به اين مسئله سفارش نموده اند، و خود نيز گاهي مزاح مي فرمودند: يونس شيباني مي گويد، امام صادق از من پرسيد: «چگونه است شوخي و مزاح شما با (برادران ديني و) ديگران گفتم: خيلي كم. فرمود: چرا (دراين كار سستي و كم كاري مي كنيد و) انجام نمي دهيد. براستي شوخي و مزاح از شاخه هاي حسن خلق است و تو با اين عمل، شادي در قلب برادر (ديني) خود وارد مي كني. رسول خدا(ص) اين گونه بود كه هرگاه مردي را مي خواست خوشحال كند با او شوخي مي كرد. « (33)
6- تفريح در خانواده و با خانواده
نوعي ديگر از تفريحات سالم، تفريحاتي است كه در منزل با اهل و عيال، و همراه آنها با مسافرت رفتن و به بيرون از شهر رفتن انجام مي گيرد، اين بخش در سه قسمت بيان مي شود.
الف: همراه با خانواده در خارج از شهر و باغات
رفتن به تفريح گاهها نبايد هميشه مجردي و همراه رفقا و دوستان باشد، بلكه لازم است گاهي خانواده را از اين تفريحات بهره مند سازيم، چنان كه معصومان ما اين گونه بودند، اگر گاهي همراه دوستان و رفقاي خويش به تفريح مي رفتند زماني نيز دست زن و بچه را گرفته به خارج از شهر براي تفريح مي رفتند.
ابي بصير از امام صادق(ع) روايت مي كند، كه رسول خدا(ص) روزي به درخانه فاطمه(س) آمد و او را سوار الاغ كرد و به علي و حسن و حسين (عليهم السلام) هم دستور داد كه از شهر مدينه همراه او خارج شوند. هنگامي كه از ديوارهاي شهر فاصله گرفتند سر دو راهي رسيدند رسول خدا(ص) دست راست را انتخاب كرد تا رسيدند به محلي كه در آنجا درخت خرمايي وجود داشت رسول خدا(ص) گوسفندي خريد كه در يكي از گوش هايش نقطه هاي سفيد داشت و دستور داد كه آن را ذبح نمودند و آن را پختند. (34)
ب: سواركاري، تيراندازي و...
مورد ديگر از تفريح سالم كه بايد به آن توجهي جدي شود، و مناصب و مقام هاي علمي و سياسي و... مانع آن نگردد توجه ويژه به همسران و شوخي و تفريح با آنهاست.
در روايات متعددي به اين امر اشاره شده كه نشان دهنده اهميت آن است از جمله:
1- رسول خدا(ص) فرمود: هر سرگرمي براي مؤمن باطل است مگر در سه مورد، تأديب و تربيت اسب (سواركاري) تيراندازي «و ملاعبته امرأته؛ و بازي كردن مؤمن با همسرش، كه اين موارد حقند.» (35)
2- حضرت فرمود: هر چيزي غيراز ياد خدا لهو و بازي است، جز چهار چيز (كه تفريح سالم شمرده مي شود) شوخي و بازي مرد با همسرش، تربيت اسب، تيراندازي، و ياددادن شنا.» (36)
3- امام باقر(ع) فرمود: «لهو المؤمن في ثلاثه اشياء: التمتع بالنساء...؛ لهو و تفريح مؤمن در سه چيز است بهره وري و لذت بردن از زنان (محارم) شوخي با برادران (ديني) و نماز شب.» (37)
ج: بازي با كودكان
از جمله تفريحاتي كه هم براي خود انسان مفيد است و هم كودكان، بازي با كودكان و به بازي گرفتن آن هاست پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من كان عنده صبي فليصاب له؛ (38) هركس كودكي نزد اوست پس بايد با او كودكانه رفتار كند.»
چون كه با كودك سروكارت فتاد
پس زبان كودكي بايد گشاد
حتي شخص پيامبر اكرم(ص) با آن همه عظمت، با كودكان بازي مي كرد، جابربن عبدالله گويد: «بر رسول خدا وارد شدم در حالي كه حسن و حسين سوار پشت رسول الله بودند وي پشت خود را خم كرده بود (مانند حالت ركوع) براي آن دو مي فرمود: بهترين، شتر، شتر شما است و بهترين سواره شما هستيد.» (39) و عمربن خطاب مي گويد: حسن و حسين را بر دوش رسول خدا(ص) ديدم، گفتم چه اسب خوبي داريد؟ رسول خدا(ص) فرمود: «چه سواران خوبي هستند آن دو». (40)
7- نماز شب و ارتباط با خدا
از مهمترين موارد تفريح سالم كه نشاط دروني عميق و انبساط روحي پايدار در انسان ايجاد مي كند، دعا و مناجات و ارتباط با خداي متعال است كه قدرت و علم و كرم بي نهايت دارد هركس به درياي رحمت و ياد او وصل شود، انبساط روحي گسترده اي پيدا مي كند. دربين ارتباطات با خدا نماز شب از جايگاه و منزلت خاصي برخوردار است.
در روايت پيش گفته از حضرت باقر(ع) چنين مي خوانيم: تفريح مؤمن در سه چيز است... و خواندن نماز شب.
راز اين كه نماز شب باعث نشاط دروني مي شود، يكي اين است كه خدا نماز شب خوان ها را دوست مي دارد و با بشاشت و نشاط و بشارت با آنها برخورد مي كند، رسول خدا(ص) فرمود: سه گروه را خداوند دوست مي دارد و با آنها با خنده (و نشاط) برخورد نموده آنها را (به بهشت) بشارت مي دهد.. و كسي كه براي او زن زيبايي است و بستر نرم و (گرم و) نيكو دارد (با اين حال) شبانه برمي خيزد و شهوت خويش را رها نموده مرا ياد كرده و با من مناجات مي كند (با اين كه) اگر مي خواست مي توانست بخوابد.» (41)
و نكته ديگر اين كه نماز شب باعث صحت و سلامتي انسان مي شود و اين خود در شادي و نشاط انسان نقش دارد، علي(ع) فرمود: «قيام الليل مصحه للبدن و مرضاه للرب عزوجل و تعرض للرحمه و تمسك باخلاق النبيين؛ (42) برخاستن در شب (براي نماز) باعث سلامتي بدن، خشنودي پروردگار عزيز و جليل، در معرض رحمت الهي قرار گرفتن و (باعث) چنگ زدن به اخلاق انبياء مي شود.»
تذكر اين نكته ضروري است آنچه مورد اشاره قرار گرفت نمونه هايي از تفريحات سالم بود كه در منابع ديني آمده وگرنه تفريحات سالم منحصر به اين موارد نيست و هر قوم و ملتي متناسب با فرهنگ خويش از ورزشها و تفريحاتي برخوردارند، كه اگر خلاف دستورات شرعي نباشند و گناهي در آن انجام نگيرد مورد تأييد اسلام نيز مي باشد.»
¤ پانوشتها در سرويس معارف موجود است.