آمریکا و اسراییل در صدد ایجاد جبهه ای در منطقه می باشد که از آن به «جبهه اعتدال» تعبیر شده است. در این جبهه ایران هسته ای و حزب الله و حماس، تندرو و بلکه تروریست هستند، لذا امنیت و ثبات منطقه را تهدید می کنند! این خطر در جایی تشدید می شود که نظام ایران یک نظام ایدئولوژیک است که با هلال شیعی خود ستاره داود را به چالش کشیده است!
تحولات اخیر در جهان عرب به گونه ای است که فهم آن برای عقول ما دشوار است و ما را دچار حیرت می کند. برای نمونه چه کسی تصور می کرد مهمترین مساله جهان اسلام یعنی «آرمان فلسطین» در خطاب رسمی رژیم های عرب به فراموشی سپرده شود و خطر جمهوری اسلامی ایران جایگزین آن شود؟ و یا چه کسی فکر می کرد جهان عرب در گرسنه سازی ملت فلسطین سهیم شود و در مقابل همه توان خود را برای آزادی سه اسیر اسراییلی بسیج کند؟ آیا کسی تصور می کرد نزاع دیرین اعراب و اسراییل جای خود را به درگیری شیعه و سنی بدهد؟ چه شده است که فلسطینی ها در روز یکدیگر را می کشند و شبانگاه نیز قربانی حملات وحشیانه اسراییل می شوند؟ آیا حیرت آور نیست که جهان عرب همچنان نظاره گر کشتار روزانه مردم عراق است بدون آن که گامی در مهار آن بردارد؟ آیا لبنان بخشی از جهان عرب نیست که در جنگ سی و سه روزه با سکوت و بلکه تایید اعراب به تلی از ویرانه تبدیل شد؟ و بالاخره چه شد که اعراب در آغاز سده بیست و یکم قیمومیت بی چون چرای آمریکا را پذیرفتند و خاطره قیمومیت انگلیس و فرانسه را در آغاز قرن بیستم تداعی کردند؟
از این دست سوالات بسیار است و متاسفانه پاسخ روشنی در جهان عرب برای آن یافت نمی شود. واقعیت آن است که ایالات متحده آمریکا تلاش دارد به زعم خود محور شرارت را در منطقه از میان ببرد، محوری که ایران و سوریه آن را هدایت می کنند و حزب الله و حماس در ذیل آن قرار دارند. جالب آن است که ماموریت اجرای این پروژه منطقه ای بر عهده اعراب نهاده شده است. به عبارت دیگر جهان عرب با اکثریت سنی باید مانع نفوذ هلال شیعی برخاسته از جمهوری اسلامی ایران در منطقه گردد!
در جلسه محرمانه ای که در بندر عقبه اردن میان مسولان امنیتی چهار کشور عربی و با حضور محمود عباس و مسول اطلاعات داخلی اسرایل(شین بیت) برگزار شد، بر ضرورت مقابله با نفوذ ایران و نیز اعمال فشار بر حزب الله و حماس تاکید شد. البته در این نشست ابومازن اعلام کرد حماس دارای اکثریت پارلمانی است لذا سرنگونی آن کار ساده ای نیست. اما پاسخ جلسه به رییس تشکیلات خودگردان کاملا روشن بود: جامعه جهانی حماس را به رسمیت نمی شناسد، زیرا این جنبش رژیم صهیونیستی را به رسمیت نشناخته است!
در هر حال آمریکا و اسراییل در صدد ایجاد جبهه ای در منطقه می باشد که از آن به «جبهه اعتدال» تعبیر شده است. در این جبهه ایران هسته ای و حزب الله و حماس، تندرو و بلکه تروریست هستند، لذا امنیت و ثبات منطقه را تهدید می کنند. جالب آن که این رویکرد مورد استقبال رژیم های عربی قرار گرفته و آن گونه که سیلوان شالوم وزیر خارجه سابق اسراییل پس از دیدار با تنی چند از سران عرب گفته حکام عرب از ادامه مقاومت فلسطین و نیز وجود حزب الله به شدت نگران هستند!
با این تفاصیل آمریکا و رژیم صهیونیستی در صدد ایجاد تحولات بنیادین در معادلات جهان عرب هستند. این تحول که می توان از آن به کودتا در اولویت ها و ائتلافات تعبیر کرد، می رود تا بستر تحقق طرح های منطقه ای آمریکا را فراهم آورد، طرح هایی که با عناوینی چون خاورمیانه بزرگ و یا خاورمیانه جدید از سوی مسئولان آمریکایی ارائه شده است. در نظام جدید منطقه ای یک جبهه معتدل متشکل از اعراب و اسراییل در برابر اصولگرایی اسلامی تشکیل می شود. در چهارچوب این ائتلاف به قضیه فلسطین تنها به عنوان یک مساله داخلی نگریسته می شود که باید میان اسراییل و فلسطینی ها حل شود. در مقابل، خطر جمهوری اسلامی ایران و حزب الله و حماس تبدیل به مساله محوری منطقه می شود که بزرگترین دشمن جبهه اعتدال است. این خطر در جایی تشدید می شود که نظام ایران یک نظام ایدئولوژیک است که با هلال شیعی خود ستاره داود را به چالش کشیده است!
به عبارت روشن تر در طرح آمریکا و اسراییل اعراب باید از هویت خود که از دیرباز با مسایل مهمی چون آرمان فلسطین گره خورده بود منفک شوند و منافع آمریکا و آرمان های اسراییل را در اولویت قرار دهند. گام نهادن در جبهه اعتدال در واقع ائتلافی است تازه با رژیم صهیونیستی. اما این ائتلاف برای اعراب هزینه های سنگینی به دنبال خواهد داشت. آیا خیانت به ملت ها و فراموشی آرمان فلسطین و جنگ طائفه ای و مذهبی در جهان اسلام هزینه های اندکی است؟!
برگرفته از روزنامه الشرق الاوسط با دخل و تصرف