«صدام در 22 سالگي در ترور ناموفق عبدالكريم قاسم در 17 اكتبر 1959 شركت كرد. در حاليكه 78 بعثي عضو گروه ضربت اعدام شدند، او به مصر گريخت. صدام مسئول ايجاد آتش تهيه به منظور مشغول كردن محافظان قاسم بود. از اينرو به او سلاح پيشرفته كلاشينكوف ]در 44سال قبل[ داده شد، ولي بدليل هيجان زياد تنها توانست يك گلوله به زانوي راست خود شليك كند حال تصور كنيد شخصي به اين حد ناتوان و بي اراده چگونه مي تواند با پاي زخمي از چنگ مأموران عبدالكريم قاسم كه 78 همكارش را كشتند بگريزد.
هيچ اطلاعي از زندگي صدام در آن هنگام كه در مصر بود، در دست نيست. اما او مخفيانه به سوريه سپس بغداد باز مي گردد. «در فوريه 64 ميشل عفلق مسيحي ]مؤسس حزب بعث[ پيشنهاد مي كند صدام 27 ساله به فرماندهي شاخه عراقي حزب منصوب شود.» صدام تشكيلات مخوف، ناموفق و زيرزميني اطلاعات بعث موسوم به «جهاز حنين» را اداره و كمونيست ها و ارتشي ها را ترور مي كرد. اين هسته دروني حزب بعث به شدت به صدام وفادار بود. البته او در طول 40 سال گذشته 14سازمان ديگر نيز به هسته اوليه افزود: «صدام از اصل يوزف گوبلز (وزير تبليغات هيتلر) يعني دروغ هاي بزرگ گفتن به خوبي استفاده كرد.»
اما سؤال اساسي اين است: اولا چه كسي اين مسائل را به صدام آموزش داده در حاليكه هرگز او حتي به مدرسه هم نرفت چه رسد به دانشگاه و هيچ كار، شغل و تخصصي نداشت؟
دوما او چگونه از مهلكه هايي نظير حادثه سال 1959 مي گريزد و چه نهادي مقتدر و پنهاني او را حمايت مي نمايد؟!
علامت سؤال و تعجب در زندگي صدام به اينجا ختم نمي شود. او براي سرنگوني عارف نيز توطئه كرد كه بار اول شكست خورد و صدام زنداني شد. «او در زندان از موقعيت ميهمان ممتاز برخوردار بود. روزنامه، غذا و نامه هاي رمزدار حسن البكر به دست اش مي رسيد. در يكي از نامه ها، «البكر» كه خود در سوريه بود، جزئيات طرح فرار او را تشريح مي نمايد...
صدام در روز انتقال به زنداني امن تر به زندانبانان، كه عضو حزب بعث بودند، دستور مي دهد در يك رستوران در نقطه شلوغ بغداد براي صرف غذا توقف كنند... آنگاه صدام از پنجره توالت رستوران فرار مي كند»! با كودتاي «البكر» ناگهان صدام از تاريكي بيرون مي آيد. تصور كنيد او كه هرگز ارتشي يا سرباز نبود با لباس ژنرالي سوار بر تانك وارد بغداد مي شود، ارتش هم با اين فكر كه او از افسران كودتاگر است، اوامرش را اجرا مي كند... بعثي ها به سرعت ارتش را كنار زدند و خود را صاحب كودتا ناميدند.
تشكيلات مخفي بعث مانند نيروي SA در حزب نازي هيتلر مقدمات به قدرت رسيدن البكر و معاونت صدام را با تصفيه عناصر كودتا فراهم كرد.
كمي به عقب برمي گرديم. «در ژانويه 60 «قاسم» حزب كمونيست را غيرقانوني اعلام كرد و به كشتن آنان پرداخت.» طبيعي بود كه شوروي هم در 8 فوريه 63 با كودتا وي را ساقط و عارف را حاكم كند.
عارف برعكس، كمونيست ها را در حكومت شريك كرد و از ديگر سو شوروي منافعش تضمين و بين اكراد كه مورد حمايت مسكو بودند و دولت عارف آرامش برقرار شد. در اين شرايط چرا بايد كودتاي «البكر» به اسم مبارزه با امپرياليسم، در 7 ژوئيه 68 روي دهد؟
آمريكا تلاش كرد مسئوليت آن را متوجه «كا گ ب» نمايد. اما شواهد و قرائن سخن ديگري را اثبات مي كنند.
- عارفها با سركوب كردن بعثي ها، كه عامل ترور و نا امني بودند، نظم را برقرار و شوروي به راحتي نفت عراق را غارت مي كرد.
- روابط شوروي و بغداد بعد از كودتاي البكر تا 1982 تيره شد.
- صدام عامل برقراري ارتباط با غرب پس از سقوط پادشاهي در عراق است.
- صدام در جنگ داخلي مارس 1974 به اكراد كه مورد حمايت مسكو بودند حمله كرد. مسكو نيز رژيم البكر را تحريم تسليحاتي نمود. در نتيجه، صدام مجوز معقولي براي سرآغاز رويكرد عراق به بازار سلاح غرب يافت. سفر 1هفته اي او در 1975 به پاريس در حالي كه عراق درگير مشكلات شديدي بود مؤيد همين مطلب است. همچنين فروش نفت به غرب تشديد و فروش آن به شوروي به تحويل اسلحه منوط شد.
- اولين اقدام صدام پس از بركناري البكر در 1979 شكار و كشتار كمونيست ها بود. آنگاه قرارداد اجاره پايگاه هاي دريايي البكر و اميه به ناوگان شوروي را به طور يكجانبه باطل و روس ها را از عراق اخراج كرد.
- خدمات فراوان صدام به آمريكا در حد اسرائيل است. چرا كه آمريكا سالانه ميلياردها دلار به تل آويو سرازير مي كند و با حمايت قاطع از آن خسارت سياسي نيز در برابر افكار عمومي متحمل مي شود. در حاليكه بدون اين مخارج هنگفت براي آمريكا، صدام بيشترين ضربات دردناك را به اسلام، انقلاب اسلامي و اعراب زد. ضمن آنكه تاراج نفت عراق علاوه بر تأمين هزينه جنايات صدام موجب رونق اقتصادي غرب به ويژه آمريكا شد.
روابط متقابل صدام و آمريكا:
صدام با حمله به ايران اسلامي بهترين جوانان و با ارزش ترين انسانها را از ما گرفت و مانع رشد كشوري شد كه در آغاز راه استقلال، اقتدار و تكامل قرار داشت و مي توانست به ارائه دهنده يك الگوي موفق حكومت اسلامي مبدل گردد. اين بهترين هديه صدام به آمريكا ارزيابي مي شود.
آمريكا به تجهيز صدام به سلاح هاي كشتارجمعي بويژه بيولوژيك و شيميايي و صدور فناوري هاي پيشرفته شيميايي و موشكي به اروپا با مقصد اصلي بغداد، سود اصلي بازار تسليحاتي و نفتي عراق را نصيب شركت هايي نظير جنرال الكتريك و موتورز، داگلاس و لاكهيد كرد. در اين ايام سفارت آمريكا پس از ده ها سال در بغداد بازگشايي و رامسفلد در 1983، دو بار به بغداد سفر كرد. به دستور آمريكا، صدام با احداث خط لوله نفت به بندر عقبه اردن زمينه انتقال نفت را به بندر ايلات اسرائيل فراهم كرد. در جنگ تحميلي 8 ساله علاوه بر هزار ميليارد دلار خسارت به ايران و همين اندازه به عراق بغداد ميلياردها دلار به اروپا، روسيه، ژاپن، چين و... بدهكار شد. علاوه بر آن صدام با سناريوي جنگ نفتكش ها پاي ارتش آمريكا را با ادعاي تأمين امنيت هرمز به منطقه باز كرد.
پس از توافق «نورمن شوارتسكف» با وزير دفاع عراق در صفوان، صدام مجوز كشتار وحشيانه شيعيان را بدست آورد. جنگ نفت علاوه بر خسارت 600ميليارد دلاري به ملل عرب، فرصتهاي زيادي را از منطقه مستعد خاورميانه سلب و سازش ساف و اسرائيل را زمينه سازي كرد و موجب شد تا ارتش آمريكا با بهانه مهار صدام در جزيره العرب حضور دائم يابد.
در مجموع صدام با سه جنگ بزرگ، ابتدا عامل حضور سپس تقويت و اكنون تثبيت نيروهاي آمريكا در منطقه شد. آمريكا بواسطه صدام منابع اعراب و رقبايش (اروپا، روسيه، ژاپن، چين) را به عراق سرازير كرد. سپس با جنگ سال 1991مانع بازپرداخت بدهي ها شد و اكنون در 2003 با اشغال عراق اعلام مي كند، بدهي آنان پرداخت نمي شود. در حال حاضر نيز مانند سال 1991 سود بازسازي منطقه را نصيب شركت هاي آمريكايي كرايسلر، ميتل، بچل، بنياد FMC، كنت، موتورولا، جنرال تولز، جنرال موتورز، كاترپيلار، رايتلون و... خواهد كرد.