● به نام خدا - امروز ، جمعه 12 شهريور 1389 - كاربران برخط: 234   باشگاه را خانه خود بسازيد   در سایت عضو شوید   نام کاربری   کلمه عبور  


  
  
    
روحيه خون‌ريزي در ميان مقامات صهيونيستي و به ويژه رهبران حزب كار
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: ابراهيم - عبدالله

منبع: سایت - مرکز اطلاع رسانی فلسطین - تاريخ شمسی نشر 14/12/1386

 
 

جنايت‌هاي رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين كه از فاجعه سال 1948 آغاز شده است و نيز جنايت‌هاي اين رژيم در نوار غزه و كرانه باختري كه در حال حاضر جريان دارد هيچ‌گاه از اذهان ما پاك نخواهد شد، اما اين مساله را نيز هميشه به ياد داريم كه مقامات سياسي و نظامي رژيم صهيونيستي از هر حزبي كه باشند معمولا تشنه خون فلسطينيان هستند، اما در اين ميان، رهبران حزب كار رژيم صهيونيستي از روحيه خونريزي، وحشيگري و بي رحمي بيشتري نسبت به رهبران ديگر احزاب صهيونيستي برخوردار هستند.


جنايت هاي رژيم صهيونيستي در جنگ دوم لبنان اعم از كشتار زنان و كودكان، تخريب زير ساخت ها و منابع مهم اين كشور و كار گذاشتن بمب هاي خوشه اي و فسفري در خاك لبنان كه مردم اين كشور هنوز هم از آنها رنج مي برند، هرگز از فكر و ذهن ما پاك نخواهد شد. همه اين جنايت ها تحت نظارت "عمير پرتز" وزير جنگ وقت رژيم صهيونيستي و رئيس حزب كار صورت گرفت كه قبل از انتخاب به عنوان وزير جنگ رژيم صهيونيستي، از "بازهاي" حزب كار و "قهرمان" سازش احتمالي با فلسطينيان به شمار مي رفت، اما پس از رسيدن به سمت رياست حزب كار خوي وحشيگري او آشكار شد و وي جنايت هاي زيادي را در حق مردم لبنان و فلسطين مرتكب شد تا اينكه دلاورمردان مقاومت وي را به زباله دان هاي تاريخ فرستادند.


"ايهود باراك" جنايتكار جنگي سابق رژيم صهيونيستي اكنون به اتهام كشتار 13 جوان فلسطيني در زمان نخست وزيري خود، آغاز انتفاضه دوم فلسطين با به شكست كشاندن مذاكرات با فلسطينيان، اجازه دادن به "آريئل شارون" نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي براي ورود به صحن هاي مسجد مبارك الاقصي و نيز استفاده از تانك ها، بالگردهاي نظامي و نيز تجهيزات زرهي عليه فلسطينيان كه تا آن زمان سابقه نداشت، تحت پيگرد قانوني قرار دارد. وي پس از براندازي "عمير پرتز" از سمت رياست حزب كار، خود رياست اين حزب را به دست گرفت تا با در اختيار گرفتن مجدد سمت وزارت جنگ اين رژيم و بدون عبرت گرفتن از سرنوشت وزراي جنگ قبلي اين رژيم و حتي از گذشته نزديك خود، دور جديد جنايت هاي خود عليه ملت فلسطين را از سر بگيرد.


باراك با يك هدف مشخص وزارت جنگ رژيم صهيونيستي را در اختيار گرفت و آن اين بود كه بتواند در زمينه هايي كه وزراي جنگ سابق اين رژيم نتوانسته بودند به موفقيت دست يابند، پيروز شود، اما هدف وي فعاليت در عرصه سياسي و پيشرفت در زمينه سازش با فلسطينيان نيست، بلكه سعي در فعاليت در زمينه نظامي دارد. باراك با اين بهانه كه در طرف فلسطيني شريك قابل اعتمادي براي گفتگو وجود ندارد، از گفتگو با فلسطينيان خودداري مي كند و معتقد است كه رژيم صهيونيستي نبايد خود را به مذاكره با فلسطينيان مشغول كرده و وقت خود را در راه تلاش براي دستيابي به صلح غير ممكن با فلسطينيان تلف كند. باراك اميدوار بود كه همان طوري كه شكست ارتش صهيونيستي در جنگ اخير لبنان باعث بركناري "عمير پرتز" شد گزارش نهايي كميته وينوگراد نيز "ايهود اولمرت" نخست وزير رژيم صهيونيستي را وادار به استعفا كند و بدين ترتيب وي فرصت بازگشت به دفتر نخست وزيري را پيدا كند. اما متاسفانه حوادث بر خلاف ميل وي رقم خورد و اولمرت با وجود تحمل ضربات سنگين در پي انتشار گزارش نهايي وينوگراد كه باعث كاهش اعتبار وي در برخي نظرسنجي هاي صورت گرفته در جامعه صهيونيستي شد، از آزمون بقاء در سمت خود پس از انتشار اين گزارش سربلند بيرون آمد.


اين وضعيت جديد باراك را به سوي سازش با اولمرت سوق داد تا اينكه در فرصت هاي بعدي بتواند به او ضربه زده و سمت نخست وزيري را از دست وي خارج كند. باراك براي اين منظور به حرفه پيشين خود مبني بر كشتار روي آورد و در اين زمينه گزينه اي بهتر از مردم فلسطين را براي خود پيدا نكرد تا بتواند حتي به قيمت كشته و زخمي شدن فلسطينان و هتك حرمت مقدسات آنها هم كه شده هيبت از دست رفته خود را باز پس يابد و بار ديگر به كرسي لرزان قدرت برتر رژيم صهيونيستي تكيه بزند. از همين رو باراك حجم حملات وحشيانه ارتش صهيونيستي به ملت فلسطين و به ويژه ساكنان نوار غزه را افزايش داد تا با پيروزي نظامي در اين زمينه بار ديگر در كانون توجه صهيونيست ها قرار گيرد و بتواند گرد و عبار شكست در جنگ اخير لبنان را از چهره اين رژيم بزدايد و توان بازدارندگي ارتش را كه در زير چكمه هاي مبارزان گروه هاي مقاومت در لبنان در هم شكسته بود، احيا كند. از همين رو، دستيابي به يك پيروزي قريب الوقوع ذهن وي را نيز مانند بسياري از مقامات ديگر اين رژيم به خود مشغول كرد.


باراك از زمان تصدي سمت وزارت جنگ سعي دارد از رسانه ها دوري گزيده و تا حد ممكن از اظهار نظر در مطبوعات و حتي مداخله در بحث هاي پارلماني در زمينه موضوعات مربوط به صلاحيت هاي وي نيز خودداري كند. باراك با اين اقدامات خود تلاش مي كند كه از هر گونه خطاي احتمالي كه ممكن است به آينده طرح مورد نظر وي لطمه وارد كند، دوري كرده و به جاي خود "متان ولناي" معاون خود را كه خود از ژنرال هاي باتجربه ارتش صهيونيستي و از طرفداران نظريه هاي مسالمت آميز!!! است به اين نشست ها ارسال مي كند. ولناي نيز مانند ديگر رهبران حزب كار رژيم صهيونيستي پس از انتخاب به سمت معاونت وزير جنگ، در هر مناسبتي سعي دارد بر طبل جنگ كوبيده و طرف هاي مخالف اين رژيم را به جنگ و حمله تهديد كند تا اينكه در روزهاي اخير در گفتگو با راديو ارتش صهيونيستي با بيان اين جمله كه «در صورتي كه فلسطينيان به شليك موشك هاي خود ادامه دهند خود را در معرض "هولوكاست جديدي" قرار مي دهند. » ـ خواسته يا ناخواسته ـ رژيم صهيونيستي و مقامات آنرا به "نازي ها" تشبيه كرد. معاون باراك در گفتگوي مذكور براي اشاره به توطئه جديد رژيم صهيونيستي عليه فلسطينيان از لفظ "شوآه" عبري كه به معناي "هولوكاست" است استفاده كرد و اين در حالي است كه يهوديان اين لفظ را تنها براي توصيف كشتار يهوديان توسط نازي هاي آلمان مورد استفاده قرار مي دهد. زماني كه من اين عبارت ولناي را شنيدم، باور نكردم كه وي براي توصيف توطئه جديد رژيم اشغالگر قدس عليه فلسطينيان از لفظ "هولوكاست" استفاده مي كند، از همين رو، بارها اين عبارت وي را مورد بررسي قرار دادم تا اينكه مطمئن شدم كه اين مساله صحت دارد. سوالي كه اكنون درباره اين اظهارات ولناي مطرح است، اين است كه آيا اين عبارت نشانگر اهداف باراك در نوار غزه است و اينكه آيا برنامه هاي وي براي اين منطقه، در حد جنايت هاي نازي ها عليه يهوديان بي گناه؟؟؟!!!! است؟ آيا مي توان اين اظهارات وي را به مثابه اعترافي شجاعانه درباره قصد رژيم صهيونيستي براي ارتكاب جنايت هايي عليه فلسطينيان دانست كه با جنايت هاي نازي ها عليه يهوديان ؟؟!! برابري مي كند؟ و در كل آيا مي توان اين اظهارات وي را به مثابه عضويت رژيم صهيونيستي در باشگاه نازيسم جديد دانست ؟؟؟!!!


در اين مساله هيچ شكي نيست كه رژيم صهيونيستي قصد صلح و سازش با فلسطينيان و ديگر كشورهاي عربي را ندارد و از همين رو، فلسطينيان و ملت هاي عرب ساكن ديگر كشورهاي عربي بايد از اين مساله پند بگيرند و مقامات فلسطيني بايد با مشاهده كشتار وحشيانه فلسطينيان در نوار غزه و كرانه باختري كه ميان زن و كودك و پير و جوان و نيز ميان مبارزان گروه هاي مقاومت و شهروندان غير نظامي فلسطيني هيچ فرقي نمي گذارد، تخريب زير ساخت هاي فلسطين، محدوديت هاي معيشتي براي فلسطينيان، تداوم محاصره داخلي و خارجي آنها، تداوم شهرك سازي و مصادره اراضي فلسطينيان، تداوم ساخت ديوار حايل و تلاش براي اشغال كامل قدس شريف و تهديد مسجد مبارك الاقصي و نيز سكوت مرگبار جامعه بين المللي در قبال كشتار فلسطينيان در روابط خود با اين رژيم تجديد نظر كرده و به اين مساله توجه داشته باشند كه با توجه به تشديد حملات ارتش صهيونيستي عليه فلسطينان كه متاسفانه حتي مقامات و گروه هاي فلسطيني نيز واكنش مناسبي به اين حملات نشان ندادند، مذاكره با رژيم صهيونيستي چه دستاوردي مي تواند براي آنها به همراه داشته باشد؟


بديهي است كه باراك برنامه ويژه اي را براي حمله همه جانبه به نوار غزه تهيه كرده است و در راستاي اهداف سياسي خود قصد دارد حمله بي سابقه اي را به نوار غزه و كرانه باختري آغاز كند تا در صورت پيروزي در اين حمله گوي سبقت را از ديگر رقباي سياسي خود بربايد. البته باراك علاوه بر اهداف سياسي، برخي اهداف نظامي را نيز در نظر دارد و از طريق حمله به نوار غزه و به قيمت كشتار مردم بي گناه اين منطقه سعي دارد توان بازدارندگي رژيم صهيونيستي را احيا كند. مطمئنا حمله رژيم صهيونيستي به نوار غزه به دلايلي كه بر كسي پوشيده نيست، مانند حمله ارتش صهيونيستي به لبنان نخواهد بود؛ چرا كه نه كشورهاي عربي و به ويژه كشورهاي همجوار نوار غزه و كرانه باختري مي توانند نقش ايران و سوريه در جنگ اخير لبنان را ايفا كنند و نه تشكيلات خودگردان مي تواند نقش "اميل لحود" و ساختارهاي سياسي لبنان را ايفا كند؛ چرا كه مردم لبنان اكثرا متحد هستند، اما ملت فلسطين در حال حاضر به دو دسته تقسيم شده اند و اتحاد ميان آنها از دست رفته است. حال تنها يك سوال باقي مي ماند كه جواب آن در روزهاي آينده مشخص خواهد شد و آن اين است كه در صورت آغاز جنگ احتمالي رژيم صهيونيستي عليه فلسطينان چه كسي مي تواند آنها را از اين جنگ نجات دهد؟! آيا مسائل داخلي رژيم صهيونيستي مانع از آغاز جنگ عليه فلسطينان خواهد شد؟ يا وحدت ملت فلسطين در زمينه تداوم حق خود در مقاومت در برابر اشغالگران، نظاميان صهيونيستي را مجبور به ترك خاك فلسطين خواهد كرد؟ شايد هم كشورهاي عربي و اسلامي و جامعه بين المللي در اقدامي معجزه آسا و به يكباره به دشمن صهيونيستي پشت كرده و با حمله ارتش اين رژيم به فلسطين مخالفت خواهند كرد؟ به هر حال تنها چاره ما در حال حاضر اين است كه براي نجات فلسطينيان از حمله گسترده رژيم صهيونيستي به نوار غزه دست به دعا برداريم تا شايد خداوند متعال دعاي يكي از بندگان صالح خود را مستجاب كرده و به درد و رنج ملت فلسطين پايان دهد.



 

    246 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   صهيونيسم 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:25/12/1386
   
 ارسال پیام l ارسال خبر l ارسال م
     

تماس با ما  l ارسال مطلب l درباره سایت l آمار سایت l ارزش سایت