باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 189 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
حضرت محمد (ص) در انديشه متفكران غربي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سعيد - مستغاثي

منبع: سایت - موعود

 
 

بار ديگر اهانت علني به اصطلاح مدعيان تمدن غرب به ساحت مقدس حضرت رسول اكرم (ص)، نه تنها قلوب يك و نيم ميليارد مسلمان را جريحه دار كرد بلكه دل هاي همه پيروان اديان توحيدي و حتي آزادگان جهان را به درد آورد. چراكه محبوبيت پيامبر اسلام، قرن هاست كه قلوب همه بشريت را تسخير كرده است، آنچنانكه مرحوم مصطفي عقاد از قول ابوسفيان در فيلم "محمد رسول الله " در مورد روش و سيره رسول گرامي اسلام به هنگام فتح مكه توسط سپاه اسلام گفت: از قلب ها وارد مي شود

شايد از همين روست كه لئون تولستوي نويسنده شهير روسي در نامه اي در پاسخ خانم يلنا يفسيماونا (واكيلاوا) مادري روسي (كه درباره مسلمان شدن يكي از پسرانش سوال كرده بود) به تاريخ 15 مارس 1909 نوشت در مورد اين كه دين اسلام و تعليمات محمدي در مقابل مسيحيت بسيار با ارزش تر و داراي مقامي والاتر است و خصوصيات بيشتري دارد و اين كه فرزندان شما در راه اين تفكر آسماني خدمت مي‌كنند با تمام قلبم با آنها بوده هم فكر و به آنها تبريك مي‌گويم. هم اينك كسي كه اين سطور را براي شما مي‌نويسد يك مسيحي است و با اين كه به تعليمات مسيحيت سالها عمل كرده، اما بايد بگويم كه دين اسلام و تعليمات محمدي با تمام خصوصياتش و آن چنان كه در ظاهر ديده مي‌شود بسيار بسيار از مسيحيت كاملتر و باارزشتر مي‌باشد... دين اسلام دور از مسايل غير طبيعي است. در رأس آن حضرت محمد (ص) وجود دارد كه در تعليمات خود اساس تمام اديان مقدس را در خود دارد و با خيلي از حقايق دين مسيحيت نيز همگامي و نزديكي دارد. زيرا پايه اديان الهي خداست. تعاليم اديان نيز در جهت تشويق انسان‌ها در ايمان به خداست. بنابر اين آنچه اين تبليغ و وظيفه را بهتر به انجام برساند احترام بيشتري خواهد داشت و آن دين اسلام است

يوهان ولفگانگ گوته (1838-1749) بزرگترين شاعر آلماني كه با آثار فراوان و ارزشمندش در رديف بزرگترين شاعران جهان قرار گرفته چنان برخورد شگفت انگيز و جالبي با اسلام دارد كه شايسته است آن را به شيوه اي علمي و دقيق بررسي كنيم. علاقه گوته به اسلام علاقه اي دروني و خارج از قواعد معمولي است. گوته علاقه اش را به اسلام در مقاطع مختلف زندگي بروز داده است. نخستين جلوه اين علاقه و گرايش به دوران جواني گوته يعني 23سالگي او بازمي گردد كه مدحي بسيار زيبا در وصف پيامبر گرامي اسلام مي سرايد. در 70سالگي نيز آشكارا بيان مي كند، در اين انديشه است همه شبهاي قدر را كه قرآن در آن نازل شده است، شب زنده داري كند و اين فاصله زماني، يعني بين 23تا 70سالگي دوره اي طولاني از زندگي گوته را شامل مي شود كه اين شاعر آلماني به شيوه هاي مختلف علاقه خود را به اسلام نشان مي دهد. گرايش به اسلام در گوته بيش از هر چيز در ديوان شرقي نمود مي يابد. اين كتاب در كنار اثر بزرگ گوته، فاوست، از مهمترين آثار او به شمار مي رود. يكي از ابيات شگفت انگيز ديوان، بيتي است كه شاعر در آن گمان اين را كه مسلمان است، منتفي نمي داند. مطالعات قرآني گوته در سال 1772 دستاوردي بزرگ براي او دارد، چراكه او انگيزه مي يابد تا به تدوين نمايشنامه محمد بپردازد. اگرچه اين نمايشنامه هرگز مجال اجرا نيافت، اما در بخشي از اين نمايشنامه كه گوته آن را يادداشت كرده است، مي توان به مفاهيم زيبايي از اسلام و بنيانگذار اين دين مبين در نزد گوته برخورد و از اين رو بررسي اين اثر براي دريافت بهتر رابطه گوته با اسلام بسيار راهگشاست. در اين نمايشنامه به نمونه هايي برمي خوريم كه دلايل و چگونگي علاقه شخصي گوته را نسبت به اسلام نشان مي دهد. در اين ميان، دو جلوه نمودي بيشتر دارند: نخست شخصيت حضرت محمد (ص) و دوم تعاليم حيات بخش اسلام كه گوته به سبب اين دو جلوه، علاقه اي دروني نسبت به اسلام مي يابد. يكي از بخشهاي زيباي اين نمايشنامه "نغمه محمد"نام دارد. اين شعر مكالمه اي ميان علي (ع) و فاطمه (س) است. گوته اين شعر را بهار سال 1773 مي سرايد چرا كه او تا اين زمان كتابهاي بسياري درباره حضرت محمد (ص) مطالعه كرده بود. گوته در اين شعر شخصيت بنيانگذار دين اسلام را به مثابه رهبر معنوي بشريت تصوير مي كند و براي بيان بهتر موضوع از تمثيل سيلي عظيم و آبي فراوان بهره مي جويد، تا بدان وسيله آغاز حركت او را از نقطه هاي كوچك تا رسيدن به قدرت معنوي بزرگ بهتر بيان كند

به جز اين دو نويسنده و متفكر تاريخ، بسياري از دانشمندان و فضلاء و انديشمندان غيرمسلمان به شخصيت والاي پيامبر گرامي اسلام اذعان داشته اند. از جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد

لئون تولستوي، نويسنده و فيلسوف اخلاق گراي معروف روسيه كه آموزه هايش سرمشق رهبران بزرگ سياسي در جهان بوده است، علاوه بر نامه اي كه در بالا آمد، در كتاب" اسلام و عرب" دكتر گوستاو لوبون صفحات 154 و 159، نظريه صائبي در مورد پيامبر اسلام دارد.

وي كه سرمشق افرادي همچون گاندي بوده، چنين مي گويد: «شخص شخيص پيامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اكرام مي باشد. شريعت پيغمبر اسلام بعلت توافق آن با عقل و حكمت در آينده عالمگير خواهد شد

Mohammad and his successors واشنگتن ايروينگ، نويسنده و كنسول آمريكا در اسپانيا در كتاب مينويسد: تمام آيات قرآن محكم و پرمعني مي باشد و از روي شعور نوشته شده است. بنابراين سندي كه باعث تسلي قلب خودمان در دست باشد، نداريم

كارل ماركس، فيلسوف، سياستمدار و انقلابي آلماني الاصل در قرن 19 با درك عميق از شخصيت پيامبر عظيم الشأن اسلام چنين اظهار مي دارد: «محمد مردي بود كه... از ميان مردمي بت پرست با اراده آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت كرد و در دلهاي ايشان جاوداني روح و روان را بكاشت. بنابر اين او را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ و برجسته تاريخ شمرد، بلكه سزاوار است كه به پيامبري او اعتراف كنيم و از دل و جان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است. "به نقل از كتاب" محمد عند علماء الغرب"، ص101

مهاتما گاندي، در كتاب" اسلام شناسي غرب" صفحه 36 مي نويسد: حيات شخص پيامبر اسلام بنوبه خود نشانه و سرمشق بارزي براي رد فلسفه عنف و اجبار در امر مذهب است

جواهر لعل نهرو نيز در كتاب" نگاهي به تاريخ جهان" مي گويد: مذهبي كه پيامبر اسلام تبليغ مي كرد بواسطه سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموكراسي و برابري، مورد استقبال توده هاي كشورهاي مجاور شد

ولتر فرانسوي، در كتاب اسلام از نظر ولتر صفحه 28 و 53 گفته است: حضرت محمد بي گمان مردي بسيار بزرگ بود. وي جهانگشايي توانا، قانونگذاري خردمند، سلطاني دادگر و پيامبري پرهيزگار بود. او بزرگترين نقشي را كه ممكن بود در مقابل چشمان مردم عادي ايفا كند در روي زمين ايفا كرد

پيرسيمون لاپلاس، منجم و رياضيدان معروف فرانسوي قرون 18 و 19ميلادي كه نظريات او تحولات بزرگي در نجوم ايجاد كرد، در مورد دين مبين اسلام چنين اظهارنظر نموده است

گرچه ما به اديان آسماني عقيده نداريم ولي آئين حضرت محمد(ص) و تعاليم او، دو نمونه اجتماعي براي زندگي بشريت است. بنابراين اعتراف مي كنيم كه ظهور دين او و احكام خردمندانه اش، بزرگ و با ارزش بوده و به همين جهت از پذيرش تعاليم حضرت محمد بي نياز نيستيمبه نقل از مجله مكتب اسلام ارديبهشت 52 صفحه??

پرفسور ارنست هگل، يكي از بزرگترين و پرنفوذترين فلاسفه آلماني الاصل قرن19 در كتاب "زندگاني محمد" نوشته توماس كارلايل صفحه 48 مي گويد: «اسلاميت طرح خيلي جديد و در "عين حال، طرح غيرمخدوش و بسيار عالي توحيد مي باشد

هربرت جرج ولز، نويسنده و محقق انگليسي در كتاب "سرمايه " مي نويسد: «اسلام تنها ديني است كه هر بشر شرافتمند مي تواند بداشتن آن افتخار ورزد… تنها ديني است كه من دريافته ام و بارها گفته ام كه از سر خلقت آگاه است و با راز آفرينش آشنا و همه جا با تمدن ". همراه است، دين اسلام مي باشد

جورج برنارد شاو، بزرگترين نويسنده انگلستان بعد از شكسپير كه افكارش در زمينه مذهب، علم، اقتصاد، خانواده و هنر اثر عميقي بر روي مخاطبين خود داشته، در رابطه با شخصيت والاي پيامبر بزرگ اسلام چنين مي گويد: من هميشه نسبت به دين محمد(ص) بواسطه خاصيت زنده بودن شگفت آورش نهايت احترام را داشته ام. بنظر من، اسلام تنها ديني است كه داراي آنچنان خاصيتي است كه مي تواند تغييرات گوناگون را بخود جذب كند و خود را با اشكال و صور هر عصر منطبق سازد. من درباره دين حضرت محمد(ص) چنين پيش بيني كرده ام كه كيش او براي فرداي اروپا قابل قبول خواهد بود. همانطوري كه در اروپاي امروز هم پذيرش آن آغاز شده است. من معتقدم كه اگر مردي مانند پيامبر اسلام فرمانروايي مطلق جهان عصر جديد را احراز ». كند طوري در حل مسائل و مشكلات جهان توفيق خواهد يافت كه صلح و سعادتي را كه بشر بشدت احتياج دارد براي او تأمين خواهد كرد.

ادوارد گيبن، بزرگترين مورخ انگلستان در قرن 18 ميلادي و نويسنده مشهور "تاريخ سقوط امپراطوري روم" درباره قرآن چنين مي نويسد: «از اقيانوس اطلس تا كنار رود گنگ (در هندوستان) قرآن نه فقط قانون فقهي شناخته شده است بلكه قانون اساسي شامل رويه قضايي و نظامات مدني و جزايي حاوي قوانيني است كه تمام عمليات و امور مالي بشر را اداره مي كند و همه اين امور كه به موجب احكام ثابت ولايتغيري انجام مي شود ناشي از اراده خداست. بعبارت ديگر قرآن دستور عمومي و قانون اساسي مسلمين و دستوري است شامل مجموعه قوانين ديني، اجتماعي، مدني، نظامي، قضايي، جنايي، جزايي، و همچنين مجموعه قوانين از تكاليف زندگي روزانه تا تشريفات ديني اعم از تزكيه نفس تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومي تا حقوق فردي تا منافع عمومي و از اخلاقيات تا جنايات و از عذاب و مكافات اين جهان تا عذاب و مكافات جهان آينده، همه را در بردارد. »

به نقل از كتاب "عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن" صفحه 72

پروفسور ويل دورانت، مورخ و نويسنده آمريكايي (1885-1981) كه ميليونها نفر در جهان، آثار او را مطالعه مي كنند، در رابطه با شخصيت بزرگ پيامبر بزرگوار اسلام چنين اظهارنظر مي كند: اگربه ميزان اثر اين مرد بزرگ در مردم بسنجيم، بايد بگوئيم كه حضرت محمد(ص) از بزرگترين بزرگان تاريخ انساني است. وي درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومي را كه از فرط گرماي هوا و خشكي صحرا بتاريكي توحش افتاده بودند، اوج دهد در اين زمينه توفيقي يافت كه از توفيقات تمام مصلحان جهان بيشتر بود كمتر كسي را جز او ميتوان يافت كه همه آرزوهاي خود را در راه دين انجام داده باشد، زيرا به دين اعتقاد داشت. محمد«ص» از قبايل بت پرست و پراكنده در صحرا امتي واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دين يهود و دين مسيح و دين قديم عربستان آئيني ساده و ديني روشن و نيرومند با معنوياتي كه اساس آن شجاعت و مناعت قومي بود پديد آورد، كه در طي يك نسل در يكصد معركه نظامي پيروز شد و در مدت يك قرن يك امپراتوري عظيم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نيروي مهمي است كه بر يك نيمه جهان نفوذ دارد.

اينها تنها بخشي از اظهار نظرات متفكرين و انديشمندان غرب درباره رسول مكرم اسلام است. ولي متاسفانه عليرغم اين حقايق انكار ناپذير و مهمتر از همه، حقانيت دين و آييني كه در طول بيش از 1400 سال عليرغم تمامي دشمني ها و دشواري ها و تحريفات، اينك خود را در برابر هيمنه و غوغاي دين ستيزان و سلطه جويان جهاني زنده و پويا و پايدار نگه داشته است، برخي به اصطلاح شبه روشنفكران در اين سو و آن سوي جهان برطبلي مي كويند كه در دوران جاهليت اعراب، امثال ابوجهل و ابولهب و بت پرستان مكه برآن مي كوبيدند. گويي سررشته اين جاهليت متعصب پايان ناپذير است و همچنانكه استنلي كوبريك و آرتور سي كلارك در "2001: يك اديسه فضايي" نشان دادند، در ميمونهاي ميليون ها سال پيش و بشر به اصطلاح متمدن امروزي به يك نحو حلول مي كند. تنها تفاوت در آن است كه سلاح استخواني جايش را با سلاح پيشرفته تكنولوژيك عوض كرده است.

خانم ممسن كه در حال حاضر استاد دانشگاه استانفورد كاليفرنياست در مورد نفوذ اسلام و برخوردهاي هتاكانه و بي شرمانه برخي از رسانه هاي غرب با آن و پيامبر عظيم الشانش طي يك سخنراني مي گويد: ظهور اسلام در پرتو مجاهدت هاي نبي اكرم(ص) و اهلبيت عليهم السلام نقطه عطف تاريخ بشري است، به گونه اي كه بدون اين نقطه عطف آسماني هرگز تمدن هايي چون روم، مصر و ايران باستان راهي به تمدن كنوني نداشتند. دلايل تاريخي اين حقيقت غير قابل انكار بي شمار است. يكي از اين دلايل اقرار مكرر دانشمندان اسلامي و خصوصاً غير اسلامي و اروپايي به اين حقيقت عظيم است كه نمونه كوچكي از آن را هم اكنون پيش رو داريد. متأسفانه جامعه به ظاهر پيشرفته غرب صهيونيزم زده براي مقابله با تعاليم اديان آسماني خصوصاً اسلام عزيز جنگ رواني گسترده اي را آغاز نموده كه پيشقراولان آن سردمداران شناخته شده آمريكا و اسرائيل هستند. با كمال تعجب داعيه داران دروغين تمدن و حقوق بشر به علت ضعف و زبوني در مصاف با نورانيت آفتاب عالمگير محمدي(ص) عقده گشايي نموده، بي ادبي پيشه كرده و به ساحت مقدس پيامبر عظيم الشان اسلام اسائه ادب نموده اند. خوشبختانه دانشمندان بنام اين جوامع برخلاف تلاش هاي مذبوحانه و توهين آميز نه تنها پيامبر اسلام را از بزرگان طراز اول تمدن ديني مي دانند بلكه با صراحت تمام بر جهاني شدن دين اسلام بعلت مزاياي بي شمار آن اقرار نموده اند. دقيقاً همين نكته مهم است كه خاطر توهين كنندگان را به درد آورده و آنها را به ورطه بي فرهنگي و توهين كشانده است. از سوي ديگر در پوشش اين اسائه ادب به ساحت مقدس پيامبر اعظم(ص) درصددند واكنش جهان اسلام را مورد ارزيابي قرار داده تا با سناريوهاي جديد فشارهاي بيشتري را بر مسلمانان جهان به ويژه جمهوري اسلامي ايران وارد كنند.

اما حكايت ديگر اين پرده دري، از پرده برافتادن بسياري از ادعاها و سرو صداهاي دمكراسي طلبي و آزاديخواهي اين حضرات است كه به خواست خدا هر زمان بيشتر و بيشتر كوس رسوايي خود را به صدا درمي آورند. نكته قابل تامل اينجاست كه در نظر اين مدعيان دمكراسي، اهانت و توهين به يك پيامبر الهي، آن هم پيامبري كه بيش از 5/1 ميليارد پيرو دارد و در ميان 5/4 ميليارد ديگر ساكنان كره خاكي نيز مورد احترام و اقتداي بسياري است، از تبعات دمكراسي محسوب شده و بايد آن را تحمل كرد ولي حتي تحقيق درباره واقعه اي تحت عنوان كشتار يهوديان در جنگ دوم جهاني، با تلقي شدن جريحه دار كردن احساسات نهايتا 15 ميليون يهودي (كه بسياري از آنها اساسا موضعي دربرابر واقعه فوق ندارند) جرم است و اگر كسي بگويد مثلا به جاي 6 ميليون يهودي، 5/5 ميليون در آن جنگ كشته شدند، بايستي محاكمه شده و به زندان محكوم شود!! با اين وصف كه در اينجا هيچ توهيني حتي به آنها كه واقعه هلوكاست را صحيح مي دانند، نشده بلكه فقط باب بحث و تحقيق درباره يك واقعه تاريخي باز شده است. اين درحالي است كه در دين اسلام نه تنها كوچكترين اسائه ادب به ساحت هيچيك از پيامبران الهي جايز نيست، بلكه گناهي بزرگ برشمرده مي شود و احترام و تكريم همه پيغمبران خدا براساس نص صريح قرآن كريم، واجب به شمار مي آيد. يعني در روش آزاديخواهي مورد ادعاي آقايان، جريحه دار كردن قلب 5/1 ميليارد مسلمان و صدها ميليون موحد و آزاديخواه دنيا، عين دمكراسي است ولي سوال كردن درباره يك واقعه تاريخي كه مورد نظر چند ميليون يهودي است، جرم بوده و حكم زندان دارد. جالب اينكه ديويد ايروينگ، مورخ سرشناس بريتانيايي كه در سال 2006 به جرم انكار اتاق هاي گاز در آشويتس طي سخنراني 17 سال قبلش (در سال 1989) در حالي در انگليس محكوم به 3 سال زندان شد كه ابراز داشت در سال 1991 حرفش را پس گرفته و ديگر به آنچه درباره هلوكاست گفته، معتقد نيست!!(به ياد انگيزاسيون قرون وسطي نمي افتيد؟)اما همه اين چالش ها و تنش ها و سر و صداها و جنگ ها و غوغاي حقوق بشر و دمكراسي را «فرانسيس فوكوياما» نويسنده و نظريه پرداز آمريكايي به خوبي بيان كرده است. او كه تئوريسين نئومحافظه كاران حاكم بر اين كشور محسوب مي شود، در سه كنفرانس جهاني تورنتو، واشينگتن و اورشليم، كتاب "پايان تاريخ" خود را ارائه كرد. اين كتاب در برابر كتاب "برخورد تمدّن‌ها" اثر «ساموئل هانتينگتون» مطرح شد و فوكوياما مدّعي است كه خرده تمدن‌ها و فرهنگ‌هاي جزئي به دست فرهنگ غالب بلعيده مي‌شوند و رسانه‌ها، دنيا را به سمت دهكده واحد پيش مي‌برند و به ناچار دنيا درگير جنگي خانمان‌سوز خواهد شد. بنابراين، براي پيش‌گيري از اين جنگ بايد يكي را به عنوان كدخدايي بپذيريم و در ادامه ثابت مي‌كند كه كدخدا، امريكا است. فوكوياما مي‌گويدكه اين نبرد حتمي است، ولي برنده آن غرب نخواهد بود و با اسناد و مدارك ثابت مي كند كه برنده نبردِ آخرالزّمان، شيعيان هستند.

فوكوياما در كنفرانس اورشليم با عنوان «بازشناسي هويّت شيعه" مي‌گويد: شيعه، پرنده‌اي است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده‌اي كه دو بال دارد: يك بال سبز و يك بال سرخ

او بال سبز اين پرنده را مهدويّت و عدالت خواهي و بال سرخ را شهادت‌طلبي كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فنا ناپذير كرده است، معرفي مي‌كندفوكوياما معتقد است شيعه بُعد سومي هم دارد كه اهميّتش بسيار است. او مي‌گويد: اين پرنده، زرهي به نام ولايت پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان مي‌شود. شيعه، عنصري است كه هر چه او را از بين مي‌برند، بيشتر مي‌شود.

وي جنگ عراق و ايران را مثال مي‌زند و مي‌گويد: اين‌ها فاو را تسخير كرده بودند، مي‌رفتند كربلا را هم بگيرند و آن، يعني فتح قدس، چون اگر كربلا را مي گرفتند، اينجا (اورشليم) را هم قطعاً مي‌گرفتند

در آمريكا كتابي به نام " طرحي براي تقسيم و انزواي دين "به چاپ رسيده كه در آن مصاحبه مفصلي از دكتر مايكل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا، باب وود واردز و عضو مهم بخش شيعه شناسي سازمان سيا منتشر شده است. وي در اين مصاحبه از اسرار تكان دهنده اي پرده برداشته و در جريان اتهام كاركنان سيا به فساد مالي بطور ناخودآگاه اعتراف كرده، در اين سازمان مبلغ 900 ميليون دلار براي سازمان دهي مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است. گفتتني است كه دكتر مايكل برانت مدتي طولاني در بخش مذكور فعاليت داشته، ولي چندي پيش به خاطر فساد مالي از كار بركنار شد و او نيز از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را برملا كرد.

مصاحبه وي به طور بسيار خلاصه چنين است:

انقلاب 1979 ايران ضربه هاي اساسي به سياست ما در حاكميت در كشورهاي اسلامي وارد ساخت. پس از ناكامي ما در چند سال اول انقلاب براي كنترل آن و رشد روزافزون بيداري اسلامي و گسترش دامنه ي نفرت عليه غرب و ظهور اثرات جوش و خروش انقلابي در شيعيان كشورهاي مختلف بالاخص لبنان، عراق، كويت، بحرين و پاكستان، مقامات بلند پايه سيا دور هم جمع شدند. در اين جلسات نماينده سرويس مخفي مشهور انگليس MI6 نيز شركت مي نمود؛ زيرا انگليس تجربه ي وسيعي در مطالعه روي كشورها را دارد. در اين گردهمايي ها نتيجه گيري شد كه انقلاب ايران فقط نتيجه طبيعي سياست هاي شاه نبوده است، بلكه در باطن عوامل و حقايق ديگري نيز وجود دارد كه محكم ترين آن عوامل، يكي رهبري سياسي توسط مرجعيت ديني شيعي و ديگري شهادت حسين نوه پيامبر اسلام در 1400 سال پيش است. حادثه اي كه قرن هاست شيعه به ياد آن با غم و اندوه بي نهايت عزاداري مي كند. اين دو محور است كه شيعه را از ساير مسلمانان فعال تر و متحرك تر مي سازد. در همين گردهمايي تصويب شد كه براي مطالعه اسلام شيعي و براي برنامه‌ريزي و كار روي اين پروژه يك شعبه جداگانه و مستقلي تاسيس شود و نخست بودجه چهل ميليون دلاري براي آن اختصاص يابد.

به نظر مي آيد تمامي جنگ هاي رواني و غيررواني كه اخيرا عليه اسلام و شيعه به راه افتاده، حتي توطئه عليه حزب الله لبنان و ترور رهبرانش و همچنين نسل كشي در نوار غزه و... همه و همه به همين تئوري ها و نقشه ها بازمي گردد.

اما گوته در بخش دوم نمايشنامه اش درباره پيامبر اسلام از زبان ايشان شعري شورانگيز در وصف توحيدمي نويسد كه به سخنان حضرت ابراهيم خطاب به مشركين در آيه 76 ازسوره انعام قرآن كريم باز مي گردد. آنجاكه مي فرمايد: "لا احب الافلين" يعني غروب شوندگان را دوست ندارم.

گوته در آن بخش از نمايشنامه اش از زبان رسول گرامي اسلام چنين مي سرايد

اى قلب عاشق

خويش رابه سوى آفريدگارت روانه‏ساز

اينك اى پروردگار من تو را مي پرستم

تويى كه همگان را دوست دارى‏ و آنان را عاشقى‏

تويى كه خورشيد و ماه و ستارگان را آفريدى‏

و زمين را و آسمان را و هستي را

كاملاً روشن است كه گوته مفهوم اين نيايش را به زيباترين شكل از قرآن برداشت و از زبان حضرت محمد-صلوات الله عليهم- بيان كرده است. به راستي چگونه گوته به چنين دانشى درباره قرآن و چنان عشق و محبتي نسبت به خاتم پيامبران دست يافته بود.

 

    411 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تمدن غرب (175)

تصاوير

افراد مرتبط
●  حضرت محمد   (135)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:27/12/1386

تاريخ شمسی نشر:19/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب