مجتهد خراسانى، رفع مشكلات جامعه ايران عصر قاجار را در چهار محور كلى جست؛ «رشد و گسترش توليدات داخلى»، «حفظ استقلال كشور»، «گسترش عدالت اجتماعى» و «بسترسازى لازم جهت عملى شدن ارزش هاى اسلامى به ويژه ميان دولتمردان».
در اين راستا، پيش از نهضت مشروطه دست به فعاليت هايى زده، با دربار ايران به تبادل نظر پرداخت كه توفيقى به دست نياورد. آخوند خراسانى پس از تحقق نظام مشروطه، به همراه دو مجتهد بلند پايه ديگر نجف، درباره آن به تحقيق پرداخته، چون ديدند نظام مشروطه، جوابگوى همان دغدغه هاى آنان درباره مشكلات جامعه ايران است، به حمايت قاطع از آن همت گماشتند.
حمايت آخوند، رهبرى او را براى مشروطه خواهان مذهبى ايران بدنبال آورد. اين مقاله در ارزيابى نهايى خود به اين نتيجه مى رسد كه آخوند خراسانى و حوزه مشروطه خواه نجف، به دليل عدم شناخت صحيح و كامل از غرب و غرب گرايان، داشتن منابع اطلاعاتى يك سويه و گاهى ناسالم (كه البته اين دو مساله تا حدودى در مشروطه دوم ترميم شد) و برخى عواملى كه خارج از حيطه آنان بود، نتوانستند آرمان خود را كه به واقع منطبق بر نيازهاى آن عصر ايران و مورد خواست همه عالمان آرزومند حاكميت اسلام بود، جامه عمل بپوشانند.
فهرست مطالب کتاب به شرح زیر است:
1. از تولد تا مرجعيت و همراهى در «اعلاى كلمه ملت»
2. آرمان «ترقى» و «تعالى» و تطبيق آن بر نظام مشروطه
3. آخوند خراسانى و رهبرى مشروطه
4. مشروطه دوم و رويارويى آخوند با غرب گرايان و فرصت طلبان