هدف و اهميت:
شناخت كامل واقعيت هر نوع پديده و يافتن رابطه علت و معلول موجود بين امور و در نهايت راههاي مقابله و جلوگيري از وقوع و ايجاد پديده هاي نابهنجار از طريق تجزيه و تحليل منظم و بررسي بدون تعصب مي باشد. بررسي و شناسائي عواملي كه الگوهاي رفتاري فرد را تحت الشعاع قرار مي دهند و باعث ايجاد رفتارهاي نابهنجار در محيط و اجتماع مي گردد. اين رفتارها تا جائي پيش مي رود كه اعضاي خانواده را در ارتباط با يكديگر بي تفاوت مي كند و هر يك از اعضاي خانواده را وادار مي كند كه احتياجات عاطفي خود را در خارج از محيط خانواده جستجو نمايد. معمولا اينگونه افراد در دام كساني مي افتند كه در جستجوي اين اشخاص هستند تا بتوان آلت دست و بازيچه اي براي اهداف ضد اجتماعي خود استفاده كنند. آنها نيز بخاطر اينكه حمايت آنها را از دست ندهند تحت فرمان قرار مي گيرند چون كه عليه قوانين اجتماعي نيز طغيان مي كنند
بعد از بررسي و شناسائي عـوامل، ضرورت ايجاب مي كند كه به جستجوي راهها و روشهايي پـرداخت كه حتي الامكان اگر نمي توان اين عوامل را بطور كلي از بين برد، سعي شود از شدت آن كاست و به كمك اين راهها و روشها و با آگاهي دست اندركاران و برنامه ريزان و كساني كه در اين امر مي توانند قوت قلب و مددرسان باشند، بالا برد.
در مورد حبس زدايي و راه كارهاي كاهش جمعيت و جلوگيري از هزينه هاي گزاف و بي تاثير، مثل اينكه در تاريكي دنبال سوزن گمشده هستند، بايد اول در پي اصلاح قانون بود. استفاده از هرگونه ابزار و شيوه بجاي مجازات حبس و توسل به جانشين هاي آن بدون اجازه قانون غير ممكن است. بايد كيفر حبس و زندان را در قانون، براي برخي از جرائم حذف كرد و بايد قوانين و مقرراتي را كه هم براي جامعه مفيد باشد و هم براي بزهكار مفيد و موثر باشد، تصويب كرد تا پيش بيني هاي لازم و كارهاي كارشناسي از سوي كارشناسان حقوقي و قضائي در امر جايگزيني بجاي حبس صورت نگيرد و به قاضي جهت اجراي آن ابلاغ نگردد، ما همچنان پيچ در پيچ كوچه ها دنبال راه حل مي گرديم اما به مقصد نمي رسيم.
زندان:
محل اسكان عده اي از آدمهايي است كه مرتكب جرم يا خلاف شده و براي مدتي بايد در آنجا ادامه زندگي بدهند و مثل ما داراي حق و حقوقي هستند كه نظام براي آنان قائل و بايد عده اي از افراد مجرب سالها عمر تلف كرده و در اختيار آنان باشند. بنحوي كه حفظ كرامت شود، گله و شكايتي نداشته باشند. بموقع امكانات در اختيار آنان قرار گيرد و تر و خشك شوند.
طول عمر زندان هم به اندازه حيات بشر سابقه دارد و از طول حيات بشر تاكنون وقتي كلمه زندان به ميان مي آيد براي همه دردناك و غم انگيز است. در ديدگاه ديگر همه مي گويند:
زندان بازدارنده عبرت انگيز است و اگر انسانهايي كه مستحق زندان هستند در زندان نگهداري شوند اصلاح خواهند شد و نظم و امنيت عمومي در جامعه حاكم و در مقابل بزهكاران مصون خواهد ماند. بدون تعصب بگوييم آيا كارنامه قبولي زندانبان و تشكيلات قضائي گويا و بيانگر اين است ؟ آيا نمره هاي قبولي زحمات دستگاه قضائي و سازمان زندانها براي خود ماها كه امروز در اول خاكريز هستيم خوشايند است و ارضاء كننده زحمات ماست ؟
مرحله اول: قضات محترم و دستگاه قضائي كه صادر كننده حكم و حبس هستند تغيير نگرش بدهند و ديدگاه جامعه و قانون را متوجه و براساس چهارچوب قانون كه برپايه نظام ديني و آئيني آن جامعه طرح و ارائه مي شود بپذيرند كه امروز اين امر يكي از عواملي است كه مي تواند دولت را موفق كند.
مرحله دوم: نوبت سازمان زندانهاست كه متهم يا فردي را در اختيار دارد بعنوان انسان پذيرا و وجود از دست رفته زنداني را به وي برگرداند كه خروجي با ورودي تفاوت داشته باشد. با حبس يا زنداني كردن فرد، مشكل جامعه ما حل نمي شود بلكه مشكل جامعه چند برابر مي شود.
بعنوان مثال اگر يك فرد زنداني شود اين فرد يك همسر و 3 فرزند داشته باشد، جامعه با پنج زنداني طرف است. در بعضي از جرائم نيازي به زندان نيست. مي توان با جريمه و شلاق پرونده بسته شود و ضرري هم به جامعه نمي رساند. مثل عدم گواهينامه و بايد از تراكم زندانيان جلوگيري شود و با كاهش جمعيت در زندان. كساني بايد در زندان نگهداري شوند كه حق آنهاست و قضات محترم ديگر هيچ راهي را نمي بينند و بايد از حبس بعنوان حربه آخر استفاده كنند كه باعث مي شود اهداف اصلاحي و تغيير رفتار و عملكرد زندانيان آنطوري كه مورد نظر است صورت بگيرد و عدالت در زندان رعايت و اهداف اصلي برسيم و با ارتقاء كيفي و كمي و ايجاد ساختار فيزيكي مطلوب و طبقه بندي تخصصي زندانيان زندان سالم هم داشته باشيم.
امروزه كه از حبس بعنوان پاك سازي جامعه از حيثيت مجرمين استفاده مي شود و هركسي كه دستگير و به چنگ قانون مي افتد اولين لفظي كه به ذهن مي رسد زندان است. آيا نمي شود از جانشين هايي مانند تعليق اجراي مجازات - منع اقامت در محل - منع انجام شغل خاص - جريمه نقدي - انجام خدمات عمومي - تبعيد در محل معين بهمراه همسر و فرزند - محروم كردن از امكانات رفاهي مانند خريد خودرو - شغل اجباري - عدم داشتن شغل كليدي و مهم - كار كردن در يك شركت معين - عدم خروج از شهر - نرفتن به مسافرتهاي خارجي به مدت معين و...، استفاده نمود ؟ (( البته بايد جرائم خطرناك را مستثني كرد ))
زندان نه تنها براي جامعه مفيد نيست بلكه موجبات خسارت و گسست زندگي و بنيان خانواده مي شود. چه بسا مردها به زندان آمدند و همسر يا فرزندان آنان بعد از چند ماه به زندان آمدند. البته بايد بدانيم در جامعه در مورد مجازات جايگزيني فرهنگ سازي نشده و براي عامه مردم به درستي درك نگرديد.
بايد هم فرهنگ سازي شود و هم دادگاه ها و دستگاه قضائي مورد استفاده قرار دهند.
از ديدگاه اقتصادي عوامل زيادي باعث مي گردد كه يك فرد دست به خلاف بزند. يكي از عوامل بيكاري است. شما در نظر بگيريد فردي كه وارد زندان مي شود تا آخرين روز اسكان در زندان روزانه چه مبلغ هزينه اي را براي دولت و جامعه در بر مي گيرد. از طرفي بايد به خانواده وي هم كمك شود و تحت پوشش قرار گيرند. بهتر نيست كه اين هزينه ها در يكجا جمع و مركزي داير و با احداث كارگاههايي فرد در آنجا مشغول و ايجاد درآمد شود و فرد ماهيانه مبلغي حقوق دريافت و شب ها در كنار خانواده باشد تا هم دولت سود ببرد و هم فرد زنداني. يا به شكل شهركها عمل شود و اين ايام جزء تحمل كيفر فرد محسوب شود.