باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 94 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
عقب ماندگي مسلمين
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: سيد محمد - خامنه اي

منبع: خبرگزاری - فارس - تاريخ شمسی نشر 21/12/1386

 
 

عقب ماندگي مسلمين، كه در قرون اخير وضوح بيشتري يافته، معلول علتي واحد نيست بلكه عواملي متعدد در آن دخالت دارد كه يكي از دلائل عمدة آن، جوانب روحي و روانشناسي اجتماعي ملل مسلمان است و دليل مهم ديگر آن ـ كه موضوع مقاله ماست ـ عامل فكري و فلسفي و فقر انديشه و جهان بيني است كه مي‌توان از آن به «فقر تفكر فلسفي» تعبير كرد.


برويهم اين عوامل را مي‌توان به سه دسته: عوامل دروني و شخصي، عوامل بروني و اجتماعي، و عوامل يا موانع سياسي و خارجي دشمنان، تقسيم كرد و ما در اين مقاله فقط به عامل فكري و فلسفي آن مي‌پردازيم كه مي‌توان آنرا زيربنا و زمينة اصلي همه رفتارهاي بشري و تمام تحولات اجتماعي و درنتيجه عامل عمدة عقب ماندگي مسلمين در قرون جديد دانست.


عنوان «تفكر فلسفي» را نبايد در علم فلسفه و مشتي اصطلاحات و مباحث فني آن محصور و محدود كرد بلكه بايد آنرا از آن نظر كه ماية اصلي فرهنگ و بينش اجتماعي ملي است مهم دانست.


تاريخ نشان داده است كه جهان بيني توحيدي اسلام و بطور كلي، فرهنگ اسلامي در زمان نبي اكرم(ص) و خلفاي راشدين تا چه اندازه در مسلمين صدر اسلام تحول شخصيتي و اجتماعي بوجود آورده و چگونه مردم بدوي سرزمين حجاز را در عرصة معرفت و تفكر فلسفي و شناخت جهان واقعي بر قلة افتخار نشانده است.


همين تحول فكري و اعتقادي مسلمين بود كه سبب گرديد ـ كه، نه فقط مسلمانان در برابر تمدنهاي بزرگ آن زمان سر تسليم فرود نياورند و مرعوب قدرت و جلال ظاهري آنها نشوند بلكه حتي ـ توانستند پس از چند قرن، پرچمدار دانش و فلسفه شوند و به سراسر جهان آنروز، علم و تكنولوژي و بخصوص حكمت و اخلاق را صادر و منتشر نمايند.


انتقال فلسفه و علوم ديگر و نيز علم حقوق از اسپانياي اسلامي در قرن پانزده مسيحي به اروپا و ترجمه كتب پرقيمت آن ـ كه گفته مي‌شود تنها يكي از كتابخانه‌هاي قرطبه متعلق به سلطان حكم دوم چهارصد هزار جلد كتاب داشته است ـ بزبان لاتين، چهره نيمه وحشي اروپا را بكلي ديگرگونه كرد و اروپاي جديد و دوران روشنگري Enlightenment را بوجود آورد. اروپا از بركت ترجمة همين كتب مسلمين بود كه توانست خود را از گرداب توحش و استبداد كليساي قرون وسطا نجات دهد و به دوران تجدد و اكتشاف و ترقيات علمي گام بگذارد.


پس از ترجمه و انتقال حكمت و علوم اسلامي به اروپا بود كه اشخاصي مانند بيكن، نيوتون، كپرنيك، گاليله، دكارت، گروسيوس و بنتام ظهور كردند و با گذر از سدّ جاهليت قديم اروپائي و كليسائي، قدم به عرصه اي گذاشتند كه اسلام در ده قرن پيش از آن، آنرا در پيش پاي مسلمين گذاشته بود، اروپا و غرب، با اختلاف حداقل 10 قرن عقب بودن از مسلمين، تمدن جديد خود را آغاز كرد ولي در ظرف كمتر از چهار قرن از مسلمين جلو افتاد و خود را به اوج رساند و به اين هم بسنده نكرد، بلكه كوشيد كه سيطرة خود را از راه نشر فرهنگ مخصوص خود بر مسلمين بگستراند و مسلمين را بصور مختلف و از راههائي مانند طرق سياسي و نظامي، عقبمانده نگه دارد و آنها را محتاج و ريزه خوار و بردة فكري و علمي خود كند.


چون بسط سلطة نظامي و سياسي بآساني ميسر نبود، از اينرو غرب به شيوه‌اي ديگر دست زد و كوشيد براي رسيدن به اهداف خود، ملل ديگر و از جمله ملل مسلمان را مغلوب فرهنگ و مرعوب پيشرفتهاي علمي و صنعتي خود سازد و فرهنگي را كه طي دو هزار سال از يونان و روم به آنها رسيد و چندان تغييري نكرده بود بر ملل ديگر تحميل نمايد.


غرب براي اين كار خود، كوشيد با شعبده نمايش قدرت علمي و پيشرفتهاي صنعتي خود، مسلمين را مبهوت و سپس تسليم نمايد و براي اين هدف به «از خود بيگانه كردن» آنان و دوركردن از سابقة تاريخي پرافتخارشان بپردازد و با تحميل و تبليغ غيرمستقيم «فرهنگ جاهليت» خود، مردم مسلمان را آنچنان شيفته خود نمايد كه كوركورانه بدنبال آنان بيفتند و از آنان الگو بگيرند و در نتيجه مانند بردگان فكري و فرهنگي، نان خود را بخورند و در خانه خود زندگي ولي مانند غربيان فكر كنند و كمر به خدمت آنان ببندند و ثروت ملي خود را در برابر توليدات صنعتي آنان با دو دست تقديم نمايند و هرگز بفكر معارضه و رقابت علمي و صنعتي با غرب نيفتند.


يكي از نتايج اين تحميل افكار فلسفي و سياسي غربي به شرق اسلامي، متزلزل ساختن فرهنگ اصيل و مذهب ملل مسلمان، و يكي از اهرمهاي آن، تبليغ و ترويج و جايگزين كردن انديشه ها و مكاتب فكري بي اصل و نسب ـ بنام فلسفه ـ بود كه، برخلاف فلسفه اسلامي ـ كه بر اساس عقل و براهين منطقي شكل گرفته‌ـ، شكل فتوا و اظهارنظرهائي بدون دليل و برهان داشت، و اگرچه نام آنرا عقلگرائي و علم گرائي و تحصلگرائي مي‌گذاشتند ولي مقصود آنان از عقل، عقلي جزئي و سطحي و چشمي نزديك بين بود.


گرچه در خلال فلسفه‌هاي غربي، مسائل جديد و پيشرفتهائي در منطق و افقهاي نو فكري بوجود آمد و به دامنة فلسفه وسعت بخشيد، اما پراكندگي فكري و عدم انسجام و بي برهاني و عدم اتكا به استدلال و عقل، سبب شد كه مشكلي ديگر بر مشكلات جهان و ملل ديگر بيفزايد و اساس فلسفه را در خطر انحطاط قرار دهد و بعلاوه، مسائلي را در جوامع اسلامي رواج دهد كه درواقع ربطي به آنان نداشت.


مسائلي كه فكر غربي را بخود مشغول مي‌ساخت (مانند سكولاريزم، مدرنيسم و پست مدرنيسم، تعارض شرع و عقل، تعارض علم و دين و مسائلي ديگر مانند دموكراسي، حقوق بشر، بردباري مذهبي «تولرانس» و پلوراليسم و مانند آنها)، همه مسائلي بودند كه به جامعه غربي تعلق داشت و همه برخاسته از روانشناسي خاص غربي و سابقة تاريخي ملل مسيحي اروپائي بود.


هيچيك از اين مسائل ربطي با بيشتر جوامع شرقي بويژه با جامعه اسلامي نداشت و مسائل طبيعي جامعه آنان شمرده نمي شد ولي عملاً و عمداً كوشش مي‌شد كه اين مسائل غربي را، مسائل و مشكلاتي جهاني و عارض بر همة جوامع اسلامي فرض و تحميل كنند و آنرا در بين مسلمين طرح و دنبال نمايند و مقصود از اين كار سرگرم ساختن اذهان و از خود بيگانه ساختن مسلمين و ايجاد همفكري يا پيروي كوركورانه از فكر غربي بود، تا آنها را از درك واقعيات اطراف خود و درك موقعيـت خطرناكشان غافل نگه دارند.


اين تهاجم فرهنگي به ملل مسلمان كارگر واقع شد و مسلمين ناآگاهانه بدنبال فلسفه ها و افكار آنان افتادند و در مسائل اجتماعي و فكري آنان غوطه ور شدند و صدها كتاب دربارة اين مسائل و افكار بيگانه در كشورهاي اسلامي ترجمه و تبليغ شد و بتدريج روشنفكران مسلمان، خاستگاه و ريشة ملي و مذهبي خود را گم كردند و ميان دو فرهنگ سنتي و بيگانه سرگردان ماندند.


غرب در كنار اين ارمغان بيماريزا و مسموم كه براي مسلمين آورد، بگونه اي ماهرانه از رواج و توسعة علم و تكنولوژي در ميان ملل مسلمان جلوگيري نمود و معلومات و تجربيات حساس و مهم علوم و تكنولوژي فوق پيشرفته را از آنها پنهان نگه داشت؛ زيرا ملل غربي نه فقط ـ برخلاف مسلمين قرون اوائل كه علم را سخاوتمندانه در دنيا منتشر مي‌كردندـ دستاوردهاي علمي پيشرفته خود را به مسلمانان نمي دادند بلكه با بخل بسيار آنرا از دسترس دانشمندان مسلمان دور نگه مي‌داشتند و حتي در صورت يافتن دانشمنداني كه مهارتهائي كسب كرده بودند، آنها را بصور مختلف بسوي خود جذب نموده و از كشورشان دور و بيگانه مي‌ ساختند.


اين يك طرف قضيه بود، اما از طرف ديگر و در نگاه جامع، خوشبختانه، ملل اسلامي اگر در علوم طبيعي و تجربي و تكنولوژي عقب افتاده نگهداشته شده اندـ و همين باعث خودباختگي آنان در برابر غرب و تسليم در برابر فرهنگ و تفكر غربي شدـ اما هنوز در بسياري از شاخه‌هاي علوم انساني، حرف اول را مي‌زنند. و اگرچه از عنوان اين همايش چنين استنباط مي‌شود كه عقب ماندگي مسلمين را مطلق و مسلم و مفروض دانسته اند ولي خوشبختانه حقيقت غير از اينست و مسلمانان ميراثي گرانبها و گنجي پنهان را در خانة خود دارند كه مي‌توان بكمك آن سيادت خود را در عرصة بين المللي حفظ كرد و البته، در كنار آن بايستي راههائي ديگر براي نجات از فقر علم و تكنولوژي يافت.


فلسفة اسلامي و فرهنگ اسلامي و منابع غني آن مانند قرآن و حديث و تكيه بر اعتماد بنفس و توكل بر خدا، همانگونه كه در قرون وسطاي اسلامي توانست فرهنگ و علوم و فلسفه را به اوج خود برساند و پا بر روي بافته‌هاي يونانيان بگذارد و بحكم «و بشّر عباد الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه» موضوعات علمي و مفيد آن را بگيرد و تكامل ببخشد ولي ابعاد جاهليت و شرك آميز آنرا بدور افكند و در ساية توحيد و فرهنگ توحيدي بناي رفيعي را بنياد كنند و توانست اروپاي قرون وسطا را از جهل و استبداد ديني و تا حدودي توحش اخلاقي رهائي بخشد؛ امروز همان فلسفه و همان منابع غني قرآني و اسلامي مي‌تواند، مسلمين را در ساية توكل به خدا و اعتماد بنفس و ترك خمود و تنبلي به همان اوج برساند. ذكر عظمت تاريخي گذشته بدون كوشش براي احياي آن و بازگشت به آن عظمت كاري بيثمر است.


در آغاز اين دورة جديد كه مقارن با هزاره سوم تقويم مسيحي است، مي‌توان همه چيز را دوباره آزمود. امروزه مي‌توان فلسفة و بخصوص فلسفه اسلامي را كه بيش از ده قرن رشد سالم داشته و قدرت خود را باثبات رسانده است براي رفع بحران كنوني مسلمين و زمامداري سياستهاي نوسازي جوامع اسلامي و بازگشت به پيشرفت و دانش خود در دست بگيريم.


فلسفة اسلامي يك فلسفة نظري محض نيست بلكه داراي ابعادي اجتماعي و عملي است و مي‌تواند در تحول روحي جامعه مؤثر باشد و بجاي خمود و كسل، به انسان روحي پرنشاط و نيرو و قلبي اميدوار بدهد و ملل مسلمان را به صف كشورهاي پيشرفته برساند، بدون آنكه به ضعفها و عقب ماندگيهاي رواني و معنوي آنان دچار باشد.


دنياي غرب، در كنار كاخ عظيم دانش و تكنولوژي نشسته ولي از مزاياي عمدة انسانيت ـ يعني اخلاق و اصالت خانواده و فرصت تفكر در مصلحت واقعي خود ـ محروم است و بحراني ريشه دار را مي‌گذراند.


مهمترين مزيت انسان، آگاهي و قدرت تعقل و تفكر دربارة «من كيستم؟ از كجا آمده ام؟ چرا آمده ام؟ و به كجا خواهم رفت؟» مي‌باشد. اين امتياز بزرگ از انسان غربي و فرهنگي كه او در جهان تبليغ مي‌كند، گرفته شده است.


فلسفة غربي هم كه موظف به انجام و معرفي اين تفكر است در بيشتر مواقع ـ اگر نگوئيم همه جاـ خالي و تهي است، اما در فلسفة اسلامي اين سؤالها همواره محور اصلي بوده و هست و همين امتياز مي‌تواند سبب نجات جوامع اسلامي از دام دشمنان و رهائي از پوچگرائي و غرق شدن در زندگي حيواني شود.


اوج تفكر اسلامي، مكتب معروف به حكمت متعاليه است كه در چهار قرن پيش بوسيلة حكيم عاليمقام صدرالدين شيرازي ملاصدرا، معروف به صدرالمتألهين، معرفي شد و ما مسلمانان امروزه وارث مكتبي هستيم كه مي‌تواند نه فقط در برابر تفكر فلسفي غربي خودنمائي كند و برتري خود را نشان دهد، بلكه حتي مي‌تواند بكمك آن بشتابد و گره‌هاي كور فلسفه غرب و مشكلات آنان را بگشايد.


حكمت متعاليه ملاصدرا با ابتكارها و نوآوريهاي خود مي‌تواند راه ابداع و خودنمائي ما را در برابر تفكر و فرهنگ غربي به ما نشان دهد. فلسفة معاصر غربي اصالت ندارد و وصله اي ناهمرنگ با جامعه و فرهنگ ما، مسلمين، است. متفكران غربي به پيروان شرقي و مسلمان خود، بچشم موجودات انگلي در صحنه فلسفه غرب مي‌نگرند كه اين نگاه بيگانگان با سيادت و عزت اسلامي و تاريخ درخشان ما هيچ مناسبتي ندارد.


غرب خود را همواره در عرصة تفكر و فلسفه توليد كننده و عرضه كننده، و ملل مسلمان را بچشم مصرف كننده و مضطر در برابر مصنوعات فكري خود مي‌بيند و از همين ديدگاه است كه خود را مالك و فرمانرواي جهان مي‌پندارد.


اما تقابل فلسفة اصيل اسلامي و حكمت متعاليه در تجربة جديد، خلاف اين تصورات و اوهام را ثابت كرده و مي‌تواند استقلال و عزت مسلمين را ثابت كند.


رهائي از عقب ماندگي و رسيدن به رشد و پيشرفت در صنعت و تكنولوژي، محتاج داشتن فكري سالم و مستقل (نه مستعار از بيگانه) و صدالبته داشتن روح مطمئن و فعال و ترك تقليد و تنبلي فكري و جسمي است، و احتياج رشد صنعتي و اقتصادي به دانش و تفكر اصيل بمراتب بيشتر از احتياج انديشه و دانش به تكنولوژي است. بازگشت به تفكر و فلسفة اسلامي بتنهائي چاره عقب ماندگي نيست. براي شكستن سدّ عقب ماندگي و قدم گذاشتن در جادة پيشرفت در همه زمينه ها بايد با توجه به همة عوامل زير باشد:


اول: داشتن تفكري مستقل و فلسفه اي اصيل و جهان بيني صحيح و دورساختن رسوبات انديشه و فرهنگ غربي از قبيل اصالت ماده و تجربه و نفي معنويات.


دوم: بازيابي خود و بازگشت به اصل اسلامي و تاريخي خود و نيز اعتماد بخود و بياري خدا، كه يكي از عوامل مهم پيشرفت در جهان بوده است و درمان احساس خودكم بيني در برابر غرب.


سوم: كنار گذاشتن فرهنگ غربي و ترك بي اعتقادي به وفاق دين و علم و عقل.


چهارم: هوشياري در برابر سياستها و دامهاي سياسي استثمارگران غرب براي ايجاد تفرقه و تجزية جامعه اسلامي مانند تبليغ ناسيوناليسم و قوم گرائي و پيگيري وحدت مسلمين.


يكي از شيوه‌هاي صهيونيسم براي جداسازي ملل عرب از خانوادة بزرگ اسلام، اطلاق فلسفة عربي به فلسفة اسلامي بود تا بدينوسيله فلسفه و فكر اسلامي به فلسفة ايراني، فلسفة عربي، فلسفة هندي، فلسفة تركي و غيرذلك تقسيم شود و هر كسي بدنبال تبليغ متاع خود باشد و متأسفانه برخي از انديشمندان عرب نيز آنرا پذيرفتند و بدنبال چيزي بنام فلسفة عربي و عقل عربي رفتند كه آنهم مانند ناسيوناليسم و قوميگرائي عربي خواهد شد كه تاكنون نتوانسته است مشكلي را حل كند بلكه سبب مشكلات تازه و جدائي از بدنة ديگر ملل مسلمان شده و آنها را از رسيدن به مقصود بازداشته است.


تكيه بر وطن عربي در جاي خود لازم است و در مواجهه‌هاي داخلي مؤثر مي‌باشد ولي در مواجهة با دنياي خارج و عرصة دشمنان، بايستي وطن همه ما، وطن اسلامي و انديشة همه ما، انديشة اسلامي، و فلسفه و فرهنگ ما، فلسفه و فرهنگ اسلامي باشد.


 


* اين مقاله متن سخنراني آيت‌الله سيد محمد خامنه‌اي و مقاله ارائه شده در هشتمين كنگره بين‌المللي فلسفه اسلامي گروه فلسفه دانشكده دارالعلوم، دانشگاه قاهره ـ مصر مي‌باشد كه در بيستم آوريل سال 2003 ميلادي بزبان عربي عرضه شده است.



 

    151 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   تمدن غرب 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:28/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب