نماز حديث عشق و بهترين وسيله ارتباطي مومن با حضرت دوست است كه عاشقانه ترين حالات و زيباترين روحيات و تربيتهاي الهي را در نمازگزار پديد مي آورد.
اسلام نيز همانند اديان گذشته نماز را بهترين وسيله تقرب و معراج ملكوتي مومن برگزيده است و موجبات كمال و عشق به حق تعالي را به بهترين شكل آن براي او فراهم ساخته است.
همه دين در نماز خلاصه شده است و در حقيقت نماز تجلي واقعي دين است و به همين جهت گفته شد كه هر كس اهل نماز نباشد اهل دينداري نيست و ديندار كسي است كه قائم به نماز باشد.
گروه فرهنگي ايرنا در ادامه سلسله مطالب خود پيرامون اهميت و ارزش نماز از ديدگاه ائمه اطهار و معصومان در اين گزارش نماز از ديدگاه امام محمد جواد (ع) نهمين امام شيعيان را مورد بررسي قرار داده است.
نهمين نور امامت از اهل بيت پيامبر (ص) نامش محمد و كينهاش ابوجعفر است كه به دليل جلوه و ظهور تقواي الهي آن امام در اجتماع آن روز به تقي ملقب شده است.
تمامي معصومين برخوردار از صفت تقوا و عصمت الهي هستند چنانكه به صادق راستگو وكاظم فرو برنده خشم و زين العابدين زيباترين روحپرستنده مشهور ميباشند اما در اين بين پاكي، عفاف و تقواي آن حضرت دنيايي را فرا راه ديدگان حقيقت بين قرار داده است كه در نوع خود بينظير است.
نگاهي به شرايط اجتماعي آن بزرگوار و وضعيت درباريان ما را بدين نكته رهنمون ميكند كه دشمن تلاشي پيگير داشت تا به گمان خود آن حضرت را با عياشيها و فساد دربار براي يك بارهم كه شده آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكي و طهارت الهياش مي ستودند ساقط كند.
اين مساله تا آنجا كشانده شد كه حتي مامون براي كشاندن آن حضرت به بزم دربار، دخترش
ام الفضل را به عقد آن حضرت درآورد و در اين جهت دستورلازم را نيز صادر كرد. اما راه به جايي نبرد و پاكي و تقواي امامت بر انديشه باطل ماموني پيروز شد و نورانيتي مضاعف يافت.
ابن شهرآشوب در كتاب مناقب از محمد بن ريان نقل ميكند كه مامون درباره امام محمد تقي(ع) به هر نيرنگي دست زد شايد بتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنيا كرده و به فسق و لهو او را متمايل كند اما به نتيجهاي نرسيد تا زماني كه خواست دخترخود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنيزك اززيباترين كنيزكان را بگمارند تا زماني كه امام جواد(ع) برايحضور در مجلس دامادي وارد ميشود با جامهاي جواهر نشان از اواستقبال كنند كنيزان به آن دستور عمل كردند ولي حضرت توجهي به آنها ننمود.
اين روايت بيانگر عمق توطئه مامون جهت نشانه گرفتن تقواي الهي امام جواد(ع) است كه عصمت الهي امام جواد (ع) نقشههاي آنان را نقش بر آب كرد.
ابن ابي داود همچنين درباره تقواي امام جواد (ع) نقل كرده است كه درجمع اطرافيان خود گفت: امام جواد (ع) عابدترين فرد زمانش بود. محبت و علاقهاش نسبت به باري تعالي وصف نشدني و خوف، خشوع و اخلاصش در طاعت و عبادت خداوند ستودني است.
امام جواد (ع) علاوه بر عبادات و نوافل معمول، نافله مخصوصي داشت.
نافله آن حضرت دو ركعت بود در هر ركعت، سوره فاتحه را قرائت ميكرد و آن گاه هفتاد مرتبه سوره اخلاص را تكرار ميكرد.
هرگاه وارد ماه جديد ميشد، در روز اول ماه، دو ركعت نماز به جاي ميآورد در ركعت اول، بعد از سوره حمد، به تعداد روزهاي ماه ۳۰مرتبه سوره توحيد را ميخواند. در ركعت دوم بعد از حمد، سوره اناانزلناه را مثل ركعت اول تلاوت ميكرد.
علاوه بر اين، گاهي ميزان عبوديت و بندگي خويش را نسبت به مقام لايزال الهي با اذكار و ادعيه ابراز ميكرد.
امام جواد (ع) معجزات بسياري داشته است، علي بن خالد كه زيدي مذهب بود در خصوص يكي از معجزات آن حضرت ميگويد: من در شهر سامرا بودم. شنيدم مردي را كه در شامات ادعاي پيامبري ميكرده دولت وقت دستگير نموده و در اينجا زنداني كرده اند. به ديدن او رفتم. تا از حال او آگاه شوم، ديدم آدم فهميدهاي است.
گفتم: فلاني ! سرگذشت تو چه بود و چرا زنداني شده اي؟گفت: من از اهالي شام هستم، در محلي كه سر مبارك امام حسين (ع) درآنجا نهاده شده، پيوسته مشغول عبادت بودم. يك شب ناگهان شخصي در پيش رويم نمايان شد، فرمود:
برخيز! برويم. بياختيار برخاستم و با او به راه افتادم. اندكي گذشت ديدم در مسجد كوفه هستم.
فرمود: اين مسجد را ميشناسي؟گفتم: آري ! مسجد كوفه است. ايشان نماز خواند من نيز نماز خواندم آن گاه دوباره به راه افتاديم. چيزي نگذشت كه خود را در مسجد مدينه ديدم، باز هم نماز خوانديم و به رسول خدا (ص) درود فرستاد و زيارتش نمود سپس خارج شديم.
لحظهاي بعد ديدم كه در مكه هستيم و تمام مراسم و زيارت خانه خدا را با آن آقا انجام دادم. پس از آن به راه افتاديم. چند قدمي برداشتيم.
يك مرتبه متوجه شدم كه در محل قبلي، در شام هستم و آن شخص از نظرم ناپديد شد.
يك سال از اين ماجرا گذشت من در همان مكان مشغول عبادت بودم كه ايام حج رسيد همان شخص آمد و مرا همراه خود به آن سفرها برد و مانند مرحله نخستين همه آن مكانهاي مقدس را با هم زيارت كرديم و كارهاي سال گذشته را انجام داديم، سرانجام مرا به شام بازگردانيد. وقتي كه خواست از من جدا شود، گفتم: تو را سوگند ميدهم به خدايي كه تو را چنين قدرتي كرامت فرموده بگو! تو كيستي؟
مدتي سر به زير انداخت. سپس نگاهي به من كرد و فرمود: من محمدبن علي بن موسي بن جعفر هستم. و من اين قضيه را به چند نفر از دوستان نزديك خود گفتم، خبر به محمدبن عبدالملك زيات (وزير معتصم) رسيد او دستور داد مرا دستگير كردند و تهمت زدند كه مدعي پيامبري هستم. اكنون ميبيني كه در زندانم. به او گفتم: خوب است اصل قضيه خود را به محمدبن عبدالملك بنويسي، شايد تو را آزاد كند، او هم ماجراي خود را نوشت.
محمدبن عبدالملك در زير همان نامه نوشته بود، بگو همان كسي كه تو را در يك شب از شام به كوفه و از آنجا به مدينه و از مدينه به مكه برده سپس به شام برگردانده، از اين زندان نيز نجات دهد.
علي بن خالد ميگويد: چون جواب عبدالملك را خواندم ناراحت شدم و دلم به حال او سوخت به او گفتم: صبر كن ! تا ببين عاقبت كار چه ميشود و از زندان بيرون آمدم.
صبح روز ديگر به زندان رفتم كه احوال او را بپرسم، ديدم نگهبانان زندان و مامورين بسيار و عدهاي از مردم در اطراف زندان رفت و آمد مي كنند، پرسيدم: چه شده است ؟گفتند: همان زنداني كه ادعاي پيامبري داشت از زندان ناپديد گشته با اينكه درها همه بسته بود، نميدانيم به زمين رفته يا چون پرنده به آسمان پر كشيده است. (بدين گونه امام جواد او را از زندان نجات داد.)
علي بن خالد پس از ديدن اين واقعه دست از مذهب خود (زيدي) كشيد و از شيعيان امام نهم حضرت جواد شد.
حضرت جواد الائمه (ع) همچنين رهنمودهاي عملي براي رستگاري و عبادت خالص خداوند سخنان زيبا و گهرباري دارد از جمله اينكه ايشان ميفرمايد:
عفت، زينت فقر، شكرگزاري و سپاس، زينت ثروت، بردباري، زيور گرفتاري، فروتني، بزرگواري و بلندپايگي و فصاحت، زينت سخن، حفظ و نگهداري، زيور حديث، مواضع، زيور دانش، ادب، زيور عقل، خوشرويي، زيور سخاوت، ترك منت، زيور نيكوكاري، خشوع و تدبر، زينت نماز است.
آن حضرت همچنين ميفرمايد: زينت تقوا و ورع، ترك تمام آن چيزهايي است كه كوچكترين نفعي به حال شخص نداشته باشد.
ازآثار ايمان به خداوند بزرگ، احساس مراقبت هميشگي است كه سرتاسر وجود فرد را تحت مراقبت، علم و آگاهي خود قرار ميدهد. به هر مقدار كه پايه ايمان انسان بالاتر رود، ادراك اين مراقبت بيشتر و عميقتر ميشود، تا آنجا كه او خود را به طور دايم درحضور و اشراف هميشگي حق تعالي ميبيند.
اين نوع احساس، بزرگترين و زيباترين جلوه ايمان است. نهمين امام شيعيان در اين رابطه ميفرمايد: بدان تو در هيچ شرايطي از ديدگاه پروردگار بيرون نخواهي بود. اكنون ببين چگونه و در چه شرايطي زندگي ميكني.
تنها تكيهگاه حقيقي كه هرگز فنا نميپذيرد، ذات باري تعالي است و كسي كه به سرچشمه غنا و هستي ارتباط و اعتماد پيدا كند، هرگز به اين و آن احتياج نخواهد داشت. حضرت امام جواد (ع) در اينباره ميفرمايد: فردي كه تنها تكيهگاهش پروردگار باشد، به غناي واقعي ميرسد و ديگران به او نياز پيدا ميكنند و هركس تقوا و رستگاري پيشه خود سازد، مردم او را از صميم دل دوست دارند.
بزرگواري و عظمت شخص، به امتيازها و فضيلتهاي روحي و معنوي وابسته است كه فرد در راه كسب آن، خود را به زحمت ميافكند. پيشواي نهم شيعيان در اين رابطه ميفرمايد: شريف واقعي، فردي است كه به شرافت دانش آراسته گردد.
سيادت و بزرگواري حقيقي هم با فردي است كه راه تقوا و خداشناسي را پيش گيرد.
ائمه اطهار همواره تنها راه و نسخه شفابخشي كه از طرف پروردگار براي تكامل و پيشرفت ارايه شده را دين شناسي عنوان كردهاند كه آيين زندگي و راه و رسم آن را در ابعاد مادي و معنوي به انسان نشان ميدهد.
حضرت امام جواد (ع) در اينباره فرموده است: شناخت دين، نردبان پيشرفت و ترقي براي رسيدن به هر مقام بلند پايهاي است كه براي بشر متصور است.
امام جواد (ع) در خصوص توجه به نماز براي خلاصي از وحشت قبر مي فرمايد: هركس ركوع نمازش را به طور كامل و صحيح انجام دهد، وحشت قبر بر او وارد نخواهد شد.
آن حضرت همچنين فرمود: خشوع و خضوع زينت بخش نماز خواهد بود، ترك و رها كردن آنچه (براي دين و دنيا و آخرت) سودمند نباشد زينت بخش ورع و تقواي انسان است.
امام محمد تقي (ع) در جاي ديگر فرموده است: سه چيز از كارهاي نيكان است، انجام واجبات الهي، ترك و دوري از گناهان، مواظبت و رعايت مسائل و احكام دين.
آن امام بزرگوار ميفرمايد: با فضيلتترين و ارزشمندترين عبادتها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.