نقش گناه نخست آدم
به نظر مي رسد كه پيامبري مساله امروز و ديروز بشر است. از زماني كه انسان به عنوان خلافت الهي در قرارگاه زمين انتخاب و برگزيده شد، ارتباط ميان مستخلف عنه و خليفه، مساله انسان شد.
اگر انسان هبوط كرد به معناي سقوط نيست؛ زيرا آدم هر چند كه در بهشت عدن به دور از هرگونه مشكلات و دردسرهاي روزمره، زميني بود ولي در جهاني مستقر شده بود كه تنها براي مدت كوتاهي مي بايست در آن جا مي ماند.
نقش گناه نخست هر چند در هبوط انسان تاثيرگذار بود ولي اين بدان معنا نيست كه انسان مي بايست در آن جايگاه و بهشت عدن مي ماند. گناه نخست تنها نقشي را كه بازي كرد اين بود كه مساله اختيار و آزادي انسان را به خوبي نشان داد و آغازگر مساله مهم ديگري به نام توبه شد. آدم به عنوان كلي انسان، با توبه توانست به مقام پيشين درآيد ولي ديگر نمي توانست در آن استقرارگاه موقت باقي بماند.
با هبوط انسان، شيوه ارتباطي خدا و انسان تغيير يافت و انسان مي بايست در انتظار مي ماند تا خداوند به روشي ديگر با وي ارتباط برقرار كرده و راه هدايت و بازگشت به مقام خلافت الهي را بياموزاند. به اين معنا كه اسماي تعليمي كه موجب شد انسان به صورت قوه و شانيت، به مقام خلافت الهي دست يابد در صورتي مي توانست مفيد و سازنده باشد كه به شكل فعليت درآيد.
انسان در زمين مجبور شد تا براي دست يابي به خلافت و ولايت الهي، تلاش سخت و جانكاهي را انجام دهد. اين تلاش در صورتي مي توانست در راستاي به فعليت رساندن اسماي الهي و تحقق وجودي آن شود كه در راستاي دستور و فرمان هاي خداوند باشد؛ زيرا زمين و ساختار آن از يك سو و ساختار و طبيعت انساني از سوي ديگر به گونه اي بوده كه احتمال سوء استفاده و رفتار و منش نادرست در آن به شدت محتمل است. از اين رو تنها با هدايت و راهنمايي الهي اين امكان براي آدم و نوع بشر فراهم مي شود تا بتواند اسماي الهي را در خود فعليت بخشيده و به مقام خلافت و ولايت فعلي و تكويني دست يابد.
پيامبري، فعليت بخشي به اسماي نهان
خداوند در هنگامه هبوط، به انسان پشيمان وعده مي دهد كه پس از هبوط، از سوي حضرتش دستور و راهنمايي خواهد آمد تا او بتواند باعمل به آن، اسماي الهي نهان را در خود فعليت بخشد و از قوه خارج سازد.
اين گونه است كه پيامبري آغاز مي شود و حضرت آدم خود به عنوان نخستين پيامبر، فرمان ها و راهنمايي هاي الهي را دريافت مي كند. اين دستورها را ايشان و همسر و فرزندانش عمل مي كنند. البته با اين همه ديده مي شود كه از همان آغاز، قابيل با عمل خلاف دستور، خود را به هلاكت مي افكند و نمي تواند اسماي الهي را در خود به فعليت رساند و خلافت الهي را در اختيار گيرد.
پيامبري از اين جهت، همان راهنمايي مردم به سوي فعليت بخشي اسماي نهان است كه در انسان به وديعت نهاده شده است.
پيامبر اكرم(ص) نماينده تام الاختيار خدا
پيامبر اكرم (ص) يكي از بزرگ ترين و بلكه بزرگ ترين پيامبري است كه خداوند بر زمين مستقر كرده است. او به عنوان مظهر كامل اسماي الهي توانسته است با راهنمايي و توفيق الهي، همه اسما را در خود فعليت بخشد.
او كه مظهر كامل اسم الله است بهترين راهنما براي انسان بوده و هست؛ زيرا همه راه ها را رفته و همه مشكلات و چالش هاي پيش روي بشر را مي شناسد. او از اين رو بهترين و كامل ترين پيامبري است كه براي بشر فرستاده شده و نماينده تام الاختيار خداوند است. اين گونه مي شود كه پيامبر به عنوان اسوه و الگوي عيني و عملي بشر مطرح مي شود. بنابر اين نمي توان پيامبر(ص) را براي گذشتگان الگو و اسوه دانست؛ شناخت پيامبر(ص) از هر جهت براي كساني كه مي خواهند او را سرمشق قرار دهند و راه عالي و كمالي او را بپيمايند ضروري و لازم است.
براي اين كه به شناخت دقيق از آن حضرت دست يابيم مي بايست به دو چيز تمسك جوييم يكي قرآن وديگري سنت معتبر و عترت معصوم او. بنابر اين ضروري است كه با بهره گيري از آن دو، خود را به كمال برسانيم و اسماي الهي را درحد توان و ظرفيت خود ظهور و بروز دهيم و به فعليت رسانيم.