شايد اين هم از عجايب موجود در مناسبات سياسي ميان احزاب در کشور ماست که گروهي که با تمام ابزار مردم را به شرکت در انتخابات دعوت ميکردند و رقباي خود را متهم به تحريم انتخابات ميکردند امروز در صدد نوشتن آراي انداخته نشده به صندوقها به کيسه سياسي حزب و باند خود ميباشند و بالعکس گروهي که اگر نگوييم محترمانه انتخابات را تحريم کردند اما از هيچ تلاشي هم براي کم کردن حضور مردم دريغ نکردند خود را پيروز انتخابات ميدانند.
نگاهي به بعضي از تحليلهاي موجود که قبل از انتخابات صورت ميگرفت نشانه اين فرصت طلبي ناشي از شک انتخاباتي ميباشد.به عنوان نمونه به مطلب زير که در مقالهاي تحت عنوان,نهم اسفند؛ فرصتي مغتنم براي وزن كشي در سايت رويداد منتشر شده اشاره ميکنيم.
در جامعهاي كه از سوي بخشي از قدرت سياسي آن، نظرسنجي و نامه به مقامات مسؤل كشور يك گناه كبيره و نوكري اجنبي قلمداد ميشود، روزهاي انتخاباتي واقعاً فرصتي مغتنم است. زيرا با برگزاري انتخابات شخصيتها، جريانات و گروههاي سياسي كشور، با توجه به درصد آرايي كه كسب ميكنند، ميتوانند پايگاه اجتماعي و ميزان نفوذ خود را در جامعه به روشني ارزيابي كنند. با اينكه انتخابات نهم اسفند، يك انتخابات محلي (در سطح شهر و روستا) است و معمولاً ميزان مشاركت در انتخابات محلي نصف انتخابات در سطح ملي است (بطور ميانگين در سراسر دنيا، در انتخابات محلي حدود 30% و در انتخابات ملي مانند انتخابات پارلمان و رياست جمهوري 60% واجدين شرايط رأي گيري در انتخابات شركت ميكنند)، اما همين 30% نمونة كاملاً گويا و بهتر از هر نظرسنجي براي ارزيابي پايگاه اجتماعي گروههاي سياسي است. از اين رو نگارنده، از هم اكنون انتخابات شوراها را غنيمت شمرده، از زاويه شهر تهران ارزيابياش را دربارة گروههاي سياسي به شرح زير تقديم ميكند.
1. جناح راست از هم اكنون وزنش روشن است. اين جناح در بازار انتخاباتي يك جناح ورشكستة سياسي است چون مغازهاش در اين بازار بسته است. تا جائيكه اين جناح پس از 6 سال به اصطلاح در اقليت بودن، پس از انبوهي از كارشكنيها و تبليغات عليه اصلاحطلبان هنوز قادر نيست با تشكيل ستاد علني تبليغات و ارائه ليست كانديداها، كركرة مغازة خود را بالا بزند و كالاي سياسي خود را در معرض ديد مردم قرار دهد. لذا اگر جناح راست عاقل و دور انديش باشد از هم اكنون بايد ورشكستگي سياسي خود را صادقانه به مردم اعلام كند و با اين كار اولين قدم را در راه بازسازي سياسي خود بردارد. قطعاً عده زيادي از مردم از طلبها (و گلههاي) خود خواهند گذشت.
اگر در نهم اسفند، اكثر كرسيهاي شوراي تهران نصيب كانديداهاي گروههاي اصلاحطلبِ پيگير (حزب مشاركت، نهضت آزادي و ملي- مذهبيها) شود نشان دهندة اين است كه اين شگردهايِ جناح راست به نتيجه نرسيده است و اين جناح همچنان بايد هزينة خطاهايش را از كيسة نهادهاي رسمي حكومت كه زير نفوذ آنان است، پرداخت كند.
2. اين انتخابات اگرچه از حضور رسمي جناح راست محروم است ولي يك ويژگي مثبت و اختصاصي دارد و آن حضور فعال گروه نهضت آزادي ايران (و حضور كمتر فعال گروه ملي- مذهبيها)، كه در دورههاي انتخاباتي گذشته از دايرة رقابت سياسي حذف ميشدند، هست. با اين كه اين دو گروه سياسي از امكانات رسانهاي و حزبي براي كار تشكيلاتي در انتخابات محروماند، اما حضور آنان اين فرصت را ميدهد كه اولاً تا حدودي پايگاه اجتماعي خود را تخمين بزنند و ثانياً اگر اين دو گروه بتوانند حداقل پنج كرسي را در تهران بدست بياورند نشان دهندة اين است كه محافظهكاران كه از شديدترين فشارها عليه اين دو گروه (بعنوان براندازان قانوني) در سال 80 دفاع كردند، هيچ طرفي نبستهاند. ثالثاً اگر اين دو گروه بتوانند بيش از پنج كرسي بدست بيآورند نشان دهندة اين است كه نفوذ گروههاي اصلاحطلب دوم خردادي در جلب نظر مردم كاهش يافته است.
به نظر نگارنده، روز نهم اسفند ، دوباره يك روز به يادماندني خواهد شد، زيرا در اين روز دوباره جنبش اصلاحي ايران حضور مجدد خود را اعلام ميكند و دوباره نتايج غير منتظرهاش را بر پيشاني سياست ايران خواهد زد. اميد است همة دلسوزان اين كشور، اعم از دولتي/ غير دولتي، محافظهكار/ غير محافظهكار، اصلاح طلب/ غير اصلاح طلب، از اين پويش ديدني مردم در روز انتخابات درس بگيرند و عظمت آراي مردم را لاپوشاني نكنند.
همانطور که ميبينيد در اين مقاله با اين پيشبيني که احتمالا حزب حاکم پيروز انتخابات خواهد بود سعي شده حضور کمرنگ مردم که قابل پيش بيني بود بي ارتباط با نتيجه انتخابات قلمداد شود و نگارنده حتي حضور 25٪ مردم را هم حضوري در سطح ميانگين انتخابات محلي در جهان شمردهاست.حال چطور حضور 48٪ مردم پس از انتخابات در منظر اين قايان کم رنگ جلوه ميکند و آقايان سعي در انداختن توپ از زمين احزاب وابسته به ائتلاف حاکم به زمين حاکميت دارند بحثي است که مجالي ديگر طلب ميکند.
در اين ميان مضحکترين تراژدي توسط اپوزيسيون خارج نشين طراحي شدهاست.اين گروهها که تا قبل از انتخابات با بهرهگيري از کليه رسانههاي وابسته به خود اعم از سايتهاي متعدد اينترنتي و شبکههاي ماهوارهاي به تشويق و تحريک مخاطبان خود جهت شرکت در انتخابات اقدام ميکردند هم اکنون همانند بعضي از همتايانشان در داخل کشور در صددند آراي دادهنشده را به حساب خود واريز کنندو چه بسا ادعا کنند رهبر انقلاب هم که از حضور در انتخابات(به شکلي هوشمندانه)خودداري کردند به آنها پيوستهاند.
به هر حال اين آخرين انتخاباتي نيست که مردم در آن شرکت ميکنند و در آينده مردم با آراي خود احزاب سياسي را وادار خواهند کرد که به تحليلي واقعگرايانه تر از آراي آنها بپردازند.
http://www.noghte.net/news.aspx?newsid=231