دنياي پسرها
بازي پسرها در گروههاي بزرگتر و بر اساس هرم سلسله مراتبي انجام ميگيرد. منزلت نسبي دراين هرم سلسله مراتبي هميشه متغير، مهمترين دستاورد پسرها در تعاملاتشان با يكديگر است. پسرهايي كه منزلت غالب در گروه را ندارند به ندرت ممكن است به بازي گرفته نشوند ولي، منزلت سخيف آنها در گروه به نحوي ديگر به آنها گوشزد ميشود. از آنجايي كه هرم سلسله مراتب بنابر شرايط و زمان هميشه در حال تغيير است، هر پسري اين فرصت را دارد تا شانس خود را آزمايش كند و از اين هرم صعود كند و يا در بعضي مواقع سقوط كرده و شكست را بپذيرد. در دنياي پسران گفتار داراي سه نقش اساسي است (ساكس و جفرسون 1974).
1-استفاده از گفتار براي بيان موضع غالب در گروه
2-جلب و حفظ گروه با استفاده مناسب از گفتار
3-تأكيد بر موجوديت خود هنگامي كه عدهاي ديگر ميدان دار گروه هستند.
1-استفاده از گفتار براي بيان موضع غالب در گروه
در اردوگاه پسران ديده شده كه آنها با به كارگيري نحوه خاصي از گفتار قادر به نشان دادن تسلط خود در گروه هستند. اين نوع گفتار را ميتوان در پنج دسته زير معرفي كرد.
الف: دستور دادن به ديگران مثل «پاشو»، «اينو به من بده»، «تو برو اونجا» و غيره .
ب: دادن القاب مضحك به ديگران و مخاطب قراردادن ديگران با اين القاب از قبيل «كله پوك»، «خنگه»، «خيكي» و غيره.
ج: تهديدهاي شفاهي و يا استفاده از جملاتي كه نشانگر قدرت است مانند:
«اگه خفه نشي خودم خفهات ميكنم» و غيره .
د: تشبث و يا مقاومت در قبول دستور.
ه: نشان دادن اهميت و سابقه در امري. مثلاً «دهنت بوي شير ميده».
قابل توجه است كه بدانيم قدرت پسرها در جمع در نحوهي به كارگيري صحيح، و به جاي مراتب مذكور است. هر چقدر مهارت در به كارگيري اين اصول صحيحتر و مناسبتر باشد احتمال رياست گروه و قلدري و گردن كشي كه نهايت درجه رياست است بيشتر ميشود. به عبارت ديگر موفقيت اجتماعي پسران نه تنها بستگي به دانستن صرف اين جملات و واژگان است بلكه وابسته به نحوهي استفاده صحيح از آنهاست. پسران بايد بدانند كه در چه مواقعي از چه جملهاي استفاده كنند و در چه مواقعي ساكت باشند. يك رئيس موفق با به كارگيري گفتار مناسب رقبا را سركوب ميكند و با ضرب شصت نشان دادن به گروه حفظ موقعيت ميكند و گاه گداري با تذكر موقعيت پست آنها، يادآوري ميكند كه رييس كيست. او از عتاب و خطاب بيهوده دوري ميجويد و به اين ترتيب احترام پسراني را هم كه قدرت او را ندارند جلب ميكند.
2-جلب و حفظ گروه با استفاده از واژگان صحيح در گفتار
دومين جنبهي جامعهشناسي زبان در تعامل دوستانه در بين پسران، استفاده از واژگان براي حفظ و نگهداري و جلب همگروهان است. قصه سرايي، لطيفه گويي و ديگر عملياتگفتاري جنبههايي عادي در تعامل اجتماعي پسران است. قصهسرايي و يا تعريف يك داستان براي راوي داستان كاري است بسيار پرزحمت چون او بايد در تمام مراحل قصهگويي، تحمل و كنترل اتفاقاتي را كه در دوروبرش ميافتد داشته باشد. اين اتفاقات شامل مسخره بازيهاي بچههاي ديگر، ادا و اصول درآوردن آنها، سؤالات جور وا جور كه همراه با به مضحكه كشاندن وضعيت است ميباشد. در اين شرايط بايد قبول كرد كه به نتيجه رسانيدن داستان كاري است بسيار دشوار چون رواي داستان بايدل بداند چگونه از پس اين همه مزاحمتها در بيايد و در ضمن شنوندگان خود را نيز از دست بدهند و حرف خود را نيز به انجام برساند. تعريف لطيفه نيز بسيار مشكل است چون ممكن است كسي نخندد و يا لطيفه را آنطور كه بايد و شايد تحول نگيرد ولي گوينده لطيفه بايد ياد بگيرد كه در خلال صحبت خود حال و هواي شنوندگان را نيز ارزيابي كند تا بر اساس آن لطيفه را به انجام رساند(ساكس 1974).
3-تأكيد بر موجوديت خود هنگامي كه ديگران ميدان دار گروه هستند
پسرها در تعاملات خود با ديگر پسران ياد ميگيرند كه چگونه به عنوان شنوندگان داستان و يا لطيفه عمل كنند. پسرها چه به عنوان شنوندگان و چه به عنوان راوي داستان بايد ياد بگيرند تا بر عقايد خود پافشاري كنند و مهر تأكيد بر گفتههاي خود بگذارند. به نظر ميرسد كه عكسالعمل پسرها به داستانهاي ديگران توأم با چالش و اظهارات گوناگون است. اين عكسالعمل براي قطع سخن طرف گفت و گو و يا عرض كردن موضوع گفت و گو نيست، بلكه براي تأكيد خود در جمع حضار و بر جسته كردن موقعيت خويش در جمع است .
پاورقيها:
1-Learning of gender specific culture
2-Stereotype