باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 16 تير 1387 كاربران برخط 117 نفر



متن كتاب تصوير صدا نوانما سيما       مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه افراد منابع لغتنامه
   
  
  
    
روش ابن سينا در فلسفه سياسي و مباني آن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - اعتماد ملی

 
 

در زمان ما دانش ها علا وه بر ساده سازي، تخصصي نيز شده اند و حتي فلسفه نيز به رغم ماهيت تجزي ناپذير خود چنين شده است. اين تخصصي شدن گاهي بسيار ريز و جزيي مي باشد كه در گذشته كسي تصور آن را نيز نداشت. مثلا در پزشكي متخصص قلب، ريه، مغز و اعصاب، گوش، چشم و حتي بسيار ريزتر از اينها مانند درد مفاصل و از ميان آنها زانو، دست و...، در فلسفه نيز مانند فيلسوف اخلا ق، متخصص منطق، فيلسوف سياست، فيلسوف تاريخ،... و امثال اينها را داريم، چنانكه علوم ديگر نيز همين طور هستند.

ولي در گذشته دانش ها كمتر و محدودتر و در نتيجه به هم پيوسته بودند. شايد در علم پزشكي دو و يا سه علم تخصصي و مستقل بيشتر نبود مانند كحالي (چشم پزشكي)، صيدله (داروشناسي و داروسازي) و جراحي (پزشكي يدي) از طرفي همه دانش ها نيز در درون عنوان جامع فلسفه يا «حكمت» مي گنجيد، طالبان علم نيز به دنبال كسب «جامعيت» بودند و سرآمدان و نخبگان آنان به مقامي مي رسيدند كه بسي بلند و غبطه برانگيز بود و امروزه مورخان علم آنان را با نام «فيلسوف- دانشمند» معرفي مي كنند. فيلسوف - دانشمندان معمولا در همه دانش هاي عقلي رايج زمان خود صاحبنظر بودند و در آن زمينه ها كتاب ها و رساله هايي مي نوشتند. ابوعلي سينا، يكي از اين فيلسوف - دانشمندان و بلكه به عنوان شيخ الرئيس، استاد فلا سفه اسلا مي و به قول اروپايي ها امير پزشكان، سرآمد همه آنان است.

بنابراين، وي نيز داراي آثار قلمي فراوان كوچك و بزرگ در همه زمينه هاي علوم عقلي و ازجمله انواع سه گانه و يا بنا بر نظريه نهايي خود وي «چهارگانه» حكمت عملي بوده است. يعني چون داراي دستگاه و منظومه فلسفي بوده طبعا نمي توانسته است كه درباره اخلا ق، خانواده، اقتصاد، سياست و قانونگذاري اثري و نظري نداشته باشد. مقتضاي قهري منظومه فلسفي، وجود چنين آثار و افكاري است. وليكن متاسفانه منظومه فلسفي ابن سينا تاكنون از اين ديدگاه كمتر مورد توجه و بررسي قرار گرفته و يا بهتر است كه بگوييم اصولا و به طور جدي مورد توجه و بررسي قرار نگرفته است. مورخان علم و انديشمندان، بيشتر، آثار و انديشه هاي ابن سينا در فلسفه طبيعي، علم پزشكي، منطق و متافيزيك را مورد دقت و كنجكاوي قرار داده اند و به حكمت عملي و فلسفه سياسي وي نپرداخته اند و همين قضيه موجب مكتوم ماندن وجه مدني و سياسي فلسفه ابن سينا و داوري هاي كاملا دور از واقعيت و بي پايه درباره وي گرديده است تا جايي كه برخي از اصحاب قلم و مشاهير كشور ما نيز دچار اشتباه شده و ابن سينا را فاقد فلسفه سياسي تصور نموده اند. آنان بدون توغل در آثار اين فيلسوف و بدون توجه به پراكنش مباحث سياسي ابن سينا در لا به لا و مواضع مختلف آثار فلسفي انبوه وي و بدون لحاظ مباني عام فلسفه سياسي او كه در صورت تامل و تحقيق روي آن قابليت توليد يك نظام فلسفي- سياسي جامع را دارد، به اظهارنظر و قضاوتي اغراق آميز پرداخته اند.

مولف محترم كتاب «آيين و انديشه در دام خودكامگي» از اين نمونه هاست كه معتقد است «بوعلي با همه بزرگي حتي زحمت تامل فلسفي در سياست را به خود نداده است!» اين در حالي است كه با قاطعيت مي توان گفت كه تامل فلسفي ابن سينا در مقوله سياست و استوارسازي مباني آن طبق قواعد فلسفي حتي از ابونصر فارابي به عنوان «پدر فلسفه سياسي در جهان اسلام» نيز، دقيق تر و در برخي موارد به قواعد عقلي و واقعيت اجتماعي نزديك تر بوده است. با اين همه در كتاب ياد شده چنين مي خوانيم: «درست است كه سنت فلسفه فارابي به ويژه وجهه مشائي آن، در انديشه گشاده و پرژرفاي بوعلي سينا راه كمال را پيموده و به وادي هاي تازه اي وارد شده كه براي فارابي امكان يا مجال حضور در آنها نبود، اما نبوغ بوعلي از مقدماتي كه معلم دوم برنهاد نتيجه هاي نو را استخراج و استنباط كرد و در واقع آنچه حاصل شد ميوه هايي بود كه از درختي برآمد كه فارابي آن را غرس كرده بود و آنچه در خور توجه فراوان است اينكه بوعلي با همه بزرگي حتي زحمت تامل فلسفي در سياست را به خود نداد؛ شايد از آن جهت كه هوشمندانه دريافت كه تحقق سياست درست ممكن نيست و از اينكه در بنياد تغلب حاكم تغييري پديد آيد نوميد بود و شايد او نيز چون ديگر بزرگان انديشه اسلا مي مي پنداشت آنچه هست حكم تقدير است و از آن گريزي نيست. از اين رو جز اشاراتي بسيار كوتاه كه در قياس با مطالب انبوه او در ابواب ديگر فلسفه مي توان كاملا آن را ناديده انگاشت، بحثي درباره سياست ندارد. اين سينا انديشه تواناي خود را به منطق معطوف كرد و فلسفه را يك سره به حوزه بيكران طبيعيات و الهيات راند و اگر از اخلا ق هم غفلت نكرد بيشتر به اخلا ق فلسفي فردي پرداخت و نه اخلا ق ناظر به وجود مدينه. در دوران استيلا ي تغلب (هرچند تغلب بويهيان به جهاتي قابل تحمل تر از متغلبان متشرع نماي متعصب بود، اما به هر حال تغلب بود) بوعلي عملا وارد دنياي سياست شد و نمي دانيم آيا لحظه اي به اين نكته دلمشغولي داشته است كه آيا سياست جاري كه او نيز جايگاهي در آن داشته است، با مبادي و اصولي كه در مابعدالطبيعه برگزيده ناسازگار است يا نه؟

بوعلي با جدا كردن عالم نظر از عالم عمل، امكان ورود به صحنه عمل را كه با نظر فيلسوف، ناسازگار بوده است فراهم آورد و اين ناسازگاري يا مورد تامل او قرار نگرفته، يا به ملا حظاتي از آن تغافل كرده است.»

هر چند كه برخي نكته سنجي هاي ظريف در مطالب آقاي خاتمي راجع به فلسفه سياسي ابن سينا ديده مي شود. مانند تفكيك عالم عمل و عالم نظري از همديگر عدم ابتناي عمل سياسي ابن سينا بر مباني نظي فلسفه در نزد او، وليكن در مجموع يك داوري پرجفا درباره ابن سيناي بزرگ مي باشد و آكنده از اغراق است. مولف كتاب خوب «آيين و انديشه در دام خودكامگي» كه آن را براي تبيين چگونگي «سير انديشه سياسي مسلمانان در فراز و فرودهاي تمدن اسلا مي» نگاشته است؛ بسيار شگفت انگيز است كه جز قطعه يادشده مطلبي درباره فلسفه سياسي ابن سينا و حكمت مدني وي نياورده است و حتي ظاهر مطلب به گونه اي است گو اينكه مولف محترم حتي براي قضاوت درباره فلسفه سياسي ابن سينا به مطالب قابل دسترس وي در اين زمينه در آخر الهيات شفا و يا رساله اقسام علوم عقليه نيز مراجعه و يا تاملي نداشته است.

ابن سينا كه در طول حيات پرماجراي خود عملا نيز وارد سياست شده و تا مقام نديمي، وزارت و مشاورت سلا طين وقت ارتقا پيدا كرده بود، طبعا به موضوع فلسفه سياسي بي علا قه نبود و در آثار متعدد خود به اندك مناسبتي به مباحث آن اشاره كرده و گاهي حتي در ضمن مباحثي كه انتظار آن نمي رود مانند حكمت طبيعي و منطق مبحث بلندي را به آن اختصاص داده است، چنان كه در طبيعيات عيون الحكمه درباره انواع سياست و فوايد هر كدام از آنها سخن گفته است و نيز در شاخه مستقلي از حكمت طبيعي كه «علم النفس» نام دارد به استشكاف، تهذيب و استوارسازي فلسفه سياسي مورد نظر خود پرداخته است، چنانكه در برخي از فنون علم منطق درباره سياست سخن گفته است. روش ابن سينا بر اين است كه نوعا موضوع نبوت و سياست را در فلسفه خود به همديگر پيوند مي دهد و لذا كتاب هايي هم كه وي به صورت مستقل درباره نبوت نوشته است، مانند رساله اثبات النبوه، معراج نامه و... به موضوع سياست و رياست مربوط مي شوند. نه تنها موضوع سياست مدن با آثار ابن سينا درباره خلقيات و نبوات درهم آميخته است، بلكه همان گونه كه اشاره كردم، مقالا ت و رساله هاي وي درباره عقل و نفس كه از مباحث حكمت طبيعي و الهي هستند نيز از طريق بحث نبوت، تشريع و ناموس، با سياست يكي شده است و در مقام بررسي فلسفه سياسي ابن سينا هرگز نمي توان خود را از مراجعه به مباحث وي درباره نفوس و عقول بي نياز پنداشته و از آن غفلت ورزيد. آثار ابن سينا در زمينه حكمت عملي و سياست، متنوع و گوناگون است. از مباحث برهاني محض گرفته تا موضوعات ديني- فلسفي (مانند معراج نامه«)رساله في النبوات» و تا اندرزنامه هاي سياسي مانند ظفرنامه را دربرمي گيرد و از رهگذر مطالعه و بررسي همه آنهاست كه مي توان با فلسفه سياسي ابن سينا آشنا شده و تاملا ت جدي و زحمات اساسي وي در اين زمينه را درك نمود. دكتر ذبيح الله صفا به برخي از اين رساله ها اشاره نموده است و فهرست كامل تر آنها را ما بعدا ارائه خواهيم داد. دكتر صفا مي گويد: «از ابن سينا رسالا تي در خلقيات و نبوت نيز در دست است، مانند اثبات النبوه كه در مجموعه تسع رسائل چاپ شده و ترجمه فارسي آن در دست است. الا خلا ق كه در مجموعه الرسائل در قاهره به طبع رسيده، الا خلا ق و الا نفعالا ت النفسانيه، الا رزاق، البروالا ثم، والسياسه كه دو بار در بيروت، يكي به سال 1906 به دست الا ب معلوف اليسوعي و ديگر جزو مقالا ت فلسفيه به سال 1911، چاپ شده و نسخ متعدد آن نيز در دست است.»

براي رسيدن به فلسفه سياسي ابن سينا بايد مجموع دستگاه فلسفي وي با هدف يافتن نظريات سياسي او بررسي شود. در اين ميان لا زم است كه آثار ويژه وي در حكمت عملي محور اين پژوهش ها قرار گيرد و واژه هاي كليدي مربوط به اين موضوع مانند واژه هاي عقل، عقل فعال و عقل مستفاد، بالفعل، نفس، نفس ناطقه، عنايت، نبوت، عقل قدسي، عقل ملكي، سنت، سان، سياست، رياست، ناموس، شارع، واضع الناموس، عدل، معدل، حسن الا ياله، الحريه، الديموقراطيه، سعادت، شقاوت، خير، سياسه الا خيار، فضيلت، مدينه فاضله، مدينه رديئه، مشاركت، تعاون و امثال اينها، در آثار ابن سينا مورد دقت جدي قرار بگيرد. اگر ما در مقام پژوهش در فلسفه سياسي ابن سينا به دنبال تك نگاري ها و آثار منفردي از نوع آثار فارابي باشيم، كمتر نتيجه خواهيم گرفت. ابن سينا انديشه هاي سياسي خود را در بدنه مجموعه منظومه فلسفي خود جاي داده و حتي بخشي از آنها را جزو حكمت مشرقيه و در درون آثار رمزي فلسفي- عرفاني خود مانند رساله الطير، حي ابن يقظان، سلا مان و ابسال، رساله النير وزيه و سه فصل آخر كتاب الا شارات و التنبهات خود گنجانده است. او در فلسفه سياسي خود، چنانكه در آخرين بخش و حتي آخرين سطر الهيات شفا مشهود است، از سياست هاي تغلبي دوران خود سرخورده شده و به دنبال سياست معنوي است كه انسان هاي مهذب و سعادتمند پرورش بدهد تا بتوان آموزه هاي حكيمانه انبيا را كه خودشان «خليفه الله» در روي زمين بوده اند در جامعه به كار بست و از اين راه سعادت جاوداني را براي نوع بشر به ارمغان آورد.

ابن سينا ديدگاه هاي مدني و سياسي خود را كه همان حكمت عملي باشد در پنج قالب متفاوت بحث كرده است كه از اين قرارند:

1- در چارچوب نظام طبقه بندي دانش ها

2-در چارچوب منظومه فلسفي خود

3- در چارچوب حكمت مشرقيه و آثار رمزي خود

4- در چارچوب علم منطق

5- در قالب تك نگاري ها و رساله هاي منفرد خود كه در ابواب حكمت عملي نوشته است. اكنون توضيح فشرده اي درباره هر يك از اين چهار قالب انديشه سياسي ابن سينا ارائه مي دهيم تا روش بحث وي در مسائل فلسفه سياسي و حكمت عملي هرچه بيشتر روشن گردد.

 

    159 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه علوم سياسي (15)

افراد مرتبط
●     ابن سينا(18)

دسته
●  متن / مقاله(0)

رسته :3

تاريخ ارسال:14/01/1387

تاريخ شمسی نشر:23/12/1386
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب