در سالهاي اخير در دروس فلسفه و منطق دبيرستان، شاهد نمرههاي پايين دانشآموزان هستيم. اين مقاله ميكوشد تا دلايل كاهش اين نمرهها را بررسي كند. اين موضوع اخيرا از جانب سازمان آموزش و پرورش شهر تهران نيز به عنوان مسالهاي مهم مطرح شده است.
بررسي اين مساله نيازمند آن است كه ابتدا و قبل از ورود به بحث اصلي، خود موضوع مقاله روشن شود. بررسي علت افت تحصيلي با علت پايينبودن نمرهها در اين دروس دو بحث جداگانه است، زيرا ما زماني ميتوانيم از افت تحصيلي صحبت كنيم كه اين دروس طي سالها و به طور متمادي و مستمر ارائه و تدريس شده و در سال سوم يا پيشدانشگاهي روند تحصيلي دانشآموزان به جاي رشد، افت داشته باشد. حال آنكه اين دروس تنها در سال سوم و سپس در پيشدانشگاهي ارائه شدهاند. به اين دليل نميتوان از افت تحصيلي سخن گفت، بلكه بايد علت كم شدن نمرههاي دانشآموزان در اين درس را بررسي كرد كه ميتواند دلايل متفاوتي داشته باشد. در پرداختن به علل تقليل نمرههاي دانشآموزان در اين دروس ميتوان چند عامل را در نظر گرفت:
1- نيروي انساني (دبير)
2- سبك نگارش متون اين دو كتاب
3- روش تدريس دبيران
4- نقش دانشآموزان به عنوان فراگيران اصلي
در مبحث نيروي انساني چند نكته را بايد در نظر گرفت:
1- مرتبط، عدممرتبط يا نيمهمرتبط بودن رشته تحصيلي دبيران با اين دروس؛ كه به نظر ميرسد چنانچه از دبيران مرتبط يا نيمهمرتبط براي تدريس استفاده شود اين مساله تاثير مثبتي روي كيفيت تدريس و نمرههاي شاگردان ميگذارد. البته ناگفته نماند گاه معلمي رشته تحصيلياش مرتبط با اين درس است ولي از اطلاعات علمي به روز، يا از فن بيان خوبي برخوردار نيست كه خود اين مساله نيز اثر منفي دارد.
در جمعبندي اين مطلب بايد گفت تسلط، تخصص، تبحر وآموزش دبيران در تدريس اين دو درس تاثير بسيار خوبي ميتواند روي نمرههاي شاگردان داشته باشد.
2- مساله بعدي در مورد نگارش خود اين دو كتاب است. شاگردان بدون هيچگونه سابقه ذهني و بدون اينكه هيچ مطلبي را قبلا در مورد فلسفه يا منطق خوانده باشند يا شنيده باشند، به يك باره در سال سوم با اين دوكتاب مواجه ميشوند. نگارش سنگين، پيچيده و گاه گنگ و مبهم اين دو كتاب دانشآموزان را دچار خستگي و خمودگي ميكند و از آنجا كه ورود دانشآموزان به رشتههاي علوم انساني در دانشگاهها نيازمند يادگيري اين دو درس است، به ناچار بايد اين دو كتاب خشك و سخت را مطالعه كنند، بدون آنكه ضرورت مطالعه اين دو كتاب و كاربرد آن را در زندگي روزمره خود بدانند و به جهت كماطلاعي و قشرينگري، نقش و اهميت علوم انساني در پيشرفت و شكل دادن به دنياي تكنولوژي را به خوبي درك نميكنند. هرگز به نوجوانان گفته نشده كه پاسخ به مشكلات اوليه بشر و چگونگي پاسخ به نيازهاي اوليه وي همگي برداشتن اولين گامها به سمت فلسفه بوده است، پس از جواب به اين نيازهاي اوليه بود كه بشر به فكر مسائل مربوط به حقيقت هستي، مرگ، گذشته، آينده، آزادي، عدالت اجتماعي، خوبي و بدي و... ميافتد و اينكه ما وقتي به اين جهان نگاه ميكنيم از آن جدا نيستيم، بلكه جزو جدانشدني از اين جهان هستيم و هستي خود را بدون حضور در اين جهان نميتوانيم تصور كنيم و اگر در كتب مختلف به عنوان مثال مطالعات اجتماعي، رمانشناسي، ديني يا حتي رياضي و... فلسفه تدريس اين كتابها و فلسفه پرداختن به بعضي از مطالب و نيز روش صحيح انديشيدن ذكر ميگرديد، شايد در سال سوم مشكلات دانشآموزان كمتر ميشد.
3- مساله بعدي نقش تدريس دبيران براي اين دو درس است كه بايد ديد آيا روش خاصي در تدريس بايد به كار گرفته شود تا جذابيت و فراگيري اين دروس براي دانشآموزان بالا رود يا هر دبيري نسبت به سليقه و روش تدريس خود بايد اين دروس را تدريس كند.
4- نكته بعدي نقش خود فراگيران (دانشآموزان) است كه بايد به آن پرداخت. در وهله اول اينكه دانشآموزان به دليل شرايط خاص جامعه (دسترسي نامعقول به اينترنت، ديدن فيلمهاي ماهوارهاي و...) در يك بيانگيزگي خاص به سر ميبرد شكي نيست و اين مساله به طور يقين نه تنها در مورد يادگيري اين دو درس بلكه در مورد ساير دروس نيز اثر منفي داشته و دارد. حجم سنگين و بيهوده ساير دروس شاگردان را نسبت به ساير درسها بدون انگيزه و بيعلاقه كرده است كه اي كاش در مورد كتابهاي درسي بيشتر به كيفيت پرداخته ميشد تا به كميت. اما در حال حاضر بحث ما در مورد دو درس فلسفه و منطق است. به اين منظور و براي بررسي دقيقتر مشكل به نظرسنجي (به طور ميداني) از حدود 50 نفر از دانشآموزان مقطع سوم دبيرستان حضرت زهرا(س) پرسشهايي شد كه به شرح ذيلاند:
1- نظرات شما در مورد دو درس فلسفه و منطقه چيست؟
2- نحوه نگارش دو كتاب چگونه است؟
3- آيا خواندن اين دو درس ارتباطي با رشته تحصيلي كه در آينده ميخواهيدآن را ادامه دهيد، دارد؟
4- آيا اين دو درس با زندگي شما ارتباطي دارد؟
5- آيا شيوه تدريس دبير، معلومات و تخصص وي در علاقهمند كردن شما به اين درسها موثر است؟
در پاسخ به سوالها، بالا 90درصد شاگردان نظر دادهاند كه دو درس فلسفه و منطقه داراي نگارش سخت و پيچيدهاي است و به خصوص در مورد كتاب فلسفهگفتهاند بعضي عبارت آن بسيار گنگ است و به عنوان تبيين فلسفه و نقش آن در زندگي انسان از تعريف فلسفه و ارتباط آن با ساير علوم مطالبي مختصر، پيچيده، گاه گنگ و بدون اينكه هيچ زمينهسازياي از سالهاي قبل شده باشد مطرح شده است. در اين نظرسنجي گروهي از دانشآموزان گفتهاند ما معناي بعضي از جملهها را حتي با توضيح دبير نميفهميم، لذا بهتر بود كتاب با نثر ساده و روانتر نوشته ميشد. حدود 80 درصد دانشآموزان از كم بودن زماني كه به اين دو درس (يك ساعت براي فلسفه، 2 ساعت براي منطق) اختصاص داده شده است، گله داشتهاند. بعضي گفتهاند اگر چكيده، منظور و مفهوم هر درس در پايان ذكر ميگرديد، بهتر بود. 80 درصد آنها گفتهاند، اينكه منطق جاي اشتباه و خطاي فكر را ميگيرد، ما آن را به طور علمي در زندگي خود حتي با پايان يافتن كتاب درك نخواهيم كرد و در اينجا معلوم ميشود كه عدم سابقه ذهني و نفهميدن كاربرد عملي فلسفه و منطق در زندگي اجتماعي آنها، بيتاثير در نظرات آنها نيست و همچنين گفتهاند كه ارتباط اين دو درس را با اين رشته تحصيلي خود در آينده نميدانند.
در پايان بايد گفت اگر كتاب مصور ميبود و با نگارش ساده و روانتري نوشته ميشود، بيترديد در ايجاد ذوق و علاقه و در نهايت نمره شاگردان بيتاثير نبود. براي نمونه كتابي از نشر ني <سرگذشت فلسفه> اثر براين مگي، داستان جذاب 2500 سال فلسفه مغرب زمين، از يونان باستان تاكنون با ترجمه حسن كامشاد چاپ گرديده است كه سرگذشت فلسفه و حتي بعضي مباحث سال سوم را با نگارشي ساده و عكسهايي زيبا و جذاب همراه كرده است كه در جذب و علاقهمندي خوانندگان به فلسفه بيتاثير نيست و اي كاش در نگارش كتاب فلسفه مولفان از اين كتاب و نيز از دبيران مجرب، كارآزموده، فعال و توانمند جهت تاليف اين دو كتاب درسي كمك ميگرفتند.