سال ها پس از پايان جنگ، اوضاع ملت بوسني را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
مسلمانان در منطقه بالكان، در طول تاريخ، در معرض ستم هاي فراوان قرار گرفته اند و هنوز هم اين ستم ها در پاره اي مناطق ادامه دارد. تبعيض نژادي، سركوب ديني و نابرابري سياسي از اين ستم هاست. شك نيست كه تجاوز صربستان و كرواسي و نيروهاي مسلح شان به بوسني و هرزگوين از سال 1992 تا 1995، قربانيان و آسيب ديدگان فراواني بر جاي گذاشت و ساختار صنعتي، اقتصادي، فرهنگي و ديني كشور را تغيير داد و هر آنچه در اين سرزمين بود، ويران كرد. صرب ها709 مسجد و 437 بناي ديني را ويران كردند و به صدها بناي ديگرآسيب رساندند و كشور بوسني را به دو بخش بوسني و هرزگوين (51%) وجمهوري صرب (49%) تقسيم كردند.
جمعيت ملت بوسني پيش از جنگ، 4 ميليون نفر بود؛ اما پس از جنگ در اثر مهاجرت ها، اين مقدار كاهش يافت. دويست و پنجاه هزار كشته بوسني، غالبا از مسلمانان بودند و اكنون يك ميليون پناهنده در خارج زندگي مي كنند.
براي حاكميت صلح و امنيت، بايد پناهندگان به خانه هاشان باز گردندو جنايتكاران جنگي فراري، دستگير و محاكمه شوند. هنوز هم نيروهاي نظامي در تعقيب بقيه جنايتكاران هستند.
ملت بوسني هنوز هم از آثار آن جنگ ويران گر رنج مي برند. يك ميليون مسلمان به خارج كشور گريختند؛ دويست و پنجاه هزار تن كشته شدند و افزون بر اين، كودكان و زنان فراواني مصيبت زده كشتارها و آواره سازي ها و تجاوزها هستند و تأخير بازگشت پناهندگان نيز بر اين مصائب افزوده است. بازگشت آنان نيز به موانعي در خارج و داخل مواجه است، زيرا املاكشان هنوز تحت اشغال است و خانه هاشان خراب.
جامعه بين المللي مي داند كه حتي يكي از مسلمانان نيز جنايتكارجنگي نبوده اند و مسلمانان قربانيان اين جنگ هستند، تنها به دليل اينكه مسلمان بودند و صرب ها و كروات ها بودند كه به اقدامات جنايتكارانه عليه بشريت دست زدند؛ دليلش اين است كه آنان اكنون دردادگاه بين المللي لاهه متهمند و هنوز مجرمان جنگي، مانند كاراديچ وملاديچ در بوسني هستند و از بوسني خارج نشده اند.
گفته مي شود كه توافقنامه دايتون، ستم هاي زيادي را بر ملت مسلمان بوسني تحميل كرد موضع شما در اين زمينه چيست ؟
زماني كه ما مسلمانان توافقنامه دايتون را پذيرفتيم، در فكر ابعادمثبت آن بوديم؛ نه ابعاد منفي اش، زيرا محنت بوسني بسيار شديد وعميق بود، چرا كه استمرار اين جنگ طي سه سال و نسل كشي مسلمان، آنان را در موقعيتي ضعيف قرار داده بود. همين موقعيت ضعيف، مجال طرح بندهاي جفاگر را فراهم ساخت. طرفداري غرب ازصرب ها نيز به تحميل اين بندها كمك كرد. اگر جهان اسلام قوي بود، اين توافقنامه بر مسلمانان بوسني تحميل نمي شد.
پس از جنگ، چه چالش هايي فرا روي مسلمانان بوسني قرار دارد؟
بي شك چالش هاي مرحله سازندگي بسيار است، زيرا طي چند دقيقه، صدها ساختمان و شهر ويران مي شود؛ ولي ساختن و سازندگي به سال هافرصت نياز دارد، يراي مثال، كتابخانه ملي سارايوو، در يك روز سوزانده شد؛ ولي ساختن آن سال ها زمان مي خواهد؛ چالش بزرگي كه فرا روي ملت بوسني قراردارد.
صرب ها در طول جنگ كوشيدند تا مساجد و آثار فرهنگ اسلامي ومؤسسات فرهنگي و تمدني مسلمانان را ويران كنند تا هويت اسلامي ملت بوسني را از بين ببرند؛ اكنون ما به كمك كشورهاي اسلامي نيازمنديم تا برخي از اين آثار تاريخي را به شكل تاريخي اش باز سازي كنيم.
شما براي ترميم و باز سازي مؤسسات فرهنگي و ديني كه در جريان جنگ تخريب شده، چه كرده ايد؟
تاكنون تنها حدود بيست ساختمان ترميم و بازسازي شده و شماري ازكتابخانه هاي اسلامي و نهادهاي كمك رساني تأسيس گرديده است. بازسازي و ترميم بسياري مساجد و تكايا، با كمك هايي كه از برخي نهادهاي اسلامي و مردمي از جهان اسلام رسيد، آغاز شد؛ اما اين كار به زمان بيشتر و كمك هاي مادي و معنوي بيشتر نياز دارد.
برنامه ما براي ترميم و بازسازي مساجد، بيشتر به حفظ ساختارقديمي و هويت تاريخي اين مساجد معطوف است و بنا نداريم كه به جاي آن مساجد، مساجد جديدي بسازيم. اين مساجد تاريخي، بخشي از تاريخ اسلام در بوسني است. ده مسجد قديمي در بوسني داريم كه درقرن شانزدهم بنا شده و نيز ده مسجد از قرن هفدهم. ترميم و بازسازي اين مساجد به شكل سنتي و اصيل، افزون بر فايده و اهميت ديني، اهميت خاص تمدني دارد؛ به تازگي هم قرآن كريم را با ترجمه بوسنيايي منتشر كرديم.
نهاد مشيخه الاسلام قدمتي يكصد و بيست ساله دارد. در طول اين مدت، اين نهاد چه نقشي در سطح ديني و اجتماعي داشته است ؟
مشيخه الاسلام، كهن ترين نهاد اسلامي در اروپاست؛ نهادي رسمي در دولت كه داراي نظم، مقررات و قوانيني است و مسئول ساماندهي فعاليت هاي اسلامي در بوسني و هرزگوين است. اين نهاد، رئيسي داردكه آن را اداره مي كند و كارش بيش از آنكه، وظيفه باشد، مسئوليت است. رئيس العلما را دولت تعيين نمي كند، بلكه خود مسلمانان معين مي سازند مشيخه الاسلام، مدارس و دانشكده هاي اسلامي و امامان جماعت و انجمن ها و خطيبان و مفتيان را تحت پوشش دارد. در گذشته حدود عمل مشيخه الاسلام، محدود بود. فرق مشيخه الاسلام در زمان حاكميت كمونيست ها و امروزه توسعه حوزه اهتمام و فعاليت آن است. امروزه فعاليت ما به تجهيز جنازه ها و قبور محدود نيست، بلكه موجب افتخار مسلمانان است كه امروزه مشيخه الاسلام حوزه فعاليتش را تاحوزه هاي اجتماعي، ياري رساني، تربيتي و بازسازي مساجد و... گسترش داده است و پس از دوره اي كه مؤسسه مردگان بود، اكنون مؤسسه اي زنده براي زندگان است.
كشتار سربرنيتسا، نخستين فاجعه است كه پس از جنگ جهاني دوم، در اروپا اتفاق افتادو شمار قربانيان مسلمان، چندين برابر كشتگان انفجارهاي يازدهم سپتامبر در نيويورك است؛ با اين حال، جهان با اين دو حادثه برخورد يكساني نداشت ؟! ارزيابي شما از اين دو گانگي مواضع چيست ؟
در تمام اين سال ها، كوشيديم تا نام مفقودان مسلمان تجاوز صرب هادر سر برنيتسا را به دست آوريم. در اين تجاوز كه در تاريخ يازدهم ژوئن 1995 اتفاق افتاد، بيش از ده هزار نفر از ساكنان اين شهر كشته شدند. در مقايسه اين فاجعه با حادثه يازدهم سپتامبر 2001، متوجه مي شويم كه در زمان وقوع اين حادثه، شهر سربرنيتسا در حمايت سازمان ملل قرار داشته و انتظار تجاوز صرب ها هم رفته است؛ ولي با وقوع اين تجاوز، واكنشي مشابه حوادث يازدهم سپتامبر رخ نداد. ما كاري مي كنيم كه جهان حادثه سربرنيتسا را فراموش نكند؛ از اين رو گورستاني براي شهداي اين شهر ساخته ايم كه باقيمانده جنازه قربانيان به آنجا منتقل شده و در كنار اين گورستان ديواري ساخته ايم كه نام شهدا بر آن نوشته شده و موزه اي كه جزئيات اين جنايت فجيع در آن ثبت شده است.
آيا احتمال مي دهيد كه در سال هاي آينده، مصيبت هاي مسلمانان، بار ديگر دربوسني تكرار شود؟
ما در بوسني، در خطري دائمي به سر مي بريم و تا قيامت در حال جهادبراي حفظ خود و هويت اسلامي خود هستيم. در سايه شرايط جامعه بين المللي كه به مسلمانان روي خوش نشان نمي دهد، و در سايه سازمان ملل متحد ضعيفي كه حق را ياري نمي كند و با اين جهان اسلام پراكنده، متفرق و سست كه قدرت دفاع از مسلمانان مظلوم را ندارد، هرچيزي ممكن است.
ارزيابي شما از رنج و محنت ملت كوزوو كه پس از جنگ بوسني رخ داد، چيست؛ آياچنين حوادثي براي جمهوري هاي ديگر قابل پيش بيني است ؟
آنچه در كوزوو رخ داد، ادامه همان جنايتي است كه صرب ها در بوسني و هرزگوين مرتكب شدند؛ تنها فرق اين دو، در زمان و مكان است، زيراقاتل همان است و مقتول همان. رهبر اين تصفيه نژادي، جنايتكارجنگي ميلوسويچ بود كه به شدت از اسلام و مسلمانان كينه داشت. صرب ها به دنبال نسل كشي مسلمانان آلباني تبار و سلطه بر منطقه هستند. اين وضع، مسلمانان سنجك را كه هنوز در داخل قلمروصربستان قرار دارند، تهديد مي كند و آنان در هراس هميشگي به سرمي برند و بيم آن دارند كه آنچه بر سر مسلمانان بوسني و كوزوو آمد، برسرشان بيايد.
بهترين راه حل براي مشكلات كنوني، به ويژه تلاش براي تجزيه بوسني چيست ؟
ما در منطقه بالكان، قاره اروپا و ايالات متحده، فعاليت هايي براي وحدت و يكپارچگي مسلمانان انجام داده ايم. در دوره اخير، تحولات مهمي را در بالكان شاهد بوده ايم. از جمله حوادثي كه در مناطق مرزي مقدونيه با كوزوو رخ داد و معاهده ميان بلگراد و صرب هاي بوسني كه شامل ابعاد سياسي، اقتصادي و نظامي مي شود. كرواسي نيز خواهان تقسيم بوسني، به سه منطقه براي سه طائفه شده است. اين امريكپارگي بوسني هرزگوين را به خطر مي اندازد.
بهترين راه حل، يكپارچگي بوسني هرزگوين، با دولتي واحد است كه در آن، همگان از حقوقي برابر برخوردار شوند و عنصر شهروندي، جايگزين طائفه گرايي شود.
آيا شما از موضع مسلمانان، براي تحقق اين هدف تلاش كرده ايد؟
ما در متن اين حوادث، بايد به گونه اي حركت مي كرديم كه طرف ضعيف تر نباشيم كه معادلات مختلف به زيانش است؛ به ويژه اينكه منطقه بالكان، همچنان نا آرام است و تحولات اين منطقه، امتدادسياست هاي خطاي بين المللي و منطقه اي است كه از كنفرانس برلن 1878، سپس جنگ بالكان 1912 تا 1913 و جنگ جهاني اول 1914 تا1918 اعمال شده و از پي آن، تقسيمات جغرافيايي ظالمانه اي، به زيان مسلمانان انجام شد و پس از جنگ جهاني دوم نيز اين وضع ادامه يافت و در سال 1992 به اوج خود رسيد.
در اين سال، به همه جمهوري هاي يوگسلاوي اجازه استقلال داده شدو ملت ها تحت حمايت قرار گرفتند؛ جز مسلمانان، به ويژه بوسناك هاي مسلمان در بوسني وهرزگوين كه به مدت چهار سال كشتارهاي دسته جمعي را تحمل كردند و جامعه بين المللي در حالي كه قدرت كافي براي جلوگيري از آغاز اين كشتارها را داشت، اقدامي نكرد و بعدها در سال 1999، ديديم كه در كوزوو نيز اين كار را تكرار و از به راه افتادن كشتارهاي دسته جمعي مسلمانان پيشگيري كرد؛ اگر چه ستم برمسلمانان در آنجا نيز هنوز ادامه دارد. ويژگي وضعيت بالكان اين است كه مذاهب، طوائف و ملت هاي متعددي را در خود دارد كه در هيچ جاي ديگر اروپا، مشابه اين تعدد را نمي توان يافت. اسلام، نقشي تاريخي درآموختن اصول تسامح، هم زيستي و حفظ خصوصيت هاي تمدني وفرهنگي به ملت هاي اروپا دارد و نقش آن در آينده، سنگين تر ومسئوليتش بزرگتر است و مسلمانان بايد از همه فرصت ها و درهاي باز، براي اداي رسالتشان بهره گيرند.
منطقه مسلمان نشين سنجك كه در ميان دو كشور مونته نگرو و صربستان تقسيم شده است، از مناطقي است كه سايه نگراني و تهديد بر آن گسترده است. هر دو كشور، مسلمانان را به طرف خود دعوت مي كنند. صربستان خواستار پيوستن آنان به خود است و مونته نگرو به آنان پيشنهاد استقلال و خود مختاري مي دهد. به نظر شما مسلمانان براي پيشگيري از تكرار اتفاقات ناگوارگذشته، چه بايد بكنند؟
مسلمانان نبايد در برابر اتفاقات پيرامون خود دست بسته بنشينند. آنان بايد از منافع، فرهنگ و خصوصيت اسلامي اشان دفاع كنند واحساسات ديني خود را ابراز كنند و به ديگران اجازه ندهند كه وحدتشان را بر هم بزنند وميانشان تفرقه بيندازند. جانب هيچ يك از دو طرف رانبايد بگيرند، بلكه راه سومي را باز كنند و سرنوشت خود را خود تعيين كنند و خود را از دايره اختلافات صربستان و مونته نگرو، دور نگه دارند، زيرا هريك نگاه ابزاري به مسلمانان دارند.
آينده مسلمانان را در بوسني چگونه پيش بيني مي كنيد؟
به نظر من به آينده اسلام و مسلمانان در اين منطقه، بايد خوش بينانه نگريست. مسلمانان به آزادي نياز داشتند؛ اكنون آزادي فراهم است. اكنون ما واقع بين تر از پيش شده ايم. ما پيش ترها، در توهم برادري باقاتلان خود بوديم و هزينه تيز كردن شمشيرشان را پرداخته ايم. محنت هاي زيادي را كشيده ايم كه براي خود تاريخي دارد. اكنون ماقويي تر از گذشته هستيم. اسلام را نمي توان در زندان حبس كرد. بيش ترين خطري كه اسلام و مسلمانان را تهديد مي كند، جهل، تندروي و فرو بستگي است.
آزادي اي كه اكنون از آن برخورداريم، با هزينه هاي سنگيني به دست آمده است؛ به قيمت خون و به قيمت حكمت و مواضع حكيمانه، گرسنگي و ترس، دادن اموال و جان ها و خروج نا به حق از سرزمين وعمل و عقل. گذشته از آزادي كه در دو بعد آزادي بيان و آزادي انديشه، آزادي از فقر و ترس نيز حق مردم است. آزادي انديشه و بيان براي مسلمانان بوسني فراهم است؛ ولي تا آزادي از فقر و ترس، هنوز راه زيادي است. در برخي مناطق تحت سيطره صرب ها، هنوز امنيت كافي براي مسلمانان فراهم نيست.
گفت و گو ميان اسلام و غرب همواره بر سر زبان هاست. اين گفت و گو از نظر شما چه فايده اي دارد؟
ما همواره در گفت و گو با غرب هستيم؛ اما مسئله اين است كه اين گفت و گو چگونه بايد باشد. من بر آنم كه اين گفت و گو بايد، بر مبناي هم زيستي مسالمت آميز و همكاري ميان ملت هاي جهان و حفظ حقوق بشر، با صرف نظر از نژاد و ديانت باشد.
چگونه مي توان سيماي خوبي از اسلام را به غرب ارائه داد؟
شك نيست كه سيماي اسلام در غرب، تيره است و گذشته از تبليغات رسانه هاي غربي، رفتارهاي نادرست برخي مسلمانان هم به اين تيرگي مي افزايد. ما نمي توانيم، رسانه هاي غربي را عوض كنيم؛ اما مي توانيم خود را عوض كنيم و چهره اي نوراني از اسلام به غرب نشان دهيم و باارزش ها و اخلاق متعالي خود، در جامعه غربي تأثير بگذاريم.
دستگاه هاي تبليغاتي غربي، همواره اسلام و مسلمانان را به تروريسم متهم مي كنند؛ نظرشما چيست ؟
كساني كه اين حرف ها را مي زنند، بايد خود در فهرست تروريست هاقرار گيرند و تروريست حقيقي، خودشان هستند، زيرا اسلام، از تندروي ودهشت افكني كاملا دور است. كساني كه چنين افكاري را مي پراكنند، گاه از خود مسلمان ها هستند كه عقده رواني دارند و مي خواهند با عريان كردن خود، به غرب نزديك شوند. آنان درگفت و گوي تمدن ها، چيزي براي عرضه ندارند؛ جز اينكه نفاق خود را تقديم غرب كنند؛ مانندسلمان رشدي كه براي غرب، حرف تازه اي نداشت؛ ولي به آيين و امت خود خيانت كرد. اين دسته افراد، همين تجربه را به شيوه هاي مختلف تكرار مي كنند؛ ولي هميشه در حاشيه اند. غرب مي خواهد با نمايندگان حقيقي اسلام و مسلمانان گفت و گو كند؛ نه با افراد بي ريشه اي كه ميراث خود را انكار و غرب را مفت چاپلوسي مي كنند. اروپا ديگر، نيازي به چاپلوسان بي ريشه اي كه گاه مورد استفاده ابزاري قرار گرفته و پس ازمدتي تاريخ مصرفشان پايان يافته است.، ندارد. كساني كه در اروپازندگي مي كنند، اين حقيقت را به خوبي دريافته اند. اروپا نيازمند گفت وگو با نمايندگان حقيقي فرهنگ اسلامي است؛ نه كساني كه از اسلام روي گردانده اند و مي خواهند بيش از خود اروپايي ها اروپايي شوند.
اروپا اكنون از مواد مخدر، الكل و انحراف جنسي و... رنج مي برد. جهان به مسلمانان متمدن نياز دارد. بسياري اروپايي ها خواهان آن هستند كه روح تمدن اسلامي به گونه اي باشد كه با تمايلات تن متناسب و متعادل باشد. اساسا اسلام منادي ميانه روي، تعادل و اعتدال است. (و كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا) ما معتقديم كه جهان نيازمندچنين گواهاني است. بسياري مسلمانان گرفتار عدم اعتماد به نفس هستند و فكر مي كنند، غرب آنچه دارد، بهتر از داشته هاي مسلمانان است و آنان بايد پيرو باشند؛ چه بسااكنون مسلمانان در زمينه فن آوري چيزي براي عرضه به غرب نداشته باشند؛ ولي در مقابل معنويت و روحانيتي دارند كه غرب نيازمند آن است. خدا همه خوبي ها را به يك ملت نداده است. رسالت مسلمانان اين است كه ارزش هاي معنوي را به جهانيان ياد آوري كنند.