باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 15 آذر 1387 كاربران برخط 174 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آمريكا باني اصلي تروريسم در صحنه بين الملل
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حسن - فلاحتي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

زماني كه هنوز اتحاد جماهير شوروي سابق آخرين نفسهايش را به عنوان يك ابرقدرت جهاني به شماره نشسته بود , دستگاه توليد فكر و انديشه در آمريكا چاره لازم را براي علم كردن يك رقيب و دشمن براي تمدن غربي انديشيده بود. گذشته از اهداف اقتصادي نهفته در پس دشمن تراشي فرضي براي تمدن غرب , نكته مهمتر حاكميت جهاني دادن به ارزشهاي تمدني بود كه بالاخره موفق شد بعد از نيم قرن مشكلات اقتصادي , سياسي , نظامي و... رقيب سرسخت خود را از ميدان به در كرده و آخرين لحظات احتضارش را به نظاره بنشيند. روزي كه « ساموئل هانتينگتون » ايده « جنگ تمدنها » را مطرح كرد شايد در آن زمان اين مساله حتي براي سياستمداران آمريكا كه بيش از نيم قرن رهبري جهان سرمايه داري را در مقابل دنياي كمونيستي برعهده داشتند مبهم بود. اگرچه اين مساله در محافل فكري دنيا بويژه جهان اسلام به ريشخند گرفته شد و محافل سياسي و سياستمداران اين كشورها هم چندان اهميتي كه بايد به آن ندادند , ولي سياستمداران آمريكا و غرب با پي بردن به اهميت و ضرورت چنين ايده پرسودي , راههاي كاربردي كردن آن را انديشندند. بحث نظم نوين جهاني پس از پايان عمر ابرقدرت شرق را شايد بتوان نخستين قدم در كاربردي كردن ايده جنگ تمدنها با كمترين هزينه ممكن براي غرب به سردمداري آمريكا تلقي كرد. بن لادن , هديه اي پرارزش براي نظم نوين اما اين بحث در همين جا نيز متوقف نماند و اندكي بعد با سود و هزينه كردن آن براي غرب , بحث تروريسم بهانه لازم را براي عملياتي كردن اين ايده به دست داد. شايد بتوان در اين زمينه « اسامه بن لادن » را به عنوان هديه اي آسماني براي هانتينگتون و سياستمداران پيرو جنگ تمدنها تلقي كرد كه سبب شد بعد از 20 شهريور سال 1380 , توجيه لازم براي به كرسي نشاندن نظم نوين جهاني آمريكا فراهم شود.

از آن پس سياستمداران كاخ سفيد راه خود را يافتند و اندك اندك تا آنجا پيش رفتند كه امروز جهان اسلام يكپارچه نزد افكار عمومي غرب به عنوان كانون تروريسم و تهديد تمدن غربي معرفي مي شود. فهرست كردن سلسله اقدامات تروريستي در جهان پس از واقعه يازدهم سپتامبر خواه با نگاه تحليلي « تئوري توطئه » به آنها نگاه شود و خواه با نگاه ديگر , اين نتيجه قطعي را براي افكار عمومي غرب بوجود آورده كه امروز تمدن آنها از سوي تمدن اسلامي در معرض نابودي قرار گرفته است . از سوي ديگر نتيجه زودهنگام اين گونه اقدامات خواه حساب شده باشد و يا نباشد , جوامع اسلامي را به اين انفعال كشانده كه بپذيرند براي از بين رفتن ريشه تروريسم بايد با سردمداران آمريكا همراهي كنند! تنها يك نگاه سطحي و مروروار به حجم تبليغاتي كه در پس حملات تروريستي گروههاي افراطي كه خود را منتسب به اسلام مي دانند , نشان مي دهد كه تا چه حد ايده جنگ تمدنها و سياست نظم نوين آمريكايي جاي خود را در جهان كنوني باز كرده است . حلقه هاي منطقي , اقدامات كور! تازه ترين اقدام تروريستي كه منجر به گروگانگيري در مسكو شده به مسلمانان چچن نسبت داده شده است . واقعه تروريستي در جزيره توريستي « بالي » در اندونزي به يك گروه مسلمان افراطي منتسب شده است . انفجار نفت كش فرانسوي در يمن كه چند هفته پيش از واقعه بالي رخ داد به نيروهاي وابسته به القاعده نسبت داده شد. اين سلسله اقدامات تروريستي را بايد با اقدامات ديگري ازجمله كشته شدن چند سرباز آمريكايي در يك جزيره كشور كويت , كشته شدن 18 نفر و زخمي شدن 13 آلماني در تونس , انفجار در كنسولگري آمريكا در كراچي پاكستان , انفجار در پارلمان هند , دستگيري « ريچارد ريد » در پاريس به خاطر جاسازي كردن بمب در كفشهايش براي انفجار پرواز پاريس به ميامي و انفجار در الخبر عربستان در كنار هم قرار داد تا پي به معني داربودن آنها برد.

از واقعه تروريستي بالي بايد به عنوان « حسن انفجار » براي آمريكا و انگليس به عنوان سردمداران پيش بردن نظم نوين جهاني نام برد. زيرا چنان سود و هزينه آن سنجيده شده به نظر مي رسد كه گويي دست يك اقتصاددان مجرب براي سازماندهي كردن آن در كار است . براي انگليس كه در اين انفجار 33 شهروند خود را از دست داد , فرصتي رخ نمود تا بحث تهديد تروريستي از سوي مسلمانان نزد افكار عمومي اين كشور كه بيش از سه ميليون مسلمان را در خود جاي داده به صورت جديتر مطرح شود.

درست يك روز پس از اين انفجار 10 درصد به حمايت كنندگان از اقدام نظامي عليه عراق افزوده شد , وزير كشور كابينه دولت كارگري بلر بر حقانيت خود براي تصويب و اجراي قانون ضدتروريسم پس از يازدهم سپتامبر سال گذشته تاكيد كرد و جك استراو وزير خارجه انگليس نيز بر طولاني بودن جنگ عليه تروريسم شايد براي دهها سال تاكيد نمود. افزايش حمايت افكار عمومي انگليس از اقدام نظامي عليه عراق كه پس از راهپيمايي 400 هزار نفره در شهر لندن در مخالفت با اين اقدام , دولت بلر را با مشكل جدي مواجه ساخته بود , دستاورد كمي نمي تواند باشد. براي « ديويد بلانكت » وزير كشور انگليس هم كه از هر سو حتي از سوي جامعه اروپا به خاطر قانون ضدتروريسم كه دستاورد آن دستگيري و بازداشت بدون دليل مسلمانان بود تحت فشار قرار داشت , واقعه بالي نعمتي بزرگ و استدلالي متقن بر حقانيت بود. وزير خارجه انگليس هم توانست در اين فرصت استثنايي دنباله روي سياست خارجي كشورش از آمريكا را براي افكار عمومي كشورش كه هميشه بر برتري خود تاكيد دارند(!) توجيه نمايد.

اينكه گروههاي اسلامي افراطي واقعا تهديدي براي امنيت جهاني هستند يا نه , شايد نيازمند كار تبليغاتي بيشتري باشد تا افكار عمومي غرب را نسبت به اين مساله قانع سازد. تنها چند روز پس از واقعه « بالي » روزنامه « اينديپندنت » چاپ لندن براي اثبات اين مدعا گام پيش مي گذارد و با مطرح كردن سوابق چند گروه اسلامي در كشورهاي مختلف اسلامي در اين جهت مي كوشد. اين روزنامه در مطلبي با عنوان « تهديد جهاني گروههاي تروريست اسلامي » از گروههايي در كشورهاي مصر , پاكستان , مالزي , فيليپين و اندونزي به عنوان مصداقهاي اين تهديد يادكرده است . اينديپندنت علت تهديد جهاني بودن اين گروهها را ارتباط احتمالي آنها با گروه القاعده و برخي از سران اين گروه ذكر مي كند. يك هفته بعد همين روزنامه در مطلب ديگري كه به نظر مي رسد تكميل كننده مطلب اوليه اش باشد در شماره روز چهارشنبه اول آبان با ترسيم نموداري حضور وابستگان به القاعده را كاملاة جهاني مي كند. اگرچه اين مطلب بر گرفته از نوشته يك روزنامه نگار فعال در شبكه الجزيره است , ولي كاملا اثبات مي كند كه تروريسم برخاسته از فكر بن لادن تنها در كشورهاي اسلامي جا خوش نكرده بلكه رد پاي آنها را بايد در آمريكايي شمالي , فرانسه و انگليس هم جستجو كرد.

توبيخ جنايي مخالفان نظم نوين در چنين فضاي مسموم و پرآشوبي ديگر كسي را توان استدلال براي رد جدي بودن تروريسم نيست . اگر « پوتين » رييس جمهوري روسيه هنوز هم فكر مي كند مي تواند به عنوان يك قدرت جلوي نظم نوين آمريكايي بايستد و دو هفته پيش با توني بلر نخست وزير انگليس چنان برخورد كند كه گويي همچنان رييس جمهوري يك كشور ابرقدرت است , نشان دادن پاشنه آشيلش چندان سخت نخواهد بود. واقعه گروگان گيري در قلب مسكو و نسبت دادن آن به مسلمانان چچن بايد براي پوتين درس آموز باشد كه او هم از اين ناحيه آسيب پذير است . اينكه « دبليو بوش » بلافاصله پس از واقعه گروگان گيري در سالن تاتر مسكو به پوتين پيشنهاد كمك براي حل مساله مي كند و جك استراو وزير خارجه انگليس نيز آماده هرگونه همكاري براي پايان دادن به ماجراست , بايد پوتين را سرعقل آورده باشد كه ديگر نه كشورش ابرقدرت است و نه به تنهايي مي تواند از پس مشكلات داخلي خود برآيد. آيا اظهارات پوتين درباره ساماندهي شدن واقعه گروگان گيري در مسكو توسط خارجيان , مي تواند پاسخي دو پهلو به آمريكا و انگليس باشد يا آنكه نشانه اي از اقرار به ضربه پذيربودن در برابر تروريسم است انفجار نفت كش فرانسوي در يمن اگر براي رييس جمهوري آن كشور درس آموز نبود , بايد از واقعه بالي و گروگان گيري مسكو درس بگيرد. شوخي كردن با دولتمردان آلمان شايد به خاطر آغازگربودن دو جنگ جهاني اندكي خطرناك جلوه كند , ولي واقعه بالي و مسكو اندكي مواضعشان را نرمتر كرده است . هشدار به اتباع آلماني براي سفر به يكي از كشورهاي آسياي جنوب شرقي را بايد نشانه اي براي نرمترشدن مواضع و پيروي از سياستهاي آمريكا و انگليس توسط آن كشور دانست .

پيش از اين , پس از واقعه بالي انگليس توصيه هاي مسافرتي براي اتباعش به كشورهاي آسياي جنوب شرقي را بازبيني كرده و براي سفر به چندين كشور در اين منطقه هشدار داده بود. آمريكا حتي پيش از واقعه بالي چنين اقدامي را صورت داده بود و اكنون آلمان اندك اندك متوجه مي شود كه بايد « توصيه هاي ايمني » را جدي بگيرد و الا احتمالا تنبيه سختي آنگونه كه براي فرانسه در يمن و براي روسيه در مسكو رخ داده , در انتظارش خواهد بود. با اين همه آيا زمزمه هاي مخالفت خواني با سياست جنگ طلبانه بوش در قبال عراق نزد افكار عمومي آمريكا كه از كنه قضيه نظم نوين آمريكايي برگرفته از جنگ تمدنها بي خبرند , بايد لجام گسيخته باقي بماند قطعا چاره اين كار هم انديشيده شده و هديه ديگري به نام « آلن محمد » تازه مسلمان جلوه مي كند تا با كشتن بيش از 10 نفر نشان دهد كه تروريسم اسلامي چگونه در خانه آمريكاييها هم لانه كرده است .

آيا سلسله وقايع تروريستي حتي با عقب نشيني دادن كشورهاي مخالف نظم نوين آمريكايي هم ادامه خواهد يافت پاسخ به اين پرسش را بايد از صاحب نظران غربي دريافت كرد , كساني كه ايده هاي لازم را به دولتمردان خود داده و راههاي عملياتي كردن آن را نيز بسته به شرايط زماني و مكاني ارائه مي كنند. بايد از « گري سيك » مشاور امنيت ملي جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا , به عنوان يكي از اين صاحب نظران ياد كرد. وي يك هفته پيش در يك سخنراني در انستيتوي سلطنتي روابط بين الملل در لندن سياستهاي جورج دبليو بوش را داراي دو مشخصه پيش دستي و بازدارندگي ارزيابي كرد. گري سيك هنگامي كه روز بعد با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت وگو مي كرد , در توضيح منظورش گفت كه هدف اتخاذ چنين سياستي سلطه گري نظامي بر جهان است . وي با انتقاد از اين سياست آمريكا , دستمايه قراردادن استقرار دمكراسي در عراق پس از رژيم صدام از سوي بوش را به عنوان يك شعار مسخره توصيف كرد و افزود. فرآيند دمكراسي در عراق به دليل ناآشنايي مردم عراق , بسيار پيچيده و غيرعادي است . اين كارشناس ارشد مسايل خاورميانه كه هم اكنون پروژه اي با عنوان « خليج (فارس ) 2000 » را در دانشگاه كلمبياي آمريكا به پيش مي برد , در عين حال پيش بيني كرد كه نتايج محاربه با عراق نقطه عطفي در تعيين سياست خارجي آينده آمريكا باشد. وي همچنين اين ديدگاه را كه آمريكا به دنبال نفت در صدد راه اندازي جنگ عليه عراق است , كاملا رد كرده و معتقد است كه حفظ و سلطه بر نفت خاورميانه نيازي به اين همه هزينه ندارد و راههاي بهتر و كم هزينه تري هم وجود دارد!

اگرچه « گري سيك » صراحتا هدف غايي سياست آمريكا را كه همانا حاكم كردن نظم نوين جهاني است , بيان نمي كند , ولي با رد برخي تحليلهاي كوته بينانه درباره اهداف آمريكا در جنگ عليه عراق بر اين مدعا صحه مي گذارد كه تحول بزرگي در راه است . هنگامي كه خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي از گري سيك درباره انتظار آمريكا از ايران در قبال اقدام نظامي عليه عراق مي پرسد , پاسخ صريح وي اين است كه « آمريكا انتظار دارد ايران همانند جنگ خليج فارس در سال 1370 بي طرف باقي بماند .

 

نوام چامسكي و ادامه وقايع

شايد تكمله اظهارات گري سيك را بايد در تازه ترين اظهارات « نوام چامسكي » استاد دانشگاه « ام .آي .تي » آمريكا جستجو كرد كه در تازه ترين گفت وگو با نشريه « آستين كرونيكل » گفت , آمريكا بعد از پيروزي در جنگ با عراق به دنبال درگيري با ايران و بعد سوريه خواهد رفت . چامسكي با تاكيد بر اينكه « آمريكا به دو دليل خارجي و داخلي نيازمند جنگ مي باشد » افزود , اول اينكه سياستگذاران خارجي بوش همان اعضاي تيم سياست خارجي رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريكا هستند كه براساس دكترين تسلط بر دنيا عمل مي كنند.

وي گفت اما دليل مهمتر از آن اوضاع داخلي آمريكا مي باشد , به طوري كه با افزايش كسر بودجه و كاهش بودجه بهداشت , آموزش و ساير ابعاد زيربنايي جامعه , نارضايي مردم آمريكا به تدريج بيشتر و بيشتر خواهد شد و در چنين شرايطي بهترين راه خفه كردن جريان مخالف , ترساندن مردم از يك دشمن خارجي است . وي افزود در شرايط فعلي هيچ دشمني بهتر از عراق نيست زيرا اين كشور بسيار ضعيف بوده و كسي نيز حاضر به دفاع از يك جاني به نام « صدام حسين » نمي باشد. وي گفت انگليس كه آماده حمله است , فرانسه و روسيه نيز با قول سهم نفت عراق موافقت خواهند كرد و بالاخره چين نيز به سكوت خود ادامه خواهد داد.

چامسكي گفت از نظر زماني آمريكا هرچه زودتر تا پيش از خاتمه زمستان به عراق حمله مي كند و تكليف اين كشور را يكسره مي كند. وي گفت پس از عراق آمريكا براساس منطق مشابهي بدنبال ايران خواهد رفت . چامسكي گفت ريگان نيز براساس اين سياست به ليبي حمله كرد و هر روز به نقطه اي لشكركشي مي كرد.

در واقع در چنين شرايطي است كه اهداف و چشم انداز آينده حلقه هاي معني دار و به هم پيوسته اقدامات تروريستي با محوريت نسبت دادن آن به گروههاي افراطي اسلامي رخ مي دهد و ذهنيت غرب را براي جدي بودن دشمني تمدن اسلامي آشفته مي سازد.

بي بي سي , نخستين اقرار در قالب تبليغات رخ نماياندن اين مساله آنقدر آشكار شده كه حتي راديو « بي بي سي » روز جمعه گذشته طي برنامه اي اعلام كرد « برخي در غرب دچار ترس از وجود جهادي جهاني توسط مسلمانان عليه خود شده اند » ! اين راديو افزود برخي در غرب با ديدن و شنيدن اخبار راجع به يازدهم سپتامبر سال گذشته , بمب گذاري در بالي و اكنون گروگانگيري در مسكو دچار ترس از وجود جهادي جهاني توسط مسلمانان عليه خود شده اند.

بي بي سي آنگاه اين سئوال را مطرح مي كند آيا زمينه هاي واقعي براي چنين تصوري از جهاد جهاني به رهبري سازمان القاعده واقعا صحت دارد « راجر هاردي » تحليلگر امور اسلامي اين راديو براي پاسخ دادن به اين پرسش گفت اول حمله به دو برج ساختمان تجارت جهاني در نيويورك و بعد بالي و اكنون مسكو است . از هنگام حملات يازدهم سپتامبر سال گذشته گرايش بر اين بوده كه در پشت هر حادثه اي اعم از كوچك يا بزرگ نوعي توطئه وجود دارد. وي افزود برخي مواقع مقامات دولتي , كارشناسان و رسانه هاي گروهي دست القاعده را همه جا مي بينند. شبكه فعالان تامين كنندگان بودجه و مديران اين گروه مسلما گسترده است و كاملا مي تواند ردپاي خود را مخفي نگاه دارد , ولي پديده افراط گرايي اسلامي پيچيده است . وي گفت برخي گروهها ارتباطي با القاعده ندارند و ديگر گروهها ممكن است به نوعي با يكديگر مرتبط باشند , بدون اينكه بخشي از خود شبكه باشند. وي افزود چچنها نمونه خوبي هستند. در طي سالها سازمان القاعده جوانان چچني زيادي را استخدام كرده است و اين ظن وجود دارد كه برخي از گروهها در خود چچن ممكن است از « بن لادن » كمك دريافت مي دارند , ولي در داخل جهان اسلام چچن ها گروه قومي ويژه اي با آرمانهاي خودشان هستند. آنها برخلاف بن لادن در حال جنگ با غرب نيستند , بلكه با روسيه مي جنگند.

وي گفت به چشم آنان روسها از دوره حكومت تزاري با آنها بدرفتاري كرده اند , هيچ كس نگفته است كه بن لادن , مسئول ماجرايي است كه در مسكو رخ مي دهد , اگرچه « پوتين » فورا گفت كه مسئولين گروگانگيري از خارج كمك گرفته اند. وي افزود از هنگام بمب گذاري بالي , مقامات و كارشناسان در بسياري كشورها مجددا به ارزيابي خطر جاني بنيادگرايي اسلامي پرداخته اند. بمب گذاري بالي اين احساس را تائيد كرد كه ديگر آمريكايي ها و مظاهر قدرت آمريكا تنها هدف حملات نيستند.

وي گفت حملات سالجاري موجب كشته شدن توريستها در تونس , مهندسين آلماني در پاكستان و نيز تفنگداران دريايي در كويت شد. به يك تانكر فرانسوي در نزديكي سواحل يمن حمله شد و در بالي بيشتر تلفات را استراليايي هايي كه براي تفريح به آنجا آمده بودند تشكيل مي دادند. وي افزود در هر مورد اتهام , مسئوليت حمله متوجه شبكه القاعده يا يك گروه محلي طرفدار القاعده شده است . بنا بر بيانيه اي كه به رهبران القاعده نسبت داده شده , جهاد اكنون علاوه بر خود آمريكا متوجه متحدين آمريكا نيز هست به زبان بن لادن استراليايي هم سربازان جنگ صليبي هستند.

گاردين و جدي بودن جنگ تمدنها نگاهي به يادداشت روز جمعه گذشته روزنامه « گاردين » چاپ لندن نيز كه حلقه هاي سلسله اقدامات تروريستي را هشداري براي جدي دانستن جنگ تمدنها ارزيابي كرد , شايد بد نباشد. اين روزنامه در مطلبي با عنوان « عشق به غريبه ها » مي نويسد , ما نبايد پديده تبليغاتي را كه « شرق را در برابر غرب قرار مي دهد ناديده بگيريم.

گاردين با اشاره به بحث برخورد تمدنهاي هانتينگتون مي نويسد كه نبايد انفجاري را كه در بالي صورت گرفت و ديگر حوادث تروريستي مشابه را به عنوان يك جريان تبليغي قوي براي اثبات رويارويي دو حوزه تمدني جهان ناديده گرفت . نويسنده تصريح دارد , در اين ميان چيزي نادرست به نظر مي رسد و آن حضور گردشگران خوشگذران و بي اعتنا به اصول اعتقادات مذهبي شرقيها در سرزمين متدينين به اعمال مغاير با باورهاي اجتماعي و فرهنگي آنان است .

پيش از همه اينها روزنامه « تايمز » درست دو روز پس از واقعه تروريستي بالي هشدار داد كه اين واقعه بايد درسي براي عقلاي قوم در شرق و غرب باشد كه بحث گفت وگوي تمدنها را جدي بگيرند و با ادوات نظامي در پي ريشه كن كردن تروريسم نباشند. اين روزنامه در سرمقاله اصلي بيست و سوم مهرماه خود با انتقاد از سطحي نگري نسبت به مساله تروريسم , نسبت دادن واقعه بالي به گروههاي مختلف از تندروان اندونزيايي گرفته تا القاعده را « انتخاب كوركورانه هدف » ناميده است .

تايمز علت دامن گستردن تروريسم را ناشي از ناديده گرفتن بحث گفت وگوي ميان تمدنها دانسته و نوشت , غربيها نه به دلايل سياسي , بلكه تنها به خاطر اين كه بخشي از تمدني هستند كه اسلامگرايان شبه نظامي اكنون به آن به عنوان دشمن مي نگرند , قرباني (تروريسم ) شده اند. اين روزنامه افزود , غرب نيز عملا مقابله با تروريسم را به رويارويي با كل مسلمانان تسري داده و هر نوع موفقيت خود عليه طالبان و دستگيري اعضاي القاعده را به پيروزي عليه مسلمانان منتسب كرده است .

روزنامه چاپ لندن تصريح كرد , دولتمردان غربي بايد بفهمند كه جنگ عليه تروريسم از طريق دشمني و توهين به انجام نخواهد رسيد , اين امر مستلزم انديشه , تصميم و اقدام دقيق و متمركز است . تايمز نوشت , هيچ چيزي به اندازه واكنشها و اظهارنظرات افراطي افرادي چون « جفري فالول » و « سيلويو برلوسكوني » (نخست وزير ايتاليا) عليه مسلمانان به رشد تروريستها كمك نخواهد كرد. اين روزنامه افزود , هر اشاره اي به جنگهاي صليبي و يا حمله بي خردانه به مساجد در غرب , نشانگر آن است كه اين غرب است و نه اسلام كه در پي يافتن دشمني جديد است .

تايمز تاكيد كرد , ميانه روهايي كه قبلا در پي اميد و پيشرفت از طريق فناوري و دموكراسي غربي بودند , اكنون با معيارهاي دوگانه و تناقض رفتاري غرب به خصوص در برابر خاورميانه مواجهند. سرمقاله نويس تايمز همچنين واقعه بالي را نشانگر آن دانست كه « حتي در ميان دولتهاي حامي غرب نيز تروريسم مي تواند پديد آيد » . تايمز در پايان اين مقاله از « مگاواتي سوكارنو » رييس جمهوري اندونزي خواسته تا « شجاعت نشان داده و با برخورد قاطع خود در برابر حادثه بالي مانند ديگر رهبران مسلمان نشان دهد كه رويارويي اسلام و غرب به نابودي هر دو منجر خواهد شد » !

 

    225 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تروریسم (255)
●   يازده سپتامبر (100)
●   نظم نوين جهاني (77)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمريكا (349)

رسته :1

تاريخ ارسال:05/03/1382

تاريخ شمسی نشر:14/12/1381
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب