اكنون روشن شده است كه جمهوري اسلامي ايران برخلاف پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي
Non - Proliferation Treaty (NPT) يك رشته تأسيسات هسته اي سري راه اندازي كرده است. در ماه نوامبر آژانس بين المللي انرژي اتمي كه نهاد جهاني مسئول نظارت بر تأسيسات هسته اي است، قطعنامه اي تصويب كرد كه در آن ايران به خاطر تخطي هايش محكوم شده است. به علاوه اين قطعنامه تهديد كرده بود چنانچه اين سازمان كوتاهي هاي جدي ديگري را در چگونگي تبعيت اين كشور از مقررات پيمان بيابد، اقدامات ديگري اتخاذ خواهد شد. آمريكا خواستار اقدام شديدتري بود كه اروپايي ها و روسيه مقاومت كردند. در ماه مارس هم اين سازمان در اين مورد تشكيل جلسه داد و مقرر كرد بارديگر و در اجلاس بعدي خود آن را پيگيري كند. اكنون مهمترين سئوال پيش رو اين است: ايران احتمالاً چه كار خواهد كرد؟ سه احتمال وجود دارد. نخست ايران مي تواند سياست فريب و پنهانكاري را كه در خلال دو دهه گذشته در پيش گرفته ادامه دهد. دوم، ايران مي تواند تبعيت از NPT را از سر بگيرد واز بلندپروازيهاي هسته اي خود دست بردارد. و راه سوم كه قدري متناقض است،(از سرگيري تبعيت ازNPT است و در عين حال از رهگذر مفرهاي موجود در اين پيمان، در پي توليد سلاح هاي هسته اي برآيد. هر يك از اين مسيرها داراي مزايا و مخاطرات خود است. هركدام هم به قدري با بقيه نقاط اشتراك دارد كه براي ناظر خارجي، تشخيص اين كه ايران واقعاً كداميك را برگزيده است، دشوار است.
ابتدا به گزينه نخست مي پردازيم. اگر ايران فريب را برگزيند و در مسيري راه بپيمايد كه تا به حال بوده است، در مسيري گام خواهد زد كه همسايه اش عراق پيمود. در سال ۱۹۹۰ كه صدام حسين تصميم گرفت با حمله به كويت آن را اشغال كند، در مسير دستيابي به بمب پيش افتاده بود. عراق براي حصول به چنين پيشرفت فوق العاده اي از مدتها قبل برنامه اي سري را در پيش گرفته بود كه تا حد زيادي متكي بر واردات مواد خام و تجهيزات بود. اورانيوم را از نيجر و برزيل و فناوري سانتريفوژ با سرعت بالا و قطعات براي غني سازي اورانيوم تا سطح استفاده تسليحاتي را از آلمان وارد كرد. عراق از ليزر براي غني سازي استفاده كرد. به علاوه، راكتور هسته اي كوچكي را ظاهراً براي پژوهش غيرنظامي وارد و از آن براي توليد پلوتونيم در مقياس گرم استفاده كرد كه دومين سوخت اصلي بمب هسته اي است. آزمايشگاه محفوظي با تمام تجهيزات از جمله «سلولهاي داغ» براي استخراج پلوتونيم از ميله هاي سوخت راكتور ايجاد كرد. وجود اين سلولها براي تبديل پلوتونيم به حالت قابل استفاده تسليحاتي لازم است. تا به حال، ايران گام به گام در مسير عراق پيش رفته است. ايران تا حد زيادي به واردات سري مواد خام مانند اجزاي اورانيم از چين متكي بوده است. فناوري سانتريفوژ را از پاكستان وارد كرده است. برنامه تحقيقاتي با ليزر دارد. به علاوه با استفاده پنهاني از يك راكتور وارداتي كوچك مقادير آزمايشگاهي پلوتونيم را در «سلولهاي داغ» توليد كرده است.
مانند عراق، ايران اقدامات پنهانكارانه گسترده اي را جهت جلوگيري از كشف تخلفات آن از NPT صورت داده است. پس از جنگ اول خليج فارس، عراق با ويران كردن ساختمانها و كندن كف آنها براي اختفاي فعاليتهاي ممنوعه، تجهيزات هسته اي را از چشم بازرسان پنهان كرد. ايرانيان هم كه برنامه شان برملا شده است، تا حد زيادي به اين اقدامات دست يازيده اند. تجهيزات غني سازي ليزري را برچيده اند و به نقطه ذخيره نامعلومي انتقال داده اند. وپيش از آنكه بازرسان كارگاه سانتريفوژ شركت كالاي الكتريك را بگردند تا مدركي از غني سازي اورانيم بيابند، آن را پاك كردند.
با وجودي كه اين قبيل تلاشها براي پنهانكاري و فريب كاري آشكار شده است، اصل مسئله اين است كه آژانس بين المللي انرژي اتمي نمي داند كه از چه بي خبر است. شايد ايران ساخت اجزا سلاح هاي هسته اي را در ساير تأسيسات مخفي ادامه مي دهد. حتي اگر بازرسان دسترسي آزادانه و بدون مداخله داشته باشند، جستجو در كشوري بزرگ براي يافتن فعاليتهاي پنهاني دشوار است، اگر نگوييم كاري غيرممكن است. اين عاملي است كه اگر ايران گزينه نخست را برگزيند، به آن اميد خواهد بست.
اما اين هم قابل تصور است كه ايران به ناگهان تغيير مسير دهد و راه دست برداشتن از فعاليتهاي هسته اي را در پيش بگيرد، يعني راهي كه ليبي به طور غيرمنتظره در ماه دسامبر در پيش گرفت. معمر قذافي مرد قدرتمند ليبي پس از مذاكرات سري با آمريكا و انگليس فاش كرد كه كشورش در پي برنامه اي سري جهت توليد مواد هسته اي تسليحاتي بود. وي با اميد پايان تحريم كشورش توسط غرب و شايد براثر بيم از نمايش قدرت آمريكا در عراق، وعده كرد دروازه هاي ليبي را روي بازرسي هاي بين المللي كامل بگشايد.
اگر ايران از اين رويكرد پيروي كند، از امتيازنظامي كه در گزينه نخست به آن تعلق مي گيرد محروم خواهد شد. با اين حال مزاياي ديگري وجود خواهد داشت. ايران كه اكنون تا حدي در جامعه بين المللي مطرود است، بار ديگر به جرگه كشورها بازخواهد گشت. همسايگان آن و نيز كشورهاي دورتر ديگر به آن به ديده بيم و بدبيني زياد نمي نگرند. گسترش تجارت با اروپا، روسيه و شايد آمريكا مي تواند نتيجه آن باشد. خطر فزاينده حمله پيش دستانه اسرائيل يا آمريكا به تأسيسات هسته اي آن و مخاطرات جنگي گسترده تر از بين خواهد رفت.
اما ممكن است رهبران ايران رويكرد سومي را در نظر بگيرند. ممكن است بخواهند تمام فعاليتهاي غيرقانوني گذشته خود را فاش كنند، تبعيت از مفاد NPT را در پيش بگيرند و درچارچوب حقوق بين الملل با ابزار قانوني روي ساخت بمب هسته اي كار كنند.
عضويت ايران اين حق را به آن مي دهد كه در دوزمينه تحقيقات هسته اي، توليد و كاربرد انرژي هسته اي براي مصارف صلح آميز فعاليت كند.» به علاوه اين پيمان اجازه مي دهد كه «كامل ترين نوع تبادل ابزار، مواد و... اطلاعات براي مصارف صلح آميز انرژي هسته اي صورت بگيرد.» بنابر اين تا زماني كه ايران حتي الامكان نشان دهد ساخت يا واردات قانوني هرگونه نيروگاه هسته اي براي مصارف صلح آميز است و تا زماني كه به آژانس اجازه دهد هرگونه مواد هسته اي توليدي نيروگاه را بررسي كند، اين كار امكان پذير است.
بهره برداري از مفاد يادشده نيازمند آن است كه ايران تخلف جاري از NPT را برطرف كند. نخستين گام در اين مقطع آن است كه تصويري جامع از تلاشهاي هسته اي خود ارائه دهد،تمام تأسيساتي را كه كار پنهاني در آن صورت گرفته است، برملا و عرضه كنندگان خارجي خود را شناسايي كند. آنگاه آژانس در پي تأييد صحت و سقم روايت ايران برخواهد آمد و با استفاده از داده هايي كه به طور مستقل به دست آورده است، آن را به دقت بررسي خواهد كرد.
ايران همچنين ناچار خواهد شد از تأسيسات توليد پلوتونيم خود دست بردارد. نيروگاه آب سنگين اراك و طرح ساخت راكتور ۴۰ مگاواتي در اين محل بايد رها شود. ايران بايد از ساخت تأسيسات استخراج پلوتونيم از سوخت مصرف شده راكتور از جمله سوخت راكتور بوشهر صرف نظر كند. بايد با بازگشت كل سوخت بوشهر پس از استفاده به روسيه موافقت كند.
زيان اقتصادي آن سنگين خواهد بود، اما اين كمترين زيان آن است. توان حكومت فعلي در تهران تا حد زيادي به توان آن براي برانگيختن غرور ملي بستگي دارد. ايستادگي در برابر جامعه بين المللي از ابزارهاي اصلي اين امر بوده است. كسب قدرت نظامي نيز همين طور. دست كشيدن از فرصت دستيابي به فناوري هسته اي، موقعيت حكومت را در چشم دوآتشه ترين پيروان خود دشوار خواهد كرد - از اين رو، اين اقدام محتمل به نظر نمي رسد، به خصوص اكنون كه جهان آمادگي روكردن دست تهران را ندارد.
اين امر بار ديگر ما را به گزينه سوم مي رساند. اداره برنامه هسته اي با تبعيت كامل از NPT اين امكان را به ايران نيز مي دهد كه استفاده دوسويه ببرد. درست است كه بازرسيها سرزده برقرار مي شود، اما امتيازات ارزشمندي چند تأثير اين نقطه ضعف عمده را از بين مي برد. نه فقط ايرانيان زيرساخت هسته اي خود را حفظ خواهند كرد، بلكه خواهند توانست آن را گسترده كنند.
ايران كاملاً آزاد خواهد بود در نطنز سانتريفوژ بسازد و مونتاژ كند، آزاد خواهد بود تا نيروگاه تبديل اورانيم را در اصفهان تكميل كند و به راه اندازد و آزاد خواهد بود طرح ساخت نيروگاه آب سنگين و راكتور اراك را ادامه دهد. سانتريفوژهاي نطنز اين قدر اورانيم غني شده به ايران مي دهد كه ظرف يك سال و اندي پس از آغاز كار، سوخت يك بمب را تأمين كند.
همچنين ايران آزاد خواهد بود راكتور روسي را در بوشهر تكميل كند.
طبعاً ايران به سختي خواهد توانست زير نظر بازرسان آژانس از اين تأسيسات يا محصولات فرعي آن براي توليد سلاح هاي هسته اي استفاده كند. اما ايران همچنان به ابزار پيشرفته دست خواهد يافت و دانشمندان آن تجربه بيشتري از كار با مواد هسته اي كسب خواهند كرد.
روي هم رفته، كارهايي كه ايران مي تواند به طور قانوني براساس NPT انجام دهد، به آن توانايي «گريز» مي دهد. در زمان مناسب، ايران مي تواند از NPT خارج شود، بازرسان آژانس را بيرون كند و از فناوري به دست آمده براي ساخت بمب هسته اي در سريع ترين زمان ممكن استفاده كند. اين امر كاملاً قانوني است. اين پيمان خروج هركدام از اعضا را به شرط اعلان قبلي اجازه مي دهد.
آنچه آمريكا و جامعه بين الملل در اين شرايط انجام خواهند داد، نامعلوم است. اما ايران بي شك از يك سابقه مهم آگاه است. اين بار نه از عراق در همسايگي اما از شرق آسياي دوردست. كره شمالي قول داد از بلندپروازيهاي هسته اي دست بردارد و از NPT تبعيت كند. در اواخر سال ۲۰۰۲، كره شمالي از پيمان خارج شد، بازرسان آژانس را بيرون و حق خود را براي ساخت بمب اعلام كرد. برآوردها نشان مي دهد پيونگ يانگ داراي دست كم دو و شايد هشت كلاهك هسته اي است. تا به حال، پاسخ آمريكا مشاهده، اعتراض و عادت كردن به اين بوده است كه يك كشور تهديدكننده ديگر به سلاح هسته اي دست يافته است.
* گري ميل هولين مدير مؤسسه كنترل تسليحات هسته اي ويسكانسين در واشنگتن و والري لينسي ازمحققين آن مؤسسه است.