باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 31 مرداد 1387 كاربران برخط 131 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سرمايه اجتماعي، فرصتها و تهديدها
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: فاطمه - زارعي

منبع: سایت های خبری - الف

 
 

سرمايه اجتماعي از مفاهيم نو پديد در حوزه مطالعات اقتصادي و اجتماعي در سطح جهان و در داخل كشور است. توجه نظريه‌پردازان توسعه به سرمايه اجتماعي از نشانه‌هاي تحول در نظريه‌هاي توسعه است كه شايد بتوان به وجوهي از آن به شرح زير اشاره كرد.

- خروج از دايره از يكسويه‌نگري‌هاي اقتصادي و مادي توسعه و ورود به مرحله‌اي نو از توجه يافتن به ابعاد غير اقتصادي توسعه ( پس از توجه به وجوه انساني، فرهنگي، اخلاق معنوي )

ـ گسترش دامنه شموليت سرمايه و افزوده شدن سرمايه اجتماعي به زمره‌ي سرمايه‌هايي كه تا كنون معدود به سرمايه‌هاي فيزيكي، مالي و انساني بود.

ـ جهت‌يابي نگاهها از فرد محوري در توسعه به روابط اجتماعي

ـ حركت تدريجي از اندازه‌گيري كمي اجتماعي به اندازه‌گيري‌هاي كيفي

ـ دگر‌گون شدن رابطه اقتصادي با ديگر حوزه‌هاي علوم اجتماعي

سرمايه اجتماعي را به گونه‌هاي مختلفي تعريف كرده‌اند:

يكي از تعاريف مطرح اين است كه سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم‌هاي اجتماعي مي‌باشد كه موجب ارتقاي سطح‌شماري اعضاي آن جامعه گرديد و سبب پايين آمدن سطح هزينه‌هاي تبادلات و ارتباطات مي‌گردد. (فوكوياما، 1999 )

بر اساس اين تعريف مفاهيمي نظير جامعه مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديكي با سرمايه‌گذاري اجتماعي مي‌گردند.

همان‌گونه كه پيش از اين ذكر شد، سرمايه اجتماعي موضوعي جديد در مطالعات توسعه، اقتصاد و جامعه‌شناسي در سطح جهاني است.

البته به رغم اين عمر كوتاه، ميزان توجه به آن روز افزون بوده است و امروزه كتاب‌ها و مقاله‌هاي بسياري پيرامون جنبه‌هاي نظري و كاربردي آن به ويژه مطالعات موردي آن در جوامع توسعه يافته يا توسعه نيافته در دسترس است.

سرمايه اجتماعي عمدتاً مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده و شناخت آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمان‌ها و بنگاهها مي‌توان شناخت جديدي را از سيستم‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي ايجاد كرده و مديران را در مديريت بهتر سيستم ما ياري كند. (علومي، 1380، 34)

 

سرمايه اجتماعي چيست ؟

منظور از سرمايه اجتماعي هنجارها و شبكه‌هايي است كه مردم را قادر مي‌سازد تا دست به كنش جمعي بزنند. (پورستمي1998)

اين تعريف چندان مقصود را بر مي آورد اولاً، نه بر پيامدها بلكه بر منابع سرمايه اجتماعي متمركز است در حالي كه مي‌پذيرد كه ويژگي‌هاي مهم سرمايه اجتماعي از قبيل: اعتماد و هنجار متقابل در طي يك فرآيند مكرر پديد آمده‌اند.

ثانياً: اين تعريف ابعاد مختلف سرمايه اجتماعي را در در خور جاي مي‌دهد و مي‌پذيرد كه اجتماعات كما بيش به آنها دسترسي داشته باشند.

ثالثا: در حالي كه تعريف اجتماع ( و نه افراد، خانواده يا دولت) را به عنوان واحد درجه اول تحليل معرفي مي‌كند در ضمن مي‌پذيرد كه افراد و خانواده‌ها، قادرند سرمايه اجتماعي را از آن خود كنند و به علاوه نحوه سازماندهي خود اجتماع تا حدود زيادي به مناسبات آن با دولت بر مي‌گردد. تأثيري كه دولت‌هاي ضعيف، دشمن صفت‌يابي تفاوت بر زندگي اجتماع و طرح‌هاي توسعه‌اي باقي مي‌گذارند، قراردادها را محترم مي‌شمارند و در برابرفسادمقاومت مي‌ورزند عميقاً متفاوت است ( آيشام و كافمن‌، 1991)

اين واژه معنا كردن نقش روابط اجتماعي در توسعه، نقطه عطفي در رويكرد نظري نسبت به توسعه است و لذا تبعيت را براي تحقيقات و سياستهاي معاصر در زمينه توسعه در بر دارد.

بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده‌اي مي‌داند كه حاصل تأثير نهادهاي اجتماعي روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است و تجارب اين سازمان نشان داده است كه در اين پديده تأثير قابل توجهي بر اقتصاد وتوسعه كشورهاي مختلف دارد. تادهه 1990 عمده نظريه‌هاي توسعه ديدگاههاي «بالنسبه كوته بينانه» و حتي متشاقص درباره نقش روابط اجتماعي در توسعه اقتصادي داشتند و توصيه‌هاي سياسي سازنده‌اي كه عرضه مي‌كردند چندان قابل استفاده نبود. براي مثال در دهه‌اي 1950 و 1960 روابط اجتماعي و راه و رسم‌هاي سنتي زندگي همچون موانعي بر سر راه توسعه تلقي مي‌شد.

(مور. 1997، 289) چنانكه در يكي از اسناد معتبر وقت، متعلق به سازمان ملل در 1951 گفته شده براي آنكه كار توسعه پيش برود:

فلسفه‌هاي قديمي بايد ابطال شوند، نهادهاي كهنه اجتماعي از هم بپاشند و عقيده و نژاد بايد از هم گسسته شوند، ولي شمار اشخاصي كه قادر نيستند قدم به قدم با ترقي حركت كنند محكوم‌اند كه از برخورداري از يك زندگي آسوده چشم بپوشند و تن به قبولي نوميدي بدهند. ( اسكوبار، 1995، 3)

اين ديدگاه در دهه 1970 جاي خود را به نظريه‌هاي وابستگي و نظام جهاني داد. اينان معتقد بودند كه روابط اجتماعي در بين نخبگان حقوقي و سياسي سازو كار اصلي استشمار سرمايه دارانه است. نظريه پردازان نئوكلاسيك و متخصصان انتخاب عمومي كه در دهه‌هاي 1980و1990 بيشترين نفوذ را داشته به نوبه خويش، خوص مشخصي براي روابط اجتماعي قادل نمي‌شوند.

آنان كه معتقد بوند كه گروه‌ها از جمله بنگا‌ه‌ها در درجه نخست بدان سبب موجوديت دارند كه هزينه معادلاتي را پايين بياورند.

بنابراين چنين شد كه عمده نظريه‌هاي توسعه روابط اجتماعي را فوق‌العاده طاقت فرسا، استشمار گرايانه، آزادي‌بخش تأويل مي‌كردند. ادبيات سرمايه اجتماعي در گسترده ترين معناي خود معرف نخستين تلش براي نزديك شدن به پاسخ اين چالش است. ( براون1998، براون و آشمن‌1996)

چهار ديدگاه درباره‌ي سرمايه اجتماعي و توسعه اقتصاي وجود دارد كه مي‌توان اين چهار ديدگاه متمايز را مقوله بندي كرد:

 

1) ديدگاه اجتماع‌گرايي

2) ديدگاه شبكه‌اي

3) ديدگاه نهادي

4) ديدگاه همياري كه پژوهش در اين ديدگاهها هر كدام نيز به فرصت مناسب دارد تا بتوان به آن پرداخت و آن را بررسي كرد.

مهمترين اقداماتي كه دولتها مي‌توانندجهت تقويت سرمايه اجتماعي انجام دهند:

1) تشويق و تقويت و تشكيل نهادهاي مدني

2) تقويت و غني‌سازي آموزشهاي عمومي

3) تأمين امنيت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي

4) پرهيز از تصوير گري بخش‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و واگذاري فعاليتهاي مربوطه به نهادهاي مردمي براي جلب كمشاركت آنها در فعاليت‌ها و زمينه‌سازي ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي و شبكه‌هاي اعتماد بين آماد مختلف مردم. ( فوكوياما، 1999)

سرمايه اجتماعي داراي ابعاد و مولفه‌هاي فراواني‌ است كه متناسب با فرهنگ جامعه مي‌باشد؛ مولفه‌هايي چون اعتماد، مشاركت در نهادهاي مدني و مؤسسات خيريه، ارتباطات مناسب با ديگران، متعهد و مسؤليت، همكاري و روحيه كار گروهي، احساس هويت جمعي در اين زمينه مد نظر مي‌باشد.

مهمترين مؤلفه سرمايه‌اجتماعي اعتماد و قابليت اعتماد كه داراي اركاني چون صداقت، شايستگي، ثبات قابليت اعتماد، وفاداري و روراستي است.

اعتماد به معناي اختصاصي منابع به فعاليتي است كه حاصل آن فعاليت به رفتار مشاركتي ديگران وابسته مي‌باشد و قابليت اعتماد، رفتري است كه بازده مردمي را كه به شما اعتماد مي‌كنند افزايش مي‌دهد.

مردم در تمايل به اعتماد نسبت به ديگران به 3 دليل زير متفاوتند:

1ـ عقايد متفاوت در مورد قابليت اعتماد ديگران با در نظر نگرفتن تفاوتهاي موقعيتي

2ـ ترجيحات متفاوت در مورد توجه به ديگران

3ـ توانا‌يي‌هاي متفاوت كه سبب ايجاد رفتار قابل اعتماد در ديگران مي‌شود.

 

سرمايه اجتماعي و طمع دشمنان:

سرمايه اجتماعي ويژگي‌هاي معيني دارد كه از اين ويژگيها انتقال ناپذيري عملي آن است اگر چه اين سرمايه، منبعي است كه ارزش استفاده دارد و به آساني مبادله نمي‌شود. صفت كيفي ساختار اجتماعي كه فرد در آن قرار گرفته است اين است كه سرمايه اجتماعي داراي منفعت عمومي است به اين معنا كه سرمايه اجتماعي از جهت كنش هدفمند در موقعيتي اساساً متفاوت با بيشتر شكلهاي ديگر سرمايه است و همه افرادي جزء ساختار معين هستند و از ان سود مي‌برند.

لذا دشمنان ما نيز به اين مسئله واقف هستند كه سرمايه اجتماعي به عنوان يك سرمايه مولد مي‌تواند مورد استفاده آنها هم قرار گيرد. آنان به اين مورد اشراف دارند كه مهمترين عنصر سرمايه اجتماعي اعتماد است لذا كليه هم و غم و تلاش خود روي بي اعتماد كردن مردم نسبت به نظام و مسؤولين كشور صرف مي‌كنند. هنگاميكه جو بي اعتمادي بين مردم ونظام بوجود آيد يا جدايي و شكاف بين مردم و مديران جامعه بيشتر مي‌شود، در اينصورت مديران و مسؤلين به دنبال حل و فصل مسائل خود مي‌روند و مردم نيز در اين جو آكنده از بي اعتمادي با مسائل و مشكلات خود درگير مي‌شوند. در اين حالت دشمن به هدف خود رسيده زيرا توانسته از سرمايه اجتماعي در جهت منافع خود استفاده نمايد.

بنابراين وظيفه مسؤلين و مديران جامعه است كه متوجه اين مهم باشند و سعي نمايند كه احساس يگانگي و وحدت بين خود و مردم را حفظ نمايند و در راستاي اعتماد سازي، مشاركت، احساس تعهد و مسؤليت و احساس هويت جمعي گامهاي اساسي و مثبتي بر دارند.

نقش دولت درايجاد سرمايه اجتماعي: با توجه به اهميت سرمايه اجتماعي در توسعه اختماعي، اقتصادي. فرهنگي، لازم است برنامه‌هاي مختلفي براي افزايش و ذخيره اين سرمايه انجام گيرد. برخي از اين اقدامات عبارتند از:

1) تشويق و تقويت نهادهاي اجتماعي، صنفي، حرفه‌اي، تشويق به ايجاد و تقويت نهادهاي اجتماعي كه از راه‌حل‌هاي ساختاري براي افزايش سرمايه اجتماعي است. افراد در قالب نهادهاي اجتماعي داراي هويت مشترك گرديده و زمينه ايجتد همكاري‌هاي گروهي در آنان ايجاد مي‌شوند نتيجه فعاليتهاي گروهي موفق شبكه‌هاي اعتماد است.

برنامه ريزي فرهنگي جهت غني سازي فرهنگي اجتماعي و سازماني، سرمايه اجتماعي به عنوان يك متغيير اقتصادي مشتج از ويژه‌گي‌هاي فرهنگي يك سيستم اجتماعي است.

2) تقويت مؤلفه‌هاي فرهنگي نظير احساس هويت جمعي و سازماني مشترك، احساس تعلق به آينده‌اي مشترك و... نظر مي‌باشد.

مديران نيز با ايجاد نظام‌هاي مشاركتي و توجه به سمبل‌هاي فرهنگي و ايفاي مناسب نقش رهبري مي‌توانند در جهت غني‌سازي فرهنگ سازماني گام بردارند.

3) تأمين امنيت شهروندان در جهت حضور داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي

4) پرهيز از تصدي گري بخش‌هاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجنماعي و واگذاري فعاليتهاي مربوطه به نهادهاي مردمي براي جلب مشاركت آنها در فعاليتها و زمينه‌سازي، ايجاد و تقويت نهاد‌هاي اجتماعي و شبكه‌هاي اعتماد بين آحاد مختلف مردم.

 

نتيجه گيري:

سرمايه اجتماعي تشكيل شده از چهار محور:

1ـ سرمايه فرهنگي

2- سرمايه اجتماعي

3ـ سرمايه سياسي

4ـ سرمايه اقتصادي

پايه اين چهار محور اعتماد مي‌باشد كه در حال حاضر دشمنان سعي در از ميان بردن اين اعتماد قوي في‌مابين رهبري، دولت، مجلس با مردم را دارند تا بتوانند در اثر اين گسيخنگي نظام را ساقط كنند.

دشمنان استفاده از اختلاف بين احزاب را نيز در دستور كار دارند، اما بايد توجه داشت كه در تمامي كشورهاي توسعه يافته غرب احزاب وجود دارند و اين احزاب در روند كشور با هم اختلاف سليقه دارند اما اجازه نمي دهند اين اختلاف سليقه باعث ركود كشور و عقب‌ماندگي آنها گردد.

 

    285 بازديد     5 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سرمايه اجتماعي (3)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:18/01/1387

تاريخ شمسی نشر:26/12/1386
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب