باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز جمعه 28 اسفند 1388 كاربران برخط 118 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
مسائل تقريب بين مذاهب اسلامي
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


ايام برگزاري بيستمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي، فرصت مناسبي براي ديدار و آشنايي با برخي مهمانان اين كنفرانس بود. در راهرو سالن كنفرانس هتل استقلال، مشغول گفت و گو با زكي ميلاد ازعربستان سعودي و شيخ محمد مهدي نجف از عراق بوديم كه دكترالسائح به جمع ما پيوست. دوستان ما ايشان را چهره اي منصف و مدافع تشيع در مصر معرفي كردند كه با آنكه خود از اهل سنت است، معمولاهيچ هجومي را به تشيع و شيعيان در مطبوعات عربي بي پاسخ نمي گذارد. وي استاد دانشكده اصول دين دانشگاه الازهراست.


 دكتر احمد عبدالرحيم السائح در سال 1937 م، در خانواده اي متدين، ديده به جهان گشود. بسياري افراد خانواده اش از علماي الازهر وحافظان قرآن بوده و هستند. در سال 1965 م به دريافت گواهي كارشناسي در رشته فلسفه و كلام، در دانشكده اصول دين دانشگاه الازهر نائل آمد. گواهي كارشناسي ارشد خود را از همين دانشكده، درسال 1982 دريافت كرد و در سال 1986 م، به مرتبه دكترا دست يافت.


 برخي وظايف و مناصب ايشان به اختصار از پي مي آيد:


 1. مدرس پرورش ديني در مدارس عربستان سعودي 1978 ـ 1973.


 2. دبير بخش انتشارات و تحقيق تراث، در شوراي عالي امور اسلامي قاهره.


 3. استاد يار دانشكده شريعت و مطالعات اسلامي در دانشگاه قطر ـ(دوحه) 1993 ـ 1989.


 4. استاد بخش علم كلام، در دانشكده دعوت و اصول دين، دانشگاه ام القري (مكه) در سال 1995.


 5. رئيس دانشكده تربيت مبلغ وزارت اوقاف مصر.


 6. عضو انجمن فلسفه مصر.


 7. مدير تحريريه مجله رساله الاسلام.


 8. سر دبير سالنامه دانشكده اصول دين دانشگاه الازهر.


 بيش از پنجاه جلد كتاب، تا كنون از دكتر السائح منتشر شده است كه به عناوين برخي آنها اشاره مي شود: من وحي السماء (1973)، مستقبل الحضاره الاسلاميه (1989)، السيره النبويه من روايات الامام الطبري (1988)، عباس محمود العقاد و فلسفته الاسلاميه (1989)، المعرفه في الاسلام بين الاصاله و المعاصره (1400 ق)، الاستشراق في ميزان الفكرالاسلامي (1995)، اضواء حول الثقافه الاسلاميه (1994)، التيارات الفكريه و الحركات المعاصره (1991)، بحوث في مقارنه الاديان (1992)، الغنوصيه في ميزان الفكر الاسلامي (1993)، في فكر الامام النورسي (1998)، العالم الاسلامي بين مصادر القوه و عوامل الضعف (200)، الغز و الفكري في التصور الاسلامي و كيفيه مواجهته (2000) و...


 دكتر السائح در حوزه هاي مختلف كلام، فلسفه، منطق و تعليم وتربيت، صاحب نظر و صاحب اثر است و سبك ادبي و شيوه نگارش وي به گونه اي است كه مسائل پيچيده علمي را به بياني روشن مي پرورد. دكتر السائح را مي توان، از جدي ترين مدافعان تشيع و دوستداران اهلبيت، در مصر و كشورهاي عرب دانست. وي نظر كساني را كه نفوذ وگسترش روز افزون تشيع را زنگ خطري براي اهل سنت و نظام هاي سياسي عرب مي دانند، به تمسخر مي گيرد و آنان را به نابخردي متصف مي كند؛ چرا كه معتقد است، تشيع بخش طبيعي از پيكره اسلام است واسلام و نصوص اسلامي، همواره اجتهاد را بر مي تابد و سر چشمه شكل گيري مذاهب فقهي و كلامي، تفاوت نگره هاي اجتهادي بوده است. درباره تحريف قرآن كه همواره برخي مغرضان، سعي كرده اند كه آن را به تشيع نسبت دهند و به لطف چنين اتهامي، تشيع را بكوبند، دكتر السائح بي هيچ پرده پوشي، برگي را از يكي از مفسران بزرگ اهل سنت (ابن كثير) رو مي كند كه معتقد بود، دو سوره پاياني قرآن (فلق وناس) از قرآن نيست و بدان افزوده شده است. وي پيروزي حزب الله لبنان را پيروزي همه اسلام مي داند و گسترش تشيع را به سود اسلام وشيعيان را از جدي ترين مناديان وحدت اسلامي مي شمرد. السائح درپاسخ به سؤالي كه درباره وهابيت از او پرسيديم، تصريح كرد كه برخي فرقه ها را انگليسي ها ساختند و به جان امت اسلامي انداختند و اينكه اكنون دولت عربستان سعودي، باگروه هاي تندرو و تروريست به شدت برخورد مي كند.

 
   ● نام گفت و گو شونده: محمد مهدي - نجف

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 207 - تاريخ شمسی نشر 00/02/1386

 
 

● شما از فعالان تقريب مذاهب اسلامي هستيد. شكل گري اين جريان را معلول چه عواملي مي دانيد و اساسا فكر مي كنيد كه چه عواملي به تفرقه مسلمانان انجاميده است؟


 مفهوم تقريب مذاهب اسلامي، در نتيجه اشتياق و پايمردي برخي عالمان غيرت مند به وحدت امت اسلامي ظهور يافت؛ اگر جدايي وتفرقه اي وجود نداشت، تقريب هم معنايي نداشت، زيرا همگي بر سراصل اسلام و خداي واحد و قبله واحد و پيامبر خاتم (ص) اجتماع داشتند. بسياري علماي ما با مشاهده تفرقه اي كه از ناحيه مسلك هاي باطني، دامن گير امت شده بود و مشاهده تعصب ها و تصلب هاي مذهبي متحجرانه كه به تحريك دست هاي بيگانه، دست به قتل مسلمانان مي زد و موجب نفرت زايي در ميان مسلمانان مي شد، به ايده تقريب مذاهب اسلامي روي آوردند.


 اساسا فرقه هاي شيعه و سني، به صورت متداخل و مترابط ظهوريافتندو باليدند. امام جعفر صادق (عليه السلام) استاد دو تن از امامان مذاهب اهل سنت است: امام مالك و امام ابو حنيفه. آيا مي توان تصور كرد كه رابطه اين شاگردان و آن استاد، رابطه اي غير صميمي و غير دوستانه بوده است؟ علماي قديم ما نيز فارغ از تعصبات مذهبي، به يك ديگر وآثار يك ديگر مي نگريستند.


 البته در ميان عوام، تعصبات شديدي وجود داشته است. حتي اختلافات ميان مالكي ها و حنفي ها در مصر، بسيار شديدتر از اختلافات شيعه و سني بوده است.


 طلبه هاي حنفي و مالكي، درگيري هاي شديدي با هم داشته اند. اين امر نشان مي دهد كه وقتي تمايز طلبي و هويت گرايي مذهبي پر رنگ مي شود، فرقي نمي كند كه دو طرف از يك مذهب باشند يا از دو مذهب متفاوت. يكي از مستندات تفرقه ميان مسلمانان، حديثي است كه به پيامبر(ص) نسبت داده مي شود، با اين مضمون كه «ستفترق امتي الي واحد و سبعين او الي ثلاثه و سبعين فرقه كلها في النار الا واحده »؛ به زودي امت من به هفتاد و يك يا هفتاد و سه فرقه منشعب مي شود كه جزيكي، بقيه در آتش اند. اصلا امكان ندارد كه پيامبر خدا(ص) چنين سخني گفته باشد.


 اين حديث مجعول، اصحاب مذاهب ويران گر را به تكفير ديگران وادعاي نجات يافتگي خود وا مي دارد. جريان هاي تكفير گرا و افراطي وبدعت آفرين، چنين روايات مجعولي را دستمايه تفرقه افكني و به راه انداختن خشونت و ترور ميان مذاهب اسلامي قرار مي دهند. اصلاچگونه ممكن است كه پيامبر (ص) چنين سخني راگفته باشد؛ در حالي كه احاديث فراواني داريم كه مي گويد: خداوند كسي را كه به وحدانيت خداو نبوت محمد (ص) شهادت دهد، از آتش جهنم بيرون مي كشد و به صراحت در قرآن، امت اسلام، امتي واحد ناميده شده اند: «ان هذه امتكم امه واحده ». ما در حوزه تقريب به تلاش هاي گسترده اي نياز داريم تاآشكار شود كه ميان شيعه و سني فرقي وجود ندارد و همگي به خداي واحد و پيامبر واحد معتقد و تفاوت ميان شيعه وسني، مانند تفاوت ميان مذهب حنفي و مذهب مالكي است. از اين رو شيخ محمود شلتوت تعبدبه مذاهب شيعه را همانند مذاهب اهل سنت، شرعا مجاز شمرد و دردوران رئيس جمهور فقيد مصر، جمال عبدالناصر، شوراي عالي اموراسلامي، دايره المعارفي فقهي را با نام «مؤسوعه جمال عبدالناصر في الفقه الاسلامي » كه بعدها به «موسوعه الفقه الاسلامي »تغيير نام داد، تأليف و تدوين كرد كه در آن آراي فقهي مذاهب شيعه ـ زيديه، اسماعيليه و اماميه ـ در كنار آراي فقهي مذاهب اهل سنت ذكر شده است.


 


● فضاي شكل گيري مذاهب اسلامي و عوامل شكل گيري آنها را چگونه تحليل مي كنيد؟آيا فضاي قبيله اي جوامع عرب در شكل گيري مذاهب مؤثر نبوده است؟


 نامگذاري اهل سنت به اين نام، نامگذاري اي سياسي بوده است؛ نه ديني. چرا اهل سنت ناميده شدند، چرا اهل قرآن ناميده نشدند؟ شرايط خاص قرن سوم هجري، فضاي اين نامگذاري بود كه اكنون فرصت بازگويي آن نيست.


 درباره اينكه چگونه مذاهب اسلامي ـ در فقه و كلام ـ پديد آمدند، بايدبگويم كه ريشه شكل گيري مذاهب اسلامي، اختلاف اجتهادات است. آيات قرآن كريم زنده است و جامد و موميايي نيست و دلالت هاي آن چندان قطعي نيست كه جا براي فهم هاي متعدد باقي نگذارد. اجتهادبراي فهم قرآن حياتي است؛ وگرنه تمدن اسلامي متوقف مي شد. اين اختلافات اجتهادي در درون هر مذهبي وجود دارد. قطعا صدها سال ديگر اقوامي مي آيند كه قرآن را به گونه اي متفاوت از آنچه ما امروز، مي فهميم، خواهند فهميد. بسياري از مفروضات و پنداشته هاي مفسران قديم نيز در شرايط جديدعصر و زمانه ما ابطال شده است. درقرآن كريم آمده است: «و الذين اذا ذكروا بايات ربهم لم يخروا عليها صمٹو عميانٹ»؛ و كساني كه هرگاه آيات ما به يادشان آورده شود، كور و كر بدان خاضع نمي شوند؛ يعني اينكه با بينش و نگرش و فهم و درك، دلشان بدان خاشع مي شود و اين امر به تكامل و تطور فكري انسان ها متناسب با شرايط عصر و زمانه خود قرآن را مي فهمند.


 


● اخيرا آقاي دكتر شيخ يوسف قرضاوي، حملات شديدي عليه تشيع به راه انداخته است. محور حملات ايشان اين است كه ادعا مي كند، در ميان برخي شيعيان، اهانت به خلفا سنت شده است يا اينكه شيعيان قصد شيعه سازي اهل سنت را دارند و در منطقه اهدافي سياسي مذهبي خاصي را دنبال مي كنند؛ در حالي كه فتاواي تكفير تشيع ازسوي علماي وهابي، هنوز هم منقطع نشده و اين فتاوا به وسيله گروه هاي تكفيري درعراق، هر روزه به مرحله اجرا در مي آيد. حتي جلال طالباني به تازگي اعلام كرده است كه حدود دو سوم كشته شدگان حملات تروريستي عراق شيعيان هستند. سال گذشته حرم امام هادي و امام حسن عسكري عليهما السلام كه از اماكن مقدس شيعه است، منفجر شد؛ولي با اين حال شيعيان خويشتن داري كردند و جنگ طائفه اي به راه نينداختند. آقاي قرضاوي در سال 2002 هم پس از طرح ادعاهايي نادرست، درباره وضع اهل تسنن درايران، در بازگشت به قطر، وضع اهل سنت را مناسب دانست و سپس از سوي مغرضان به شيعه شدن متهم شد؛ حال با توجه به اوضاع خطرناكي كه اكنون در برابر استكبار جهاني داريم. طرح چنين ادعاهايي، چه توجيهي مي تواند داشته باشد؟


 روشن است كه بسياري متفكران يا علماي منتسب به امت اسلامي، در بسياري اوقات از جاده صواب دور مي شوند و بسياري آنان، اهداف معيني دارند و ما اميد داريم كه علماي امت اسلام، در گفت و گوها وسخن هايشان، به اولويت هاي كنوني جامعه اسلامي توجه داشته باشند؛براي مثال وقتي جوامع اسلامي با چالش هايي ازسوي غرب رويا روهستند، شايسته است كه به نقاط وحدت بخش امت توجه كنيم، زيراتهاجم فرهنگي و فكري كه غرب عليه مسلمانان به راه انداخته است، درميان جوامع ما، برخي را به استخدام خود در آورده و اينان گاه خودشان هم مي فهمند كه در خدمت بيگانه هستند و گاه درك نمي كنند و اين مصيبت جامعه اسلامي است؛ ولي اهل فكر و فرهنگ، بايد به علماي اهل انصاف و اخلاص توجه كنند كه هدفشان وحدت مسلمانان است.


 


● چند ماه پيش، گروه ها و علماي شيعه و سني عراق، با وساطت دولت عربستان سعودي، ميثاق ترك مخاصمه را در مكه مكرمه امضا كردند. آيا امضاي چنين عهدنامه ها و پيمان هايي، بي تدوين مباني فكري ونظري لازم، فائده اي دارد؟ به تعبير ديگر، آيا اين اقدامات با آنكه دولت سعودي بر انديشه وهابي استوار است و در انديشه وهابيت، شيعه، غيرمسلمان دانسته مي شود، مي تواند پيامد مثبتي داشته باشد؟


 بايد براي شما معلوم باشد كه خشونت و ترور از خارج، به حيطه جوامع اسلامي وارد شد و كساني كه خشونت و ترور را مذهب خود قرار داده اند، مزدوران بيگانه اند، زيرا اين روش ها از روح اسلام به دور است. مطمئن باشيد كه اينان مزدور بيگانه اند؛ اگر چه خود نيز نداند، زيرا انگليس وديگر دشمنان امت اسلامي، مذاهب و فرقه هاي انحرافي اي را در ميان مسلمانان به راه انداختند. از انصاف دور نشويم، دولت عربستان سعودي، به شدت با اين گروه هاي تندرو و تروريست مقابله مي كند و عقائدشان رابر نمي تابد. من استاد دانشگاه ام القري در مكه مكرمه بودم و شاهد بودم كه دولت با اين گروه ها مبارزه مي كند. در گذشته چه بسا ميان آنان مشكلي وجود نداشته است؛ ولي زماني كه اين گروه ها براي نظم و امنيت كشور خود مشكل ايجاد كردند، دولت با آنها برخورد كرد.


 يكي از محورهايي كه در طعن و تهمت به شيعه دنبال مي شود، بحث تحريف قرآن كريم است. در ميان تمام علماي شيعه، يك نفرچنين ادعايي را مطرح كرد و آن هم به شدت از سوي شيعيان مطرود و منزوي شد؛ ولي گويا قصد مچ گيري يا بهانه تراشي درميان است كه همواره اين ادعاي خطا، به شيعه نسبت داده مي شود و چنين مسئله اي دستاويز حمله به شيعه مي شود.


 من حدود سال 1992 استاد دانشگاه قطر بودم. همايشي در سطح دانشگاه برگزار كرديم كه در آن دكتر عائشه يوسف المناعي، من و دكترمحمد الدسوقي شركت داشتيم. مدير همايش دكتر عبدالحميد انصاري، رئيس وقت دانشكده شريعت بود. اين همايش اعلام كرد كه مصحف شريف (قرآن) كه در ايران چاپ و منتشر مي شود، همان است كه در همه كشورهاي عرب وجود دارد، اما برخي متعصبان سلفي و جاهل مي گفتند، شيعيان مصحفي ديگر دارند كه همان مصحف فاطمه است يا چيزهايي را بر قرآن مي افزايند يا معتقدند كه برخي آيات قرآن انداخته شده است. ما در پاسخ به آنان گفتيم، علماي خود ما يعني علماي اهل سنت هم نقل كردند كه برخي سوره هاي قرآن جزء قرآن نيست و بدان افزوده شده است. ابن كثير كه خود اين سلفي ها به او افتخار مي كنند و مي گويند: اوسلفي و سني بوده است، در تفسيرش مي گويد، دو سوره فلق و ناس ازقرآن نيست و چهار روايت از امام احمد حنبل در اين باره ذكر مي كند. بنابراين، چنين حرف هايي چه از سوي شيعه و چه از سوي اهل سنت، قابل اعتنا نيست، مهم اين است كه قرآن ما يكي است.


 حدود يك هفته پيش در مصر، دكتر علي جمعه مفتي اين كشور، درسخنراني اي اعلام كرد كه شيعه و سني در 85 درصد احكام فقهي اشتراك نظر دارند و هم چنين در علم كلام كه من متخصص اين علم هستم، اعتقادات كلامي شيعه و سني تا اندازه زيادي به هم نزديك است. من در مقاله اي كه درباره امام شيخ مفيد نوشته ام، مدح و ثناهايي را كه علماي اهل سنت درباره او گفته اند، آورده ام. علماي امروز بايد به علماي قديم اقتدا كنند و از نوع روابط صميمانه و احترام آميز آنان درس بگيرند. علماي قديم، ارتباط نزديكي با هم داشتند و به هم دشنام نمي دادند و با هم بد رفتاري نمي كردند، زيرا اعتراف و به رسميت شناختن ديگري، ضرورتي اسلامي است.


 امام بديع الزمان سعيد نوري از علماي تركيه مي گفت: براساس آيه "قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي"، شيعيان، شيعه آل البيت هستند و علاوه برآنان اهل سنت هم شيعه آل البيت هستند، بنابراين همه مسلمانان شيعه هستند.


 ما نيازمند فرهنگ تسامح و انديشه هستيم. مدرك علمي داشتن و درشمار علما بودن كافي نيست. شيعيان هم اهل سنت اند. مگر جز اين است كه سنت از منابع فهم اجتهادي شيعه است؟ مگر سنت پيامبر(ص) منبع عمل و حتي تفسير قرآن نيست؟ پس شيعه هم سني است.


 


● اخيرا برخي مقامات سياسي جهاني عرب، مانند رئيس جمهور مصر، حسني مبارك وعبدالله پادشاه اردن، از تشيع به عنوان خطري كه منطقه را تهديد مي كند، نام بردند وبحث هايي مانند وابستگي عاطفي و مذهبي شيعيان كشورهاي عرب به ايران وهلال شيعي ايران، بحرين، عراق و لبنان را مطرح كردند؛ آيا به نظر شما شيعيان براي اهل سنت خطر هستند؟


 چندي پيش مجله اي در قاهره، مصاحبه اي با من داشت و همين سؤال را از من پرسيد. در پاسخ به او گفتم: سخن اين مقامات سياسي سخن نسنجيده اي است و اميدوارم تأثيري منفي در ميان مسلمانان نداشته باشد. اصلا آنان شناخت درستي از مذاهب فقهي و كلامي ندارند. منظور شان از اصطلاح "گسترش تشيع" چيست؟ شيعيان در هرجامعه، محيط و كشور اسلامي حضور دارند و من به صراحت اعلام مي كنم كه شيعيان، بيش از همه فرقه هاي اسلامي بر وحدت و گرد هم آمدن نيروهاي پراكنده و متفرق اسلام تأكيد و حرص دارند، چنان كه دقت و آگاهي و دلسوزي آنها نسبت به جوامع اسلامي و همبستگي آنان بيشتر است.


 بنابراين، شيعيان در هر جامعه اي، نيرويي مستحكم هستند كه موجب ارتقاي مسلمانان و خواهان دستيابي آنان به بالاترين سطح زندگي هستند. اهل سنت بايد از اينكه برادران شيعه اشان اين همه بر حفظوحدت و همبستگي و همدلي با آنان تأكيد دارند، احساس خوشبختي كنند. ما همان گونه كه قرآن مي گويد: بهترين امتي هستيم كه در ميان بشر ظهور كرده است: "كنتم خير امه اخرجت للناس" و چنان كه قرآن مي گويد: بايد از ميان شما گروهي باشند كه منادي خير و نيكي باشند: "ولتكن منكم امه يدعون الي الخير". اكنون شيعيان منادي خير ونيكي اند و در حال گشودن گره ها هستند؛ از اين رو من مؤكدا از اهل سنت خواستارم تا فرصت هم نشيني و ديدار با برادران شيعه خود راغنيمت شمرند، تا بتوانيم مشكلات دروني را حل كنيم؛ به ويژه باچالش هاي خارجي اي كه اكنون مسلمانان باآن رويا رويند، مقابله كنيم. اين سخني كه برخي سياستمردان مي گويند، سخني است كه هيچ عاقلي نمي گويد؛ اينان مزدوران دشمن و دشمنان امت اسلام هستند ودليل مزدوري اشان نيزهمين سخنان است، اصلا گسترش تشيع، امرتازه اي نيست. سايه تشيع همه جاگسترده بود و هست. شمار شيعيان جهان دست كم ششصد ميليون نفر است كه حدود نيمي از جمعيت مسلمانان جهان را تشكيل مي دهند و داراي تجارب و توان راهبردي هم هستند. همه بايد بدانند كه پيروزي حزب الله در لبنان، پيروزي امت اسلام است.


 


● علم كلام اسلامي مهم ترين دغدغه علمي شماست. تحليل شما از شرايط و اوضاع وانگيزه هاي شكل گيري علم كلام در ميان مسلمانان چيست؟


 علم كلام را علماي معتزله تأسيس كردند. آنان اقدام به تأويل كردند. در پايان قرن اول هجري، برخي علما به آيه «و ما يعلم تأويله الا الله والراسخون في العلم »، يعني تأويل آن را جز خدا و استواران در علم، كسي نمي داند، توجه كردند. از اينجا تأويل شكل گرفت. بعدها اشاعره هم به تأويل روي آوردند، زيرا برخي آيات قرآن، براساس فهم ظاهري الفاظنامعقول مي نمود؛ آياتي مانند «يدالله فوق ايديهم » و «جاء ربك والملك صفا» از اين رو اين آيات را تأويل كردند و گفتند: يد الله به معناي قدرت خداست. شيخ مفيد در كتاب اوائل المقالات، اين مشكلات را به گونه اي حل كرده است كه هيچ فرقه كلامي ديگر، نه اشاعره و نه معتزله ونه ماتريديه، نتوانستند حل كنند؛ براي مثال شيخ مفيد در تأويل «الرحمن علي العرش استوي » به واژه استوي در ساير آيات قرآن مراجعه مي كند و به اين نتيجه مي رسد كه استوي به معناي استيلا و مالكيت است. وي در تفسير واژه استوي از خود قرآن بهره گرفته است.


 اساسا علم كلام، از طريق معرفتي عقلاني كه حامل آن بود، مسلمانان را به دركي درست از نصوص ديني و آموزه هاي قرآني رساند. آيات هستي شناختي و تشريعي قرآن به عبارت «لعلكم تعقلون » ختم شده است. بهره گيري از روش عقلاني كه علماي امت اسلام اقدام بدان كردند، آنان را به معرفتي درست رسانده است؛ حتي برخي شرق شناسان معتقدند كه علم كلام اسلامي همان فلسفه مسلمانان است.


 


● آيا شكل گيري علم كلام، تحت تأثير قدرت هاي سياسي نبوده است؟


 در شكل گيري علم كلام، قدرت دخالت نداشته است. علماي امت ناچار بايد براي حل مشكلات عقيدتي جامعه وارد اين مسائل شوند. علم كلام براي دفاع از عقيده اسلامي و نيز نشر اسلام تكوين يافت.


 


● براساس يك رهيافت مطالعاتي، متكلمان به تثبيت ايدئولوژي قدرت مي پرداختند وسلطان و خليفه را در مقام خدايي مي نشاندند؟!


 آنجا هم صرفا متأثر از اوضاع سياسي نبوده اند. ببينيد در قرآن آيه اي وجود دارد كه مي فرمايد: «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» در تفسير اولي الامر، چه بسا به اين نتيجه مي رسيدند كه همان حاكم وخليفه است و بايد از او اطاعت كرد، زيرا عدم اطاعت به هرج و مرج و به هم خوردن نظم جامعه منجر مي شد.


 


● موضوع پايان نامه دكتراي شما، "عباس محمود العقاد و فلسفته الاسلاميه" است. فلسفه عقاد از چه ويژگي ها و تمايزاتي برخوردار است؟


 عباس محمود العقاد، مانند ديگر فلاسفه مسلمان، در پي همسازي ياسازواري ميان فلسفه و دين نبوده است؛ اما به همه وجوه نگاه ناب ديني، كيان و موجوديتي فلسفه و قائم به ذات بخشيده است. عقاد تبيين كردكه عقيده ديني، نزديك ترين فلسفه ها به معقول است و به صرف تصديق و ايمان، محدود و منحصر نمي شود. عقاد در هر گونه تفسيري، از هستي درنگ كرده و به اين نتيجه رسيده است كه درنگ و تأمل مؤمنانه، صحيح تر از درنگ و تأمل فيلسوفانه است و فلسفه الهي باب تأمل را نمي بندد، بلكه آن را براي كسي كه جوياي رسيدن است، بازگذارده است.


 دين نيز زماني كه عقل انساني مي كوشد، تا مبادي و اصولش را از نگره نظري عقلي نشان دهد، فلسفه هم مي شود، زيرا فلسفه چيزي جز تعليل عقلي «موجود» نيست، پس هرگاه يك موجود از مبادي ديني تعليل شود، اين مبادي وارد حوزه عمل فلسفي مي شوند.


 دين هرگاه فلسفه شود، فلاسفه و حكيمان را ارضا مي كند و با اينكه دين مي تواند فلسفه هم شود، ولي به فلسفه تبديل نمي شود، يعني مانندفلسفه هايي نمي شود كه انسان آن را از اول به مدد صناعت عقلي اش ايجاد مي كند، بلكه فلسفه دين، خصائص و چار چوب كلي دين را دارد. اين خصائص و چار چوب كلي، وحي شدگي آن از سوي خداست و اينكه انسان بايد به لحاظ روحي ايمان بياورد، اگر چه همه اسرار و علل دين رادرك نكرده باشد، زيرا كه دين از سوي خدا آمده است.


 عقاد به ضرورت تدوين فلسفه اسلامي جديدي از راه پيراستن آراي فلاسفه پي برده بود. طبع نقاد و فكر قوي و درخشان او، نقاط قوت وضعف نظريات را به خوبي و درستي تشخيص مي داد و با تلاش عقلاني خويش، تولد فلسفه اسلامي جديد را رقم زد.


 


 

    260 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   مذاهب اسلامی 
●   وحدت اسلامي 

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:18/01/1387
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب