پيش از ورود مسيحيت به قفقاز، مردم اين سرزمين به بت پرستي و آتش پرستي ميپرداختند. مردم به پيروي از نياكان خود، درختان، سنگها و بتهاي ساختة دست خود را پرستيده و گاهي نيز خورشيد و ماه را خداي خود ميدانستند. آنها براي خدايان خود، پرستشگاههايي ساخته و در پرستش خدايان خود آيينهاي ويژهاي را انجام ميدادند. علاوه بر بت پرستي، كيش زرتشتي نيز در ميان مردم قفقاز به ويژه در قرهباغ گسترش يافته بود. پس از برپايي دولت ساساني، دين زرتشتي در سال 224م به عنوان كيش رسمي دولت آتورپاتكان اعلام شد. شاهپور اول (241- 271 م) كه تعليمات زرتشت را مطابق سياستهاي خود ميديد، فرمان داد تا اين دين در همة سرزمينهاي پادشاهي به زور گسترش يابد. كساني كه ايستادگي ميكردند، به سختي مجازات ميشدند.
در اعتراض به اين اقدام شورشهايي رخ ميداد ولي پادشاهان ساساني برآن بودند تا همة نافرمانيها را سركوب كنند. در ميان امواج اين نارضايتيها پيروان ماني در جنب و جوش بودند. پس از سركوبي ماني، پادشاهان ساساني بر تلاش خود در جهت گسترش دين زرتشتي افزودند ولي نيرويي جديد به نام مسيحيت بر درميكوبيد. مسيحيت از سدة نخست ميلادي به ارمنستان راه يافت و در سال 301 م به عنوان دين رسمي آن سرزمين پذيرفته شد. مسيحيت در آلباني نيز پيشرفت شاياني كرده و نخستين مجامع مسيحي در اين سرزمين پديد آمده بودند. اين مجامع بيشتر در شمال آلباني بودند ولي از نيروي چنداني برخوردار نبودند. سرانجام در سال 313 م اورنايير شاه آلباني، مسيحيت را به عنوان دين رسمي اعلام كرد. پذيرش مسيحيت ميتوانست دگرگونيهاي بزرگي در هستي اين كشور پديد آورد. از يكسو به آنان سلاحي ميداد تا در برابر موج زرتشتگرايي ساسانيان ايستادگي كرده و استقلال خود را در برابر حكومت مركزي افزايش دهند. از سوي ديگر شهرياران ميتوانستند از اين دين براي بردگي مردم بهره بگيرند. اين دلايل موجب ميشد تا جانشينان اورنايير نيز در گسترش مسيحيت كوشش كنند.
پادشاهان ساساني بر آن بودند تا مانند ماني، دين نوين را منكوب نمايند. در مرحلة دوم آنان تصميم داشتند سرزمينهاي مسيحي خود را از نفوذ بيزانس دور نگهدارند. به اين منظور آنها از بدعتهاي مخالف با كليساي رسمي پشتيباني ميكردند تا در بين پيروان اين دين كشمكش آفريده و از يكپارچگي آنان جلوگيري نمايند. شاهان آلباني نيز به سختي از كليساي رسمي حمايت كرده و بر نيروي آن افزودند. آنها كليساي بزرگ را برروي كوه آوِي برپا كردند. فرمانروايان آلباني امتيازهاي زيادي به روحانيان مسيحي دادند چون آنها در مطيع نگهداشتن مردم به حاكمان ياري ميرساندند. زمينهاي پهناوري به كليسا واگذار شد. از روستايياني كه در اين زمينها ميزيستند، به سود روحانيان ماليات گرفته ميشد. این زمان پرستشگاه اصلي مسيحيان آلباني در كاوالاك قرار داشت. مسيحيت در قرهباغ كه آلباني و ارمنستان را به هم پيوند ميداد، گسترش فراواني يافته بود.
پادشاهان ساساني كه نميتوانستند گسترش مسيحيت را در قفقاز و به ويژه ارمنستان و آلباني را بپذيرند، به زور متوسل شدند. 700 موبد زرتشتي به قفقاز فرستاده شدند. آنان وسايل مسيحيگري را از كليساها بيرون ريخته و آتش جاويدان را در آنجا روشن كردند. در جاهاي ديگر، آتشكدههاي ويژهاي ساخته شد. موبدان اعلام كردند اگر مردي از دين زرتشتي روي گرداند، كشته شده و خانوادهاش به بردگي خواهند رفت. مالياتهاي سنگين، ستم موبدان و جمعآوري سوار از مردم (براي فرستادن به مرزهاي شرقي ايران در آسياي مركزي كه اغلب هرگز باز نميگشتند) خشم آنان را برانگيخته بود. شورشهاي پي در پي مردم به شدت سركوب ميشد ولي ساسانيان موفق نشدند مسيحيت را در قفقاز ريشهكن كنند. قفقازيان براي مقابله با ستم ساسانيان، هرچه بيشتر به مسيحيت گرايش پيدا كردند.
در سال 488 م نشست بزرگ مسيحيگري در آلوئن برگزار شد. هدف از اين نشست، جلوگيري از شورش مردم و فرونشاندن خشم آنان بود. اين نشست براي بسياري از كارهاي اجتماعي، روابط خانوادگي و امور روزمرة زندگي مردم دستور صادر كرده و همچنين مقدار مالياتها را تعيين كرد. دستورات 20 مادهای این مجلس مورد تأیید بیشتر شرکت کنندگان قرر گرفت. برخي از آيينها و دستورهاي پيش از مسيحيت باطل شد. براساس تصمیمات این مجلس، مردم باید دین مسیحیت را به عنوان یک دین واحد پذیرفته و به کلیسا مالیات دهند. کارهای قضایی از طریق روحانیون باید انجام میگرفت. ازدواج با خویشاوندان نزدیک، ستایش دینهای دیگر، طلاق دادن زن بدون علت اساسی و ازدواج با زن جدید ممنوع شد. هرکس سرپیچی میکرد باید به قتل میرسید. مالياتها افزايش يافت و مردم بيشتر تنگدست شدند. ستم و بيداد همه جا غوغا ميكرد. ثروتمندان از سوي دولت پشتيباني شده و برمردم ستم بيشتري روا ميداشتند. فرمانروايان ساساني نيز پس از سركوبي شورش مزدكيان به فكر افتادند تا به دوستي ميان بيزانس و آلباني پايان دهند. سرانجام نيز در سال 551 م كليساي آلباني از بيزانس جدا شده و رهبر اين كليسا كاتوليكوس نام گرفت. مركز اين كليسا نيز از شهر كاوالاك به پايتخت جديد كشور يعني بردع انتقال يافت. به مرور زمان بردع به مكاني براي انجام گفتگوهاي مذهبي تبديل و با دانشمندان الهياتش معروف شد.
زمانی که مسلمانان به قرهباغ رسیدند، در میان مسیحیان اختلافات مذهبی وجود داشت. طرفداران مذهب مونوفیزیت (معتقدان به طبیعت واحد الهی)، دیوفیزیتها (معتقدان به جمع سه اقنوم خدا، پدر و روح القدس در عیسی) و نستوریان (معتقدان به وجود دو طبیعت در وجود عیسی) با یکدیگر در مخاصمه بودند. دین اسلام در دشتها آسانتر از کوهها رایج شد. در شمال غرب قرهباغ بت پرستی همچنان ادامه داشت. برای پایان دادن به این هرج و مرج دو مجمع عمومی در 701 و 704 م در بردع برگزار شد. در جریان مجالس بردع، ارمنیان میکوشیدند از وضعیت ایجاد شده برای وادار کردن قرهباغ به تابعیت دینی از ارمنیان استفاده نمایند. دیپلماسی ارمنی میکوشید در جنگ بین بیزانس و خلافت اسلامی، طرف عربها را بگیرد. آنان قصد داشتند آلبانی را متهم به بیزانس دوستی نموده و به کمک خلافت، کلیسای آن کشور را زیردست خود بگیرند. آنان در نهایت موفق شدند کلیسای آلبانی را تابع کلیسای ارمنی کنند و از این زمان روند گریگوری شدن و سپس ارمنی شدن اهالی بومی قرهباغ کوهستانی آغاز شد.
تماس با نويسنده:
shahmarasi@yahoo.com