باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 25 مهر 1387 كاربران برخط 98 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نفت و سياست خارجي پهلوي دوم از كودتا تا انقلاب اسلامي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حميد - هوشنگي

منبع: سایت - مركز اسناد انقلاب اسلامی

 
 

سال 1908 يك نقطه عطف استراتژيك محسوب مي‌شود. كشف نفت به تحكيم اعمال نفوذ جدي بريتانيا در ايران و تصميم اين كشور به باقيماندن در خليج‌فارس منجر شد. از اين تاريخ به بعد بود كه مفهوم " امنيت ذخاير نفتي خليج فارس" براي هميشه وارد نظام واژگان امنيتي غرب شد و حقي دائمي براي كشورهاي صنعتي غرب براي مداخله در موازنه قدرت در خليج‌فارس ايجاد كرد. 1

با كشف نفت در منطقه خاورميانه، بر اهميت استراتژيك اين منطقه افزوده شد. رقابت دائمي شوروي و انگليس بر سر نفت ايران در دوره‌هاي قبل از كودتاي 28 مرداد 1332 نشان از اهميت و جايگاه ايران در معادلات ابرقدرت‌ها دارد. شوروي‌ها خواستار امتياز مشابه انگليسي‌ها در شمال بودند و انگليسي‌ها نيز در جنوب براي حفاظت از منافع نفتي خود دست به اقداماتي زدند كه با حاكميت حكومت مركزي در تضاد بود و همه اينها نشان از تأثير زياد نفت در روابط خارجي ايران است. نفت يكي از عوامل عمده يورش نيروهاي متفق به ايران در طي جنگ دوم جهاني بود. با ملي شدن صنعت نفت فصل جديدي از روابط خارجي ايران با قدرت‌هاي بزرگ رقم خورد. اولين نتيجه اين حركت ملي، شكسته شدن انحصار انگليسي‌ها بر نفت ايران بود و همين عامل آنها را به سوي اقدام نظامي و برپايي كودتا سوق داد. هرچند كودتاي 28 مرداد نتوانست انحصار گذشته انگليسي‌ها بر نفت ايران را بازگرداند اما وضعيت جديدي را رقم زد و آن حضور علني و رسمي آمريكا در برنامه نفتي ايران بود. البته اين بدان معنا نيست كه آمريكائي‌ها در سال‌هاي قبل تلاشي براي حضور در برنامه نفتي ايران نداشتند. 2

در اين مقاله سعي شده است به اين سؤال پاسخ داده شود كه جايگاه نفت در روابط خارجي ايران در دوره پهلوي دوم از كودتاي 1332 تا انقلاب اسلامي چه بوده است.

فرضيه نگارنده اين است كه نفت همانند دهه‌هاي قبل از كودتاي 28 مرداد عامل اصلي در روابط خارجي ايران بازي مي‌كند و حتي با توجه به افزايش قيمت نفت اين نقش در زمينه‌هاي ديگر مانند نظامي و اقتصادي پر رنگ‌تر و جدي شده است.

 

كنسرسيوم نفتي؛ ورود آمريكا به برنامه نفتي ايران

با ملي صنعت نفت در ايران انگليسي‌ها عملا از نفت ايران خلع يد شدند. ملي شدن صنعت نفت همچنين ورود نفت ايران را كه بر اساس قرارداد 1933 در اختيار شركت نفت ايران ـ انگلستان بود، به بازارهاي جهاني متوقف ساخت. جذب نفت ايران در بازارهاي جهاني مهم‌ترين مسئله‌اي بود كه دولت كودتا را به خود مشغول كرده بود زيرا با توقف صادرات نفت ايران، كشورهاي نفت خيز خاورميانه توليد نفت خود را افزايش داده بودند و در نتيجه كاهش توليد آنها بخاطر ورود نفت ايران به بازار جهاني ممكن بود مخالفت شركت‌هاي نفتي را در پي داشته باشد. بنابراين اين كار مستلزم همكاري 7 كمپاني بزرگ نفتي بود كه در كنار شركت سابق ايران و انگلستان كليه عمليات توليد، محل و نقل و تصفيه و بازاريابي را در جهان غير كمونيست در دست داشتند. 3

دولت كودتا و شاه از بحران مالي كه به دليل عدم صادرات نفت به وجود آمده بود نگران بودند بنابراين براي برقراري ثبات در داخل از آمريكا درخواست كمك مالي نمودند. آمريكا اين كمك‌ها را در كنار تلاش براي برقراري صادرات نفتي ايران انجام داد تا خطراتي كه منافع آمريكا را مانند گسترش كمونيسم تهديد مي‌كرد بر طرف سازد. 4 بنابراين طي مذاكرات چند ماهه بين سياستمداران عالي رتبه آمريكا، انگليس و فرانسه به همراه رؤساي شركت‌هاي بزرگ نفتي در آذر 1332 (6 دسامبر 1953) بر ايجاد يك كنسرسيوم مشترك استخراج و پالايش نفت ايران به توافق رسيدند. 5 حكومت زاهدي نيز، آمادگي خود را براي مذاكره با نمايندگان كنسرسيون اروپايي ـ آمريكايي نفت اعلام كرد. نهايت اين مذاكرات عقد قراردادي معروف به قرارداد اميني ـ پيچ يا قرارداد كنسرسيوم شد و در اين قرارداد طرف اول يعني ايران شامل دولت و شركت ملي نفت ايران و طرف دوم يعني 8 شركت نفتي خارجي شامل 5 شركت آمريكايي بودند كه هر كدام با 8 درصد جمعا 40 درصد و شركت نفت بريتيش پتروليوم (B. P) با 40 درصد، شركت هلندي رويال داچ با 14 درصد و شركت نفت فرانسه با 6 درصد سهيم بودند. 6 هر چند كه انگليسي‌ها 40 درصد از سهام كنسرسيوم را در اختيار داشتند اما ايالات متحده در صدد بود كه دست آنها را از نفت ايران بطور كامل قطع كند و خود جاي آنها را بگيرد اما يكسري از علل وجود داشت كه آمريكا را ناكام گذاشت. يكي از اين علت‌ها اين بود كه ايالات متحده مي‌خواست وحدت دولت‌هاي عضو ناتو را كه انگلستان هم عضو آن بود به هم نزند و براي اين هم آمريكا نتوانست مسئله اخراج كامل انگلستان را از ايران و نظارت صد در صد به نفت ايران را عملياتي كند. 7 با اين حال آمريكا علاوه بر ورود به برنامه نفتي ايران، گام محكمي براي تثبيت موقعيت خود در خاورميانه برداشت. گزارش كميسيون تحقيق پارلمان فرانسه درباره كنسرسيوم مؤيد اين مطلب است: «با اين حال شركت‌هاي آمريكايي موفق شدند با بهره‌گيري از بحران نقت ايران در سال 1330، سلطه خود را بر خاورميانه مسجل سازند. در واقع فقط مداخله آمريكا توانست مصدق را سرنگون كند و نتيجه اين همبستگي، ورود شركت‌هاي آمريكايي با 40 درصد سهام در كنسرسيوم بين‌المللي بود». 8

 

پيمان بغداد، حمايت از شركت‌هاي نفتي يا مقابله با كمونيسم

يكي از اهدافي كه ايالات متحده آمريكا درسال‌هاي پس از جنگ دوم جهاني (جنگ سرد) شديدا پيگيري مي‌كرد، مقابله با نفوذ كمونيسم در كشورهاي در حال توسعه و جهان سومي بود. اجراي اصل 4 ترومن در سال‌هاي آغازين دهه 1950 م در راستاي اين مقابله بود. آمريكا همچنين به دنبال ايجاد كمربند بهداشتي به دور شوروي و چين بود تا از گسترش ويروس كمونيسم به جهان جلوگيري كند. و تهديدات نظامي آنها را خنثي نمايد. 9 در همين راستا آمريكا براي حفظ منافع خود در خاورميانه ( هم نفتي، هم معدني و استراتژيك ) در برابر خطر كمونيسم در كشورهاي منطقه، به دنبال ايجاد يك سازمان نظامي جمعي بود. 10 بنابراين پيمان بغداد در 19 مه 1334 ( 13 اكتبر 1955) با پيوستن ايران به جمع تركيه، عراق و پاكستان از كشورهاي منطقه و انگلستان كامل شد آمريكا نيز به صورت عضو ناظر بود.

اين پيمان در حقيقت اولين نشانه همبستگي نظامي بين دو دولت ايران و ايالات متحهد به شمار مي‌رود. 11 پيمان بغداد با كودتاي نظامي در عراق در سال 1958 و سقوط رژيم سلطنتي و در نتيجه خروج عراق از اين پيمان به پيمان سنتو تغيير يافت. در ادامه اين سياست، ايالات متحده بطور جداگانه با ايران، پاكستان و تركيه موافقت‌نامه‌هاي دفاعي امضاء كرد كه بر طبق آنها آمريكا موظف شد در صورت تجاوز به كشورهاي طرف قرارداد هر گونه اقدام مقتضي را كه شامل استفاده از نيروي نظامي خواهد بود، انجام دهد در ضمن مساعدت‌هاي نظامي و اقتصادي را به اين كشورها جهت حفظ استقلال ملي و تماميت و پيشرفت اقتصادي را به اجرا گذارد. 12 قراردادها و توافق‌نامه‌ نظامي بين ايران و آمريكا، اعتراض شديد شوروي را در پي داشت زيرا شوروي اين پيمان‌ها را تهديد بر ضد خود مي‌دانست و ادعا مي‌كرد كه ايران قصد دارد پايگاه‌هاي پرتاب موشك در خاك خود تأسيس كند. بنابراين رابطه ايران و شوروي به سردي گرائيد. 13

 

اوپك مقابله با شركت‌هاي نفتي

بر اساس قراردادهاي كنسرسيوم نفتي تعيين قيمت نفت از سوي شركت‌هاي نفتي صورت مي‌پذيرفت در حاليكه اين شركت‌ها هيج معيار اقتصادي مشخصي براي قيمت اعلام نمي‌كردند. كشورهاي صادر كننده نفت نيز ناچار به پذيرش قيمت تعيين شده از سوي شركت‌هاي نفتي بودند. شركت‌هاي نفتي در سال 1959 م بدون هيچ دليل منطقي بهاي نفت اعلان شده منطقه خليج فارس را 18 درصد كاهش دادند و چون مقاومتي نديدند سال آينده يكبار ديگر 18 درصد از بهاي نفت كاستند. در اين شرايط كشورهاي صادر كننده نفت علي‌رغم افزايش بيست تا سي درصدي توليد، دچار كاهش درآمد شدند. 14 كشورهاي صادر كننده نفت براي مقابله با اين خودسري‌هاي شركت‌هاي نفتي دست به تشكيل سازماني زدند تا علاوه بر حفظ منافع اعضاء، قيمت‌هاي نفت خام را در بازارهاي جهاني تثبيت نمايند. 15

در سپتامبر 1960، نمايندگاني از ايران، عراق، كويت، عربستان و ونزوئلا و ناظراني از قطر و اتحاديه عرب در بغداد گرد هم آمدند و سرانجام در 15 ژانويه 1961 م اوپك با عضويت 6 كشور تأسيس شد و بعدها اندونزي و ليبي نيز به آن پيوستند. 16 با تقويت موقعيت اوپك، ايران نيز در صد تغيير شرايط قرارداد سال 1333 خود با كنسرسيوم بر آمد و سرانجام شركت‌هاي عضو كنسرسيوم به امضاي قرارداد جديدي كه متضمن امتيازات بيشتري براي ايران بود، ‌رضايت دادند. طي قرارداد جديد، اداره امور صنايع نفت ايران بطور كامل به شركت ملي نفت ايران سپرده شد و شركت‌هاي عضو كنسرسيوم به عنوان خريدار نفت ايران شناخته شدند. 17

 

جنگ اعراب و اسرائيل، نفت ايران منجي اسرائيل

روز ششم اكتبر 1973، نيروهاي مصري و سوري دست به حمله‌اي غافلگيركننده بر ضد رژيم صهيونيستي زدند. در اين بين كشورهاي صادركننده نفت با پيشنهاد شركت‌هاي نفتي مبني بر افزايش 15 درصدي قيمت نفت مخالفت كردند و دو برابر شدن قيمت نفت را خواستار شدند اما طرفين به توافقي نرسيدند. چند روز بعد در نيمه اكتبر اوپك براي اولين بار بدون مشروت و مذاكره با كمپاني‌هاي نفتي قيمت نفت را بين هفتاد تا هشتاد درصد افزايش داد و به موازات آن كشورهاي عربي صادركننده نفت ( به استثناي عراق) صدور نفت به كشورهاي حامي اسرائيل و در رأس آنها آمريكا را تحريم كردند. شركت اول با تصميم اوپك مبني بر افزايش بهاي نفت تا دو برابر قيمت تعيين شده در ماه اكتبر تبديل به شوك دوم نفتي براي كشورهاي مصرف كننده نفت شد. بدين ترتيب قيمت نفت در ماه دسامبر 1973 در مقايسه با بهاي نفت در نيمه اول سال 1973 نزديك به 4 برابر شد. 18 هر چند همكاري رژيم شاه با اسرائيل رد سال 1333 آغاز شده بود و اسرائيلي‌ها در همان زمان پيشنهاد خريد نفت ايران را دادند، اما اوج ارتباط ايران و اسرائيل به جنگ اعراب و اسرائيل باز مي‌گردد. در سال 1956 با بسته شدن كانال سوئز در پي حمله انگلستان، فرانسه و اسرائيل به مصر، همكاري نفتي گسترده تري بين دو كشور بوجود آمد و با توجه به اينكه شوروي به محض حمله اسرائيل به مصر مناسبات سياسي خود را با اين كشور قطع و جلو ارسال نفت را به اراضي اشغالي را گرفته بود. ايران تنها جايگزين نفت شوروي به شمار مي‌رفت. تكميل خط لوله بين ايران و اسرائيل در پايان سال 1960 صادرات نفت ايران به اسرائيل را دو برابر كرد. 19 پس از جنگ سال 1967 م نيز رژيم صهيونيستي يك خط لوله 260 كيلومتري از بندر عيلات در كنار درياي سرخ به بندر اشكلون در كنار مديترانه كشيد كه مخارج آن را دولت ايران پرداخت كرد و از اين طريق نفت ايران به مناطقي در اروپا بويژه ايتاليا و روماني ارسال مي‌شد. در دوره جنگ 1973 م اعراب و اسرائيل و تحريم اين كشور از سوي كشورهاي عرب صادر كننده نفت، ايران بزرگترين فروشنده نفت به اسرائيل و در واقع ناجي اين رژيم محسوب مي‌شد. پس از سال 1975ميلادي هم كه اسرائيل حوزه نفتي ابوروديس در صحراي سينا را در پي عقب‌نشيني به مصريان واگذار كرد، دولت ايران متعهد شد كه كليه احتياجات نفتي اسرائيل را تأمين كند و اين تضمين دولت ايران در واقع جزئي از معاهده سري ميان مصر و اسرائيل بود كه هنري كسينجر وزير خارجه وقت آمريكا مذاكرات مربوط به آنرا به عهده داشت. 20 اسرائيلي‌ها نيز در عوض مربيان خود را براي آموزش نظاميان ايران فرستادند و براي ايجاد سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) با رژيم پهلوي همكاري نزديكي داشتند. 21

 

ايران ژاندارم منطقه

تبديل ايران به قدرت نظامي منطقه معلول عوامل متعددي بود. اهميت استراتژيك ايران و كشورهاي خليج فارس به علت برخورداري از معادن نفت و گاز و اتكاي روز افزون كشورهاي صنعتي به منابع انرژي اين منطقه؛ خروج نيروهاي انگليسي از شرق سوئز و خليج فارس 22 در پي بحران اقتصادي و كاهش ارزش ليره استرلينگ و ملي كردن كانال سوئز از سوي مصر و تضعيف سياسي، نظامي و اقتصادي آمريكا به سبب درگير شدن در جنگ پرهزينه ويتنام 23 عواملي بود كه آمريكا را بر آن داشت كه براي پر كردن خلاء قدرت در خليج فارس، حفاظت منافع غرب را به ايران واگذار كند. اين تصميم ايالات متحده آمريكا اولين بار رد قالب دكترين نيكسيون از سوي ريچارد نيكسون در 26 ژوئيه 1968 در جزيره گوام اعلام شد. 24 در سال 1970 كنفرانسي از سفيران آمريكايي در خاور نزديك و خاورميانه با حضور معاون رييس جمهوري آمريكا و ريچادر هلمز (رييس CIA و سفير بعدي آمريكا در ايران ) در تهران بزگزار شد تا درباره نحوه اجراي مشخص اين دكترين تصميم بگيرند. نتيجه برگزاري اين كنفرانس، تأكيد بر نقش ايران به عنوان ژاندارم منطقه بود كه بايستي از آن پس، ايران امنيت تمامي خليج فارس را بر عهده بگيرد. 25 اجراي دكترين نيكسون در ايران نياز به اجراي مقدماتي داشت. اولا آمريكا بايد نيازهاي تسليحاتي رژيم شاه را برطرف سازد و دست شاه را براي خريد هر مقدار جنگ‌افزار كه مي‌خواست ـ به استثناي سلاح‌هاي هسته‌اي ـ باز مي‌‌گذاشت از سوي ديگر خريد اين جنگ‌افزارها نياز به پول زيادي داشت بنابراين رژيم شاه مي‌بايست توان اقتصادي لازم براي خريد تسليحات را بدست مي‌آورد و اين ممكن نبود مگر از طريق افزايش بهاي نفت. 26 البته افزايش بهاي نفت از نظر اقتصادي براي آمريكا نيز مطلوب بود زيرا هژموني اقتصادي آمريكا به سبب سياست‌هاي اقصتادي نيكسون مبني بر كاهش ارزش دلار و شناور كردن نرخ ارز در اقتصاد سياسي بين‌المللي دچار افول شده بود. 27 و از سوي ديگر افزايش بهاي نفت علاوه بر بالا بودن سود شركت‌هاي آمريكايي و پيدا شدن بازار نفت براي نفت آلاسكا كه گرانتر از نفت ساير كشورها بود، يك ضرر جدي به رقباي ژاپني و اروپايي آمريكا كه هر دو شديدا به واردات نفتي وابستگي داشتند، به شمار مي‌رفت. 28 بنابراين طي سياستي قيمت نفت تا چند برابر افزايش يافت تا دولت ايران كه از نداشتن بودجه در مضيقه بود بتواند به خريد سلاح از آمريكا دست بزند. 29 بر اين اساس درآمد نفتي ايران كه درسال 1349، 950 ميليون دلار بود در سال 1353 به 5/18 ميليارد دلار و در سال 1354 به 9/18 ميليارد دلار، در سال 1355، به 5/20 ميليارد دلار و در سال 1356 به 7/20 ميليارد دلار بالغ گرديد. 30 اين افزايش درآمد در خريدهاي تسليحاتي ايران از آمريكا نمود يافت بطوريكه خريد تسليحاتي ايران در سال 1351 حدود 519 ميليون دلار بود در حاليكه در سال 1353 اين ميزان خريد به 4 ميليارد و 373 ميليون دلار رسيد. البته خريد تسليحات ايران به آمريكا محدود نمي‌شد. ايران در سال‌هاي 56ـ1352 از انگلستان 10 ميليارد دلار، اسرائيل 4 ميليارد، فرانسه و شوروي حدود يك ميليارد دلار و چكسلواكي، آلمان غربي و ايتاليا هر كدام نيم ميليارد دلار تسليحات خريداري نمود. 31 ورود اين تسليحات، ورود پرسنل نظامي كشورهاي غربي را نيز در پي داشت، بر اساس گزارش منتشره از سوي كميسيون امور خارجه سناي آمريكا در سال 1976، تعداد مشاوران و كاردانان فني نظامي و غيرنظامي و آمريكايي در ايران حدود 24 هزار نفر بود كه تا سال 1980 به 60 هزار نفر خواهيد رسيد. 32 همچنين در گزارش سال 1977 م (1356 ش) سناي آمريكا آشكارا اعتراف شده است كه حضور پرسنل آمريكايي در ايران و ناتواني ايرانيان در استفاده از سلاح‌هاي فروخته شده جديد آمريكايي، اهرم‌هايي را در اختيار ايالات متحده آمريكا قرار مي‌دهند كه ايران نتواند بر خلاف منافع آمريكا گام بردارد. 33

بنابراين رژيم پهلوي در راستاي ژاندارمري منطقه در برخي از مناطق بحراني مداخله نظامي مستقيم داشت و كمك‌هاي نظامي و اقتصادي فراواني در اختيار برخي از دولت‌هاي مورد حمايت آمريكا قرار داد. بارزترين مداخله نظامي مستقيم رژيم پهلوي دوم، سركوبي شورشيان ظفار در عمان بود. شاه در مصاحبه‌اش با روزنامه ديلي تلگراف در سال 1352 ش گفته بود كه هر دولتي كه در خليج فارس كمك بخواهد حاضر به كمك خواهد بود. در پي اعلام اين سياست نويني بن شهاب مستشار عالي سلطان قابوس در ديدار عباسعلي خعلتبري، وزير امور خارجه وقت ايران، سركوبي چريك‌هاي ظفار را از سوي نظاميان ايران خواستار شد. 34 دولت ايران نيز در پي اين درخواست واحدهايي از نيروي دريايي خود را در جزيره ام‌الغنم متعلق به عمان مستقر ساخت. مداخله نظامي ايران علل ديگري هم داشت. از آن جمله حفاظت از تنگه هرمز كه شاهرگ حياتي انرژي غرب محسوب مي‌شود. (توجه داشته باشيد كه قسمتي از عمان در كنار تنگه هرمز قرار دارد). از سوي ديگر نيروهاي ظفار مورد حمايت جمهوري كمونيستي يمن جنوبي بودند بنابراين اين مداخله نظامي علاوه بر تضعيف حكومت كمونيستي يمن جنوبي از اشاعه كمونيسم در منطقه جلوگيري مي‌نمود. 35

حضور غيرمستقيم رژيم پهلوي در منطقه نيز در چند مورد خلاصه مي‌شود: كمك به كردهاي عراق بر ضد رژيم بعث كه اين باعث تيرگي روابط تهران ـ بغداد شده بود، ارسال اسلحه به اردن و يمن شمالي به توصيه آمريكا. 36 ژاندارم منطقه پا را از منطقه نيز فراتر نهاد. محمدرضا پهلوي علنا اعلام كرد كه " از اين پس ( شروع جنگ هند و پاكستان) مرزهاي دريايي ايران در آن سوي خليج فارس و بحر عمان يعني در اقيانوس هند قرار دارد. "37

در سال 1972 م دولت ايران براي كمك به وان تيو رييس جمهور ويتنام جنوبي جت‌هاي فانتوم به ويتنام فرستاد و در بهار 1977 م كمك‌هاي ديگري كه كيفيت آنها معلوم نشد براي ژنرال موبوتو ديكتاتور زئير فرستاد تا با شورشي در ايالت شبا مواجه كند. در اواخر همين سال ايران پس از آنكه شوروي به حبشه كمك‌هاي قابل توجهي كرد، يعني دولت سومالي در جريان مخاصمه با حبشه اسلحه و مهمات ارسال داشت. 38 ايران همچنين از تجزيه پاكستان كه در جنگ شديد با هند قرار داشت شديدا نگران بود زيرا تجزيه پاكستان تهديدات امنيتي زيادي براي ايران به همراه داشت بنابراين براي سركوب شورشيان جبهه آزادي‌بخش خلق بلوچ به پاكستان كمك‌هاي فراواني كرد البته اين كمك‌ها در راستاي پيمان سنتو نيز قابل توجيه بود. 39

دولت ايران علاوه بر اينكه توانست با افزايش بهاي نفت، از نظر نظامي تبديل به ژاندارم منطقه گردد، سعي كرد با كمك‌هاي مالي و وام‌هاي مختلف به رژيم‌هاي منطقه و حتي فرامنطقه‌اي، در ايجاد ثبات در اين كشور را ياري دهد. وام 100 ميليون دلاري به بنگلادش، 250 ميليون دلاري به هند، كمك 50 ميليون دلاري به سوريه، كمك 1 ميليارد دلاري به مصر كمك 250 ميليون دلاري به پاكستان و كمك 2 ميليارد دلاري به افغانستان از جمله اين تلاش‌ها بود. البته رژيم پهلوي تثبيت نظام خود از طريق قراردادهاي مالي با كشورهاي اروپايي نيز گام برداشت مثل خريد دو مركز هسته‌اي 900 مگاواتي از فرانسه، قرارداد ساخت ذوب‌آهن اهواز و پالايشگاه آبادان با شركت تيس آلمان و فلوئوركورپورشين آمريكا. 40

 

نتيجه‌گيري

بحث انرژي مخصوصا نفت در سال‌هاي پس از جنگ سرد از اهميت ويژه‌اي برخوردار شد زيرا از يكسو اروپاي ويران از جنگ دوم جهاني براي بازسازي و بازگشت به دوران شكوفايي اقتصادي و صنعتي نيازمند انرژي بود و از سوي دير ايالات متحده كه در جريان جنگ دوم جهاني به دليل دوري از فضاي جنگ، از نظر عمراني و اقتصادي ضربه‌اي نديده بود به دنبال يافتن هژموني و تسلط بر نظام بين‌المللي بود و تسلط بر انرژي اولين و مهمترين گام براي برقراري اين هژموني به شمار مي‌رفت. منطقه خليج فارس با دارا بودن منابع فراوان نفتي در اولويت اول ايالات متحده جهت تسلط بر آن، قرار گرفت. ايران نيز چون در اين منطقه واقع بود و از سويي داراي ويژگي‌هاي استراتژيك، ‌اقتصادي و حتي دموگرافيك بود و اين عامل مهمي شد براي اينكه نفت در كنار عوامل ديگر، عامل بسيار مهمي در مناسبات سياسي، اقتصادي نظامي و.... اين كشور با ديگر كشورها و بويژه ابرقدرت‌ها گردد. بنابراين همانند گذشته شاهد هستيم كه نفت يكي از فاكتورهاي مهم و قابل توجه در روابط خارجي ايران با ساير كشورها به شمار مي‌رود.

 

پي‌نوشت‌ها:

1. ـ فولر، گراهام، قبله عالم، ژئوپلتيك ايران، ترجمه عباس فجر، تهران، نشر مركز، 1373، صص 78-77.

2. ـ هوشنگ مهدوي، عبدالرضا، سياست خارجي ايران در دوران پهلوي 1357-1300، تهران، نشر پيكان، 1380، صص 13-12.

3. ـ همان، ص 227

4. ـ وزيري، شاهرخ، نفت و قدرت در ايران (از قنات تا لوله نفت)، ترجمه مرتضي ثاقب‌فر، تهران، عطائي، 1380، ص 329.

5. ـ ازغندي، عليرضا، روابط خارجي ايران 1357-1320، تهران نشر قومس، 1383، ص 249.

6. - همان، ص 250

7. ـ بورونو، نفت و سياست ايالات متحده آمريكا در خاور نزديك و ميانه، ترجمه مشاءالله ربيع‌زاده، تهران، انتشارات مير، 1364، ص 224.

8. ـ وزيري، همان، ص 334.

9. ـ برن، مالكوم، سرآغاز مداخله: سياست آمريكا در قبال ايران از نزد من تا آيزنهاور، ترجمه شبير يا قمورلي، فصلطنامه تاريخ روابط خارجي، شماره 6و5، ص 159

10. ـ وزيري، همان، ص 337.

11. ـ ازغندي، همان، ص 270.

12. ـ هوشنگ مهدوي، همان، صص 267-265.

13. ـ همان، صص 271-270.

14. ـ طلوعي، محمود، بازي قدرت، جنگ نفت در خاورميانه، تهران، نشر علمف 1371، ص 226

15. ـ همان، صص 227-226.

16. ـ وزيري، همان، صص 358-357

17. ـ طلوعي، همان، ص 233.

18. ـ همان، ص 45-241.

19. ـ هوشنگ مهدوي، همان صص 284ت283.

20. ـ هاليدي، فرد، ديكتاتوري و توسعه سرمايه‌داري در ايران، ترجمه فضل‌الله نيك‌ آئين، تهران، اميركبير، 1358، صص 89-288.

21. ـ وزيري، همان، ص 403.

22. ـ ازغندي، همان، ص 334.

23. ـ هوشنگ مهدوي، همان، صص 401-400.

24. ـ ازغندي، همان، ص 336.

25. ـ وزيري، همان، ص 400.

26. ـ هوشنگ مهدوي، همان ص 401.

27. ـ اسديان، امير، سياست امنيتي آمريكا در خليج فارس، تهران، مطالعات راهبردي، 1381، ص 40.

28. ـ‌ هوشنگ مهدوي، همان، ص 412.

29. ـ گازيوروسكي، مارك، ‌ديپلماسي آمريكا وشاه، ترجمه جمشيد زنگنه، تهران، رسا، 1371، ص 250.

30. ـ هوشنگ مهدوي، همان، ص 413.

31. ـ همان، صص 406-405.

32. ـ وزيري، همان، ص 395.

33. ـ فوران، جان، تاريخ تحولات اجتماعي ايراناز صفويه تا سال‌هاي پس از انقلاب اسلامي، ترجمه احمد تدين، تهران، رسا، 1377، ص 512.

34. ـ چمن‌كار، محمد جعفر، بحران ظفار در واپسين دهه روابط خارجي در عصر پهلوي، فصل‌نامه تاريخ روابط خارجي شماره 5 و 6، زمستان 79 و بهار 80، صص 217-216.

35. ـ هاليدي، فرد، همان، صص 283-280.

36. ـ هوشنگ مهدوي، عبدالرضا، همان ص 407.

37. ـ همان ص 430.

38. ـ هاليدي، فرد، همان صص 282-281.

39. ـ هوشنگ مهدوي، عبدالرضا، همان، ص 432.

40. ـ وزيري، همان، صص 391-390.

 

    324 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   حكومت پهلوي (150)
●   سیاست خارجی ایران (152)
●   نفت (161)

تصاوير

افراد مرتبط
●  پهلوی   محمد رضا(43)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/01/1387

تاريخ شمسی نشر:27/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب