روز شنبه 27 جماديالاخري سال 1324 هـ. ق مجلس در مدرسه نظاميه برپا شد. اين اولين مجلس شورا در تاريخ ايران بود. حدود سه تا چهار هزار نفر جمعيت در مجلس وخارج مجلس جمع شدند. حدودا پانصد نفر از علما، وزرا، شاهزادگان و نايبالسلطنه در مجلس نشسته بودند. صدراعظم (مشيرالدوله) بعد از پذيرايي برخاست و سخنراني كرد.
بعد از سخنراني او حاج شيخ مهدي سلطان المتكلمين كه از بزرگان بود برخاست به نمايندگي از طرف مردم سخنراني كرد كه مشتمل بر اظهار تشكر از طرف ملت بود. بعد از آن عضدالملك كه رئيس موقت مجلس بود يك طاقه شال ترمه كشميري به حاج شيخ مهدي سلطانالمتكلمين خلعت داد. همه حاضران كه به دعوت دولت آمده بودند شيريني و شربت صرف كردند و عضدالملك از طرف شاه از مردم تشكر كرد. پس از آن سخنراني، همه حاضران يك صدا <زنده باد ملت... ايرانيان و پاينده باد ملت ايران> گفتند و بعد شيريني و شربت صرف كردند و متفرق شدند. عصر روز يكشنبه همه وزيران و كنسولها و بسياري از اعيان با لباسهاي رسمي در كاخ گلستان جمع شدند. دو سيد (آيتالله طباطبايي و آيتالله بهبهاني) و همه نمايندگان برگزيده شده هم بودند. شاه كه بيمار بود با ويلچر وارد شد. متني كه براي افتتاحيه آماده كرده بودند، نظامالملك از طرف شاه خواند (مظفرالدين شاه. ) وقتي تمام شد موزيك نواختند و در همان زمان از ميدان توپخانه يكصد و ده توپ شليك شد. روز دوشنبه نمايندگان جمع شدند و صنيعالدوله را رئيس و وثوقالدوله را نايبرئيس و حاج امين الضرب را نايب رئيس دوم كردند و به اين صورت اولين مجلس ايران افتتاح شد. نمايندگان اين مجلس (مجلس چندگاهه) نظامنامه انتخابات را نوشتند و به دست شاه رساندند. اين نظامنامه مردم را به شش گروه تقسيم ميكرد: شاهزادگان و قاجاريان، علما و طلاب اعيان، بازرگانان و زمينداران و كشاورزان و پيشهوران و هر گروهي نمايندگان جداگانهاي داشتند. براي تهران 60 نماينده در نظر گرفته شد كه تركيب آن به اين صورت بود: شاهزادگان و قاجاريان 4 نفر- علما و طلاب 4 نفر- بازرگانان ده نفر- زمينداران و كشاورزان ده نفر- پيشهوران سيودو نفر. بدين ترتيب بيشتر نمايندگان از بازاريان و پيشهوران بودند و البته يك نفر از زرتشتيان (ارباب جمشيد) هم به مجلس راه يافت.
تقسيمات جزييتر انتخابشوندگان شامل 156 نماينده بود كه ايالات روي هم 96 نماينده داشتند مثلا آذربايجان با جمعيت زياد تنها 12 نماينده داشت. علاوه بر آن كانديداهاي مجلس بايد خواندن و نوشتن و صحبت كردن به فارسي را بلد باشند، انتخابات استاني در دو مرحله انجام ميشد. هر طبقه در هر ناحيه بايد نمايندهاي به مركز استان ميفرستاد اين نمايندگان هم به نوبه خود نمايندگان را براي مجلس ملي انتخاب ميكردند. ولي انتخابات تهران در يك مرحله انجام ميشد.
افتتاح مجلس و انتخابات زمينهساز پيدايش سازمانهاي سياسي و روزنامهها در سراسر كشور بود. تعداد روزنامهها و نشرياتي كه در داخل ايران منتشر ميشد از شش عنوان به بيش از يكصد عنوان در عرض ده ماه پس از مجلس موسسان افزايش يافت. از جمله عناوين آن چون روزنامههاي ترقي، بيداري، وطن، اتحاد، عصر نو، صوراسرافيل، مساوات و...
نمايندگان براي تدوين قانون اساسي ابتدا به تضمين نقش مجلس توجه كردند. در سندي كه بعدها به قانون اساسي مشهور شد مجلس ملي به عنوان <نماينده قاطبه مردم> از اختيارات وسيعي برخوردار شد. تصويب نهايي كليه قوانين، فرمانها، بودجه، معاهدات، قروض، انحصارات و امتيازات با مجلس بود. مجلس 2 سال داير ميشد و در اين مدت اعضا مصون از تعرض و دستگيري بودند مگر با مجوز مجلس. امتياز دربار اين بود كه به شاه اختيار داده شد سينفر سناتور براي مجلس سنا كه متشكل از 60 سناتور بود انتخاب كند. اما اين حق براي مجلس شوراي ملي محفوظ ماند كه در آينده نقش دقيق سنا را تعيين كند. نمايندگان پس از تاييد اين سند به اتفاق آرا؛ آن را به شاه (مظفرالدين شاه) كه در بستر مرگ بود دادند و شاه آن را چند روز قبل از مرگش امضا كرد. اما پس از او مبارزهاصلي بين محمدعلي شاه و مجلس حول ساختار آينده حكومت شكل گرفت. بنا به قول آبراهاميان نمايندگان براساس ترجمهاي از قانون اساسي بلژيك يك نظام حكومتي پارلماني را تدوين كردند. دو بخش اصلي قانون اساسي- بخش اول: منشور حقوق. مساوات هر يك از افراد جامعه را در برابر قانون، امنيت جاني، مالي و ناموسي، مصونيت از بازداشت خودسرانه، آزادي انتشار روزنامهها و تشكيل انجمنها را تضمين ميكرد. بخش دوم: در عين تفكيك قوا، قدرت را به قوه مقننه در برابر قوه مجريه تفويض ميكرد. قوه مقننه ميتوانست رئيسالوزرا، وزرا و كابينهها را منصوب، بازجويي و معزول كند و در مورد كوتاهي وزيران حكم دهد و هر سال تمامي هزينههاي (ارتش) را تصويب كند. قوه مجريه از طرف ديگر <متعلق> به شاه اعلام شد اما وزيران آن را اداره ميكردند شاه بايد در برابر نمايندگان سوگند ياد كند و بودجه دربارش به تصويب مجلس برسد. ورود پسران، برادران و عموهاي شاه به كابينه ممنوع بود. به خود وي فرماندهي اسمي نيروهاي مسلح داده شد. سلطنت او وديعهاي نه از طرف خدا بلكه از جانب مردم اعلام شد. وزيران او فقط در قبال مجلس مسوول بودند و نميتوانستند با عنوان كردن دستور شفاهي يا كتبي پادشاه خود را از مسووليت دور سازند. البته شاه اختيار نصف نمايندگان سنا را داشت كه اين هم يك مزيت تو خالي بود چرا كه تا چهلوسهسال ديگر مجلس سنايي تشكيل نشد. نكته ديگري كه قابل ذكر است و به كوشش شيخ فضلالله نوري به نتيجه رسيد اين بود كه در هر عصري 5 تن از مجتهدين بر مصوبات مجلس نظارت داشته باشند تا مغايرتي با قوانين شرعي نداشته باشد.
ديدگاه تني چند از علما و شخصيتها در باب مجلس
يكي از روحانيوني كه از نقادان سرسخت رژيم ناصرالدين شاهي در دولتهاي مستبد بود سيد جمالالدين اسدآبادي (افغاني) است. كه وي بنا به نوشتههاي مختلف متمايل به حكومت مشروطه پارلماني بوده است گرچه تنها در چند نمونه از سخنرانيها دقيقا بهوجود مجلس شوراي ملي اشاره ميكند (بنا به قول نيلي، آراكدي و بنا به قول مخزومي كه در كتاب دكتر حائري به آن استناد شده است. ) افغاني حتي يك قانون اساسي نيز براي ايران تنظيم كرد كه منجر به تبعيد او از ايران شد. چهره ديگر سيدمحمد طباطبايي كه از مجتهدين فعال بود كه بهقول ناظمالاسلام كرماني شاگرد شيخ هادي نجمآبادي بوده و در نزد او اخلاق ميخواند وي در فعاليتهاي خود برضد حكومت عينالدوله با قاطعيت بنيانگذاري عدالتخانه و مجلسي كه در خدمت مردم باشد را درخواست ميكند او ميگويد كه دادگري، اجراي قانون اسلام و تاسيس مجلسي كه با پادشاه و گدا يكسان رفتار كند را ميخواهد. او مشروطه ميخواهد نه جمهوري.
علت اينكه طباطبايي در حين مبارزه در راه برقراري مشروطه يك رژيم مشروطه را براي ايران خوب نميداند به قول كسروي اين است كه از كارها پيداست كه اين دو تن سيد طباطبايي و بهبهاني، از نخست در انديشه مشروطه و قانون و دارالشورا بودهاند ولي بخردانه ميخواستهاند كمكم پيش روند تا به خواستشان برسند.
عبدالرحيم طالباف كه بازرگاني از اهالي تبريز بود. در تعريف از رژيم مشروطه انگليسي ميگويد: <جقه تاج افتخار ملت انگليس> و بارها از قانون اساسي و مشروطه 1889 ژاپن نام ميبرد و حتي قانون اساسي ژاپن را از ترجمه روسي به فارسي برميگرداند و پيوست كتاب مسائلالحيات خود ميكند و به قول دكتر حائري عجيب است كه پس از اعلان مشروطيت در ايران روي از مشروطهخواهان برميگرداند و به مردم تبريز كه او را به نمايندگي مجلس انتخاب كرده بودند هيچگونه پاسخي نميدهد و هرگز نيز به مجلس گام نميگذارد.
ميرزايوسف خان مستشارالدوله از انديشمندان ديگر ايراني است كه خود از كاركنان وزارت خارجه بود و كمك شاياني به گسترش انديشه مشروطهخواهي نمود. وي رسالهاي بهنام <يك كلمه> نوشت كه تفسيري از نخستين قانون اساسي فرانسه بود. او رشد و ترقي كشورهايي چون فرانسه و انگليس را تنها <يك حكمه> يعني قانون ميداند كه در ايران آن زمان وجود خارجي نداشته است. او درباره آزادي اتباع يك كشور در شركت در انتخابات و دادن راي سخن گفته كه اين حق آنان است كه نمايندگان خود را انتخاب كنند و درباره اعمال حكومت بحث و دخالت نمايند، اين نمايندگان طبق قانون در يك مجلس قانونگذار گردهم ميآيند، اراده مردم و موافقت آنها پايه هر سياست و حكومتي است. ميرزا ملكمخان ناظمالدوله نيز از رجالي است كه در اين باب بيتفاوت نبوده است او در يك خانواده ارمني متولد شد و سپس اسلام را پذيرفت وي رساله <دفتر تنظيمات> خود را كه درباره برخي اصلاحات در كشور بود خطاب به مشيرالدوله نوشت. وي از طرفداران ورود ارزشهاي غربي به ايران است و راهحل مشكلات ايران را رژيمي ميداند كه بر پايه قانون باشد. او تلاش ميكند به نوعي اسلام را با مشروطهگري غربي در ظاهر آشتي دهد و اعتقاد داشته است كه قانون اسلام كاملترين قوانين جهان است و مجتهدان بزرگ هر استان بايد در مجلس شورا شركت كنند. ميرزافتحعلي آخوندزاده كه اصالت او ايراني و از اهالي رشت بوده است يكي ديگر از طرفداران مجلس است. او كه بعدها به آذربايجان كوچ نموده و پس از چندي در قفقاز مقيم گشت حكومت مشروطهاي را پيشنهاد ميكند كه خود مردم با كمك انقلاب به دست آورند نه صرفا از رهبران نوگرا سرچشمه بگيرد. در مورد پيوند ميان پادشاه و ملت وي معتقد به حاكميت ملت است. آخوندزاده ميگويد كه پادشاه بايد خود را نماينده ملت بداند. او طرفدار گسترش تمدن و اصول پارلماني غربي در ايران بوده است. ميرزا حسينخان سپهسالار كه از رجال بانفوذ عصر قاجار بوده است از ديگر حاميان مجلس است او سمتهايي چون كنسول ايران در بمبئي، سفير ايران در استانبول و سپس صدراعظمي ناصرالدين شاه را كسب نمود. وي بسيار پيشتر از شكلگيري اولين مجلس و در دوران خدمتش يك كابينه بهنام <دربار اعظم> و يك مجلس مشورت بهوجود آورد كه داراي 9 وزارتخانه بود و در آن قوانين تصويب ميشد. گرچه عمر اين مجلس چندان به درازا نكشيد ولي گامي بود در جهت آشنايي با نظام مشروطه. شيخ اسماعيل محلاتي يكي از روحانيان هواخواه مراجع بزرگ تقليد نيز مشروطهطلب بود وي از فضلاي حوزه علميه نجف محسوب ميشد. حكومت را به سهگونه تقسيم كرده است: 1- حكومت امام 2- سلطنت مشروطه محدود3- سلطنت مطلقه مستبده. به نظر وي معارضه با مجلس شوراي ملي در حد محاربه با امام زمان(ع) است و ميافزايد كه اينگونه مجلس براساس محدوديت ستم و حفظ اسلام بنيان شده است. به همين دليل بود كه برخي علما پشتيباني از اينچنين مجلسي را واجب اعلام كردند و هر عملي را كه ناتواني يا از ميان رفتن آن مجلس را باعث ميشد تحريم نمودند. ميرزا محمدحسين نائيني از مهمترين مراجعي بوده است كه منظمترين كتاب را در دفاع از مشروطيت تدوين كرد. كتاب تنبيهالامه و تنزيهالمله كه در دوران استبداد صغير محمدعليشاهي نوشته شد پيرامون لزوم بنيانگذاري يك رژيم پارلماني بود. زيرا در آن دوره پس از به توپ بسته شدن مجلس اول و تعطيلي آن نياز فوري به نوشتن چنين كتابي به زبان ساده احساس ميشد. گرچه بعدها به علت شيوه كار نظام سياسي پس از مشروطه دست از حمايت مشروطه كشيد و دستور جمعآوري نسخههاي كتاب خود را داد.
منابع:
1- تاريخ بيداري ايرانيان. ناظمالاسلام كرماني
2- تشيع و مشروطيت. دكتر عبدالهادي حائري
3- ايران بين دو انقلاب، يرواند آبراهاميان
4- تاريخ مشروطه ايران. احمد كسروي
5- ريشههاي انقلاب ايران، نيكي. آر. كدي