باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 261 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تکميل هستي پاره پاره
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
درباره کتاب دين گئورگ زيمل


از آثار مهم و جدي زيمل يکي هم کتابي است به نام دين که هم تحليلي است جامعه شناختي از دين و هم تبييني است فلسفي و عرفاني از آن. اين اثر کلاسيک که آن را منشاء جامعه شناسي دين و آغاز تفکيک ميان دين و دينداري مي دانند با ترجمه مشترک دکتر سارا شريعتي و امير رضايي به زودي منتشر مي شود. در زير فرازهايي از ترجمه اين کتاب اثرگذار را به نظر خوانندگان محترم مي رسانيم.

 

منبع: روزنامه - اعتماد

   ● نويسنده: گئورگ - زيمل

مترجم: امير - رضايي / سارا - شريعتى

 
 

هرگاه آرمان ها و مقتضيات دين نه تنها با سائقه هاي کم اهميت بلکه با هنجارها و ارزش هاي معنوي و اخلاقي نيز در تضاد قرار گيرند، راه خروج از اين گونه کژتابي ها و آشفتگي ها اغلب اين بوده که پاره يي مدعيات نقش نسبي خود را بي وقفه افزايش داده و به صورت مطلق ظاهر شده اند. به ميزاني که دين درونمايه بنياني و قطعي براي زندگي فراهم آورده است، عناصر مجزاي زندگي از نو رابطه درستي با خود يا با هم برقرار کرده اند.

مي توانيم تصور کنيم که همه شيوه هاي زندگي انسان اثرگذار و آفريننده، دانشور و حساس، شيوه هاي طبقه بندي يا مقولات مکمل جوهر هستي اند؛ جوهري که بي نهايت گسترانيده شده اما هميشه در بطن همه صورت بخشيدن ها يگانه و بي همتاست و در اصل هر يک از اين مقولات صلاحيت دارد طبق قوانين خود تماميت اين جوهر را بسازد. انسان هنرور و انسان دانشور، انسان کنشگر و انسان لذت جو - در هر حد و اندازه يي که هستند - از پديده هاي ملموس و شنيدني، از انگيزش هاي ناگهاني و تقديرها يک ماده را مي يابند و هر يک، تا آنجا که کاملاً هنرور يا دانشور، لذت جو يا کنشگر باشد، بر اين اساس تماميت جهان ويژه يي را صورت مي بخشد.

محتواي جهان دين نيز بي ترديد از مفاهيم روح و هستي، تقدير و گناه، سعادت و قرباني ساخته شده تا تار مويي که بر فرق سر است، تا گنجشکي که بر پشت بام است. حيات ديني يک بار ديگر جهان را مي آفريند، کل هستي را با درونمايه خاصي معنا مي کند به طوري که بنا بر انديشه ناب خود، نه «مي تواند» با تصاوير جهاني که با مقولات ديگر ساخته شده اند، تلاقي کند و نه در تناقض قرار گيرد. دين از مقتضيات و انگيزش هاي روح سر مي زند که نه با «امور» تجربي وجه اشتراک دارند و نه با ملاک هاي قوه فاهمه. نيازها براي تکميل هستي پاره پاره، حل تضادها در انسان و در ميان انسان ها، يافتن نقطه يي ثابت در بي ثباتي و دور و بي عدالتي در ميان و در پس بي رحمي هاي زندگي، وحدتي در ميان و در وراي آشفتگي بسيارش، و متعلقي مطلق براي خضوع و عطش سعادت ما، انديشه هاي تعالي را تقويت مي کنند؛ گرسنگي انسان غذاي اين انديشه هاست. کسي که به معناي ديني با خلوص کامل ايمان دارد از حيث نظري به امکان يا عدم امکان آن توجه ندارد بلکه فقط احساس مي کند که در ايمان خود نتيجه و تحقق آمالش را يافته است. دين - برخلاف آنچه ادعا مي شود - با اخلاق هم رخداد نيست، زيرا اخلاق نيز مقوله يي خاص است که بر پايه آن مي تواند يک جهان شکل گيرد. انسان ديني، کسي که با روشي مخصوص به خود «زندگي» مي کند و فرآيندهاي فرارواني اش بيانگر آهنگ، درونمايه، انتظام و تناسب نيروهاي فرارواني اند، بدون هيچ شک و شبهه يي متفاوت از فرآيندهاي فرارواني انسان نظرورز، هنرور يا کنشگرند. دينداري به مثابه کيفيت باطني زندگي و شيوه يي از کارکرد سنجش ناپذير برخي افراد، در پيشرفت خود از خلال محتويات زيادي که جهان عرضه مي دارد، به نوعي جوهري براي خويش تحصيل مي کند و بدين گونه با خود رودررو مي شود؛ جهان دين در مقابل فاعل دين. اين دينداري ابتدا بايد محتويات جهان را با تجربه زيسته خود رنگ بخشد، سپس ضمن وانهادن ديگر صورت هاي تحقق آنها در پس خود، بر اساس ارزش ديني شان که اينک بسط يافته، جهان هاي بي شماري از باور، خدا و رستگاري بسازد. شايد در قلمرو زندگي سه بخش وجود داشته باشد که در تماس با آنها بدواً درونمايه ديني نمايان مي شود. اينها عبارتند از؛ رفتار انسان در مقابل طبيعت بيروني، در مقابل تقدير و در مقابل جهان انساني پيرامون.

در اطراف ما طبيعت گاه با حظ زيبايي شناختي تحريکمان مي کند، گاه با ترس، گاه با خشيت و با احساس علو در برابر قدرت برتر آن. حظ زيبايي شناختي، آنچه را کاملاً بيگانه احساس مي کنيم، مانند امر جاويدان فرارو، ناگهان شفاف و دست يافتني بر ما آشکار مي کند و ترس و خشيت و احساس علو، در نگاه ما عنصر کاملاً فيزيکي و بي اهميت و فهميدني را به صورت ابهام فوق العاده غيرقابل فهم درمي آورد و گاه نيز با اين احساس عميق تحريکمان مي کند که به دشواري تحليل پذير است و فقط مي توانم آن را به صورت لرز نشان دهم؛ هنگامي که ما ناگهان در اعماق وجودمان متاثر مي شويم و تکان مي خوريم، نه با زيبايي يا شکوه غيرعادي پديده طبيعي، بلکه اغلب با پرتو خورشيد که در ميان شاخ و برگ پرسه مي زند، يا با خم يک شاخه در ميان باد، يا با چيزي که به ظاهر هيچ ويژگي استثنايي ندارد، اما با هم آوايي رازآميز با عمق وجود ما، آن را با جنب وجوش ها-ي شورانگيز که خاص اوست- مي لرزاند. همه اين تاثرات مي توانند بي آنکه از حالت بي واسطه خود فراتر روند خارج از هر ارزش ديني به وجود آيند؛ نيز مي توانند بدون هيچ تغييري در محتوايشان به صورت يک ارزش ديني ظاهر شوند. ما بارها به هنگام چنين تاثراتي نوعي کنش يا شور، خضوع يا شکر را احساس مي کنيم؛ تاثري شديد و ناگهاني که گويي از ميان متعلق آن روحي با ما سخن مي گويد، همه اين پديده ها را فقط مي توان ديني توصيف کرد.

از نظر اکهارت خدا بي نهايت بسيط است، اما با وجود اين همه موجودات مختلف را در خود مي گنجاند؛ اين موجودات، خود خدا هستند اما همزمان «مانند يک هيچ» در اويند؛ او جهان را آفريده است و با اين حال به معني دقيق کلمه آن را نيافريده است، زيرا آفرينش سرمدي است؛ «خدا در هر مخلوقي جاري است اما براي همگان ناملموس است»؛ او در درون و در بيرون اشيا است؛ روح به واسطه خدا هست و بدون او هيچ است، ديدن خدا معادل است با ديده شدن توسط خدا.

همان طور که شناخت، عليت را به وجود نمي آورد بلکه عليت شناخت را به وجود مي آورد، دين نيز دينداري را به وجود نمي آورد بلکه دينداري دين را به وجود مي آورد. در اينجا دين يعني جهان عيني ايمان.

مبناي عميقي که براساس آن مقوله ديني مي تواند روابط اجتماعي را متاثر سازد و شکل دهد و خود نيز به وسيله آنها تصوير شود از تشابه عجيبي به وجود آمده که ميان رفتار فرد در قبال معبود و در قبال جمعي اجتماعي وجود دارد. در اينجا بيش از هر چيز اين احساس وابستگي است که تعيين کننده است. پس فرد خود را وابسته به يک کليت، يک عظمت احساس مي کند- از آن نشأت مي گيرد و به آن واصل مي شود- وي خود را وقف او مي کند اما از او نيز انتظار علو و رستگاري دارد، در حالي که با او همانند است کاملاً متفاوت از اوست. خدا را همچون «جمع اضداد» و نقطه وحدت نشان داده اند که تمامي اضداد هستي در درون تقسيم ناپذير او در هم مي آميزند.

انسان پارسا مکلف است آنچه هست و آنچه را دارد نزد خداوند اعتراف کند، در حالي که در او سرچشمه بودن و نيروي خود را مي بيند؛ سرچشمه يي که شکل و محتواي رابطه فرد با جمع را از اين رو به آن رو مي کند، زيرا انسان نيز در برابر خدا مطلقاً يک هيچ نيست، بلکه دقيقاً يک ذره غبار است، قدرتي ضعيف اما نه کاملاً هيچ؛ ظرفي است که با ظرفيت پذيرش خود به پيشواز اين محتوا مي رود. رابطه کودک با والدينش که سرشار از عشق است؛ ميهن پرست پرشور با ميهن اش يا جهان وطن پرشور با بشريت؛ رابطه کارگر با طبقه اش که با شدت نبرد افزايش مي يابد، يا فئودال مغرور از نجيب زادگي خود با منزلت اش؛ رابطه فرمانبردار با آنکه بر او فرمان مي راند، وزير تلقين اوست، يا سرباز خوب با ارتش اش؛ همه اين روابط با يک محتواي بي نهايت متنوع مي تواند از جنبه فرارواني درونمايه يي مشترک- که مجبوريم آن را دين بناميم- داشته باشد. اين روابط حاوي آميزه يي منحصر به فرد از فداکاري بي غرض و آمال سعادت گرا، خضوع و علو، حس حضوري و انتزاع نامحسوس است و همه اينها هم طبايع متغير دارند و هم در يک وحدت دائمي اند، عقل نمي تواند آن را درک کند مگر آنکه آن را به جفت هاي همنوع متضاد تجزيه کند.

انسان هايي وجود دارند به شدت مهربان و رئوف که تمامي وجود و عملشان سرشار از مهر و محبت، گرما و حرارت و فداکاري منحصر به فرد عاشقانه است، و با اين حال هرگز عشقي حقيقي نسبت به يک فرد احساس نمي کنند؛ انسان هاي شروري وجود دارند که همه فکر و ذکرشان در بستر يک ذهنيت خشن و خودمحور رشد مي کند بدون آنکه به شرارت محض خلاصه شوند؛ سرشت هاي هنري يي وجود دارند که ارزيابي شان از مسائل، تجربه شان از زندگي و صورت بخشيدن شان به تاثرات و احساسات خود مطلقاً هنرمندانه است و با اين حال هرگز يک اثر هنري خلق نخواهند کرد. در نتيجه انسان هاي پارسايي وجود دارند که پارسايي خود را وقف هيچ خدايي، وقف هيچ يک از اين چهره هايي که دقيقاً مصداق ناب پارسايي اند، نمي کنند. پس مي توان گفت که سرشت هاي ديني يي هم وجود دارند که دين ندارند. اين سرشت ها جزء کساني هستند که با يقيني ديني روابط را تجربه و احساس مي کنند.

 

    149 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دین و مذهب (362)

تصاوير

افراد مرتبط
●  زيمل   گئورگ(10)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/01/1387

تاريخ شمسی نشر:28/12/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب