ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است كه شمردن جشنهاي ايرانيان همانند شمار كردن آبگذرهاي يك سيلاب،غير ممكن است. بنابراين جشن و سرور همواره جايگاه والايي در فرهنگ اين سرزمين داشته و جشنهاي متعددي در طول سال برگزار ميشده است از جمله: در گاهشماري باستاني ايرانيان هر روز نامي خاص داشت ودر هر ماه روزي را كه همنام همان ماه ميشد جشن ميگرفتند مثل: تيرگان، امردادگان، مهرگان، آبانگان و... علاوه بر اينها برخي جشنهاي مهم ديگر نيز عبارت بودند از: يلدا، سده، گاهنبارها و...
اما يكي از مهمترين اين جشنها، نوروز بوده است كه امروزه با پيشينهاي سه هزار ساله كهنسالترين عيد ملي در دنياست كه هنوز باقيمانده و از عوامل پايداري فرهنگ ايرانيان است؛ چون آيينهاي آن در تمام اين سالها دگرگوني چنداني نيافته است. نوروز تركيب وصفي مقلوب به معني روز نو است و ايرانيان باستان نخستين روز هر ماه را «اورمزد» (برگرفته از اهورامزدا) نام گذاشته بودند؛ چون بين آنها مرسوم بوده و هست كه هر كاري را با نام آفريدگار توانا آغاز كنند. در يشتها يكي از بخشهاي اوستا آمده است: «هنگام جشن فروردين روزهايي است كه براي فرود آمدن فروهرهاي نياكان و پاكان اختصاص يافته است.»
پيدايش نوروز
برپايه برخي افسانهها 3000 سال پيش در چنين روزي جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه حسنلوي امروزي) بيرون آمد و شديدا تحتتاثير آفتاب درخشان و تازگي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را نوروز ناميد و تصميم گرفت پس از آن هر سال در چنين روزي آيينهاي ويژهاي برگزار شود اما بنابر روايتي ديگر اهريمن، قحطي و خشكسالي را بر زمين مسلط كرد. جمشيد براي جنگ با اهريمن به سوي جنوب رفت و با شكست دادن او قحطي را از ميان برداشت. هنگامي كه به زمين بازگشت نور از چهره وي ميتابيد و درختها و حتي چوبهاي خشك هم سبز شدند. از اينرو مردم اين روز را «نوروز» ناميدند. اما كوروش كبير نخستين پادشاهي بود كه به نوروز رسميت داد. او در سال 534 پيش از ميلاد دستور داد ترفيع نظاميان، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمان، پاكسازي محيطزيست در اين روزها باشد. البته 4 سال پيش از اين هم يعني در 538 پيش از ميلاد، كوروش پيش از فتح بابل نوروز را در آنجا جشن گرفته بود.
نوروز كوچك و بزرگ
نياكان ما روز نخست فروردين را نوروز كوچك يا نوروز عامه و روز ششم را نوروزبزرگ يا نوروز خاصه ميخواندند. به عقيده زرتشتيان در روز ششم فروردين (كه خرداد ناميده ميشد) زرتشت به دنيا آمد. در همين روز نيز توفيق مناجات با پروردگار را پيدا كرد و به پيامبري بر انگيخته شد. ضمناً آنها اعتقاد داشتند كيخسرو در چنين روزي به آسمان عروج و سعادت را براي ساكنان كره زمين قسمت كرد؛ بدين خاطر اين روز را روز اميد نيز نام نهادهاند.
ابوريحان بيروني در خصوص آيينهاي پادشاهان ساساني براي پنج روز نخست فروردين مينويسد: «به روز يكم، نوروز را آغاز ميكرد و همگان را از نشست خويش آگهي ميداد و آنان را به مهرورزي خود دلگرم ميساخت. روز دوم، دهگانان و كاركنان آتشكدهها، روز سوم، اسواران و موبدان بزرگ، روز چهارم خانواده و نزديكان خود، روز پنجم پسر خود و همگنان او را ميپذيرفت و به هر يك از آنان در خور جاه و جايگاه، بخشش ميكرد. چون روز ششم فرا ميرسيد و از پرداخت حقوق مردم آسوده ميشد، از آن پس نوروز ازآن خود او بود و تنها نديمان او ميتوانستند با او باشند و بس.»
روايتهاي اسلامي درباره نوروز
در زمان حضرت رسول(ص) در نوروز جامي نقرهاي كه پر از حلوا بود براي ايشان هديه آوردند. آن حضرت پرسيد اين چيست؟ گفتند امروز نوروز است. پرسيد نوروز چيست؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان. فرمود: آري در اين روزبود كه خداوند عسكره را زنده كرد. پرسيدند عسكره چيست؟ فرمود: عسكره هزاران مردمي بودند كه از ترس مرگ ترك ديار كرده و سربه بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند. سپس آنان را زنده كرد و ابرها را فرمود كه به آنان ببارند؛ از اين روست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شده است. سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را بين اصحاب خود قسمت كرد و گفت كاش هرروزما نوروز بود.
در حديثي هم از امام جعفر صادق(ع) آمده است: «نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خود پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند. همان روزي است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت و زمين در آن شكوفا و درخشان شد. همان روزي است كه كشتي نوح در كوه آرام گرفت. همان روزي است كه پيامبر خدا، علي(ع) را بر دوش گرفت تا بتهاي قريش را از كعبه به زير افكند. چنان كه ابراهيم نيز اين كار را كرد. همان روزي است كه خداوند به ياران خود فرمود تا با علي (ع) به عنوان اميرالمومنين بيعت كنند. همان روزي است كه قائم آل محمد (ص) و اولياي امر در آن ظهور ميكنند و همان روزي است كه قائم بر دجال پيروز ميشود و او را در كنار كوفه بردار ميكشد و هيچ نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم، زيرا نوروز از روزهاي ما و شيعيان ماست.
همچنين عيد نوروز را مصادف با آغاز خلافت حضرت علي(ع) ميدانند و هاتف اصفهاني هم اين باور را در يكي از اشعارش آورده است:
همايون روز نوروز است امروز و به فيروزي
به اورنگ خلافت كرده شاه لافتي مأوا
آداب و سنتهاي نوروزي
خانه تكاني:
از چند روز مانده به پايان سال آغاز ميشد چون معتقدند روح مردگان در روز نخست فروردين به خانههايشان باز ميگردند و اگر اجاق روشن خانه پاك و آراسته بود شاد ميشدند و براي آنها دعا ميكردند ولي اگر كثيف و ناپاك بود يا هفتسين نداشت آن خانه را نفرين ميكردند و تا سال بعد ناراحت بودند.
حاجي فيروز:
از مشهورترين پيكهاي نوروزي است كه با لباس ويژه خود يعني پيراهن و شلوار قرمز،گيوه نوك تيز و منگولهدار و صورت سياه شده،فرا رسيدن نوروز را نويد ميدهند.
حاجي فيروز نماد اسطوره سياوش است.چهره سياهش نشانه بازگشت او از جهان مردگان، لباس سرخش نماد خون سرخ سياوش و شادي او هم به خاطر حيات دوباره سياوش است.
هفتسين:
زرتشتيان سفره نوروزي را در اتاقي پاك كه ويژه نيايش و انجام واجبات ديني است ميانداختند. اوستا را بر سر سفره گذاشته، شمع ميافروختند و گلداني را پر از گل و شاخههاي برگدار «مورد( »درخت متعلق به امشاسپندان) كرده و هفتسين را (كه البته پيش از اسلام هفت شين بود) بر آن مينهادند.
هفتسين از نام امشاسپندان گرفته شده كه عبارت بودند از: وهومن(بهمن) اشا وهيشتا (اردي بهشت) خشتره وئيريه (شهريور) سپنت آرمئيتي يا سپندارمذ (اسفند) هئوروتات(خرداد) آمرتات(مرداد) و هرمز يا اهورامزدا. اين امشاسپندان همه صفات اهورا مزدا هستند كه در قالب هفتشين بر سر سفره قرار ميگرفتند يعني: شمع، شراب، شيريني، شير، شربت، شكر و شانه.
اما محتويات سفره هفتسين امروزه هر كدام معني نمادين ويژه خود را دارند: سمنو كه از جوانههاي تازه گندم است، نشانه قدرت است و مبارزه. سنجد مفهوم عشق و دلدادگي و همچنين زايش را ميرساند. سكه نماد رونق و بركت و ثروت است. سيب ميوهاي بهشتي و نشانه تندرستي و سلامت است. سير مفهوم دست نگهداشتن از ظلم و تجاوز به حقوق ديگران را ميرساند. سركه هم نماد رضا و تسليم است. تخممرغ رنگي نشان نطفه و نژاد و آينه مظهر پاكي و شفافيت است. سپند يا اسپند هم براي دور شدن بيماري و سلامتي است.
سيزده بدر:
ايرانيان باستان سيزدهم هر ماه خورشيدي را «تير روز» ناميده و متعلق به فرشته تير يا «تيشتر( »الهه باران) ميدانستند. آنها پس از 12 روز جشن و شادي به ياد 12 ماه سال، روز سيزدهم نورزو را به باغ و صحرا رفته شادي ميكردند و سبزههاي خود را به نشانه سبزي، شادابي و بركت به آب روان سپرده و نوروز را به پايان ميرساندند. بنابراين اعتقاد به نحسي اين روز هيچ جايگاهي در فرهنگ كهن ايراني ندارد و عدهاي آن را به فرهنگ اعراب نسبت ميدهند. چون در بين بسياري از اقوام اين اعتقاد خرافي كه برخي اعداد را نحس ميدانند، وجود دارد و اعراب جاهلي هم پيش از اسلام عدد 13 را نحس ميدانستهاند.
سبزه گره زدن:
مشي ومشيانه (آدم و حوا از نظر ايرانيان) در روز سيزدهم فروردين زندگي خود را آغاز كردند و پايه ازدواج خود را با گره زدن شاخه بنياد نهادند. از همينرو اين كار به يكي از سنتهاي كهن سيزدهمين روز نوروز تبديل شده است.
در پايان لازم به ذكر است كه در طول حكومت ساسانيان تشريفات نوروزي مفصل شد از جمله: روشن كردن آتش روي بامها در شب نوروز به منظور سوزاندن پليديها كه اينك اين رسم به روشن كردن شمع سر سفره هفتسين تبديل شده است.