انتخابات اخير مجلس را مي توان به فرزندي تشبيه كرد كه تازه متولد شده و براي زندگي يافتن، از ميان خون و اعماء و احشاء بدن مادر گذشته و سالم به سرمنزل مقصود رسيده است. فضايي كه قبل از روز انتخابات در داخل و خارج ايجاد شده بود چيزي جز آنچه رخ داد را در برخي اذهان تداعي مي كرد، تصوري كه دوستان را نگران و دشمنان را اميدوار مي ساخت. اينك از دل آن فضاي نه چندان خوشايند كه به تعبير رهبر معظم انقلاب از صدور قطعنامه و تحريم انتخابات تا دعوت ناظران بيگانه به دخالت در حقوق و زندگي مردم، از سياهنمايي در خصوص مديريت كشور تا ترساندن مردم از خطر حمله دشمن، از تهمت سالم نبودن انتخابات تا تلقين دلسردي و بيتفاوتي مردم، و به خصوص پيشگويي هاي تبليغاتي و شيطاني درباره مشاركت نكردن جوانان امتداد داشت نتايجي بيرون آمده كه هم از حيث ميزان مشاركت و هم از حيث نحوه مشاركت مردم افتخارآميز است. درباره آنچه رخ داد چند نكته مهم هست كه ذكر آنها ضروري مي نمايد:
يكم: اين دوره از انتخابات با دوره هاي قبل، از نظر فضاي انتخاباتي و تبليغاتي تفاوتهاي عمده اي داشت. مصوبه مجلس در ممنوعيت چاپ و الصاق پوسترهاي با قطع بزرگتر از 10 در 15 سانتي متر، باعث شده بود نوعي بي خبري و سردي فضا بر تبليغات انتخاباتي حاكم گردد. اين مصوبه گرچه در يك بعد، از اسرافها و ريخت و پاشها و فضاسازي هاي غيرواقعي جلوگيري نمود و باعث زيباماندن فضاي شهري شد اما از سويي هم بر شور و حرارت انتخاباتي تأثيرگذاشت. اين فضا باعث دوري عامه مردم از اوضاع انتخابات شده بود چرا كه در انتخابات، نخبگان را مي توان با فضاي رسانه اي و خبري و نيز انتشار بروشورهاي حاوي طرز فكر و برنامه هاي هر كانديدا براي شركت در انتخابات ترغيب كرد اما عامه مردم و قشرهاي غيرسياسي همانگونه كه تجربه نشان داده است بيشتر متوجه و متأثر از هيجان بصري انتخابات هستند و اين هيجان بگونه اي كم رنگ شده بود كه تا روزهاي آخر برخي مردم نمي دانستند جمعه آتي، روز انتخابات است. چنين شرايطي نگراني هايي را در خصوص ميزان مشاركت باعث شده بود. البته ذكر اين نكته ضروري است كه ساماندهي امر تبليغات و جراحي آن، ضرورتي بود اجتنابناپذير كه به هر حال بايد رخ ميداد.
از طرف ديگر زمان در نظر گرفته شدن براي انتخابات كه مقارن با ايام عيد و سرگرم بودن مردم به خريد و خانه تكاني بود به تنهايي مي توانست دليلي بر حضور كم رنگ مردم باشد و تأثير نامطلوبي بر مشاركت و گرمي فضاي انتخابات داشته باشد. افزايش سن رأي دهندگان از 15 به 18 سال نيز قاعدتاً بخشي از رأي دهندگان را از چرخه خارج مي كرد و در نتيجه احتمال كاهش مشاركت نسبت به دوره هاي پيشين وجود داشت. اين عوامل در كنار فشارهاي رواني بي سابقه رسانههاي غربي و صدور قطعنامه از عواملي بودند كه مي توانستند حضور مردم را به شدت كمرنگتر كنند. اما عليرغم همه اين دلايل به ظاهر منطقي براي عدم حضور مردم، ملت حضوري گسترده در پاي صندوقها داشت كه حامل پيامي مهم است. به نظر ميرسد اينك پس از گذشت سي سال از انقلاب و برگزاري حدود 30 انتخابات در كشور، مردم به ميزان قابل قبولي از بلوغ سياسي رسيدهاند و شركت در انتخابات را عليرغم همه مشكلات، شركت در سرنوشت خويش ميدانند و براي حضور، نيازي به هيجانسازي نميبينند و مشخص شد كه دشمنان انقلاب نيز نميتوانند با جوسازيهاي خبري، ثبات سياسي كشور را دچار خدشه كنند.
دوم: عقلانيتر شدن فضاي انتخاباتي كشور را بايد از ثمرات مبارك انتخابات اخير دانست و در جهت تعميق آن گام برداشت. پيشتر و در ادوار گذشته، نوع و نحوه تبليغات بر جهت آراء مردم اثري ويژه داشت و از اين رو، كانديداها بيش از آنكه به فكر ارائه برنامههاي خود باشند به فكر تزئين خود در قالب پوسترهاي تبليغاتي بودند. محدوديت تبليغات در اين دوره، كانديداها را به ارائه برنامههاي خود سوق داد و مردم نيز بر اساس برنامهها و ديدگاههاي ارائه شده، رأي دادند.
از مشخصههاي اين دوره تلاش برجسته احزاب و گروهها در معرفي كانديداهاي خود بود كه از اين رهگذر توانستند نمايندگان بيشتري را به مجلس بفرستند و كانديداهاي مستقل خارج از ليستهاي احزاب توفيق كمتري در جلب آراي مردم يافتند. اين عقلانيت و گرايش به كانديداهاي گروهها، ميتواند زمينه را براي فعاليت احزاب آماده كند. اينك شايد فضاي جامعه از هر زمان ديگري براي پذيرش تحزب آمادگي داشته باشد. مشخصه جهتگيري آراء در اين انتخابات، برنامهگرايي و توجه به ديدگاهها بود كه خود فتح بابي است به سوي پذيرش تحزب در چهارچوب قوانين كشور. چرا كه بخوبي آشكار است مطالبه عمل به وعدهها و برنامهها و شعارها از نمايندگان راهيافته به مجلس در چهارچوب احزاب شناسنامهدار و با ساز و كار و ديدگاه مشخص امكانپذير خواهد بود. از سوي ديگر، كانديداها نيز در اين دوره بيشتر تلاش كردند تا در ارائه نظرات و برنامههاي خود از دادن وعدههاي غيرعملي و قولهاي فراتر از حدود و وظايف نمايندگي خودداري كرده و برنامههايي عملياتي ارائه دهند. اين روند نيز در جاي خود به عقلانيتر شدن فضا كمك بسياري نمود.
سوم: جهتگيري آراء مردم نشان ميدهد كه مردم اولاً قرائت اصولگرايانه را براي كشور برگزيدهاند و دوم قرائت اعتدال را. بررسيها آشكار ميسازد در حوزههايي هم كه اصلاحطلبان حائز اكثريت آراء شدهاند از افراد افراطي و ساختارشكن خبري نيست و در جبهه اصولگرايان هم جهت آراء بسوي تندروها نبوده است و اين، از عدم اقبال مردم به افراط و تفريط و خواست جامعه براي حاكم شدن اعتدال در فضاي سياسي كشور حكايت دارد. اعتدالي كه در سالهاي اخير دستخوش آسيب شده بود و چند صباحي است كه بار ديگر به كشور بازگشته است.
چهارم: با آشكارشدن نتايج انتخابات، برخي رفتارهاي نامناسب از سوي برخي وابستگان جناحي كه موفق به كسب رأي مردم نگرديد آغاز شد كه شايد ادامه يابد. رفتارهايي از قبيل جوسازي به منظور مخدوش جلوه دادن انتخابات و شبهه افكني درباره سلامت آن. اين در حالي است كه بر اساس اعلام سخنگوي ستاد جبهه دوم خرداد، حداقل 1300 ناظر از سوي اين جبهه در تهران بر صندوقهاي رأي و صدها هزار نفر در شهرستانها بر تمامي مراحل انتخابات نظارت داشتهاند. در اين خصوص بايد به اين افراد ميزان حضور و نحوه آراء مردم را در همه حوزه ها يادآور شد و تذكر داد كه پذيرش ناكامي در جلب نظر افكار عمومي و تلاش براي جبران آن با توجه به مطالبات مردم، خود مقدمه توفيق است و جنجال و ابهام آفريني دردي را دوا نمي كند وباعث رويگرداني بيشتر مردم خواهد شد.