باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 31 مرداد 1387 كاربران برخط 130 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
راهبردهای تحقق اصول چهار گانه دولت اصولگرا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


سیره حکومتی امیرالمؤمنین (ع) کلید تحقق اصول چهارگانه دولت جدید کارگزاران نظام جمهوری اسلامی با نهادینه نمودن سیره های حکومتی پیامبر اکرم (ص) وامیر المومنان (ع) خواهند توانست تحقق بخش حکومت دینی واهداف و آرمانهای مقدس نظام باشند.

نهج البلاغه یک منبع سرشار، عمیق، جامع وکاربردی برای راهبردها وروشهای کار آمد در مدیریت دینی است.

این راهبردها وروشها در حوزه رهبریت نظام از طرف امام راحل (قدس سره الشریف) وبعد از ایشان، آیت الله خامنه ای بنحو احسن محور ومبنای رهبری قرار گرفته است اما در حوزه اجرا خصوصا قوه مجریه نیازمند توجه بیشتر برای نهادینه نمودن آنها می باشد.

 
   ● نويسنده: احمد - اميد

منبع: خبرگزاری - ایسکانیوز

 
 

 اصل اول: عدالت گستری

 

1. مفهوم عدالت

امام علی (ع) در قصار الحکم 231 می فرماید:

«ان الله یأمر بالعدل و الاحسان ، العدل: الانصاف و الاحسان التفضل

خداوند به عدالت و احسان امر فرموده است، عدالت همان انصاف و احسان همان بخشش است.

حضرت در حکمت 437 می فرماید:

 «العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها من جهتها و العدل سائس عام والجود عارض خاص فالعدل اشرفهما و افضلهما»

عدالت، هر چیزی را در جایی می نهد که باید، در حالی که جود و احسان آن را از جای خود بیرون نماید. عدالت تدبیر و سیاستی همگانی است اما جود و بخشش گروه خاصی را شامل می شود بنابراین عدالت شریف تر و برتر است.

بنابر دو سخن فوق، عدالت به معنای انصاف است و به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خودش می باشد. خداوند در آیه 8 سوره انفطار دربارة خلقت انسان می فرماید: «فعدلک» یعنی هر عضوی را در جایگاه خاص خود قرار داده است تا مجموعاً ارگانیسم بدن انسان تشکیل شود بنابراین عدالت و انصاف این است که هرچیزی اعم از انسان، حقوق، قوانین و... درجایگاه خود در جامعه قرار گیرد بنحوی که مجموعه آنها یک جامعه پویا، سالم و قویی را بوجود آورد و براین اساس عدالت ایجاد اعتدال بین اجزای مختلف یک جامعه است تا هر چیزی در جای خود و در ارتباط با سایر اجزاء، چرخه جامعه را بطور صحیح به حرکت در آورد و لذا حضرت، عدالت را یک سیاست کلان اجتماعی تلقی فرموده است.

در تعریف عدالت از دیدگاه مولی الموحدین علی (ع) سه نوع هویت وجود دارد:

1. عدالت هویت وضعی دارد و باید چیزی را در جای خودش قرار داد و تحقق آن در جامعه در همه ابعاد نیازمند حکومت است که در این رابطه روشها و ساز و کارهای اجرای عدالت نقش اساسی دارد واین روشها و سازکارها عبارتنداز قانونگذاری، شکستن مقاومتها در برابر عدالت، اقتدار، قاطعیت و.... بنابراین عدالت هویت دعوت،خواهش، موعظه و... را ندارد ؛ چنانچه بعضی تصور می کنند با موعظه و یا خواهش و تمنا می توانند زور مداران و ثروت اندوزان را وادار به قرار گرفتن در موضع خود نمایند و بر این اساس در سیره آن حضرت که در آغازین خطبه خود در حکومت جلوه گر شد، فرمود: «و الله لو وجدته قد تزوج به النساء وملک به الاماء لرددته فان فی العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه أضیق» ( خطبه 15 )

به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده ( اموال فراوانی که عثمان از بیت المال به بعضی خویشاوندان خود بخشیده بود ) را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز می گردانم گرچه باآن ازدواج کرده یا کنیزکی خریده باشند. زیرا در عدالت گشایشی برای عموم است و آن کس که عدالت به او گران آید، ستم برای او سخت تر است.

این سخن حضرت در روز دوم خلافت در سال 35 هجری ایراد شده است و حضرت با قاطعیت واقتدار مبارزه با مفاسد اقتصادی و برگرداندن اموال تاراج شده بیت المال مسلمین را برموضع خود، از مصادیق عدالت بر شمرده و به افرادی که اجرای این عدالت بر آنها ناگوار می آید هشدار می دهد که اگر تن به عدالت ندهند بعداً دچار ظلم و ستم جائران قرار خواهند گرفت و این شرائط برای آنها ناگوار تر است از شرائط اجرای عدالت.

 

2. عدالت یک هویت اجتماعی دارد که شامل همه مسائل مربوط به جامعه اعم از انسان، حقوق فردی واجتماعی، قو انین، منابع اقتصادی، سازمانهای اجتماعی، احزاب و...... می شود و باید در موضع و جایگاه خود قرار گیرد و بنابراین عدالت ایجاد کننده یک جامعه سالم وپویاست که در سایه آن همه آحاد جامعه بهره مند می شوند ولذا حضرت آن را یک سیاست عمومی تلقی فرموده است.

 

3. عدالت یک هویت اعتدالی دارد ولذا حضرت آن را به معنای انصاف مطرح فرموده اند وانصاف وجود اعتدال بین حقوق اجتماعی وفردی همه آحاد جامعه می باشد.

 

2- عناصر چهارگانه عدالت:

1. ژرف اندیشی

2. دانش عمیق

3. داوری درخشان

4. استواری در برد باری

امام علی (ع) در حکمت 31 نهج البلاغه ارکان ایمان را عبارت از صبر، یقین، عدالت و جهاد مطرح و هریک از این ارکان را تبیین فرموده است و از جمله عدالت را بر چهار عنصر مبتنی نموده و می فرماید:

«و العدل منها علی اربع شعب: علی غائص الفهم و غور العلم و زهره الحکم و رساخه الحلم. فمن فهم علم غور العلم و من علم غور العلم صدر عن شرائع الحکم ومن حلم لم یفرط فی امره و عاش فی الناس حمیداً»

عدالت دارای چهار عنصر است: ژرف اندیشی، دانش پژوهی عمیق، داوری درخشان و استواری در حلم. پس کسی که ژرف اندیش باشد به عمق دانش دست می یابد و کسی که به عمق دانش دست یابد از چشمه زلال شریعت نوشیده است وکسی که حلم و شکیبایی پیشه کند در کار خویش افراط نکند و در میان مردم پسندیده زندگی نماید.

امام علی (ع) دراین حکمت، عدالت را از ارکان ایمان قرار داده است و این درس بزرگی است تا بدانیم به میزانی که در زندگی عدالتخواه بوده و در اجرای عدالت کوشا باشیم ایمان خواهیم داشت وبه عبارت دیگر عدالتخواهی از عوامل مهم ایمان افزایی می باشد و برای تحقق آن در زندگی به چهار عنصر نیازمندیم:

1.فهم غواص: غائص از غوص مشتق است یعنی به عمق معانی پی بردن ودر واقع برای عدالت به فهم و عقلانیت ژرف اندیش و عمقی نگر نیاز است.

2.دانش عمیق: غور العلم به معنای عمق علم است و مراد حضرت این است که علم همه جانبه نسبت به موضوع باید حاصل باشد و برای عدالت نیاز به تحقیق و تفحص بوسیله فهم ژرف اندیش و علم عمیق نسبت به منابع حکم است که از جمله آنها شریعت می باشد.

3.داوری درخشان: الزهره الحکم بعنای داوری زیبا و جذاب و درخشان است و مراد آن است که عدالت فی نفسه زیبا وجذاب است وبا داوری که در میان مردم درخشش پیدا کند، زیبایی آن جلوه گری می شود.

4.حلم استوار: رساخه الحلم به معنای حلمی است که ملکه آدمی شده باشد.، حلم به معنای شرح صدر و ظرفیت داشتن است تا انسان را از افراط و در نتیجه خروج از جادۀ عدالت باز دارد گاهی اوقات شرح صدر و برد باری ناشی از انگیزه های خاصی است وآنچه عدالت بر آن مبتنی می باشد شرح صدر و بردباری است که جزئی از شخصیت آدمی شده باشد. از آنجا که عدالت به میزانی که برای توده مردم درخشان وزیباست اما برای زیاده خواهان تلخ ونا گوار است وبر این اساس دشمنی های شدید وعدیدی را برای حکومت به همراه خواهد آورد و کار گزاران عدالت باید با شرح صدر با آنها بر خورد نمایند.

 

3 ـ عدالت را باید از خویشتن آغاز کرد.

امیر المؤمنین درخطبه 82 در بارة محبوب ترین بنده در پیشگاه خداوند می فرماید:

عباد الله ! إن من احب عباد الله الیه عبداً.... قدالزم نفسه العدل فکان اول عدله نفی الهوی عن نفسه، یصف الحق و یعمل به، لا یدع للخیر غایه إلّا أمّها و لا مظنه الا قصدها» ای بندگان خدا ! همانا بهترین و محبوبترین بنده نزد خداوند بنده ای است که … خود را به عدالت ملزم نماید و آغاز عدالت او آن که هوای نفس را از دل بیرون رانده، حق را تبیین نموده و به آن عمل کند، برای هر خیری غایت و هدفی را مشخص می کند و به آن دست می یابد و همه راه های ممکن و مورد گمان برای خیر را می پوید.

چگونه خود را به عدالت ملزم کنیم ؟

برای اجرای عدالت ابتدا باید خود را به عدالت ملزم نمائیم و حضرت سه دستورالعمل رابرای آن بیان فرموده است.

1 ) مبارزه با هواهای نفسانی

2 ) تبیین حق و عمل به آن

3 ) خیر خواهی

 

4 ـ مردم باید با وحدت، همدلی، عقلانیت و حق طلبی پیشوایان عدالت را یاری دهند

امام علی (ع) در توبیخ مردم کوفه می فرماید:

«ایتها النفوس المختلفه و القلوب المتشتته الشاهده ابدانهم و الغائبه عنهم عقولهم، أظأرکم علی الحق و انتم تفرون عنه نفور المعزی من و عوعه الاسد ! هیهات أن أطلع بکم سرار العدل أو اقیم اعوجاج الحق»

ای جمعیت متفرق و دلهای پریشان که تن های آنان عیان اما عقل هایشان از آنان نهان ! من شما را همچون دایه های مهربان به سوی حق می کشانم اما شما از آن می گریزید چنانکه بزغاله هایی که از غرش شیر می گریزند. چقدر بعید است که با شما بتوانیم تاریکی ها را از چهره عدالت بزدایم و کجی ها را که درحق را ه یافته، اصلاح نمایم.

از مفهوم سخن حضرت علی (ع) استفاده می کنیم که برای برپایی عدالت و زدودن تاریکی ها از چهره آن درجامعه باید کارگزاران نیازمند به مردمی متحّد، همدل، فهیم وحق طلب می باشند.

 

5 ـ قرآن سرچشمه عدالت گستری

امام علی (ع) درخطبه 198 / 27 درتوصیف قرآن می فرماید:

«و ریاض العدل و غدرا نه»

قرآن گلزارهای عدالت ونهرهای روان آن است

برای ایجاد عدالت اجتماعی باید در پرتو قرآن حرکت نمود تا گلستان های عدالت ایجاد شود و نهرهای آب حیات طیبّه در جامعه اسلامی روان گردد.

 

6 ـ زندگی پیشوایان عدالت باید در سطح ضعفای جامعه باشد.

امام علی (ع) به عاصم بن زیاد که ریاضت و عزلت از دنیا را پیشه کرده بود نصیحت نمود که نباید برخود سخت بگیرد و از حلال خدا استفاده نماید. عاصم بن زیاد گفت: ای امیر المومنین پس شما چرا با این لباس خشن و آن غذای ناگوار بسر می بری ؟ جضرت در پاسخ فرمود:

«قال و یحک، انی لست کانت ان الله تعالی فرض الله علی ائمه العدل أن یقدروا انفسهم بضعفه الناس کیلا یتبیغ بالفقیر فقره» (خطبه 209)

وای برتو ! من همانند تو نیستم خداوند بر پیشوایان عدل واجب کرده است که خود را با مردم ناتوان همسو کنند، تا فقر و نداری، تنگدست را به هیجان نیاورد و به طغیان نکشد.

مسئولین طراز اول نظام پیشوای عدالت محسوب می شوند و پرچمدار ایجاد عدالت اجتماعی هستند. بر طبق بیان امیرالمؤمنین علی (ع) زندگی در سطح ضعفای جامعه امری واجب شمرده شده است واین عامل سبب می شود که فشارها و مشکلات اقتصادی مردم را به عصیان و اعتصاب و تظاهرات برعلیه نظام وا ندارد واین همسویی موجب می گردد که پیشوایان عدالت دائماً درد و مشکلات مردم را حس نمایند و انگیزه آنان در جهت رفع فقر و تنگدستی از مردم استمرار یابد ونیز مردم که زندگی پیشوایان خود را در سطح زندگی خویش مشاهده می نمایند ؛ آرامش پیدا می کنند و حالت اعتراض و طغیان در آنها مهار می شود. این حقیقت در روانشناختی اجتماعی قابل تحلیل وبررسی بیشتر است و قهراً درکنار آزادی بیان می تواند بعنوان یک عامل مثبت و مؤثر در تحقق عدالت اجتماعی محسوب شود و مفهوم آن این نیست که با همسویی پیشوایان عدالت با اقشار آسیب پذیر جامعه، حقوق اجتماعی مردم در مشارکت ونقد حاکمیت در امر عدالت اجتماعی کم رنگ شود.

 

7 ـ عدالت مهار کننده مهاجرت و اعتراضات عمومی

امام علی در حکمت 476 خطاب به زیاد بن ابیه هنگام انتصاب وی به استانداری فارس بجای عبدالله بن عباس، او را از گرفتن نابه هنگام مالیات نهی نموده و فرمود:

«استعمل العدل و احذر العسف و الحیف فانّ العسف یعود بالجلاء و الحیف یدعو الی السیف»

عدالت بگستران و از ستمکاری پرهیز کن که ستم موجب مهاجرت مردم شده و بیدادگری به مبارزه مسلحانه منجر می گردد.

اعتراضات عمومی خواه در قالب اعتصاب، اغتشاشات ومبارزه مسلحانه، عمدتاً ریشه در بی عدالتی ها دارد واگر چه منافقان داخلی به آن دامن می زنند اما با عدالت گستری ریشه اعتراضات عمومی در همه اشکال آن خشکیده می شود

 

8 ـ عدالت رمز پیروزی در مبارزه با دشمنان

به محضر امام علی (ع) عرض کردند که مردم به دنیا دل بسته اند، معاویه با هدایا و پول های فراوان آنها را جذب می کند شما هم از اموال عمومی به اشراف عرب و بزرگان قریش ببخش واز تقسیم عادلانه بیت المال دست بردار تا به توگرایش پیدا کنند. حضرت در پاسخ فرمود:

«أتأمرونّی أن اطلب النصر بالجور فیمن ولیّت علیه و الله لا أطور به ماسمر سمیر و ما أم نجم فی السماء نجما لو کان المال لی لسوّیت بینهم فکیف و انما المال مال الله ألا و إن اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخره و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله ولم یضع امرء ماله فی غیر حقه و لا عند غیراهله الا حرمه الله شکر هم و کان لغیره و دّهم فإن ذلّت بهالنعل یوماً فاحتاج الی معونتهم فشرّ خلیل و ألأم خدین»

آیا از من می خواهید تا پیروزی در برابر دشمنان را بوسیله جور و ستم نسبت به مردمی طلب کنم که بر آنها ولایت و حاکمیت پیدا کرده ام. قسم به خدا، تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پی هم طلوع و غروب می کنند، هرگز چنین کاری نخواهم کرد.

اگر این اموال از خودم بود به گونه ای مساوی درمیان مردم تقسیم می کردم تا چه رسد که بیت المال، مال خدا است ! آگاه باشید ! بخشیدن مال به آنها که استحقاق ندارند، زیاده روی و اسراف است، ممکن است در دنیا بخشنده آن را بالا برد اما در آخرت اورا دچار خذلان خواهد کرد. در میان بعضی مردم موجب گرامی شدن او می گردد اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است. کسی که مالش را در راهی که خدا اجازه نفرمود مصرف کند و به غیر اهل آن بپردازد، خداوند اورا از سپاس آنان محروم می فرماید و دوستی آنها را متوجه دیگری می سازد پس اگر روزی بلغزد و محتاج کمک آنان گردد، بدترین رفیق وسرزنش کننده ترین دوست خواهند بود.

از بیان حضرت چند مطلب مهم استفاده می شود:

1.مسئولین نمی توانند بوسیله ساز و کارهای نا مشروع به اهداف مشروع وارزشمند دست پیدا کنند و برخلاف تفکر ماکیاولیسم هدف توجیه گر وسیله نامشروع نیست.

2.در بخشش اموال شخصی هم باید عدالت را مراعات کرد.

3.بیت المال، مال خداوند است و اعطاء آن بدون استحقاق موجب حیف ومیل کردن منابع ملی می شود.

4.محبوبیت و ارجمندی بوسیله اعطاء ناعادلانه بیت المال مسلمین موجب ذلت در آخرت و حقیر شدن نزد خداوند می گردد.

5. خداوند بواسطه ستم و جور نسبت به مردم، ستم کننده را از سپاس ومحبوبیت و استعانت همان افرادی که به ظلم به آنها اعطاء مال نموده، محروم می گرداند و بنابراین حقیقتاً اورا مورد سپاس قرار نمی دهند و قلباً به اومحبتی ندارند و درزمان نیاز، او را تنها گذاشته و بلکه بر علیه او اقدام می کنند.

 

9 ـ برای اجرای عدالت باید عادل باشی.

امام علی (ع) درخطبه 214 می فرماید:

«و أشهد أنه عَدلٌ عَدَلَ»

گواهی می دهم که خداوند اتصاف به صفت عدالت دارد و در مورد بندگان وموجودات عدالت پیشه است.

ذات نایافته از هستی بخش  کی تواند که شود هستی بخش

اجرای عدالت بدون اتصاف به عدالت مانند چراغ بدون نوری است که قهراً نمی تواند روشنایی بخش باشد.

 

10 ـ به مردم جهت عدالتخواهی میدان دهید

«فلا تکلمونی بما تکلم به الجباره و لا تتحفظوا منی بما یتحفظ به عند اهل البادره و لاتخالطونی بالمصانعه و لا تظنوا بی استثقالاً فی حق قیل لی و لا التماس اعظاماً لنفسی فانه من استثقل الحق أن یقال له أو العدل أن یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه فلاتکفوا عن مقاله بحق أو مشوره بعدل فانی لست فی نفسی بفوق أن اخطی ء و لا آمن ذلک من فعلی إلا أن یکفی الله من نفسی ما هو املک به منی فانما اناو انتم عبید مملوکون لربّ لاربّ غیره یملک مناّ ما لانملک من انفسنا و اخرجنا مما کنّا فیه إلی ما صلحنا علیه فأبد لنا بعد الضلاله بالهدی و اعطانا البصیره بعد العمی» ( خطبه 216 / 24 الی 26 )

پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش سخن می گویند، حرف نزنید و چنانکه از آدم های خشمگین کناره می گیرند دوری نجوئید و با ظاهر سازی با من تعامل نکنید و گمان مبرید اگر حقی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید وگمان مبرید درصدد بزرگ نشان دادن خویشم زیرا کسی که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت ( عدالتخواهی مردم ) بر او مشکل باشد، عمل کردن به حق و عدالت بر او سنگین تر خواهد بود پس از گفتن حق یا مشورت برای ایجاد عدالت خودداری نکنید زیرا خود را برتر آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم مگر آن که خداوند مرا از خطا حفظ کند که او بر هر چیزی بیش از ما سلطه دارد. زیرا من و شما بندگان مملوک پروردگاری هستیم که جز او پروردگاری نیست. بر ما تسلطی دارد که ما بر خویش نداریم و مارا از وضعیت نا مناسب به وضعیتی که به صلاح ماست خارج گرداند و گمراهی ما را به هدایت تبدیل فرمود و بعداز کور باطنی به ما بصیرت و روشنی عطا نمود.

مدیران جامعه اسلامی با الگو گرفتن از امیرالمؤمنین علی (ع) باید بگونه ای رفتار کنند که مردم بتوانند به راحتی با آنها تعامل بر قرار کنند و به تعبیر دیگر به گونه ای با پرستیژ و قیافه گرفتن ظاهر نشوند تا ابهت ظاهری آنها مردم را بگیرد ودر نتیجه از او بگریزند و واهمه داشته باشند. باید مصداق «عباد الرحمن الذین یشمون علی الارض هوناً» باشند در اینصورت است که سخن مردم سخنی چاپلوسانه و تملق گویانه نبوده و با ترس و وحشت به ثناگویی آنها نخواهند پرداخت. امام علی (ع) با این سخن برای مردم میدان نقد سازنده حکومت را در حوزه حق طلبی و عدالتخواهی ایجاد فرموده وا ین بیان کننده دمکراسی واقعی است که 1400 سال پیش در سیره حکومتی امیر المؤمنین وجود داشته است و امروز روشنفکران خود باخته ای را می بینیم که افتخارشان این است که مروج دمکراسی غربی هستند که همه هویت آن خلاصه می شود در آزادی برای سرمایه داران ؛ در حالیکه در سیره حکومتی امیر المؤمنین لب و لباب دمکراسی، آزادی مردم برای حق طلبی و عدالتخواهی است. امیرالمؤمنین علیرغم اینکه بر اساس ادله قطعیه از معصومین می باشد اما اشتباه پذیری خود را مطرح می فرماید تا میدان آزادی بیان و نقد حکومت و مشارکت مردمی و حق طلبی و عدالت خواهی را بسوی مردم بگشاید.

امیر المؤمنین (ع) در پایان این سخن به نقش خداوند در باز داشتن کارگزاران نظام از خطا و اشتباه اشاره فرموده است. پروردگاری که تسلطش بر ما از تسلط ما بر خویشتن بیشتر است و با هدایت و بصیرت مارا ازتاریکی هاوکج اندیشی ها باز میدارد.

 

11 ـ عدالت گستری، یکی ازمبانی سه گانه تصمیم گیری

امام علی (ع) در نامه 53 خطاب به مالک اشتر مب فرماید:

«ولیکن احبّ الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعهالرضی الرعیه فانّ سخط العامه یجحف الخاصه و إن سخط الخاصه یغتفر مع رضی العامه»

و باید محبوب ترین امور نزد تودر حق میانه ترین ودر عدالت فراگیرترین و در جلب رضایت مردم جامع ترین باشد زیرا خشم عمومی مردم، خشنودی گروه خاص را از بین می برد اما خشم گروه خاص را خشنودی عامه مردم بی اثر می کند.

امیرالمؤمنین علی (ع) در این فراز از دستورالعملهای حکومتی به مالک اشتر، سه شاخصه را برای طرح ها و برنامه ها و فعالیتهای حکومت اسلامی بیان نموده است: اعتدال، عدالت و رضایت عمومی.

بنابراین در همه طرح ها و برنامه ها اولاً اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط باید ملحوظ باشد یعنی در آن تند روی و زیاده روی نباشد ونیز عاری از تفریط باشد و ثانیاً جهت گیری آن ایجاد عدالت بوده باشد و نظر به اینکه یکی از اهداف مهم رسالت انبیاء ایجاد عدالت اجتماعی بوده است بر این اساس می توان گفت یکی ازپایه های مشروعیت مسئولین و فعالیت آنها همین جهت گیری است و بر این اساس مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی های خود مشروعیت مسئولین در نظام اسلامی را تلاش برای عدالت مطرح فرمودند.

جهت گیری سومی که باید در طرح ها و برنامه ها و تصمیمات حکومتی باشد خرسند سازی و ایجاد رضایت عمومی است که قهراً موجب عدم رضایت گروه خاصی از مردم که به دنبال منافع نامشروع هستند خواهد شد اما امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند این نارضایتی با وجود رضایتمندی توده عظیم مردم تأثیر منفی در حاکمیت ایجاد نمی کند اما رضایت گروه خاص نمی تواند نظام را از خشم عمومی در امان دارد. امیرالمؤمنین علی (ع) در نامه 53 مضمون سخن فوق را در مورد عدالت چنین بیان فرموده است:

«و أن افضل قرّه عین الولاه استقامه العدل فی البلاد و ظهور موده الرعیه»

همانا برترین روشنی چشم زمامداران باید برقراری عدالت در شهرها و آشکار شدن محبت مردم نسبت به آنها باشد.

بنابراین سخن وجه همت و اهتمام زمامداران باید عدالت و حاکمیت بردل مردم باشد.

امام علی (ع) در غررالحکم دو علت را برای مطلب فوق فرموده است:

1- عدالت زمامداران موجب حیات طیبه مردم واصلاح اموراست "عدل السلطان حیوه الرعیه وصلاح البریه" (حدیث 339)

2- اقتدار وقدرت زمامدارن به میزان عدالت گستری آنان است:"من عدل تمکّن" (حدیث 332)

 

12 ـ پرهیز از رانت خواری

امام علی (ع) در نامه 53 خطاب به مالک اشتر مرقوم فرمودند:

«وایاک و الاستئثار بما الناس فیه اسوه»

بپرهیز از امتیاز خواهی ( مخصوص خود قرار دادن چیزی ) در آنچه که مردم در آن مساویند.

استفاده از قدرت جهت امتیاز گیری برای خود یا خویشاوندان و یا هم حزبی های خویش که امروز تحت عنوان رانت خواری مطرح می شود از آسیب های مهم حاکمیت، در عدالت گستری است که حضرت امام علی (ع)، استاندار خود مالک اشتر را سخت از آن برحذر داشته است و بر این اساس برای اینکه دولتمردان ما بتوانند عدالت اجتماعی را گسترش دهند بدون مبارزه جدّی بارانت خواری قادر نخواهند بود نسبت به آن فائق آیند.

 

13 ـ عدالت گستری ومهر ورزی،تضمین کننده پشتوانه مردمی نظام

«مع استجلابک حسن ثنائهم و تبجحک باستفاضه العدل فیهم معتمداً فضل قوتهم بما ذخرت عندهم من اجمامک لهم و الثقه منهم بما عوّدتهم من عدلک علیهم و رفقک بهم فربّما حدث من الامور ما إذا عوّلت فیه علیهم من بعد احتملوه طیبه انفسهم به فانّ العمران محتمل ماحمّلته» ( نامه 53/83 الی 85 )

با بدست آوردن ثناء نیکوی آنها ( جلب رضایت و خشنودی آنها ) و با خشنودی از عدالت گستری در میان مردم در حالی که به افزایش توان آنها تکیه می کنی و بدانچه نزدشان ( از محبّت ) اندوختی و به آنان بخشیدی و اطمینان به آنها بواسطه گسترش عدالت وبواسطه مهر ورزی با آنان اگر در آینده مشکلی برای حکومت پیش آید وبخواهی کاری را برعهده شان بگذاری، با میل ورغبت خواهند پذیرفت زیرا عمران وآبادی قدرت تحمل مردم را زیاد می کند.

امنیت ملی وبین اللملی هر نظامی برپشتوانه مردمی مبتنی است وتنها عاملی که در 26 سال عمر نظام اسلامی، موجب شده است که توطئه وترفندهای داخلی وخارجی خنثی شده ودشمنان ناکام بمانند، حضور گسترده مردم در صحنه بوده وبا حماسه آفرینی مردم در 8سال دفاع مقدس ومبارزه با گروهکها در جنگ های قومیتی، امنیّت ملّی وبین المللی نظام آنچنان تضمین شده است که دشمنان جرات رویارویی با نظام اسلامی را ندارند. سخن امام علی (ع) در حدیث 339 غررالحکم در این رابطه قابل توجه است که می فرماید:" من عدل فی سلطانه استغنی عن اعوانه "

زمامدارانی که عدالت گستری را پیشه خود کنند، برای حفظ حاکمیت از اعوان وانصار ویژه بی نیاز می شوند.

علت این بی نیازی، پشتوانه عظیم مردمی است وامروز دولت هایی وجود دارد که به علت ستم کاری به مردم موجودیت شان وابسته به ارتش ونیروهای ویژه می باشد زیرا از پشتوانه مردمی محروم اند وآن حضرت در همان منبع در جمله ای بسیار زیبا می فرماید:

"قلوب الرعیه خزائن راعیها فما اودعها من عدل أو جور وجده "

دلهای مردم خزینه ها وصندوقچه های زمامداران است پس اگر آنان عدالت پیشه کنند، دلهای مردم از مهر ومحبت نسبت به عدالت گستری آنان لبریز می شود واگر ستمکاری را پیشه کنند، دلهای مردم از تنفر نسبت به آنان لبریز می گردد.

دل های مردم عراق مملوّ از تنفر نسبت به صدام به خاطر ظلم وستم های بیشمار او بود وبراین اساس هنگامی که آمریکا به عراق حمله کرد،مردم نه تنها او را یاری نکردند بلکه برای فروپاشی نظام جهنمی بعثی با آنان همکاری کردند و از نیروهای بزدل و ویژه صدام هم کاری بر نیامد وپا به فرار نهادند ودرنقطه مقابل، دل های مردم ایران نسبت به امام خمینی (قدس سره شریف) سرشار از مهر ومحبت وصفا بود ودر جنگ 8 ساله علیرغم اینکه همه قدرتمندان عالم پشت سر صدام قرار گرفتند اما دچار شکست شدند ونظام جمهوری اسلامی به پیروزی رسید.

زمامداران ما خصوصاً دولت جدید به عدالت گستری باید به عنوان یک راهبرد اساسی در امنیت ملی و بین المللی نگریسته وبحمدالله به این نکته تفطن وجود دارد که مردم را با عدالت می توان برای حفظ انقلاب وعبور نظام از گردنه های صعب العبور در صحنه نگه داشت.

 

14 ـ عدالت گستری با سیاست «یک بام و دو هوا» ممکن نیست

امام علی (ع) در نامه 59 خطاب به أسود بن قطبه فرمانده لشکر حلوان ( شهر قدیمی کوچکی از ایران در اطراف عراق که اعراب آن در سال 640 فتح کردند ) نوشتند: «فانّ الوالی إذا اختلف هوا ه، منعه ذلک کثیراً من العدل فلیکن امر الناس عندک فی الحق سواء فانه لیس فی الجور عوض من العدل» اگر زمامدار ( در برخورد با مردم ) دچار دوگانگی شود، این امر در اکثر موارد اورا از عدالت باز میدارد بنابراین مردم نزد تو نسبت به حق یکسان باشند زیرا در ستم چیزی نیست که بتواند بی عدالتی را جبران نماید.

 در عدالت گستری سیاست " یک بام و دوهوا "، کاربرد ندارد. پیشوایان عدالت باید نسبت به منافع عمومی اهتمام داشته باشند ومنافع شخصی و گروهی و حزبی را فدای منافع ملی کنند و الا اگر بخواهند بر اساس روش«یومن ببعض ویکفر ببعض» گاهی منافع شخصی یا گروهی را بر منافع ملی مقدم بدارند در اینصورت به فرمودة مولی الموحدین علی (ع) در موارد کثیری از عدالت باز می مانند.

 

15 ـ به گونه ای رفتار کنید که ضعفا نسبت به عدالت گستری شما امیداوار و ظالمان از ظلم شما نا امید باشند

 امام علی (ع) در نامه 27 خطاب به محمد بن ابی بکر می فرماید:«فاخفض لهم جناحک و ألن جانبک وابسط لهم و جهک و آس بینهم فی اللحظه و النظره حتی لایطمع العظماء فی حیفک لهم و لاییأس الضغفاء من عدلک علیهم فان الله تعالی یسألکم معشر عباده عن الصغیره من اعمالکم و الکبیره و الظاهره و المستوره فان یعذب فأنتم اظلم و إن یعف فهو اکرم»

 بال تواضع خویش را برای مردم پهن کن و با آنها به نرمی ومهربانی برخورد کن و در مواجه با آنها گشاده رو باش ودر نگاه کردن ولو لحظه ای باشد و یا مستمر، بصورت متساوی به آنها نگاه کن ( کنایه از این است که در همه اموری که مردم در آن مساویند، به تساوی برخورد کن ) تا اشراف در ستمکاری تو به نفع خویش طمع نکنند و مستضعفین در عدالت تو مأیوس نشوند زیرا خداوند در باره ی مردم نسبت به اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان زمامداران خواهد پرسید، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید و اگر عفو کند او بیش از این بزرگوارتر است.

بنابراین دستور، پیشوایان عدالت باید به گونه ای با مردم چه فقیر و چه غنی تعامل نمایند که در ذهن توانمندان خطور نکند که بتوانند از ستمکاری حکومت به نفع خویش بهره گیرند ونیز موجبات یأس مردم از عدالت پدید نیاید.

 

16 ـ با عدالت، به جامعه لباس عافیت بپوشانید

امام علی (ع) خطاب به مردم کوفه فرمود:

«و البستکم العافیه من عدلی» بواسطه عدالتم لباس عافیت ( سلامت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ) را بر شما مردم پوشاندم.

براساس این سخن کلیه مفاسد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بواسطه عدالت به صلاح و عافیت تبدیل می گردد.

 

17 ـ سیاستهای سه گانه عدالت گستری

امام علی (ع) می فرماید:

«سیاسه العدل ثلاث: لین فی حزم و استقصاء فی عدل وافضال فی قصد» ( غرر الحکم حدیث 161 )

سیاست عدالت گستری سه عنصر است:

1.نرمش و مداری با مردم در بستر زیرکی، تدبیر و هوشیاری

2.موشکافی در اجرای عدالت

3.نیکی واحسان به مردم بصورت معتدل و بدون افراط و تفریط

حزم به معنای تدبیر، زیرکی وهوشیاری آمده است و بهرحال این کلمه تحمل هر سه معنا را دارد واگر نرمش ومدارای با مردم بدون تدبیر و زیرکی وهوشیاری باشد قهراً خود زمینه بی عدالتی را فراهم می سازد زیرا در کنار نرمش، اقتدار باید باشد. استقصاء به معنی موشکافی است و استقصاء در مسئله بمعنای عمیق شکافتن مسئله می باشد. بنابراین استقصاء فی العدل یعنی در عدالت باید مسائل و موضوعات عدالت اجتماعی موشکافی شده و با کارشناسی و با در نظر گرفتن مسائل تخصصی به عمق آنها پی برد تا بتوان عدالت را اجراء نمود.

و افضال به معنای نیکی و احسان است و قصد بمعنای حالت اعتدال میان افراط و تفریط می باشد و براین اساس سومین سیاست در عدالت گستری احسان و نیکی در حد اعتدال نسبت به مردم است و لذا مردم باید از سفره عدالت گستری در جامعه منتفع شوند و باید دانست که یک روی سکه عدالت جلوگیری از ظلم وستم قدرت طلبان و زیاده خواهی زراندوزان و پول پرستان است اما روی دیگر سکه عدالت بهره مندی عادلانه و معتدل مردم و اقشار کم در آمد از مواهب ومنابع ملی است که حضرت تحت عنوان افضال یعنی نیکی واحسان حکومت به مردم مطرح فرموده است که از مصادیق مهم آن ایجاد رفاه، مسکن، شغل، اعتدال قیمتها و.... می باشد.

 

18 ـ عدالت نسبت به مردم بدون عدالت نسبت به خدا ممکن نیست !

«انصف الله و انصف الناس من نفسک ومن خاصه اهلک و من لک هوی من رعیتک فانک الاتفعل تظلم ومن ظلم عباد الله کان الله خصمه دون عباده ومن خاصمه الله ادخص حجته وکان لله حرباً حتی ینزع و یتوب و لیس شیء ادعی الی تغییر نعمه الله و تعجیل نقمته من اقامه علی ظالم فان الله یسمع دعوه المضطهدین وهو للظالمین بالمرصاد»

با خداوند ومردم نسبت به خودت و اطرا فیان خاصت وکسانی که مورد محبت و احترام تو هستند عدالت نما زیرا اگر چنین نکنی ظلم کرده ای و کسی که به بندگان خدا ظلم کند خداوند پشت سر بندگانش دشمن اوست و کسی را که خداوند با او دشمنی کند حجتش را باطل می کند و محارب با خداوند است تا اینکه از آن دست بردارد وتوبه کند و هیچ چیز بیشتر از حکومت بر اساس ظلم موجب تغییر نعمت و سرعت گرفتن نقمت نمی گردد زیرا خداوند نسبت به دعای ستمدیدگان شنوا ودر کمین ستمکاران است.

 

مفهوم انصاف:

در مفردات آمده: «انصاف بمعنای عدالت است و انصاف در معامله معنایش اینست که از طرف معامله خود از منافع چیزی نگیری مگر مثل آن را به اوبدهی و از ضرر چیزی متحمل نشوی مگر به اندازه ای که متحمل شده است.»

امام علی (ع) درباره فضیلت انصاف می فرماید: «الانصاف افضل الفضائل» عدالت برترین فضیلت انسانی است.

پیامبر اکرم (ص) نیز می فرماید: «عدل ساعه خیر من عباده سبعین سنه قیام لیلها و صیام نهارها و جور ساعه فی حکم اشد عندالله من معاصی ستین سنه» ( بحارج 75 ص 32 به نقل از میزان الحکمه ج 6 ص. 79 )

یک ساعت تلاش برای عدالت گستری بهتر است از هفتاد سال عبادت در حالی که شبها آن احیاء و روزهای آن روزه گرفته شود و یک ساعت ظلم از شصت سال معصیت نزد خداوند شدیدتر است.

 

نتایج بی انصافی:

حضرت در سه زمینه رعایت انصاف با خدا و مردم را لازم شمرده اند: 1ـ منافع شخصی 2ـ منافع قومی 3ـ منافع گروهی یعنی این سه نوع منافع موجب خروج از جاده انصاف با خداوند و مردم می شود. حضرت سپس به نتایج این خروج پرداخته اند:

1.ظالم دشمنی خداوند را برای خودش فراهم می کند.

2.بر اثر دشمنی خداوند، ظالم حجتش باطل می شود ( مقبولیت خدا را از دست می دهد )

3.خداوند اورا تا سرنگونی دشمنی می کند مگر اینکه توبه کند.

4.نعمت خدا به سبب ظلم به نقمت تبدیل می شود.

5.انصاف نسبت به مردم مبتنی بر انصاف نسبت به خداوند است.

نکته بسیار مهمی که از فرمایش گهر بار امیر المؤمنین علی (ع) استیفادمی گردد این است که انصاف نسبت به خداوند در کنار انصاف نسبت به مردم مطرح شده است و حضرت می فرماید اگر این دوانصاف را انجام ندهی موجب ظلم به بندگان خدا می شود. مفهوم این سخن این است که انصاف نسبت به مردم مستلزم انصاف باخداوند است واگر کسی حقوق الهی را ادا نکند نمی تواند حقوق مردم را ادا نماید و کسی که نسبت به خداوند ظالم بوده و نسبت به دستورات او عصیان گر باشد قهراً نسبت به حقوق مردم هم عصیان گر خواهد بود براین اساس ظلم به بندگان را مبتنی بر عدم انصاف با خدا و با مردم مطرح فرموده است. شهید بزرگوار آیت الله مطهری خدمت خالصانه به مردم را بر ایمان به خداوند مبتنی می داند و معتقداست که بدون ایمان به خداوند نمی توان به بندگان خداوند خدمت کرد و از آنجا کرد یکی از عناصر حقیقت ایمان، عمل به ارکان است بنابراین انصاف نسبت به مردم مبتنی بر رعایت حقوق الهی وانجام دستورات خداوند و شکر نعمات اوست. و لذا حضرت بی انصافی نسبت به مردم را موجب دشمنی خداوند و ظلم را عصیان نسبت به خدا دانسته اند:

«والله لواعطیت الاقالیم البسعه بما تحت افلاکها علی أن اعصی الله فی نمله اسلبها جلب شعره مافعلته»

( خطبه 224/12 )

به خدا سوگند ! اگر آسمانهای هفتگانه وتمامی ثروتهایی که در آنهاست به من دهند، تا خداوند را معصیت کنم به اینکه پوسته گندمی را به ظلم از دهان مورچه ای بیرون آورم، انجام نخواهم داد !

و در خطبه 224 نهج البلاغه، ملاقات خدا و رسولش در صورت ظلم به مردم را بسیار دردناک تر از این دانسته است که همه عمر شبها بر تیغهای سه پهلو با غل و زنجیر کشیده شود:

 «لان ابیت علی خسک السعدان مسهداً واجر فی الاغلال مصفدّاً احب الی من أن القی الله و رسوله یوم القیامه ظالماً لبعض العباد و غاصباً لشیء من الحطام وکیف اظلم احداً لنفس یسرع الی البلی قفولها و یطول فی اثری حلولها»

اگر شبها بر تیغ های سه پهلو گیاه سعدان با حالت خواب زدگی بسربرم در حالی که با غل و زنجیر مرا روی آنها بکشند نزد من محبوب تر از این است که روز قیامت خدا و رسولش را ملاقات کنم در حالی که به بنده ای از بندگان خدا ظلمی نموده و پوسته گندمی را غصب کرده باشم وچگونه بخاطراین تن به جسم کسی ظلم کنم درحالیکه به سرعت رو به کهنه شدن می نهد و پوسیده و به خاک می رود.

بنابراین میزان عدالت گستری کارگزاران بستگی تام به میزان ایمان و تقوی و ارتباط با خداوند دارد و این ملاکی است برای دولت جدید در بکار گیری و انتصاب کارگزاران و براین اساس در نامه 53/31 حضرت می فرماید:

«و لیکن و زرائک ) ممن لم یعاون ظالماً علی ظلم و لا آثماً علی اثمه»

وزیران تو باید از کسانی باشند که هرگز ظالمی را در ظلمش و گناهکاری را در گناهش یاری نکند.

 

19 ـ عدالت گستری ( اعتلای کلمه الله ) با مجاهدت ممکن است

«ایها المؤمنون إنه من رأی عدواناً یعمل به و منکراً یدعی الیه فانکره بقلبه فقدسلم و بریء و من انکره بلسانه فقد اجر وهو افضل من صاحبه و من انکره بالسیف لتکون کلمه الله هی العلیا وکلمه الظالمین هی السفلی فذلک الذی اصاب سبیل الهدی و قام علی الطریق و نور فی قلبه الیقین» (حکمت 373 )

ای اهل ایمان ! هر کس تجاوزی را بنگرد و شاهد دعوت منکری باشد. در دل آن را آشکار کند خود را از آلودگی سالم داشته است و هرکس با زبان آن را انکار کند پاداش داده خواهد شد و از اولی برتر است و آن کس که با شمشیر به انکار برخیزد تا کلمه الهی (عدالت ) در جامعه حاکم شود و کلمه ظالمین (بی عدالتی ) منکوب گردد، او راه رستگاری را یافته و نور یقین در دلش تابیده.

 

20 ـ با عدالت بر دلها حکومت کنید

امام علی (ع) می فرماید:

الانصاف زین الامراء انصاف و عدالت زینت کارگزاران است ( که موجب جلب قلوب می شود )

الانصاف یتألف الوصله انصاف موجب حکومت بر دلها می شود.

بالنصفه تدوم الوصله بواسطه انصاف ارتباط صمیمی تداوم می یابد.

بالنصفه یکثر المواصلات بواسطه انصاف دوستداران و طرفداران زیاد می شود.

المنصف کثیر الاولیاء و الاودّا.... اهل انصاف دارای دوستداران و طرفداران زیاد است.

( غررالحکم به نقل از میزان الحکمه ج 10 ص 64/65 )

 

21 ـ قوام و اصلاح مردم بواسطه عدالت

امام علی (ع) می فرماید:

«العدل اساس به قوام العالم» عدالت پایه ای است که قوام عالم هستی برآن قرار گرفته است.

(بحارالانوار به نقل از همان منبع ج 6 ص 78 )

«إن العدل میزان الله الذی و ضعه للخلق و نصبه لاقامه الحق فلاتخالفه فی میزانه و لاتعارضه فی سلطانه»

( غرر الحکم به نقل از همان منبع )

همانا عدالت میزان و ملاک الهی است که آن را بخاطر مردم و ضع نموده است و آن را برای اقامه حق قرار داده است پس خدا را در میزانش مخالفت نکن و باحاکمیت خداوند معارضه نکن

«جعل الله العدل قواماً للانام وتنزیهاً من المظالم و الاثام و تسنیه للاسلام» ( غررالحکم از میزان الحکمه ج 6 ص 78 )

خداوند عدالت را برای (زندگی سالم ) مردم قوام و آن را موجب پاکی زندگی از ستم کاریها و گناهان و برای اسلام موجب سهولت ( جهت پیاده شدن در جامعه ) قرار داده است.

امام علی (ع) همچنین عدالت را موجب اصلاح زندگی اجتماعی مردم مطرح فرموده است:

«العدل یصلح الرعیه» ( همان منبع )

 

22 ـ طبقه پائین جامعه، اولویت اول عدالت

امام علی (ع) در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می نویسند:

ثم الله الله فی الطبقه السفلی من الذین لاحیطه لهم من المساکین و المحتاجین و اهل البؤسی و الزمنی فان فی هذه الطبقه قانعاًو معتراً و احفظ لله ما استحفطک من حقه فیهم..... فان هؤلاء من بین الرعیه احوج الی الانصاف من غیرهم»

سپس از خدا پروا داشته باش، از خدا پروا داشته باش در مورد طبقات پایین و محروم جامعه که دستشان از همه جا کوتاه است و آنان زمین گیران، نیازمندان، گرفتاران و دردمندان هستند. دراین طبقه محروم گروهی خویشتن داری کرده وگروهی به گدایی دست نیاز برمی دارند. پس برای خدا پاسدار حقی باش که خداوند برای این طبقه معین فرموده است.... زیرا این طیف از مردم به عدالت نیازمندتر از دیگرانند.

 

اصل دوم: مهرورزی به بندگان خدا

 

1 ـ مهرورزی با مهربانی، محبت و لطف قلبی

«و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه لهم و اللطف بهم» ( نامه 53 )

دلت را با مهربانی و محبت و لطف واحسان نسب به مردم بپوشان.

اشعار به معنای پوشیدن و شعار به معنی زیر پیراهن است و کنایه ازاین است که رحمت و محبت و لطف تو نسبت به مردم ظاهری و بر اساس منافع وماصالح نباشد بلکه باید قلبی باشد و همه جان تو آکنده از مهربانی ومحبت و لطف نسبت به آنها باشد و نگذاری در دل تو ذره ای خشونت، بغض و یا بی لطفی نسبت به آنها وجود داشته باشد.

 

2 ـ «امانت دانستن پست و مقام»، اساس مهرورزی

«و لاتکونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم اکلهم فانهم صنفان: اما اخ لک فیی الدیین و إما نظییر لک فی الخلق یفرط منهم الزلل و تعرض لهم العلل و تؤتی علی ایدیهم فی العمد والخطاء فأعطهم من عفوک و صفحک مثل الذی تحب أن یعطیک من عفو و صحفه فانک فوقهم و والی الامر علیک فوقک و الله فوق من ولاک و قد استقاک امرهم و ابتلاک بهم و لاتنبصنّ نفسک لحرب الله إنه لاید لک بنقمته و لا غنی بک عفوه و رحمته و لا تندمنّ علی عفو»

نسبت به مردم مانند یک حیوان درنده حمله ور نشو که خوردن آنها را مغتنم بشماری زیرا مردم دو گروهند: یک گروه برادران دینی تواند و گروه دوم مخلوقات خدا هستند که در خلقت نظیر تو که دچار لغزشهایی شده و اسباب بدکاری به آنها رو یآورده و دانسته وندانسته مرتکب خطا شده اند. بس با بخشش و گذشت خود آنان را عفو کن همانطور که دوست داری خداوند با بخشش و گذشت خویش تورا بیامرزد زیرا تو بالادست آنها و ولی امر بالادست و خداوند بالادست و لی امر تو می باشد و اراده کرده است که کارشان را تو به سامان رسانی و آنان سبب آزمایش تو قرار داده و مبادا خود را برای جنگ با خداوند آماده سازی که ترا توانایی خشم او نبوده و از بخشش و مهربانیش بی نیازی نسیتی و هرگز نباید از بخشش و گذشت پشیمان شوی.

امام علی (ع) درنامه ای به اشعث فرماندار آذربایجان که پس از جنگ جمل در شعبان سال 36 هجری در شهر کوفه نوشتند، خطاب فرمودند:

«و إن عملک لیس لک بطمعه ( مطعمه ) و لکنه فی عنقک امانه»

همانا پست فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نبوده، بلکه امانتی در گردن تو است.

حضرت علی (ع) براساس اصل «امانت» بودن پست و مقام مالک را بر حذر داشته است که مردم را به چشم طعمه ای نگاه کند که با درنده خویی بخواهد گوشت تن آنان ( بیت المال ) تناول کند. حقیقت این است که اگر به مقام به دیده امانت نگاه نشود موجب درنده خویی می شود و زمینه ستم و ستمگری را فراهم می سازد و لذا از این دو سخن استفاده می شود که مبنای مهرورزی با بندگان خدا این است که پست و مقام را یک امانت الهی بدانیم.