باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 159 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سفر به سرزمين زيتون (2)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گزارشی از سفر به فلسطین


 
   ● نويسنده: سيد محمد تقى - حكيم

منبع: روزنامه - ایران

 
 

با اتوبوس به سمت اردن رفتيم و در بين راه شهر زرقا را ديديم و صبح شنبه در بحر الميت شنا كرديم، پس از آن در ميانه بيابان به خانه موسى (ع) وارد شديم. گوسفندان مشغول چرا بودند، در سرزمين بيت اللحم و در هشت كيلومترى بيت المقدس به درخت خرمايى برخورديم كه حضرت مريم (س) از آن ميل فرمود، گهواره عيسى (ع) كه با جواهرات آراسته بود، كليسايى قديمى و بازار صدف فروشى ها، بركه سليمان كه آب سبز و روح انگيزى دارد، قبر يونس و شهر هبرون كه ابراهيم پيامبر (ع) آن را بنا كرد. نماز خوانديم در مسجدى بزرگ و فاتحه خوانديم بر قبر ابراهيم، اسحق، يعقوب، ساره و يوسف و شنبه پنجم مرداد ۱۳۳۶ وارد بيت المقدس شديم. در بازار گردش كرديم و به مسجد الاقصى رفتيم، مسجدى كه شبستان هاى بزرگش با قالى هاى خوب مفروش است و مسلمانان بيت المقدس روز جمعه را در اين مسجد نماز مى گزارند، نماز تحيت خوانديم و ديدنى ها را تماشا كرديم.

به محل معراج پيامبر (ص) رفتيم و حالا تا ۷ مرداد ۱۳۳۶ كه به اردن و از آنجا به دمشق برگرديم با هم همسفريم.

 

ديدار از قبة الصخره و كليساى قيامت

در محوطه حرم، قطعه سنگ بزرگى به رنگ تيره وجود دارد كه مقدارى از زمين ارتفاع دارد و در زير آن دور تا دور ستون هايى زده اند تا آن را به همان حالت نگه دارند. قسمت بالاى سنگ را نرده هاى چوبى و قهوه اى رنگ فرا گرفته تا كسى نتواند از آن بالا رود. تا آنجا كه شنيده و به ياد دارم اين سنگ، بدون ستون و معلق در فضا قرار داشته است. حال براى روشن شدن موضوع، مختصرى از آنچه در تواريخ و سفرنامه ها درباره سنگ مزبور مرسوم به «قبة الصخره» آورده اند در اينجا ذكر مى كنم: «ناصرخسرو» در سفرنامه خود، آنجا كه از اماكن بيت المقدس سخن مى گويد راجع به «قبه صخره» آورده است: و گويند شب معراج رسول (ص) اول به «قبه صخره» نماز كرد.

و دست بر صخره نهاد و چون بيرون آمد صخره از براى جلالت او برخاست و رسول (ص) دست بر صخره نهاد تا باز به جاى خود شد و قرار گرفت و هنوز آن نيمه معلق است (ناصر خسرو، ۱۳۵۴ ص ۵۳)

حمدالله مستوفى در بخشى از كتاب «نزهت القلوب» كه از اوصاف شهرها و ولايات نام مى برد، مى نويسد: و سنگ صخره كه رسول صلعم در شب «اسرى» از او به معراج رفت و آن سنگ به موافقت رسول صلعم ده گزى يك طرفش از زمين برخاست و چون رسول صلعم گفت كه «قف» همچنان نيم خيز بماند، در آن مسجد است. (مستوفى، ۱۳۶۲ ص ۱۷)

حاج زين العابدين شيروانى در كتاب «بستان السياحه» مى نويسد: و حجرى كه در ليلة المعراج اراده كرده بود كه از عقب حضرت خاتم الانبيا (ع) روان شود و آن حضرت منع فرموده در هوا معلق ايستاده آن سنگ در ممركهف بالاى سر زائران اتفاق افتاده اما ستونى از سنگ زير آن نهاده اند تا زنان و كودكان ترس و بيم نكنند. (شيروانى ، ۱۳۱۵ قمرى، ص۱۷۲)

بهرحال، پس از مشاهدات قسمت بيرونى قبه صخره، نظرمان به پله هايى كه در يكى از گوشه هاى سنگ قرار داشت جلب شد. از آنها پائين رفتيم. زيرسنگ سالنى سرداب مانند وجود داشت كه زائران در آنجا نماز مى گزارند. ماهم در آنجا نماز خوانديم. در آن سرداب جايى را نشان مى دهند و مى گويند محل نماز پيامبر اسلام بوده است. همچنين در يك گوشه از آن، صندوقى را به ديوار نصب كرده اند و در پاسخ به سؤال ما از محتويات آن، مى گويند يك تار مو از پيامبر اسلام در اين صندوق است كه هر سال در ماه مبارك رمضان آن را از داخل صندوق بيرون مى آورند و مردم آن را مى بينند و به آن تبرك مى جويند.

در يك قسمت از محوطه حرم، ديوارها و آثارى از يك ساختمان وجود دارد. مى گويند اينجا محكمه حضرت داوود پيامبر است كه در آن مى نشسته و بين مردم قضاوت مى كرده است. در اين رابطه، خداوند متعال در قرآن مجيد مى فرمايد: يا داوود انا جعلناك خليفه فى الارض فاحكم بين الناس بالحق و لاتتبع الهوى فيضلك عن سبيل الله- اى داوود ما تو را در روى زمين خليفه قرار داديم پس ميان مردم به حق حكم كن و از هواى نفس پيروى منما تا تو را از راه خدا گمراه سازد. (قرآن مجيد، سوره ص ، آيه ۲۶)

در بيت المقدس كليساى عظيمى به نام كليساى قيامت وجود دارد كه واقعاً به اصطلاح خودمان قيامت است. تصاوير، زيورآلات، تابلوها و نقاشى هاى آنجا، همه جالب ، ديدنى و عجيب است. بعضى آن را كليساى قمامه مى گويند. در سفرنامه ناصر خسرو به همين نام آمده است (ناصر خسرو، ،۱۳۵۴ ص ۶۳).

مسيحيانى كه به بيت المقدس سفر مى كنند، بيشتر به خاطر زيارت همين محل مقدس است.

پس از بازديد از اماكن ديدنى محوطه حرم، يكى از ديوارهاى اطراف حرم به نام ديوار براق را به ما نشان دادند. ديوار خيلى قديمى بلندى بود. بالاى آن، مانند ديوار قلعه ها كنگره داشت علاوه بر مسلمانان ، يهوديان هم كنار اين ديوار مى ايستند و عبادت مخصوص خودشان را به جا مى آورند. پس از بازديد حرم و اطراف آن، به بازار ميوه فروشان رفتيم. عرض بازار كم بود و سقف داشت. اغلب مغازه ها كوچك بود. در بازار، ميوه، تره بار و سبزى عرضه مى شد. به يكى از مغازه ها رفتيم، براى خريد پرتقال، صاحب مغازه با عصبانيت و خشم بسيارى پرسيد: شما از عراق آمده ايد شما شيعه هستيد گفتيم آرى. گفت شما هستيد كه مى گوييد: الرساله نزلت على عليّ لا على محمد - پيامبرى بر على نازل شده نه بر محمد. در جواب او گفتيم: شنيده ايد كه ما نماز مى خوانيم، زكات مى دهيم و حج به جا مى آوريم

گفت: نعم تصلون، تزكونت و تحجون، بله شما نماز مى خوانيد، زكات مى دهيد و حج به جا مى آوريد.

گفتيم: بسيار خوب ما در اذان و در تشهد نماز، شهادت به رسالت پيامبر مى دهيم. چگونه ممكن است رسالت را به على نسبت بدهيم ديديم صاحب مغازه قدرى آرام گرفت و ساكت شد.

در مغازه ها، انواع و اقسام ميوه و سبزى وجود داشت كه بعضى از آنها براى ما جالب بود.

 

* يكشنبه بعد از ظهر ششم مرداد ۱۳۳۶ به امّان بر مى گرديم

الآن بعد از ظهر يكشنبه ۶ مردادماه ۱۳۳۶ شمسى است. وقت مسافرت از امّان پايتخت اردن به بيت المقدس و ديگر اماكن فلسطين رو به اتمام است. بايد به عمان برگرديم و از آنجا به سوريه. با آن كه مايل بوديم بيشتر در بيت المقدس باشيم، مع ذالك اثاثيه مختصر خود را از فندق برداشته، پس از حساب با مدير فندق با همان اتومبيل كرايه سوارى كه به بيت المقدس آمده بوديم به قصد بازگشت، براى عمان حركت كرديم. در بازگشت هم از زيارت جاهاى جديد بى بهره نمانديم، ميان بيابان، مقبره حضرت مريم مادر عيساى مسيح (ع) بدون قبه و بارگاه قرار داشت. از پله ها پائين رفتيم. پائين پله ها سمت راست را مانند دخمه و غارى از سنگ تراشيده بودند، كمى جلوتر، قبر نسبتاً مرتفعى از سنگ قرار داشت كه مى گفتند قبر مريم است. راه پله ها روشن و دخمه تاريك بود. به همين خاطر، زائران و جهانگردان از نگهبان شمع مى خريدند و روشن مى كردند و در پرتو نور آنها كنار قبر مى رفتند.

در بين راه بازگشت، مقدارى دور از جاده، در بيابان فلسطين، خانه هاى كوچك و با ارتفاع كم قرار داشت. پرسيديم: اينجا كجا است گفتند: اينجا محل اسكان فلسطينى هاى آواره است كه به آنها «لاجئين فلسطين» يعنى پناهندگان فلسطين. مى گويند اينها افرادى هستند كه اسرائيل غاصب، خانه و كاشانه آنها را گرفته و آنها را از مسكن خود بيرون رانده و براى آنها خانه هاى ارزان قيمت ساخته اند.

سرانجام پس از سير و سياحت جاهاى ديدنى سرزمين فلسطين در خاك اردن به سلامت به امّان بازگشتيم. شب در آنجا استراحت كرديم و ساعت ۶ صبح فردا، دوشنبه ۷ مردادماه ۱۳۳۶ شمسى به راه افتاديم، ساعت ۱۰ وارد دمشق شديم.

 

    170 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   فلسطين (494)

تصاوير

دسته
●  متن / گزارش

رسته :3

تاريخ ارسال:21/01/1387

تاريخ شمسی نشر:28/11/1386
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب