كلیات جامعه شناسی تونیس
دکتر توسلی درباره شناخت کلی از جامعه شناسی تونیس افزود: تونیس جامعه شناسی را به دو شاخه اصلی محض و کاربردی تقسیم می کند. جامعه شناسی محض از منظر او، جامعه شناسی نظری و توجه به تئوری هاست و در جامعه شناسی کاربردی نیز به انواع و اقسام فعالیتها در گروه ها و جمع های انسانی میپردازد. اما تونیس که آثار مختلفی در زمینه جامعه شناسی منتشر کرده، تنها در یک عرصه و براساس یک کتاب (گماینشافت و گزلشافت یا اجتماع و جامعه) که نظریه مهمش را در آن واکاوی کرده، مشهور شده است.
نظریه مشهور تونیس
استاد دانشگاه تهران برای طرح تئوری مشهور تونیس از چند جنبه به آن پرداخت، ابتدا درباره سابقه مفهوم اجتماع و جامعه گفت: قبلا و از سوی اندیشمندان مختلف نیز رابطه اجتماع و جامعه مطرح بوده اما تونیس توانسته جمع بندی کلی از این دیدگاه کرده و در کتابی به همین نام در بیش از 500 صفحه آن را تئوریزه کرده است. آن هنگام که ((افلاطون)) به فیلیا و سوفیا اشاره می کند، ((ابن خلدون)) به مفاهیم جامعه بدوی و حضری یا قبیله ای و شهری اشاره می کند، ((هابز)) از اراده ذاتی و اراده اختیاری می گوید، ((اسپنسر)) به تقسیم بندی جامعه سنتی و صنعتی می پردازد یا ((امیل دورکیم)) بحث از همبستگی مکانیکی و ارگانیکی می کند، همه بحث از نوعی تقسیم بندی دوگانه و دو نوع اساس و جوهر و ذات است که از سوی متفکرین گوناگون، مهم تشخیص داده شده و در این میان تونیس توانسته با نگاهی عمیق و همه جانبه، تفاوتها و تشابهات این دو سنخ را به طور کامل بررسی کند. البته بیشترین نزدیکی تونیس با دورکیم است که این جامعه شناس فرانسوی نیز سعی می کند روند تکاملی از جامعه ابتدایی تا مدرن را ترسیم کند و با ارائه دو مفهوم همبستگی مکانیکی و ارگانیکی (البته در تضاد اصطلاحی با نظریه عام تونیس) این مسئله را بسط داده است.
توسلی درباره علت رویکرد تونیس به این مسئله ادامه داد: تونیس توجه فوق العاده ای به مسائل شهری و مدرنیته داشته که اولا به تبع دیگر جامعه شناسان و رویکرد کلی جامعه شناسی این مسئله بروز پیدا کرده ثانیا در مورد تونیس نوعی مسئله احساسی نیز هست. در واقع این جامعه شناس کلاسیک آلمانی نوعی تعلق خاطر و احساس علاقه به گذشته و جوامع پیشین داشته است و سعی می کند در ذکر خصلت ها برای شهر، خصال نیک اجتماع ها را برتر و برجسته تر نشان دهد و به کرسی بنشاند، این مسئله ناشی از نوستالژی زندگی سنتی در جامعه آلمان نیز هست که خانواده و روابط طبیعی و همبستگی های درون ذاتی و مکانیکی (دورکیمی) هنوز در آن به چشم می خورد. جالب اینجاست که رشد نازیسم در طول قرن گذشته در آلمان نیز ناشی از همین رویکرد و همبستگی های درونی و قومی بوده است. به هرحال خود تونیس این مسئله را رد می کند و ادعا می کند وی به ارائه تیپ هایی دست زده و به دور از ارزشگذاری ها سعی در ارائه یک واقعیت علمی و تاریخی داشته است.
تبیین نظریه اجتماع و جامعه
آنگاه غلامعباس توسلی به تبیین بیشتری در مورد نظریه تونیس پرداخت و افزود: به عقیده تونیس گماینشافت یا اجتماع که به صورت طبیعی و اولیه و با اراده ذاتی و خودبخودی به وجود آمده شامل اجتماعات و قبایل و طایفه ها و تیره هاست که در آن روابط خونی و خویشاوندی حاکم است، روابط متقابل و همسایگی و دوستی و رفاقت همه احساسی است و جزو مقتضیات روزمره است، افراد جامعه با همدیگر روابط اندام واره و به قول تونیس، ارگانیک دارند، تمایز اجتماعی بسیار کم است و نهاد اصلی، خانواده است. و البته دارای انواعی نیز هست از جمله اجتماع های خونی، محلی، ذهنی، خویشاوندی، همسایگی و... که تونیس به هریک به طور جداگانه می پردازد. در مقابل گزلشافت یا جامعه، جمعی انسانی است که سازمان یافته و با اختیار انسان شکل گرفته است و شاخصه آن اراده، تشکیلات، نقشه و برنامه است. خویشاوندی در این نوع، کمرنگ می شود، روابط، ثانویه و غیر احساسی، عقلانی و قراردادی می شوند و از حالت ارگانیک به سمت مکانیکی حرکت می کنند، تمایز اجتماعی در این نوع زیاد است و نهاد اصلی، دولت و اقتصاد است، حوزه جغرافیایی نیز از روستا به شهر مبدل می گردد.
اهمیت و کارکرد امروزی نظریه تونیس
وی درباره اهمیت، نقش و کارکرد امروزی این تئوری افزود: جامعه چند فرهنگی و قومیت گرایی ها و نوستالژی و علاقه به گذشته از سوی برخی متفکرین در طول قرن اخیر همه شکلهایی جدید از اجتماع مورد نظر تونیس هستند که می توان ادعا کرد هنوز هم گماینشافت وجود دارد. در برخی جوامع مثل جامعه مسلمان یا ایتالیا و ایرلند این مسئله به شکل آشکارا وجود دارد و در کل نیز در حالی که در جامعه مدرن و عقلانی زندگی می کنیم، وجود تعارضات غیر قابل انکار است و بسیاری از رفتارها و نظریات ما احساسی و غیرعقلانی است. در ایران ما نیز این مسئله با وضوع قابل تبیین است، جامعه از یک طرف خواهان پذیرش مدرنیته است اما وزنه سنت ها به حدی است که حرکت مدرنیته را با وقفه مواجه می سازد و حرکت های دائمی رفت و برگشتی میان مدرنیته و سنت و مابین اجتماع و جامعه به نحو روشنی قابل مشاهده است.
روش شناسی تونیس
دکتر غلامعباس توسلی در پایان سخن ضمن تاکید بر این نکته که روش تونیس غیر پوزیتویستی، بینشی و همراه با تکنیک های روانشناختی است، درباره شیوه نگاه به تئوری تونیس افزود: نظریه تونیس نباید به عنوان یک واقعیت تاریخی یا گذار تاریخی مطرح شود. اجتماع و جامعه در هر زمان و مکانی ترکیبی است و به طور خالص وجود ندارد. در حقیقت به این نظریه باید به عنوان یک تیپ ایده آل نگاه شود و از همین روست که که درون اجتماع، جامعه و درون جامعه، اجتماع و خصوصیات و جزییات هر یک قابل مشاهده است، لذا در روستا قواعد اجتماعی قابل مشاهده است و در شهر نیز همبستگی مکانیکی و روابط خصوصی وجود دارد. امروز نیز نمی توان ادعا کرد در مدرن ترین شهرها هم گزلشافت اصیل و خالص وجود دارد. هماره در روند تاریخی جوامع شدت و ضعف میان اصول جامعه و اجتماع وجود داشته و البته این حقیقتی است که امروزه شدت و وسعت قواعد جامعه یا گزلشافت بیش از اجتماع است! و ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که حرکت به سمت گماینشافت در جهان امروزه، مبرا از سختی ها و مشکلات نیز نمی باشد و انسان را از عقلانیت و روابط قراردادی دور می کند که مشکلات و تبعات خودش را به دنبال دارد. به نظر دکتر توسلی، ایده آل، حضور ارزشها و اخلاقیات در بطن جامعه مدنی است و همانطور که برخی جامعه شناسان به این موضوع نگاه کرده اند باید قواعد جامعه و اجتماع به صورت تلفیقی و ترکیبی مورد توجه قرار گیرد، بدین شکل که جامعه هم مستفاد از مدرنیته و مدرنیزاسیون باشد و هم بتواند سنتهای صحیح، ارزشها و اخلاقیات را حفظ کند چرا که انحصار در هر یک نه عملی است نه عاقلانه و منطقی!