باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 236 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آفرينش در آيين هندو به روايت منوسمرتى
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تكثّر و تنوّع متون مقدّس و اصلى هندو فراوان است و تقريبا در بيشتر آنها مسئله آفرينش طرح شده است. اين نوشتار بر آن است تا آفرينش در آيين هندو را از منظر «منوسمرتى»، كه يكى از منابع اصلى آيين هندوست، ارائه دهد.

كتاب طرحى كامل از آفرينش، ترتّب و ترتيب آفرينش موجودات، نقش هر يك در آفرينش و ربط و نسبت هر يك از آنها را با وجود قائم بذات و ديگر موجودات ارائه مى‏دهد. اين طرح نمودار درخت وارونه‏اى است كه ريشه و تنه درخت در بالا و شاخه‏هاى آن به سمت پايين‏اند، چرا كه ريشه اصلى از دلِ خود، شاخه و شاخه‏هاى فرعى بيرون مى‏دهد، و آنها هم هر يك به‏نوبه خود چنين مى‏كنند؛ اين حركت نوعى تنزل است يعنى آن ذات مطلق خود را در برهما فرومى‏كاهد و او را مأمور امر آفرينش مى‏كند، از اين‏رو پس از انهدام هر دوره بازسازى و آفرينش مجدّد از برهما و به دست او آغاز مى‏شود.

 
   ● نويسنده: محمدصادق - ابوطالبى

منبع: فصل نامه - هفت آسمان - شماره 24

 
 

در يك تقسيم‏بندى كلى متون هندويى را به دو بخش تقسيم كرده‏اند:

1. شروتى(2)ها، به معناى شنيده‏شده، متون الهامى يا مقدس

2. سمرتى(3)ها، به معناى به‏يادآمده، متون غيرالهامى يا سُنت.

وده(4)ها، اوپه‏نيشد(5)ها، براهمنه(6)ها و آرنيكه(7)ها از جمله متون شروتى، مقدس، هستند و شاستره(8)ها، سو«تره(9)ها، پورانه(10)ها و حماسه‏هاى مهابهارته(11) و رامايانه(12) در شمار متون سمرتى قرار مى‏گيرند.

شاستره عنوانى است كلى كه بر قواعد و احكام يا مجموعه قوانين پس از دوره وده اطلاق مى‏شود. (13) درمه‏شاستره(14) شاخه‏اى از اين عنوان كلى است كه قواعد، احكام و قوانين درمه را بيان مى‏كند، از مهم‏ترين درمه‏شاستره‏ها مى‏توان منوسمرتى يا قوانين منو(15) را نام برد.

هر چند منوسمرتى از جمله قانون‏نامه‏هاست و در نگاه نخست كتابى فقهى ـ حقوقى به نظر مى‏آيد اما جاى‏جاى كتاب از نكات اخلاقى و حكمى پُر است و حتى بخش اعظم فصل اول از فصول دوازده‏گانه كتاب، به مبحث آفرينش اختصاص يافته كه در اين نوشتار قسمت‏هايى از آن ترجمه و در اختيار قرار گرفته است؛ متن اصلى كتاب به زبان سنسكريت است و تاكنون چندين ترجمه انگليسى از آن منتشر شده است.

يكى از ترجمه‏هاى انگليسى اين اثر در مجموعه گرانسنگ متون مقدس شرق(16) به سرپرستى ماكس موولر(17) و ترجمه بووهلر(18) آمده است. ترجمه حاضر از روى اين نسخه بوده و البته در موارد متعدد و به ويژه مواردى كه احتياج به دقت نظر بيشتر داشته، به ترجمه‏هاى ديگر از جمله "The Ordinances of Manu" و تفسير ده‏جلدى معتبر و مهم مدهاتيتهى به نام "Manu Smrti with the Manubhasya of MedhaÎtithi" و نيز در مواردى به ترجمه عربى كتاب به نام منوسمرتى كتاب الهندوس المقدس ترجمه احسان حقى مراجعه كرده و بهره برده‏ام.

ذكر اين نكته ضرورى است كه متون مقدس و اصلى آيين هندو نيز همانند ديگر عناصر و مؤلفه‏ها و نيز مذاهب آن بسيار متنوّع و متكثّر است. مبحث آفرينش نيز روايتى واحد و يگانه ندارد و به حسب متون مختلف و انديشه‏هاى طرح‏شده در آنها متفاوت است، چنان‏كه ريگ‏وده آفرينش عالَم را به سه صورت تصوير مى‏كند.

1. همچون سازه‏اى از چوب كه نجارى الوهى و اسطوره‏اى، تْوَشْتَر(19) آن را از عناصر ازلى مى‏تراشد و به كمك صنعتگران اساطيرى، رْبْهوها، (20) سر هم مى‏كند؛

2. همچون تناسل و توالد كه در آن چيزى از چيز ديگر زاده مى‏شود، در اين نظريه ويشوه‏كرمه(21) به‏مثابه پدر همه موجودات مطرح است؛

3. به‏مثابه قربانى جهانى كه از اجزاى آن، اجزاى جهان ساخته مى‏شود؛ البته ريگ‏وده اين سه را با هم جمع مى‏كند و از جمع دو يا سه روايت از آفرينش در كنار هم، احساس ناسازگارى نمى‏كند. (22)

در انديشه اوپه‏نيشدى، برهمنْ جوهر هستى است كه جهان را از خود پديد مى‏آورد، او هم علّت فاعلى عالم و هم علّت مادى آن است. و در آموزه‏هاى گى‏تا(23) مادّه يا هيولاى عالم، پركريتى، (24) به‏مثابه زهدانى است كه خدا همچون پدر كيهانى تخمه موجودات را در آن مى‏نهد تا به صورت‏هاى مختلف درآيند.

گويا منوسمرتى در پى جمع ميان اين روايت‏هاست و مسئله را به گونه‏اى طرح كرده و به پيش مى‏برد كه نه تنها با روايت‏هاى متون ديگر تعارض ندارد، بلكه با چينشى واضح و شفاف تا حدودى هر يك از روايت‏ها را تبيين مى‏كند؛ بر ماست تا هر بخش از روايت منوسمرتى را با يكى از روايت‏ها تطبيق دهيم. به نظر نگارنده مى‏توان تمام روايت‏هاى آفرينش هندو را در منوسمرتى و در كنار هم يافت، اميد آنكه اين تحقيق در آينده تحقق پذيرد.

مطالب داخل پرانتز ( ) افزوده‏هاى مترجم انگليسى به متن و مطالب داخل كروشه [] افزوده‏هاى مترجم فارسى به متن مى‏باشد، و سخن آخر اينكه متن به صورت فقرات پشت سر هم آمده و عنوان‏گذارى از سوى راقم اين سطور انجام شده است.

 

فصل اول: آفرينش

[پرسش فرزانگان]

1. فرزانگان بزرگ به مَنو(25) كه با خاطرى جمع نشسته بود، تقرب يافتند، و او را نيايشى سزاوار كرده، چنين گفتند:

2. اى يگانه الاهى! لطف فرما دقيق و به شيوه‏اى مناسب، قوانين دينى هر يك از طبقات (چهارگانه اصلى، ورنه(26)) و طبقات ميانى(27) را بر ما بنما.

3. زيرا خدايا! تنها تويى آگاه‏ترين به مقصود، (يعنى) آن آيين‏ها و معرفت نفس كه در قالب اين احكام كامل مربوط به وجود قائم به ذات(28) (سْوَيَمبْهوو، (29) آموزش داده‏شده)، و ناشناختنى و دست‏نايافتنى است.

 

[پاسخ مَنو]

4. او كه قدرتش را حدّ و اندازه نيست، چون اين گونه از سوى بزرگ فرزانگان عالى‏جاه موردپرسش قرارگرفت، آنان‏را به‏شايستگى حرمت نهاد وپاسخ‏فرمود، «گوش فرا دهيد!»

 

[منشأ عالم]

5. اين (عالم) به هيئت سياهى، غير قابل رؤيت، فاقد نشانه‏هاى خاص، دست نايافتنى با عقل، ناشناختنى، گويى مستغرق در خواب عميق بود.

6. آنگاه وجود قائم به ذات الاهى (سْوَيَمْبْهوو كه خود)نامحسوس [است]، امّا (همه) اينها، عناصر اصلى و بقيه، را محسوس مى‏سازد با قدرت (خلاّق) و مقاومت‏ناپذير ظاهر گشت، [و] آن سياهى را زدود.

7. اوكه (تنها) بااندام‏درون مى‏توانش درك‏كرد، اوكه لطيفْ غيرقابل‏تشخيص وازلى‏است، اوكه درك ناشدنى و دربرگيرنده همه مخلوقات است، [به [(اراده) خويش جلوه كرد.

 

[آفرينش آب]

8. او كه ميل داشت انواع مختلف موجودات را از جسم خود بيافريند، در ابتدا با يك تأمل، آب را آفريد و تخم خود را درون آن جاى داد.

 

[زايش برهما]

9. آن (تخم) تخمى طلايى شد، به لحاظ درخشندگى بسان خورشيد؛ خود او در مقام برهما، (30) پدر و بنيان‏گذار كلِّ عالم، از آن (تخم) زاده شد.

10. آب‏ها را ناراه(31) مى‏نامند (زيرا) آب‏ها در واقع مولود نَرَه(32)اند؛ از آن جهت كه آب نخستين منزلگاه (اينه(33)) او بود، لذا او را ناراينه(34) ناميده‏اند.

 

[ماهيت برهما]

11. از آن علّت (نخست)، كه غير قابل تشخيص، ابدى و واقع و ناواقع است، آن شخص (پوروشه)(35) متولد شد كه در اين جهان به برهما مشهور است.

12. آن شخص الوهى، (36) يك‏سال تمام بر روى آن تخم خوابيد، آنگاه خودِ او (تنها) با قوه مفكّره خويش آن [تخم] را به دو نيم تقسيم كرد.

 

[آفرينش آسمان و زمين]

13. و او از آن دو نيمه، آسمان و زمين را شكل داد [و] در بين آنها عالم ميانى، [يعنى [جهات هشتگانه افق، و جايگاه ابدى آب‏ها را [قرار داد].

 

[آفرينش جهان از تنزلات مَهَت(37)]

14. او همچنين از خويشتن خويش (آتمنه(38)) عقل را بيرون كشيد كه هم واقع و هم ناواقع است، وبه‏همين‏صورت ازعقل انانيّت‏را كه كاركردخود ـ آگاهى‏دارد (و) متفرعن (است).

 

[آفرينش خدايان]

15. به علاوه آن يگانه اعظم، نفس و همه (مخلوقات) پوشيده به كيفيات سه‏گانه و پنج اندامى را كه شناسه‏هاى حسى را درك مى‏كنند، با نظم [خاص [خودشان [بيرون كشيد].

16. او پس از چسباندن اجزاى بسيار كوچك، حتى آن شش كه قدرت لايتناهى دارند به اجزاى خود، همه موجودات را آفريد.

17. به دليل اينكه آن شش (نوع) اجزاى بسيار كوچك، كه كالبد (مخلوقات) را شكل مى‏دهند، وارد (آ ـ شرى(39)) اين (مخلوقات) مى‏شوند، بنابراين اين خردمندان كالبد او را شَريره(40) (جسم) مى‏نامند.

18. آن عناصر مهم همراه با كاركردشان وارد مى‏شوند و عقل به واسطه خود از كالبد همه موجودات [و] آن يگانه فناناپذير جدا مى‏شود.

19. و اين (جهان) از اجزاى جسمانى بسيار كوچكِ اين هفت پوروشه بسيار نيرومند بيرون جهيد، فانى از جاودانه.

20. در ميان آنها هر (عنصر) بعدى، ويژگى عنصر قبلى را به دست مى‏آورد، و (در اين زنجيره) هر يك از آنها جايگاهى اشغال مى‏كنند، حتى گفته‏اند صفات بسيار زيادى را دارا خواهند بود. (41)

21. اما در آغازْ او نام‏ها، اعمال و احوالى را بر طبق كلمات وده، براى همه (موجودات مخلوق) تعيين كرد.

22. او، خداوند، همچنين طبقه خدايان ـ آنان كه از نعمت حيات برخوردارند و سرشتشان فعّال است ـ را آفريد؛ و [نيز] طبقه نامحسوس سادهيه‏ها(42) و قربانى ابدى را.

 

[آفرينش وده‏ها]

23. امّا او براى اجراى صحيح قربانى از آتش، (43) باد(44) و خورشيد(45) وده(46) جاودانه سه گانه به نام‏هاى ريك، يجوس و سامن(47) را بيرون كشيد.

24. زمان و تقسيم‏بندى‏هاى آن، ماه‏هاى قمرى و افلاك، رودها، اقيانوس‏ها، كوه‏ها، دشت‏ها، زمين ناهموار،

25. زهدپيشگى، قوه ناطقه، رضا، ميل و غضب [و] تمام اين مخلوقات را او به همين صورت آفريد، چون علاقه‏مند بود به اين موجودات هستى بخشد.

 

[تمايز ميان فضيلت و رذيلت]

26. بعلاوه، براى تمايز ميان اعمال، او شايستگى را از ناشايستگى جدا ساخت و باعث شد مخلوقات به جفت‏ها(ى متضاد) نظير تألّم و رضا مبتلا باشند.

27. و با اجزاى بسيار كوچك فانى از پنج (عنصر) كه ذكر شد، كل اين (جهان) به ترتيبى خاص شكل مى‏گيرد.

28. اما خداوند در آغاز براى هر (نوع موجود) روشى را معين كرد، در آفرينش‏هاى بعدى تنها همان روش به‏طور ناخواسته برگزيده شده است.

29. هر آنچه را در آفرينش (نخست) به هر يك از موجودات تخصيص داد [اعم از [ضرر يا فايده، مهربانى يا بى‏رحمى، فضيلت يا گناه، صدق يا كذب، آنها پس از [آفرينش [ناخواسته [نيز] به آن [موجودات] چسبيدند.

30. همان‏گونه كه در تغيير فصول سال، هر فصل پذيراى علائم خاص خود است، موجودات مادى هم (در زندگى جديد)، مسير اعمال معين خود را (از سر مى‏گيرند).

 

[آفرينش طبقه براهمنه‏ها و ديگر طبقات]

31. و براى پيشرفت عوالم، او براهمنه‏ها، كشتريه‏ها، ويشيه‏ها و شوودره‏ها را از دهان، بازوان، ران‏ها و پاهاى خود آفريد.

 

[آفرينش مذكر و مونث]

32. با تقسيم‏بدن خود، خداوندْ نيم‏مذكر ونيم‏مونث شد؛ او باآن (مونث) ويراج(48) را آفريد.

 

[آفرينش مَنو]

33. و اى مقدّس‏ترين در ميان دوبار زاده‏شدگان!(49) بدانيد كه من(50) آفريدگار كلّ اين (جهان)ام كه آن ويراج مذكر با اجراى رياضت، خودش [مرا [آفريد.

 

[آفرينش فرزانگان]

34. پس من، در حالى كه شوق آفرينش موجودات را داشتم، رياضت‏هاى بسيار شاق به‏جا آوردم، و (با اين كار) ده فرزانه عالى‏جاه، خدايان موجودات مخلوق را آفريدم،

35. مَرى‏كى، (51) اترى، (52) اتگيراس، (53) پولَستيه، (54) پولَه، (55) كْرَتو، (56) پرَكِتَس، (57) وشيشتهه، (58) بهريگو، (59) و نارَده. (60)

36. آنان هفت مَنوى ديگر را كه داراى هوش و ذكاوت بسيار بودند، خدايان و طبقات خدايان و فرزانگان عالى‏جاه داراى قدرت بى‏حدوحصر، آفريدند،

 

[آفرينش موجودات نيمه‏الوهى]

37. يَكشه(61)ها (خادمان كوبره، (62) ديوان معروف به) راكْشَسه(63)ها و پيشاكه(64)ها، گَندهَروه(65)ها (يا نوازندگان خدايان)، اسوره(66)ها، (خدا ـ مارها معروف به) ناگه(67)ها و سَرپه(68)ها، (خدا ـ پرندگان معروف به) سوپَرنه(69)ها و طبقات متعدد ارواح، [را آفريدند]،

 

[آفرينش ابرها و غيره]

38. آذرخش، رعد و برق و ابرها، رنگين‏كمان‏هاى ناقص (رُهيته)(70) و كامل، شهاب‏ها، صداهاى فوقِ طبيعى، ستارگان دنباله‏دار، و انواع گوناگون نورهاى آسمانى [را آفريدند]،

 

[آفرينش پرندگان و حيوانات]

39. (اسب‏سانان) كينَّره(71)ها، ميمون‏ها، ماهيان، انواع گوناگون پرندگان، گاو، گوزن، انسان، و حيوانات گوشت‏خوارِ داراى دو رديف دندان [را آفريدند]،

 

[آفرينش حشرات، خزندگان و جمادات]

40. كرم‏ها و سوسك‏هاى بزرگ و كوچك، پروانه‏ها، شپش‏ها، مگس‏ها، حشرات، جميع حشرات گزنده و نيش‏زننده، و انواع مختلف اشياى ثابت [را آفريدند]،

41. بدين‏سان كلِّ اين (موجودات)، ثابت و غيرثابت، به دست آن افراد عالى‏جاه از طريق رياضت و به فرمان من، [و] (هر موجود) بر اساس (نتايج) اعمال خود، آفريده شد.

42. و هر عمل مقرّر (مربوط) به (هر يك از) مخلوقات روى زمين، و نيز شيوه تولّدشان را دقيقا به شما اعلام مى‏كنم.

 

[آفرينش بچه‏زايان، تخم‏گذاران، و گياهان]

43. گاو، گوزن، حيوانات گوشتخوار داراى دو رديف دندان، راكشسهها، پيشاكهها، و انسان از رحم، زاده مى‏شوند.

44. پرندگان، مارها، سوسمارها، ماهيان، لاك‏پشت‏ها، نيز (حيوانات) آبزى و خاكزىِ مشابه، از تخم تولّد مى‏يابند.

45. حشرات گزنده و نيش‏زننده، شپش‏ها، مگس‏ها، حشرات و همه (موجودات) ديگر از اين دست كه در گرما توليدمثل مى‏كنند، از رطوبت شديد بيرون مى‏جهند.

46. تمام گياهان از طريق بذر يا قلمه تكثير مى‏شوند، [و] از جوانه رشد مى‏كنند؛ گياهان يك‏ساله (آنهايى هستند) كه گل و ميوه بسيار مى‏دهند، [و [پس از رسيدن ميوه‏شان نابود مى‏شوند؛

 

[گونه‏هاى مختلف گياهان]

47. (آن درختانى) كه بدون گل ميوه مى‏دهند وَنَس‏پَتى، (72) (نجيبان بيابان)، ناميده مى‏شوند؛ اما آنهايى كه هم گل و هم ميوه مى‏دهند وريْكشه(73) خوانده مى‏شوند.

48. و گياهان گوناگون با ساقه‏هاى بسيار، از يك يا چند ريشه رشد مى‏كنند، [و [گونه‏هاى مختلف علف، گياهان بالارونده و خزنده همگى از بذر يا از جوانه سربرمى‏آورند.

49. اين (گياهان) كه تَمس(74) متعددالشكل، نتيجه اعمالشان (در زندگى‏هاى قبلى)، آنها را احاطه كرده است، داراى آگاهى درونى و تجربه لذّت و درد هستند.

50. اوضاع (گياهان) در اين چرخه همواره ترسناك و دائم‏التغيير زندگى و مرگ كه موجودات آفريده شده در معرضِ آن‏اند، [اين‏چنين] توضيح داده مى‏شود كه آغاز آن با (آغاز) برهماست و پايان آن با (پايان) اين (موجودات غيرمتحركى كه اخيرا ذكر شد).

 

[غيب شدن برهما]

51. وقتى او كه قدرتش درك ناشدنى است، بدان سان جهان را و مرا آفريد، در حالى كه به‏طور مكرر يك دوره را به وسيله دوره ديگر فرو مى‏خورد، در خود غيب شد.

52. وقتى كه آن يگانه الوهى برخيزد آنگاه اين عالم به حركت در مى‏آيد؛ وقتى كه او به آرامى مى‏آرمد آنگاه اين عالم به خواب فرو مى‏رود.

53. و وقتى كه او در خواب آرام است، موجودات مادى كه سرشتشان فعل است از اعمال خويش دست مى‏كشند و نفس بى عمل مى‏شود.

 

[انحلال عظيم]

54. وقتى آنان همه به يكباره در آن نفس كبير منحل شوند، آنگاه او كه نفس همه موجودات است، فارغ از هر دغدغه و مشغله‏اى به آرامى به خواب مى‏رود. (75)

 

[خروج روح فردى]

55. وقتى كه اين (روح) وارد ظلمت شده است، (76) براى مدت زمانى طولانى با اندام‏هاى (حسى) متحد مى‏ماند، امّا كاركرد خود را به اجرا نمى‏گذارد؛ سپس كالبد جسمانى را ترك مى‏كند.

 

[تناسخ روح فردى]

56. آن [روح] در حالى كه (فقط) با اجزاى بسيار جزئى پوشيده است، وارد بذر سبزى يا تخم‏حيوان‏مى‏شود، آنگاه‏متحد(باجسمى‏نيك)، كالبدجسمانى(جديد)ى‏به‏خودمى‏گيرد. (77)

 

[آفرينش امور با بيدار و خواب برهما]

57. بدين سان او، يگانه زوال‏ناپذير، با بيدارى و خواب (متناوب) [خود]، پيوسته كلّ اين (مخلوقات) متحرك و ثابت(78) را احيا و معدوم مى‏كند. (79)

 

[منشأ قانون]

58. و او چون اين قانون‏نامه‏هاى (قانون قدسى(80)) را سروده بود، خود او آنها را بر طبق قاعده(81)، در آغاز تنها به من آموخت؛ سپس من (آنها را) به مَرى‏كى و ديگر فرزانگان (آموختم).

 

[توصيه به آموزش از بْهريگو]

59. اين بْهريگو اين قانون نامه‏ها را كاملاً براى تو قرائت مى‏كند؛ زيرا آن فرزانه، كليّت آن [قانون [را از من آموخت.

 

[آغاز سخن بْهريگو]

60. سپس بْهريگو آن فرزانه بزرگ، چون مَنو آنسان بدو خطاب كرد، (82) با [احساس [رضايت در عمق وجود خود، با تمام فرزانگان سخن آغاز كرد، [و گفت] گوش فرادهيد!(83)

 

[مَنْوَنْتَره و هفت منو]

61. شش عالى‏جاه ديگر، منوهاى بسيار قدرتمند، به نسل اين منو، زاده آن قائم بذات (سِوَيَمبْهو) كه به‏طور مكرر موجودات خلق شده را آفريده است، تعلق دارند،

62. (آنان عبارت‏اند از: ) سِوارُكيشه، (84) اوتَّمى، (85) تامَسه، (86) ريوَته، (87) كاك‏شوشه، (88) صاحب شكوه بسيار، و پسر ويوَسْوَت. (89)

63. سوايَمبهووَه(90) كه در ميان اين هفت منوى جليلْ نخستين آنان است، كلّ اين (مخلوقات) متحرك و غيرمتحرك را آفريد، و در طى دوره‏اى (كه به او اختصاص دارد) آنها را محافظت كرد.

[فقرات 64 تا 74 به مبحث ادوار جهانى و نام‏گذارى دوره‏هاى جهان اختصاص دارد، لذا ارتباط مستقيم با آفرينش ندارد و در اينجا نيامده است].

[برهما عقل را مى‏آفريند و آن را در آفرينش به كار مى‏برد]

74. در پايان آن روز و شب، او كه خواب بود برمى‏خيزد و پس از بيدارى، عقل(91) را كه هم واقع و هم ناواقع است، مى‏آفريند.

 

[گرايش عقل به آفرينش و آفرينش اتر]

75. عقل كه به واسطه شوق برهما وادار به آفرينش شده بود، از طريق تغيير خويش به عمل آفرينش دست زد و از اينجا اتر(92) پديد آمد. آنان اعلام مى‏دارند كه صوت كيفيت بعدى است. (93)

 

[آفرينش باد]

76. و با تغيير خود، از اترْ باد نيرومند، پاك، ناقل تمام رايحه‏ها را بيرون مى‏ريزد؛ آن را داراى صفت لامسه مى‏دانند.

 

[آفرينش نور]

77. پس با تغيير خود، از بادْ نور درخشان منبعث مى‏شود كه پرتو مى‏افكند و تاريكى را مى‏زدايد؛ آن را داراى صفت رنگ اعلام مى‏كنند.

 

[آفرينش آب]

78. و با تغيير خود، از نورْ آب (به وجود مى‏آيد) كه داراى صفت طعم است، از آبْ زمين كه صفت بويايى دارد. در آغاز آفرينش چنين است.

 

[مَنْوَنتره]

79. دوره پيش‏گفته خدايان، (يا) دوازده هزار (سالِ آنان)، كه در هفتاد و يك ضرب مى‏شد (دوره‏اى را مى‏سازند كه) در اينجا دوره يك مَنو (مَنونَتره(94))ناميده مى‏شود.

 

[منَونتره‏ها بى‏شمارند]

80. منونَتره‏ها، [يعنى] آفرينش‏ها و انهدام‏هاى (اين جهان) بى‏شمارند؛ به عبارتى برهما بارها و بارها اين عمل را تكرار مى‏كند.

 

كتاب‏نامه

1. Sacred Books of The East, The Laws of Manu, tr. by Bühler, Georg, ed by Müller, Max, Curzon Press, 2001.

2. The Ordinances of Manu, tr. by Hopkins, Munshiram Manoharlal, New Delhi, 1995.

3. Manusmrti: with the "ManubhaÎsya of MedhaÎtithi", Motilal BanarsidaÎss, Delhi, 1999.

4. A Dictionary of Hinduism, Stutley, Margaret and Stutley, James, Routledge & K. Paul, 1985.

5. The Cosmology of the Regveda, Cosmo Publications, 1999.

6. A Sanskit - English Dictionary, Monier - Williams, Oxford, 1998.

 

پي نوشتها:

1 مشخصات كتاب‏شناختى اين اثر از اين قرار است:

The Laws of Manu in "Sacred Books of the East", tr. by Bühler, Georg, ed by Müller, Max, Curzon, 2001.

2. Sruti

3. Smrti

4. Veda

5. Upanisad

6. BraÎhmana

7. AÎranyaka

8. SaÎstra

9. SuÎtra

10. Puraha

11. MahaÎbhaÎrata

12. RaÎmaÎyaÎna

13. A Dictionary of Hinduism, Margaret and James Stutley.

14. Dharmasastra

15. The Laws of Manu

16. Sacred Books of the East

17. Max Muller

18. Buhler

19. TvasÊtar

20. Rbhus

21. VisÊvakarma

22. Wallis H. W. , The Cosmology of the Rig Veda, Cosmo Publications, India, 1999.

23. GiÎtaÎ

24. Prakriti

25. Manu.

26. Varna

27. منظور از طبقات ميانى طبقات ممزوج است يعنى كسانى كه به واسطه تعلق پدر به يك طبقه و مادر به طبقه ديگر، مى‏توان آنها را از دو طبقه دانست. بحث طبقات ممزوج (mixed Castes) در فصل دهم كتاب به تفصيل آمده است.

28. Self-existent

29. SvayambhuË

30. با توجه به محتواى متن كه او را خالق مى‏داند، عنوان برهما (BrhmaÎ) صحيح است. مترجم انگليسى در جاى‏جاى ترجمه از واژه برهمن (Brhman)كه در اصطلاح هندويى اشاره به ذات مطلق دارد استفاده كرده است. ترجمه‏هاى ديگر واژه برهما را به كار برده‏اند و ما نيز از اين پس برهما را به كار مى‏بريم مگر اينكه محتواى متن نشان‏دهنده عنوان برهمن باشد.

31. NaÎraÎh

32. Nara به معناى مرد، نرينه.

33. ayana

34. NaÎraÎyana؛ اشاره دارد به فقره نهم همين فصل.

35. purus¨a، در انگليسى معادل‏هايى نظير male، man، mankind براى پوروشه به كار مى‏برند، به نظر مى‏رسد در اينجا معادل فارسىِ شخص، مناسب‏ترين باشد زيرا ناظر به شخصى بودن اوست.

36. منظور برهماست.

37. Mahat

38. AÎtmana

39. AÎ - Sri

40. Sarira

41. اين عبارت اشاره دارد به اين آموزه كه عنصر نخست، اتر، تنها يك صفت دارد آن هم صوت؛ دومين عنصر، باد، دو صفت دارد صوت و لمس‏پذيرى؛ سومين عنصر، آتش يا نور، سه صفت دارد، الى آخر.

42. SaËdhya، طبقه وجودهاى آسمانى نيمه الوهى. (A Dictionary of Hinduism)

43. Agni، اگنى در سنسكريت به معناى آتش است و طبق بند فوق يكى از وجودهاى نيمه الوهى است. مترجم كتاب واژه fireرا به جاى Agniآورده است امّا در برخى ترجمه‏ها اگنى آمده است.

44. مترجم انگليسى واژه wind را معادل VaËyu (وايو)ى سنسكريت كه به معناى باد است و در سنّت هندويى يكى از وجودهاى نيمه الوهى است، قرار داده است.

45. مترجم انگليسى معادل sun را براى Ravi (رَوى) برگزيده است؛ رَوى در سنسكريت به معناى جنبه يا صورتى خاص از خورشيد است، گاه به معناى مطلق خورشيد يا خداى ـ خورشيد نيز مى‏آيد. (Sanskrit-English Dictionary)

46. Veda، آوانويسى صحيح اين واژه «وده» است كه در ترجمه‏هاى فارسى بيشتر آن را ودا آوانويسى مى‏كند.

47. Rik، Yagus، Saman؛ همان ريگ (= رگ)، يجور و سامه وده هستند.

48. ViraÎg، ترجمه‏هاى ديگر آن را ViraÎjضبط كرده‏اند.

49. Twice-born (دوبار زاده‏شدگان) در سنّت هندويى به سه طبقه نخست از طبقات چهارگانه اطلاق مى‏شود و مقدّس‏ترين و برترين در ميان آن سه براهمنه‏ها هستند.

50. منظور مَنو(Manu) است.

51. MariÎki؛ ضبط ديگر آن MariÎci (مَرى‏چى) مى‏باشد، مرى‏چى در متون ودايى به معناى جزئى از نور آمده است و در متون غير ودايى به نام پَرجاپَتى (parjaËpati) است كه او را يكى از گونه‏هاى زير مى‏انگارند:

ـ پسر سوَيَمبهو (برهما)؛

ـ يكى از هفت رشى (rÊsi) بزرگ؛

ـ نخستين پرجاپتى از ده پرجاپتى يا مخلوقات رده دوم؛

ـ و پدر كشيپه (kas¨yapa

در اين متن مراد گونه سوم است.

52. Atri

53. Angiras

54. Pulastya

55. Pulaha

56. Kratu

57. Praketas

58. VasÙisÙtha

59. Bhrigu، در متون ودايى او را پسر ورونه، يا ايندره، يا پرجاپتى مى‏دانند. (A Dictionary of Hinduism)

60. NaÎrada

61. Yaksa

62. Kubera

63. RaÎksasa

64. PisaÎka

65. Gandharava

66. Asura

67. NaÎga

68. Sarpa

69. Suparna

70. Rohita

71. Kinnara

72. Vanaspati

73. Vriksa

74. tamas، يكى از گونه‏هاى سه‏گانه؛ در فرضيه گونه [guna]هاى سه‏گانه عالم ماده، سَتوه[sattva] كيفيت روشنايى، رَجَس [rajas]كيفيت حركت و فعاليت، تَمس كيفيت تاريكى است؛ لذا مترجم در ترجمه انگليسى از تعبير Darknes استفاده كرده است.

75. در مورد اين فقره به لحاظ محتوا و مفهوم، تفاسير و برداشت‏هاى متفاوتى شده است. كه مجال ذكر آنها در اينجا نيست، امّا به لحاظ ساختارعبارت، مفسرشهيرمدهاتيتى مى‏گويد: بايد جاى جمله پايه و پيرو را عوض كرد كه دراين صورت با قسمت اخير فقره پنجاه و دو نيز سازگارى دارد (مدهاتيتى ج 3 ص 96)، براساس اين نظريه ترجمه بند چنين مى‏باشد: آنگاه او كه نفس همه موجودات است فارغ از هر مسئوليت و مشغوليت به آرامى مى‏آرمد، آنان به يكباره در آن نفس بزرگ مستغرق مى‏شوند.

76. اين فقره اتفاقاتى را كه براى روح فردى [شخصى] (Individual) پس از مواجهه با مرگ رخ مى‏دهد، بيان مى‏كند.

77. روح پس از مرگ بدن مادى و مفارقت از آن كه در فقره پنجاه و پنج بيان شد، در حالى كه مجموعه عوامل هشتگانه اوليه تشكيل‏دهنده بدن آن را احاطه كرده‏اند، وارد بذر يك نبات يا نطفه يك حيوان مى‏شود و كالبد جسمانى جديدى متناسب با آن عناصر هشتگانه شكل مى‏يابد. اويديا(avidyaÎ)، بودهى (Buddhi)، كرمه(Karma)، بهووته(bhuËta)، ايندْريه (Indriya)، مَنَس(manas)، واسَنا(VaÎsanaÎ)، و وايو (VaËyu) هشت عنصر مذكور هستند.

78. منظور از مخلوقات متحرك جانوران و مراد از مخلوقات ثابت، نباتات است. (مدهاتيتهى ج 3، ص 101)

79. اين فقره جمع بندى فقرات پيشين است.

80. مترجم به‏جاى دهرمه (dharma) معادل قانون قدسى (sacred law) را نهاده است، در ترجمه‏هاى ديگر دهرمه آمده است.

81. با دقت و از روى توجه.

82. در واقع اين عبارت اشاره دارد به فقره پنجاه و نه و منظور اين است «چون مَنو به فرزانگان گفت من قانون را به بهريگو آموخته‏ام و او نيز تمام آن را براى تو مى‏خواند»، سپس بْهريگو نيز با خرسندى وظيفه خود را كه همانا قرائت قانون است، آغاز كرد.

83. اين فقره پايان بخش مقدماتى است كه خاستگاه حقيقى اين قانون را بيان مى‏كند و از اين پس متن اصلى رساله از زبان بْهريگو و در پاسخ به پرسش فرزانگان (بندهاى 1 تا 3) خواهد آمد. (مدهاتيتهى، ج 3 ص 14)

84. SvaÎrokisa

85. Auttami

86. TaÎmasa

87. Raivata

88. KaÎksusa

89. Vivasvat

90. SvaÎyambhuva

91. Mind، مترجم اين واژه را معادل واژه مَنَس (manas) سنسكريت كه به معناى قوه عاقله و دانستگى است نهاده است.

92. ether، مترجم اين‏واژه‏را معادل‏واژه آكاشه (aËkaÎsÊa) سنسكريت به‏كاربرده است؛ درتوضيح آكاشه آورده‏اند: فراگير درهمه، فضا، تهى بودن، و گويند آكاشه لطيف‏ترين عنصر از عناصر پنجگانه و در راس آنها است. (A Dictionary of Hinduism)

93. از ظاهر عبارت چنين بر مى‏آيد كه صوت كيفيتى جدا از اتر است كه بعداً از آن سخن خواهد گفت، لكن طبق ترجمه هاپكينز منظور اين است كه اين فضا همان چيزى است كه دانشمندان براى آن كيفيت صوت قايل هستند.

(The ordinances of Manu, pp. 10-11)

94. Manvantrah.

 

    168 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خلقت (15)
●   هندوييسم (7)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:25/01/1387

تاريخ شمسی نشر:25/01/1387
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب