در يك تقسيمبندى كلى متون هندويى را به دو بخش تقسيم كردهاند:
1. شروتى(2)ها، به معناى شنيدهشده، متون الهامى يا مقدس
2. سمرتى(3)ها، به معناى بهيادآمده، متون غيرالهامى يا سُنت.
وده(4)ها، اوپهنيشد(5)ها، براهمنه(6)ها و آرنيكه(7)ها از جمله متون شروتى، مقدس، هستند و شاستره(8)ها، سو«تره(9)ها، پورانه(10)ها و حماسههاى مهابهارته(11) و رامايانه(12) در شمار متون سمرتى قرار مىگيرند.
شاستره عنوانى است كلى كه بر قواعد و احكام يا مجموعه قوانين پس از دوره وده اطلاق مىشود. (13) درمهشاستره(14) شاخهاى از اين عنوان كلى است كه قواعد، احكام و قوانين درمه را بيان مىكند، از مهمترين درمهشاسترهها مىتوان منوسمرتى يا قوانين منو(15) را نام برد.
هر چند منوسمرتى از جمله قانوننامههاست و در نگاه نخست كتابى فقهى ـ حقوقى به نظر مىآيد اما جاىجاى كتاب از نكات اخلاقى و حكمى پُر است و حتى بخش اعظم فصل اول از فصول دوازدهگانه كتاب، به مبحث آفرينش اختصاص يافته كه در اين نوشتار قسمتهايى از آن ترجمه و در اختيار قرار گرفته است؛ متن اصلى كتاب به زبان سنسكريت است و تاكنون چندين ترجمه انگليسى از آن منتشر شده است.
يكى از ترجمههاى انگليسى اين اثر در مجموعه گرانسنگ متون مقدس شرق(16) به سرپرستى ماكس موولر(17) و ترجمه بووهلر(18) آمده است. ترجمه حاضر از روى اين نسخه بوده و البته در موارد متعدد و به ويژه مواردى كه احتياج به دقت نظر بيشتر داشته، به ترجمههاى ديگر از جمله "The Ordinances of Manu" و تفسير دهجلدى معتبر و مهم مدهاتيتهى به نام "Manu Smrti with the Manubhasya of MedhaÎtithi" و نيز در مواردى به ترجمه عربى كتاب به نام منوسمرتى كتاب الهندوس المقدس ترجمه احسان حقى مراجعه كرده و بهره بردهام.
ذكر اين نكته ضرورى است كه متون مقدس و اصلى آيين هندو نيز همانند ديگر عناصر و مؤلفهها و نيز مذاهب آن بسيار متنوّع و متكثّر است. مبحث آفرينش نيز روايتى واحد و يگانه ندارد و به حسب متون مختلف و انديشههاى طرحشده در آنها متفاوت است، چنانكه ريگوده آفرينش عالَم را به سه صورت تصوير مىكند.
1. همچون سازهاى از چوب كه نجارى الوهى و اسطورهاى، تْوَشْتَر(19) آن را از عناصر ازلى مىتراشد و به كمك صنعتگران اساطيرى، رْبْهوها، (20) سر هم مىكند؛
2. همچون تناسل و توالد كه در آن چيزى از چيز ديگر زاده مىشود، در اين نظريه ويشوهكرمه(21) بهمثابه پدر همه موجودات مطرح است؛
3. بهمثابه قربانى جهانى كه از اجزاى آن، اجزاى جهان ساخته مىشود؛ البته ريگوده اين سه را با هم جمع مىكند و از جمع دو يا سه روايت از آفرينش در كنار هم، احساس ناسازگارى نمىكند. (22)
در انديشه اوپهنيشدى، برهمنْ جوهر هستى است كه جهان را از خود پديد مىآورد، او هم علّت فاعلى عالم و هم علّت مادى آن است. و در آموزههاى گىتا(23) مادّه يا هيولاى عالم، پركريتى، (24) بهمثابه زهدانى است كه خدا همچون پدر كيهانى تخمه موجودات را در آن مىنهد تا به صورتهاى مختلف درآيند.
گويا منوسمرتى در پى جمع ميان اين روايتهاست و مسئله را به گونهاى طرح كرده و به پيش مىبرد كه نه تنها با روايتهاى متون ديگر تعارض ندارد، بلكه با چينشى واضح و شفاف تا حدودى هر يك از روايتها را تبيين مىكند؛ بر ماست تا هر بخش از روايت منوسمرتى را با يكى از روايتها تطبيق دهيم. به نظر نگارنده مىتوان تمام روايتهاى آفرينش هندو را در منوسمرتى و در كنار هم يافت، اميد آنكه اين تحقيق در آينده تحقق پذيرد.
مطالب داخل پرانتز ( ) افزودههاى مترجم انگليسى به متن و مطالب داخل كروشه [] افزودههاى مترجم فارسى به متن مىباشد، و سخن آخر اينكه متن به صورت فقرات پشت سر هم آمده و عنوانگذارى از سوى راقم اين سطور انجام شده است.
فصل اول: آفرينش
[پرسش فرزانگان]
1. فرزانگان بزرگ به مَنو(25) كه با خاطرى جمع نشسته بود، تقرب يافتند، و او را نيايشى سزاوار كرده، چنين گفتند:
2. اى يگانه الاهى! لطف فرما دقيق و به شيوهاى مناسب، قوانين دينى هر يك از طبقات (چهارگانه اصلى، ورنه(26)) و طبقات ميانى(27) را بر ما بنما.
3. زيرا خدايا! تنها تويى آگاهترين به مقصود، (يعنى) آن آيينها و معرفت نفس كه در قالب اين احكام كامل مربوط به وجود قائم به ذات(28) (سْوَيَمبْهوو، (29) آموزش دادهشده)، و ناشناختنى و دستنايافتنى است.
[پاسخ مَنو]
4. او كه قدرتش را حدّ و اندازه نيست، چون اين گونه از سوى بزرگ فرزانگان عالىجاه موردپرسش قرارگرفت، آنانرا بهشايستگى حرمت نهاد وپاسخفرمود، «گوش فرا دهيد!»
[منشأ عالم]
5. اين (عالم) به هيئت سياهى، غير قابل رؤيت، فاقد نشانههاى خاص، دست نايافتنى با عقل، ناشناختنى، گويى مستغرق در خواب عميق بود.
6. آنگاه وجود قائم به ذات الاهى (سْوَيَمْبْهوو كه خود)نامحسوس [است]، امّا (همه) اينها، عناصر اصلى و بقيه، را محسوس مىسازد با قدرت (خلاّق) و مقاومتناپذير ظاهر گشت، [و] آن سياهى را زدود.
7. اوكه (تنها) بااندامدرون مىتوانش درككرد، اوكه لطيفْ غيرقابلتشخيص وازلىاست، اوكه درك ناشدنى و دربرگيرنده همه مخلوقات است، [به [(اراده) خويش جلوه كرد.
[آفرينش آب]
8. او كه ميل داشت انواع مختلف موجودات را از جسم خود بيافريند، در ابتدا با يك تأمل، آب را آفريد و تخم خود را درون آن جاى داد.
[زايش برهما]
9. آن (تخم) تخمى طلايى شد، به لحاظ درخشندگى بسان خورشيد؛ خود او در مقام برهما، (30) پدر و بنيانگذار كلِّ عالم، از آن (تخم) زاده شد.
10. آبها را ناراه(31) مىنامند (زيرا) آبها در واقع مولود نَرَه(32)اند؛ از آن جهت كه آب نخستين منزلگاه (اينه(33)) او بود، لذا او را ناراينه(34) ناميدهاند.
[ماهيت برهما]
11. از آن علّت (نخست)، كه غير قابل تشخيص، ابدى و واقع و ناواقع است، آن شخص (پوروشه)(35) متولد شد كه در اين جهان به برهما مشهور است.
12. آن شخص الوهى، (36) يكسال تمام بر روى آن تخم خوابيد، آنگاه خودِ او (تنها) با قوه مفكّره خويش آن [تخم] را به دو نيم تقسيم كرد.
[آفرينش آسمان و زمين]
13. و او از آن دو نيمه، آسمان و زمين را شكل داد [و] در بين آنها عالم ميانى، [يعنى [جهات هشتگانه افق، و جايگاه ابدى آبها را [قرار داد].
[آفرينش جهان از تنزلات مَهَت(37)]
14. او همچنين از خويشتن خويش (آتمنه(38)) عقل را بيرون كشيد كه هم واقع و هم ناواقع است، وبههمينصورت ازعقل انانيّترا كه كاركردخود ـ آگاهىدارد (و) متفرعن (است).
[آفرينش خدايان]
15. به علاوه آن يگانه اعظم، نفس و همه (مخلوقات) پوشيده به كيفيات سهگانه و پنج اندامى را كه شناسههاى حسى را درك مىكنند، با نظم [خاص [خودشان [بيرون كشيد].
16. او پس از چسباندن اجزاى بسيار كوچك، حتى آن شش كه قدرت لايتناهى دارند به اجزاى خود، همه موجودات را آفريد.
17. به دليل اينكه آن شش (نوع) اجزاى بسيار كوچك، كه كالبد (مخلوقات) را شكل مىدهند، وارد (آ ـ شرى(39)) اين (مخلوقات) مىشوند، بنابراين اين خردمندان كالبد او را شَريره(40) (جسم) مىنامند.
18. آن عناصر مهم همراه با كاركردشان وارد مىشوند و عقل به واسطه خود از كالبد همه موجودات [و] آن يگانه فناناپذير جدا مىشود.
19. و اين (جهان) از اجزاى جسمانى بسيار كوچكِ اين هفت پوروشه بسيار نيرومند بيرون جهيد، فانى از جاودانه.
20. در ميان آنها هر (عنصر) بعدى، ويژگى عنصر قبلى را به دست مىآورد، و (در اين زنجيره) هر يك از آنها جايگاهى اشغال مىكنند، حتى گفتهاند صفات بسيار زيادى را دارا خواهند بود. (41)
21. اما در آغازْ او نامها، اعمال و احوالى را بر طبق كلمات وده، براى همه (موجودات مخلوق) تعيين كرد.
22. او، خداوند، همچنين طبقه خدايان ـ آنان كه از نعمت حيات برخوردارند و سرشتشان فعّال است ـ را آفريد؛ و [نيز] طبقه نامحسوس سادهيهها(42) و قربانى ابدى را.
[آفرينش ودهها]
23. امّا او براى اجراى صحيح قربانى از آتش، (43) باد(44) و خورشيد(45) وده(46) جاودانه سه گانه به نامهاى ريك، يجوس و سامن(47) را بيرون كشيد.
24. زمان و تقسيمبندىهاى آن، ماههاى قمرى و افلاك، رودها، اقيانوسها، كوهها، دشتها، زمين ناهموار،
25. زهدپيشگى، قوه ناطقه، رضا، ميل و غضب [و] تمام اين مخلوقات را او به همين صورت آفريد، چون علاقهمند بود به اين موجودات هستى بخشد.
[تمايز ميان فضيلت و رذيلت]
26. بعلاوه، براى تمايز ميان اعمال، او شايستگى را از ناشايستگى جدا ساخت و باعث شد مخلوقات به جفتها(ى متضاد) نظير تألّم و رضا مبتلا باشند.
27. و با اجزاى بسيار كوچك فانى از پنج (عنصر) كه ذكر شد، كل اين (جهان) به ترتيبى خاص شكل مىگيرد.
28. اما خداوند در آغاز براى هر (نوع موجود) روشى را معين كرد، در آفرينشهاى بعدى تنها همان روش بهطور ناخواسته برگزيده شده است.
29. هر آنچه را در آفرينش (نخست) به هر يك از موجودات تخصيص داد [اعم از [ضرر يا فايده، مهربانى يا بىرحمى، فضيلت يا گناه، صدق يا كذب، آنها پس از [آفرينش [ناخواسته [نيز] به آن [موجودات] چسبيدند.
30. همانگونه كه در تغيير فصول سال، هر فصل پذيراى علائم خاص خود است، موجودات مادى هم (در زندگى جديد)، مسير اعمال معين خود را (از سر مىگيرند).
[آفرينش طبقه براهمنهها و ديگر طبقات]
31. و براى پيشرفت عوالم، او براهمنهها، كشتريهها، ويشيهها و شوودرهها را از دهان، بازوان، رانها و پاهاى خود آفريد.
[آفرينش مذكر و مونث]
32. با تقسيمبدن خود، خداوندْ نيممذكر ونيممونث شد؛ او باآن (مونث) ويراج(48) را آفريد.
[آفرينش مَنو]
33. و اى مقدّسترين در ميان دوبار زادهشدگان!(49) بدانيد كه من(50) آفريدگار كلّ اين (جهان)ام كه آن ويراج مذكر با اجراى رياضت، خودش [مرا [آفريد.
[آفرينش فرزانگان]
34. پس من، در حالى كه شوق آفرينش موجودات را داشتم، رياضتهاى بسيار شاق بهجا آوردم، و (با اين كار) ده فرزانه عالىجاه، خدايان موجودات مخلوق را آفريدم،
35. مَرىكى، (51) اترى، (52) اتگيراس، (53) پولَستيه، (54) پولَه، (55) كْرَتو، (56) پرَكِتَس، (57) وشيشتهه، (58) بهريگو، (59) و نارَده. (60)
36. آنان هفت مَنوى ديگر را كه داراى هوش و ذكاوت بسيار بودند، خدايان و طبقات خدايان و فرزانگان عالىجاه داراى قدرت بىحدوحصر، آفريدند،
[آفرينش موجودات نيمهالوهى]
37. يَكشه(61)ها (خادمان كوبره، (62) ديوان معروف به) راكْشَسه(63)ها و پيشاكه(64)ها، گَندهَروه(65)ها (يا نوازندگان خدايان)، اسوره(66)ها، (خدا ـ مارها معروف به) ناگه(67)ها و سَرپه(68)ها، (خدا ـ پرندگان معروف به) سوپَرنه(69)ها و طبقات متعدد ارواح، [را آفريدند]،
[آفرينش ابرها و غيره]
38. آذرخش، رعد و برق و ابرها، رنگينكمانهاى ناقص (رُهيته)(70) و كامل، شهابها، صداهاى فوقِ طبيعى، ستارگان دنبالهدار، و انواع گوناگون نورهاى آسمانى [را آفريدند]،
[آفرينش پرندگان و حيوانات]
39. (اسبسانان) كينَّره(71)ها، ميمونها، ماهيان، انواع گوناگون پرندگان، گاو، گوزن، انسان، و حيوانات گوشتخوارِ داراى دو رديف دندان [را آفريدند]،
[آفرينش حشرات، خزندگان و جمادات]
40. كرمها و سوسكهاى بزرگ و كوچك، پروانهها، شپشها، مگسها، حشرات، جميع حشرات گزنده و نيشزننده، و انواع مختلف اشياى ثابت [را آفريدند]،
41. بدينسان كلِّ اين (موجودات)، ثابت و غيرثابت، به دست آن افراد عالىجاه از طريق رياضت و به فرمان من، [و] (هر موجود) بر اساس (نتايج) اعمال خود، آفريده شد.
42. و هر عمل مقرّر (مربوط) به (هر يك از) مخلوقات روى زمين، و نيز شيوه تولّدشان را دقيقا به شما اعلام مىكنم.
[آفرينش بچهزايان، تخمگذاران، و گياهان]
43. گاو، گوزن، حيوانات گوشتخوار داراى دو رديف دندان، راكشسهها، پيشاكهها، و انسان از رحم، زاده مىشوند.
44. پرندگان، مارها، سوسمارها، ماهيان، لاكپشتها، نيز (حيوانات) آبزى و خاكزىِ مشابه، از تخم تولّد مىيابند.
45. حشرات گزنده و نيشزننده، شپشها، مگسها، حشرات و همه (موجودات) ديگر از اين دست كه در گرما توليدمثل مىكنند، از رطوبت شديد بيرون مىجهند.
46. تمام گياهان از طريق بذر يا قلمه تكثير مىشوند، [و] از جوانه رشد مىكنند؛ گياهان يكساله (آنهايى هستند) كه گل و ميوه بسيار مىدهند، [و [پس از رسيدن ميوهشان نابود مىشوند؛
[گونههاى مختلف گياهان]
47. (آن درختانى) كه بدون گل ميوه مىدهند وَنَسپَتى، (72) (نجيبان بيابان)، ناميده مىشوند؛ اما آنهايى كه هم گل و هم ميوه مىدهند وريْكشه(73) خوانده مىشوند.
48. و گياهان گوناگون با ساقههاى بسيار، از يك يا چند ريشه رشد مىكنند، [و [گونههاى مختلف علف، گياهان بالارونده و خزنده همگى از بذر يا از جوانه سربرمىآورند.
49. اين (گياهان) كه تَمس(74) متعددالشكل، نتيجه اعمالشان (در زندگىهاى قبلى)، آنها را احاطه كرده است، داراى آگاهى درونى و تجربه لذّت و درد هستند.
50. اوضاع (گياهان) در اين چرخه همواره ترسناك و دائمالتغيير زندگى و مرگ كه موجودات آفريده شده در معرضِ آناند، [اينچنين] توضيح داده مىشود كه آغاز آن با (آغاز) برهماست و پايان آن با (پايان) اين (موجودات غيرمتحركى كه اخيرا ذكر شد).
[غيب شدن برهما]
51. وقتى او كه قدرتش درك ناشدنى است، بدان سان جهان را و مرا آفريد، در حالى كه بهطور مكرر يك دوره را به وسيله دوره ديگر فرو مىخورد، در خود غيب شد.
52. وقتى كه آن يگانه الوهى برخيزد آنگاه اين عالم به حركت در مىآيد؛ وقتى كه او به آرامى مىآرمد آنگاه اين عالم به خواب فرو مىرود.
53. و وقتى كه او در خواب آرام است، موجودات مادى كه سرشتشان فعل است از اعمال خويش دست مىكشند و نفس بى عمل مىشود.
[انحلال عظيم]
54. وقتى آنان همه به يكباره در آن نفس كبير منحل شوند، آنگاه او كه نفس همه موجودات است، فارغ از هر دغدغه و مشغلهاى به آرامى به خواب مىرود. (75)
[خروج روح فردى]
55. وقتى كه اين (روح) وارد ظلمت شده است، (76) براى مدت زمانى طولانى با اندامهاى (حسى) متحد مىماند، امّا كاركرد خود را به اجرا نمىگذارد؛ سپس كالبد جسمانى را ترك مىكند.
[تناسخ روح فردى]
56. آن [روح] در حالى كه (فقط) با اجزاى بسيار جزئى پوشيده است، وارد بذر سبزى يا تخمحيوانمىشود، آنگاهمتحد(باجسمىنيك)، كالبدجسمانى(جديد)ىبهخودمىگيرد. (77)
[آفرينش امور با بيدار و خواب برهما]
57. بدين سان او، يگانه زوالناپذير، با بيدارى و خواب (متناوب) [خود]، پيوسته كلّ اين (مخلوقات) متحرك و ثابت(78) را احيا و معدوم مىكند. (79)
[منشأ قانون]
58. و او چون اين قانوننامههاى (قانون قدسى(80)) را سروده بود، خود او آنها را بر طبق قاعده(81)، در آغاز تنها به من آموخت؛ سپس من (آنها را) به مَرىكى و ديگر فرزانگان (آموختم).
[توصيه به آموزش از بْهريگو]
59. اين بْهريگو اين قانون نامهها را كاملاً براى تو قرائت مىكند؛ زيرا آن فرزانه، كليّت آن [قانون [را از من آموخت.
[آغاز سخن بْهريگو]
60. سپس بْهريگو آن فرزانه بزرگ، چون مَنو آنسان بدو خطاب كرد، (82) با [احساس [رضايت در عمق وجود خود، با تمام فرزانگان سخن آغاز كرد، [و گفت] گوش فرادهيد!(83)
[مَنْوَنْتَره و هفت منو]
61. شش عالىجاه ديگر، منوهاى بسيار قدرتمند، به نسل اين منو، زاده آن قائم بذات (سِوَيَمبْهو) كه بهطور مكرر موجودات خلق شده را آفريده است، تعلق دارند،
62. (آنان عبارتاند از: ) سِوارُكيشه، (84) اوتَّمى، (85) تامَسه، (86) ريوَته، (87) كاكشوشه، (88) صاحب شكوه بسيار، و پسر ويوَسْوَت. (89)
63. سوايَمبهووَه(90) كه در ميان اين هفت منوى جليلْ نخستين آنان است، كلّ اين (مخلوقات) متحرك و غيرمتحرك را آفريد، و در طى دورهاى (كه به او اختصاص دارد) آنها را محافظت كرد.
[فقرات 64 تا 74 به مبحث ادوار جهانى و نامگذارى دورههاى جهان اختصاص دارد، لذا ارتباط مستقيم با آفرينش ندارد و در اينجا نيامده است].
[برهما عقل را مىآفريند و آن را در آفرينش به كار مىبرد]
74. در پايان آن روز و شب، او كه خواب بود برمىخيزد و پس از بيدارى، عقل(91) را كه هم واقع و هم ناواقع است، مىآفريند.
[گرايش عقل به آفرينش و آفرينش اتر]
75. عقل كه به واسطه شوق برهما وادار به آفرينش شده بود، از طريق تغيير خويش به عمل آفرينش دست زد و از اينجا اتر(92) پديد آمد. آنان اعلام مىدارند كه صوت كيفيت بعدى است. (93)
[آفرينش باد]
76. و با تغيير خود، از اترْ باد نيرومند، پاك، ناقل تمام رايحهها را بيرون مىريزد؛ آن را داراى صفت لامسه مىدانند.
[آفرينش نور]
77. پس با تغيير خود، از بادْ نور درخشان منبعث مىشود كه پرتو مىافكند و تاريكى را مىزدايد؛ آن را داراى صفت رنگ اعلام مىكنند.
[آفرينش آب]
78. و با تغيير خود، از نورْ آب (به وجود مىآيد) كه داراى صفت طعم است، از آبْ زمين كه صفت بويايى دارد. در آغاز آفرينش چنين است.
[مَنْوَنتره]
79. دوره پيشگفته خدايان، (يا) دوازده هزار (سالِ آنان)، كه در هفتاد و يك ضرب مىشد (دورهاى را مىسازند كه) در اينجا دوره يك مَنو (مَنونَتره(94))ناميده مىشود.
[منَونترهها بىشمارند]
80. منونَترهها، [يعنى] آفرينشها و انهدامهاى (اين جهان) بىشمارند؛ به عبارتى برهما بارها و بارها اين عمل را تكرار مىكند.
كتابنامه
1. Sacred Books of The East, The Laws of Manu, tr. by Bühler, Georg, ed by Müller, Max, Curzon Press, 2001.
2. The Ordinances of Manu, tr. by Hopkins, Munshiram Manoharlal, New Delhi, 1995.
3. Manusmrti: with the "ManubhaÎsya of MedhaÎtithi", Motilal BanarsidaÎss, Delhi, 1999.
4. A Dictionary of Hinduism, Stutley, Margaret and Stutley, James, Routledge & K. Paul, 1985.
5. The Cosmology of the Regveda, Cosmo Publications, 1999.
6. A Sanskit - English Dictionary, Monier - Williams, Oxford, 1998.
پي نوشتها:
1 مشخصات كتابشناختى اين اثر از اين قرار است:
The Laws of Manu in "Sacred Books of the East", tr. by Bühler, Georg, ed by Müller, Max, Curzon, 2001.
2. Sruti
3. Smrti
4. Veda
5. Upanisad
6. BraÎhmana
7. AÎranyaka
8. SaÎstra
9. SuÎtra
10. Puraha
11. MahaÎbhaÎrata
12. RaÎmaÎyaÎna
13. A Dictionary of Hinduism, Margaret and James Stutley.
14. Dharmasastra
15. The Laws of Manu
16. Sacred Books of the East
17. Max Muller
18. Buhler
19. TvasÊtar
20. Rbhus
21. VisÊvakarma
22. Wallis H. W. , The Cosmology of the Rig Veda, Cosmo Publications, India, 1999.
23. GiÎtaÎ
24. Prakriti
25. Manu.
26. Varna
27. منظور از طبقات ميانى طبقات ممزوج است يعنى كسانى كه به واسطه تعلق پدر به يك طبقه و مادر به طبقه ديگر، مىتوان آنها را از دو طبقه دانست. بحث طبقات ممزوج (mixed Castes) در فصل دهم كتاب به تفصيل آمده است.
28. Self-existent
29. SvayambhuË
30. با توجه به محتواى متن كه او را خالق مىداند، عنوان برهما (BrhmaÎ) صحيح است. مترجم انگليسى در جاىجاى ترجمه از واژه برهمن (Brhman)كه در اصطلاح هندويى اشاره به ذات مطلق دارد استفاده كرده است. ترجمههاى ديگر واژه برهما را به كار بردهاند و ما نيز از اين پس برهما را به كار مىبريم مگر اينكه محتواى متن نشاندهنده عنوان برهمن باشد.
31. NaÎraÎh
32. Nara به معناى مرد، نرينه.
33. ayana
34. NaÎraÎyana؛ اشاره دارد به فقره نهم همين فصل.
35. purus¨a، در انگليسى معادلهايى نظير male، man، mankind براى پوروشه به كار مىبرند، به نظر مىرسد در اينجا معادل فارسىِ شخص، مناسبترين باشد زيرا ناظر به شخصى بودن اوست.
36. منظور برهماست.
37. Mahat
38. AÎtmana
39. AÎ - Sri
40. Sarira
41. اين عبارت اشاره دارد به اين آموزه كه عنصر نخست، اتر، تنها يك صفت دارد آن هم صوت؛ دومين عنصر، باد، دو صفت دارد صوت و لمسپذيرى؛ سومين عنصر، آتش يا نور، سه صفت دارد، الى آخر.
42. SaËdhya، طبقه وجودهاى آسمانى نيمه الوهى. (A Dictionary of Hinduism)
43. Agni، اگنى در سنسكريت به معناى آتش است و طبق بند فوق يكى از وجودهاى نيمه الوهى است. مترجم كتاب واژه fireرا به جاى Agniآورده است امّا در برخى ترجمهها اگنى آمده است.
44. مترجم انگليسى واژه wind را معادل VaËyu (وايو)ى سنسكريت كه به معناى باد است و در سنّت هندويى يكى از وجودهاى نيمه الوهى است، قرار داده است.
45. مترجم انگليسى معادل sun را براى Ravi (رَوى) برگزيده است؛ رَوى در سنسكريت به معناى جنبه يا صورتى خاص از خورشيد است، گاه به معناى مطلق خورشيد يا خداى ـ خورشيد نيز مىآيد. (Sanskrit-English Dictionary)
46. Veda، آوانويسى صحيح اين واژه «وده» است كه در ترجمههاى فارسى بيشتر آن را ودا آوانويسى مىكند.
47. Rik، Yagus، Saman؛ همان ريگ (= رگ)، يجور و سامه وده هستند.
48. ViraÎg، ترجمههاى ديگر آن را ViraÎjضبط كردهاند.
49. Twice-born (دوبار زادهشدگان) در سنّت هندويى به سه طبقه نخست از طبقات چهارگانه اطلاق مىشود و مقدّسترين و برترين در ميان آن سه براهمنهها هستند.
50. منظور مَنو(Manu) است.
51. MariÎki؛ ضبط ديگر آن MariÎci (مَرىچى) مىباشد، مرىچى در متون ودايى به معناى جزئى از نور آمده است و در متون غير ودايى به نام پَرجاپَتى (parjaËpati) است كه او را يكى از گونههاى زير مىانگارند:
ـ پسر سوَيَمبهو (برهما)؛
ـ يكى از هفت رشى (rÊsi) بزرگ؛
ـ نخستين پرجاپتى از ده پرجاپتى يا مخلوقات رده دوم؛
ـ و پدر كشيپه (kas¨yapa)؛
در اين متن مراد گونه سوم است.
52. Atri
53. Angiras
54. Pulastya
55. Pulaha
56. Kratu
57. Praketas
58. VasÙisÙtha
59. Bhrigu، در متون ودايى او را پسر ورونه، يا ايندره، يا پرجاپتى مىدانند. (A Dictionary of Hinduism)
60. NaÎrada
61. Yaksa
62. Kubera
63. RaÎksasa
64. PisaÎka
65. Gandharava
66. Asura
67. NaÎga
68. Sarpa
69. Suparna
70. Rohita
71. Kinnara
72. Vanaspati
73. Vriksa
74. tamas، يكى از گونههاى سهگانه؛ در فرضيه گونه [guna]هاى سهگانه عالم ماده، سَتوه[sattva] كيفيت روشنايى، رَجَس [rajas]كيفيت حركت و فعاليت، تَمس كيفيت تاريكى است؛ لذا مترجم در ترجمه انگليسى از تعبير Darknes استفاده كرده است.
75. در مورد اين فقره به لحاظ محتوا و مفهوم، تفاسير و برداشتهاى متفاوتى شده است. كه مجال ذكر آنها در اينجا نيست، امّا به لحاظ ساختارعبارت، مفسرشهيرمدهاتيتى مىگويد: بايد جاى جمله پايه و پيرو را عوض كرد كه دراين صورت با قسمت اخير فقره پنجاه و دو نيز سازگارى دارد (مدهاتيتى ج 3 ص 96)، براساس اين نظريه ترجمه بند چنين مىباشد: آنگاه او كه نفس همه موجودات است فارغ از هر مسئوليت و مشغوليت به آرامى مىآرمد، آنان به يكباره در آن نفس بزرگ مستغرق مىشوند.
76. اين فقره اتفاقاتى را كه براى روح فردى [شخصى] (Individual) پس از مواجهه با مرگ رخ مىدهد، بيان مىكند.
77. روح پس از مرگ بدن مادى و مفارقت از آن كه در فقره پنجاه و پنج بيان شد، در حالى كه مجموعه عوامل هشتگانه اوليه تشكيلدهنده بدن آن را احاطه كردهاند، وارد بذر يك نبات يا نطفه يك حيوان مىشود و كالبد جسمانى جديدى متناسب با آن عناصر هشتگانه شكل مىيابد. اويديا(avidyaÎ)، بودهى (Buddhi)، كرمه(Karma)، بهووته(bhuËta)، ايندْريه (Indriya)، مَنَس(manas)، واسَنا(VaÎsanaÎ)، و وايو (VaËyu) هشت عنصر مذكور هستند.
78. منظور از مخلوقات متحرك جانوران و مراد از مخلوقات ثابت، نباتات است. (مدهاتيتهى ج 3، ص 101)
79. اين فقره جمع بندى فقرات پيشين است.
80. مترجم بهجاى دهرمه (dharma) معادل قانون قدسى (sacred law) را نهاده است، در ترجمههاى ديگر دهرمه آمده است.
81. با دقت و از روى توجه.
82. در واقع اين عبارت اشاره دارد به فقره پنجاه و نه و منظور اين است «چون مَنو به فرزانگان گفت من قانون را به بهريگو آموختهام و او نيز تمام آن را براى تو مىخواند»، سپس بْهريگو نيز با خرسندى وظيفه خود را كه همانا قرائت قانون است، آغاز كرد.
83. اين فقره پايان بخش مقدماتى است كه خاستگاه حقيقى اين قانون را بيان مىكند و از اين پس متن اصلى رساله از زبان بْهريگو و در پاسخ به پرسش فرزانگان (بندهاى 1 تا 3) خواهد آمد. (مدهاتيتهى، ج 3 ص 14)
84. SvaÎrokisa
85. Auttami
86. TaÎmasa
87. Raivata
88. KaÎksusa
89. Vivasvat
90. SvaÎyambhuva
91. Mind، مترجم اين واژه را معادل واژه مَنَس (manas) سنسكريت كه به معناى قوه عاقله و دانستگى است نهاده است.
92. ether، مترجم اينواژهرا معادلواژه آكاشه (aËkaÎsÊa) سنسكريت بهكاربرده است؛ درتوضيح آكاشه آوردهاند: فراگير درهمه، فضا، تهى بودن، و گويند آكاشه لطيفترين عنصر از عناصر پنجگانه و در راس آنها است. (A Dictionary of Hinduism)
93. از ظاهر عبارت چنين بر مىآيد كه صوت كيفيتى جدا از اتر است كه بعداً از آن سخن خواهد گفت، لكن طبق ترجمه هاپكينز منظور اين است كه اين فضا همان چيزى است كه دانشمندان براى آن كيفيت صوت قايل هستند.
(The ordinances of Manu, pp. 10-11)
94. Manvantrah.