در سال 639 م/ 18 ق عمربن خطاب، مغيرة بن شعبه را والی کوفه نمود و با او نامهای برای حذيفة بن اليمان بود که مأمور گشودن آذربايجان شده بود. حذيفه در نهاوند بود که نامة خليفه به او رسيد. حذيفه به شهر مهم آذربايجان يعنی اردبيل رفت. اسفنديار فرخزاد و برادرش بهرام فرخزاد در آذربايجان بودند. مرزبانان ايرانی با سرداران عرب عتبة بن فرقد و بكير بن عبدالله جنگيدند و شکست خوردند. شكست اسفنديار در اين جنگ، به انعقاد پيماني ميان او و عتبة بن فرقد منجر شد. در اين زمان عمر بن خطاب، حذيفه را برکنار کرده و عتبه بن فرقد سلمی را به جای او گمارد. سپس به فرمان عمر سه نفر از سرداران سپاه اسلام به نامهاي سلمان بن ربيعه ، بكيربنعبدالله و سراق بنعمر به سوي قفقاز حركت كردند. در آنسوي رود ارس مردم برخي از شهرها به ايستادگي پرداختند. مردم بردع تسليم نشدند و اين شهر محاصره شد و پس از مدتي به پرداخت جزيه راضي شدند. به نوشتة يعقوبی، سلمان بن ربيعه به بيلقان و بردع درآمد و تا شيروان که از سرزمين ارّان بود، پيش رفت. سرانجام بسياري از مردم قرهباغ در سالهاي 2-641 م / 1-20 ق دين اسلام را پذيرفتند. قسمتي از مردم كه در كوهستان ميزيستند، بر دين مسيحيت باقي ماندند.
سرداران عرب پيمانهاي صلحي با شهرهاي قفقاز منعقد ساختند كه در آن متعهد ميشدند هيچ يك از اهالي را به قتل نرسانند، اسير نگيرند و هيچ يك از آتشكدهها ويران نشود و مانعي در ميان نباشد كه اهالي در جشنها، رقصهاي باستاني خود را برپا نكنند. مردم بردع در سال 646 م /25 ق پيماني با چنين مفادي با سلمان بن ربيعه باهلی منعقد كردند. مسلمانان در اين زمان اصرار زيادي در پذيرش دين اسلام از سوي مردم نداشتند. سرداران عرب به ويژه تلاش ميكردند، احكام اسلام را به خوبي رعايت كرده و تا آنجا كه ممكن است از بكاربردن خشونت در مطيع نمودن مردم خودداري كنند.
روشن است كه اين رويه موجب گرايش بيشتر مردم به اسلام ميشد. پس از آنكه سرزمين قفقاز كمابيش به فرمان حكومت اسلام درآمد، سراق بن عمر به عنوان نخستين فرمانفرماي قفقاز برگزيده شد. در زمان حكمراني وي، همة زمينها جزء املاك خلافت به شمار ميرفت. زمينهايي كه مستقيماً از سوي دولت ادارة ميشد، ديواني نام داشت. به زمينهايي كه در دست زمينداران محلي بود، مٍلك ميگفتند. بخشي از سرزمينها هم كه در اختيار مؤسسات روحاني مسلمان بود، وقف نام داشت. زمينهايي كه در برابر شجاعت و لياقت سرداران براي بهرهگيري موروثي به آنان واگذار ميشد، قطائع نام گرفت. ماليات ارضي يا خراج از محصول گرفته ميشد. اسلامآورندگان خمس و زكات ميدادند و آنان هم كه اسلام را نپذيرفته بودند، ماليات ويژة تني يا جزيه ميپرداختند. بدين ترتيب تمام روابط و مسائل اقتصادي مربوط به مالكيت در چارچوب قوانين اسلامي درآمد.
پس از مرگ سراق بن عمر، یکی از سرداران مشهور عرب به نام عبدالرحمن بن ربیعه جانشین او شد. با مرگ عبدالرحمن برخی از استانها شورش کردند. به فرمان عثمان بن عفان، حبیب بن مسلمه راهی قفقاز شد. در زمان خلافت عثمان بن عفان، وليد بن عقبه بن ابی معیط والی عراق شد و او عتبه بن فرقد را از آذربایجان برداشت. در زمان علی بن ابيطالب(ع)، اشعث بن قيس کندی والی آذربايجان بود و اسکان عربها و ترويج اسلام در آنجا آغاز شد. اشعث جمعی از عربها را که اهل عطاء و ديوان بودند، در آذربايجان جای داد. اينان اشراف و سرداران عرب بودند که از ديوان، عطاء و يا مستمری میگرفتند. اسکان اين افراد در آذربايجان به معنی اسکان قبايل و طوايف تابع آنان بود. اين اشخاص مأمور بودند تا مردم را به اسلام فراخوانند. معاوية بن ابوسفيان، خليفة اموی، وراز تيرداد برادر جوانشير را به فرمانروايی ارّان و عامل خليفه در آن سرزمين منصوب کرد. بدين سان حاکميت بنی اميه بر ارّان مستقر شد. آخرين فرمانروای ارّان از دودمان مهرانيان، وراز تيرداد دوم در 207 ق به دست نرسه که يعقوبی او را بطريک ارّان مینامد، کشته شد.
گسترش اسلام تا قرهباغ، اين سرزمين را به كشور اسلامي پيوند ميداد و سرنوشت آن نيز با سرنوشت اسلام گره ميخورد. اين منطقه به مانند مناطق ديگر قفقاز، شاهد رونق چشمگير زندگي اقتصادي مردم به ويژه بازرگاني شد. شهرها در ساية امنيت ايجاد شده، روبه پيشرفت نهادند. شهر بردع نيز توسعه و اهميت فراواني يافت. مسلمانان، بردع را به ستارهاي درخشان در آسمان قفقاز تبديل كردند. بردع در شمال و بعدها باب، داراي ساخلونشينهاي مستحكم عرب بودند كه پايگاه جنگ با خزران بودند. بردع در ايام خلافت عبدالملك اموي، استحكامات تازهاي يافت.
كارهاي معماري و ساختماني آن دوره با بناهاي تدافعي و استحكامات شهرها و مركز حاكم نشين، در كاروانسراها، پلها و محلهاي اجتماعي و كانونهاي مدني و دنيوي مشاهده ميشود. اين آثار در بسياري از شهرهاي قديمي مانند بردع، گنجه و قبله به چشم ميخورد. اين دورة درخشان ديري نپاييد و با گذشت زمان، رفتار حاكمان عرب با مردم از چارچوب قوانين اسلام بيرون آمد. حملة پي در پي خزرها از شمال و شورشهاي متعدد نظم اوليه را برهم زد. قرهباغ به شدت در برابر هجوم خزرها مقاومت ميكرد. به همين دليل بيشترين ضربه را نيز از اين بابت به جان ميخريد.
در 84 ق/ 703 م سراسر ارمنستان را شورش فرا گرفته بود. عبدالملک خليفة اموی، بارديگر محمدبن مروان را به ارمنستان فرستاد. او قبلاً شورش ارمنيان را با خشونت سرکوب کرده بود. اين بار محمدبن مروان از اعمال خشونت خودداری کرد. تا زمان مرگ عبدالملک، محمد سياست ملايمی در پيش گرفت. بدين سان از اواخر سدة 7 و اوايل سدة 8 م، امويان بر ارمنستان چيره شدند و اين چيرگی بيش از 5/1 قرن به درازا کشيد.
در اين دوره گرجستان شرقی و ارّان ضميمة ارمنستان بود. مقر عاملان خليفه شهر دوين (در عربی دبیل یا دوین و در یونانی دووبیوس) بود ولی بعدها به بردع انتقال يافت. علت آن بود که توسعة شهرهای ارمنی نشین دوین و آنی، مرهون مسیر راههای امپراتوری و جادههای بازرگانی عصر خلفا بود. تا خلفا بر جادههای قفقاز شرقی هنوز نظارت و تسلط داشتند، راههایی که از اردبیل و دوین آغاز میشد، در حکم شریان حیاتی بردع بود. جایی که در آن روزگار حکم نوک نیزة سیاست مسلمانان را در آن نواحی داشت. در زمان سلطة عربها، دوین و بردعه دو سنگر قدرت و کشورداری آنان بود. زندان دولتی و ضرّابخانة مشهور ارمینیه در دوین بود.
در سال 86 ق ولیدبن عبدالملک به خلافت نشست و برادرش مسلمه را به قفقاز فرستاد. مسلمه پس از فتح دربند، ادامة کار را به عبدالعزیز باهلی سپرده و خود به شام بازگشت. گاهی خزران از دربند گذشته و به تاراج میپرداختند که عبدالعزیز با آنان مقابله میکرد. در 107 ق/ 725 م هشام بن عبدالملک، خليفة اموی، مسلمة بن عبدالملک را والی ارمنستان و آذربايجان کرد. در 735 م / 114 ق هشام بن عبدالملك، سعيد بن عمران را با سپاهي بزرگ به قفقاز فرستاد. اين سپاه در نزديكي قرهباغ با خزرها درگير شده و آنها را تارومار كرد. عليرغم اين شكست، خزرها بارها به اين منطقه يورش كردند. یکسال بعد هشام برادر خود ابومسلم را به قفقاز فرستاد. او مردی نیرومند و مقتدر بود و به ساخت مسجد و بازسازی دیوارهای دژ دربند پرداخت. در زمان او قفقاز آرام بود. با این حال خليفة عباسي براي اينكه جلوي هجوم آنها را بگيرد، روند كوچ عربها را به قفقاز سرعت بخشيد. اين مهاجران با مردم بومي پيوند خوردند. اكنون نيز در بسياري از مناطق به اسم روستاها و نواحي برخورد ميكنيم كه اسم عرب در آنها بكار رفته است.
در 136ق ابوجعفر منصور، مردی به نام یزید بن اسید سلمی را فرمانفرمای قفقاز کرد. پس از برکناری یزید، حسن قحطبة طایی جانشین او شد. در زمان فرمانداري حسن قحطبه طايي، مردم ارمني به رهبری موشایل برعليه حكومت شوريدند ولي حسن به كمك نيروهاي اعزامي از پايتخت، شورش را سركوب كرد. حسن كارهايي براي آباداني قرهباغ انجام داد كه باغ حسن در بردع، نهرحسن در بیلقان و کشتزارهای معروف به حسنیه از يادگارهاي او بود. پس از او عثمان بن عماره و روح بن حاتم مهلبی فرمانروا شدند. در 176 ق هارون الرشید، خزیمه بن خازمه را به قفقاز فرستاد.
در سال 182ق در جهت برقراری دوستی میان خلافت بنی عباس و خزران، تصمیم گرفته شد تا دختر خاقان خزر به ازدواج فضل بن یحیح برمکی دولتمرد نیرومند عباسی درآید. هیئتی برای آوردن دختر به کشور خزران رفتند. زمانی که آنان در بازگشت به قرهباغ رسیدند، دختر در بردع مرد. نمایندگان خزران که آنجا حضور داشتند، در بازگشت به خاقان خزران گزرش دادند که شاهزاده در جریان یک حملة غافلگیرانه کشته شده است. خزرها آمادة نبرد در 183 از باب الابواب سرازیر شده و جنایتهای زیادی مرتکب شدند. بیش از 100 هزار نفر اسیر شدند.
در 183 ق هارون الرشيد، يزيد بن مزيد شيباني را به حكمراني آذربايجان و شروان و دربند برگزيد. سپس عبیدالله بن مهدی، فضل بن یحیی، سعید بن مسلم و محمدبن یزید بن مزید حاکم قفقاز شدند. این افراد و جانشینان آنان گاهي به استقلال و زماني از طرف عباسيان تا سال 440 هجري در آن نواحي فرمانروايي ميكردند. در سال 514 ق/829 م مأمون خليفة عباسی، عبدالله بن طاهر را به عنوان فرمانروای نواحی جبال، ارمنستان و آذربايجان تعيين کرد. عربها سلطة غیرمستقیم را از طریق کارگزاری امیرزادگان باگراتی (فرمانروایی 190-437ق) در ارمنستان اعمال کردند و در شرق این منطقة خودمختار، نظام حکومت مستقیم را در آذربایجان حفظ کردند. علت این رویه، قیام بابک خرمدین بود.
در سدههای نخستين اسلامی، بيشتر مسلمانان آذربايجان، سني مذهب بودند اما گاهي مذهب خوارج نيز در آنجا رايج بود. در ايام خلافت مأمون، ميان سنيان و معتزليان بردع ستيزهاي سختي درگرفت. در بردع عالمان معتزلة فراواني ميزيستند كه از مهمترين آنها ميتوان به ابوالحسن احمدبنعمربنعبدالله و ابوسعيد البردعي، محمدبن عبدالله (ابوبکر) بردعی (مرگ 961م بردع) ، و احمد بن اعين بردعی از فقهای نامدار حنفی اشاره کرد. فقیه عبدالخالق بن ابی المعالی بن محمدالارّانی الشافعی نیز از علمای عصر خود بود. علماي حديث ميان اهل سنت، از حنبليان محافظهكار حمايت ميكردند و به حنفيه و شافعيه به عنوان مكاتب فقهي اقليت مينگريستند. عبدالجلیل قزوینی رازی در کتاب النقض(در 560 ه.ق) مینویسد:
«آنگه بلاد آذربایجان تا بدر روم و باصفهان و ساوه و قزوین همه شافعی مذهب باشند، بهری مشبهی، بهری اشعری، بهری اشعری، بهری کلابی، بهری حنبلی»
در حدود سدههاي 7 و8 ميلادي، خط محلي و بومي ديرين با خط عربي عوض شد و تأليفاتي به عربي نوشته شد. زبان علمي هم عربي شد و الفباي عربي خط رسمي و دولتي. مكتبهايي وجود داشت كه در آنها زبان عربي تدريس ميشد. در اين دوره علم رياضي، طب، نجوم، فلسفه و ... پيشرفت كرد. در هرحال تحصيل علم تنها براي ثروتمندان جامعه ممكن بود. بدرفتاري سرداران عرب، به شورش مردم و به ويژه مسيحيان منجر شد. به رغم سركوب شورشهاي متعدد، نارضايتي مردم از حكومت افزايش مييافت. يهوديان و بت پرستاني كه به اسلام گرويده بودند، به آيين پيشين خود بازگشتند.
هرج و مرج بر زندگي مردم سايه افكند. حكومت بني عباس از اسلام راستين دور شده و ديگر آن رفتار اسلامي اوليه در گماشتگان حكومت ديده نميشد. فرمانروايان ستم فراواني بر مردم ناتوان روا ميداشتند و هستي مردم به تاراج ميرفت. قيام بابک خرمدين دلاورمرد آذربايجانی برعليه حکومت بنی عباس، يکی از بهترين نمونههای اعتراض مردم بود. اين قيام چندی دولت بنی عباس را آزار داد تا اينکه افشين عامل معتصم در آذربايجان، بابک را شکست داد و بابک به ارّان پناه آورد. سهل بن سنباط فرمانروای ارّان (که عنوان بطريکی نيز داشت و کالان کاتويسکی از او با نام ارانشاه يا ارانشاهيک نام میبرد)، بابک را دستگير و به افشين تحويل داد. بابک را در بغداد به دستور معتصم خلیفة عباسی با طرز فجیعی کشتند.
در زمان متوکل عباسی، شورش بارديگر آغاز شد. متوکل، سردار ترک بغای شرابی را به ارمنستان فرستاد. بغا 30 هزار ارمنی را کشت و آشوت فرزند سنباط را اسير کرد. سرانجام شورش سرکوب شد و بغا در سال 239 ق /853 م به تفليس، اوتيک، آرتساخ و ارّان حمله کرد و به سرکوبی عصيانگران پرداخت. اگرچه در زمان خلافت الواثق بالله، سرزمين قفقاز در سال 230 ق / 852 م به اطاعت واداشته شد، ولي روي هم رفته با گذشت زمان اقتدار و نفوذ حكومت عباسي در قفقاز به افول گراييده و زمينه براي تشكيل نخستين حكومتهاي مستقل پس از اسلام فراهم شد. با گذشت زمان كه ضعف حكومت عباسي شدّت مييافت، نخستين نطفههاي استقلال در مناطق زيرفرمان اين حكومت بسته شد.
پی نوشت ها:
1. خليلي، عباس. ايران در عالم اسلام. به تصحيح مصطفي نراقي.كتب ايران. تهران. 1350.صص 256 و257
- باکیخانوف دربارة حملة عربها به قرهباغ مینویسد: «اکثر ارامنه قراباغ که هنوز در امکنه صعب المسالک ساکناند از تطاول لشکر عرب تحصن جسته خودداری نمودند و شهر بردع از آن وقت روی بویرانی نهاد.»
2 . بلاذری، احمد بن يحيی. فتوح البلدان. ترجمة آذرتاش آذرنوش. به تصحيح محمد فرزان. نشر سروش. 1364.تهران. ص86
3 . در کليسای ارمنی سلسله مراتب مقامات روحانی به ترتيب زير است: کاتوليکوس(جاثليق)_ پاتريارخوس (بطريک_ بطريرک)_ اسقف اعظم _ اسقف- وارداپت ( متخصص الهيات)_ آواگرتس_ ايتس (کشيش) _ سارکاواگ_ دپير (دبير). کلیسای ملّی ارمنیان به اصول اولیة مسیحیت در کنگرة نیقیه (371 م) وفادار است. ارمنیان روز ششم ژانویه را روز تولد حضرت عیسی (ع) میدانند. آنان معتقدند که رابطة انسان با خداوند بطور مستقیم و بدون واسطه انجام میگیرد. ارمنیان دو مرکز عمدة دینی دارند: 1- حوزة عالیة سیلیسی (لبنان) 2- حوزة عالیة اچمیادزین (ارمنستان). زبان کهن ارمنی گرابار و زبان ادبی جديد ارمنی آشخارهابار نام دارد. عامل دگرگونی زبان کهن به زبان جديد شخصی به نام مخيتار سباست (1749-1676) بود. او نويسندة دستور زبان کلاسيک ارمنی و دستور زبان محاورهای است. خاچاتور آبوويان نيز (که در آغاز سدة 19 میزيست) پدر ادبيات نوين ارمنی است. آبوويان دوستی بسيار نزديکی با ميرزا فتحعلی آخوندزاده نمايشنامهنويس نامدار آذربايجانی داشت. آندو با کمک عباسقلیبيگ باکيخانوف (1846-1794) نويسنده و مترجم بزرگ آذربايجانی و اولين مترجم روسی به ترکی، انجمنی به نام ديوان عقل برپا کرده و در آنجا دربارة شعر و ادب ايران و مسائل سياسی گفتگو میکردند. چندی بعد آبوويان که شديداً ضد کليسا بود، در 1846 م سربه نيست شد.
4. Esmailov,Rashid beig.Azarbaijan tarikhi. Azarnashr. Baku. 1993. 50
5. اهرون، گریگوریس ابوالفرج (ابن العبری). تاریخ مختصرالدول. ترجمة محمدعلی تاج پور. حشمت الله ریاضی. اطلاعات. 1364. تهران. ص 191
6 . ابن فقیه. مختصرالبلدان. ترجمة ح. مسعود. بنیاد فرهنگ ایران. 1349. تهران.ص 136
7 . محمد در بردع و بغداد تحصیل کرد. ابن ندیم او را دیده و مینویسد که وی نمایندة جریان فلسفة معتزلی و عضو حرکات خوارج بوده است
8 . القزوینی الرازی، عبدالجلیل ابن ابی الحسین بن ابی الفضل. کتاب النقض معروف به بعض مثالب النواقب فی نقض بعض فضائح الروافض. با مقدمة سیدجلال الدین حسین ارموی معروف به محدث. بی جا. 1371 ق. ص 493
9 . سرداري نيا، صمد. قرهباغ در دوران بعد از اسلام .مجلة وارليق. پاييز 1380. شمارة 123. ص 120
تماس با نويسنده:
shahmarasi@yahoo.com