باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 9 شهريور 1387 كاربران برخط 63 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
از سرگيري روابط ايران و مصر؛ آسيب ها و فرصت ها
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حميد - هاشمي

منبع: هفته نامه - پگاه حوزه - 1386 - شماره 227

 
 

تقويت وحدت ملي و انسجام اسلامي از اهداف راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران است و آمريكا، رژيم صهيونيستي و متحدانشان همواره تلاش مي كنند با اتخاذ سياست تفرقه افكني ميان قطب هاي جهان اسلام، زمينه هاي شكاف و دو دستگي ميان امت اسلامي رافراهم كنند؛ به طوري كه مقام معظم رهبري با آگاهي از سناريوهاي تهديدزا، بارها بر لزوم هوشياري مسئولين و حاكمان اسلامي در برابرفتنه هاي دشمنان تاكيد فرموده اند. در اين راستا جمهوري اسلامي ايران ديپلماسي فعالي را در برابر كشورهاي تاثيرگذار جهان عرب آغاز نموده به طوري كه در حاشيه پنجمين (اجلاس بين المجالس)(1) كشورهاي عضو (سازمان كنفرانس اسلامي)،(2) رياست مجلس شوراي اسلامي ومشاور مقام معظم رهبري با رئيس جمهور مصر - حسني مبارك -ديدار و گفتگو كردند كه خود مي تواند نقطه عطفي در چشم انداز روابط دوكشور محسوب شود.

به عنوان مثال جمهوري اسلامي ايران و مصر مي توانند با هم انديشي و اتخاذ راهبرد مشترك، نقش مهمي را در حل و فصل اختلافات ميان فتح و حماس و جهت گيري سلاح مقاومت به سمت رژيم اسرائيل ايفاكنند و همچنين راهبرد مشتركي را در محكوميت زرادخانه هاي اسرائيل اتخاذ نمايند.

مبارزه با سياست هاي دولت آمريكا براي انزواي منطقه اي ايران،تشديد بحران در سرزمين هاي اشغالي، حساسيت موضوع هسته اي و تداوم فشارهاي آمريكا براي صدور قطعنامه هاي بعدي در شوراي امنيت باعث شده جمهوري اسلامي ايران تاكيد بيشتري بر تنش زدايي و همكاري هاي منطقه اي به خصوص با كشورهاي اسلامي منطقه داشته باشد. در همين راستا ابراز علاقه محمود احمدي نژاد در نشست شوراي همكاري خليج فارس براي برقراري مجدد ارتباط با مصر وافزايش مناسبات فرهنگي، اقتصادي و سياسي ميان دو كشورنويدبخش فصل جديدي از روابط ميان دو كشور است كه در تاريخ خودشاهد تحولات وسيع و گسترده اي بوده است.

ايران و مصر به عنوان دو قدرت منطقه اي و تاثيرگذار جهان اسلام،مي توانند با گسترش همكاري، منافع مشترك متعددي را از قبال اين روابط پيگيري نمايند كه تحقق اين هدف مستلزم شناخت زمينه هاي متعدد واگرايي و همگرايي در روابط دو كشور و راه كارهاي پيش روي براي بهبود شرايط است. به همين منظور در اين نوشتار ضمن بررسي مختصر پيشينه تاريخي روابط دو كشور ايران و مصر تا زمان حاضر، به مهم ترين آسيب ها و فرصت هاي پيش روي دو كشور براي عادي سازي روابط پرداخته مي شود تا در نهايت بتواند مبناي پيشنهاد راه كارهايي قرار گيرد.

 

تاريخچه روابط سياسي ايران و مصر

تاسيس اولين سفارت ايران و مصر مربوط به سال 1300ش مي شود.در مجموع، روابط تهران و قاهره از 1300 كه سفارت ايران در مصر دايرشد تا 1331 كه حكومت سلطنتي در اين كشور منقرض گرديد، دوويژگي اصلي داشت : اول، همكاري مثبت دولتي و مناسبات صميمي درسطح حكومتي و دوم، مبارزه مشترك با اسلام خواهي مردم، به طوري كه يكي از اصول بنيادين حكومت هاي رضاخان در ايران، آتاتورك درتركيه، امان الله خان در افغانستان و خاندان فواد و فاروق در مصراسلام زدايي بود. همه بر طبل جدايي دين از سياست مي كوبيدند و اسلام درباري، سازشكاري و بي تحركي را ترويج مي كردند. تبليغ بي حجابي،رواج بي ديني، سركوب روحانيون و اسلام شناسان، رواج مفاسد اخلاقي،بها دادن به چهره هاي فرنگ رفته و تلاش براي كمرنگ ساختن مظاهراسلامي، ويژگي اين كشورها طي سه دهه اول قرن جاري شمسي بود.

يكي از دلايلي كه به طور موقت به تحكيم روابط تهران و قاهره انجاميد، ازدواج محمد رضا پهلوي وليعهد وقت ايران با فوزيه دخترملك فواد و خواهر ملك فاروق پادشاه مصر در اسفند 1317 بود. اين ازدواج كه دو سال و نيم قبل از سقوط رضاخان و تبعيد او به آفريقاي جنوبي صورت گرفت، تنها 10 سال دوام آورد و در 1327 به متاركه انجاميد و روابط دو دولت مصر و ايران را به سردي كشاند.

در پي سقوط ملك فاروق در تابستان 1331 ش. و به قدرت رسيدن نظاميان چپ گرا از جمله ژنرال محمد نجيب و جمال عبدالناصر، روابطتهران و قاهره تيره شد. حكومت ايران دولت هم پيمان خود را در مصر ازدست داده و دولت ديگري در ضديت با نظام سلطنتي و انگيزه هاي سوسياليستي و چپ گرايانه به قدرت رسيد. حكومت جديد مصر بامخالفين شاه از جمله مصدق، روابطي محرمانه برقرار كرد و از مبارزات ملي شدن صنعت نفت ايران حمايت مي كرد.(3) به همين دليل، سفرمحمد مصدق نخست وزير وقت ايران به قاهره با استقبال جمال عبدالناصر و ديگر مقامات مصري رو به رو شد، اما كودتاي 28 مرداد1332 و بازگشت شاه روند بهبود مناسبات دو كشور را متوقف كرد.

انعقاد پيمان بغداد در سال 1954 و نقش فعال ايران در آن، يك رويدادبسيار مهمي بود كه متغيرهاي سياسي منطقه خاورميانه را دگرگون كرد وروابط ايران و مصر را به حالت رقابت و رويارويي درآورد.(4) اين پيمان،زائيده جريان دو قطبي شدن جهان و قرار گرفتن اين پيمان در بلوك مخالف جبهه شرق، يعني اتحاد شوروي و متحدان آن بود. به عبارت ديگر، شاه سابق ايران تلاش داشت از طريق پيمان بغداد در برابر اتحادشوروي بايستد، در حالي كه مصري ها معتقد بودند دشمن اصلي آنهااسرائيل است و تمام دسته بندي هاي كشورهاي مسلمان بايد در برابر آن قرار گيرد. تحليل مصري ها اين بود كه پيمان بغداد براي انحراف مبارزات اعراب و مسلمانان عليه اسرائيل پا به عرصه وجود گذاشته است و به همين دليل، اختلاف ديدگاه آنها با شاه ايران به تنفر از وي مبدل شد. از نظر ديپلماسي نيز مصري ها استدلال مي كردند كه ايران با ورودبه اين پيمان، بي طرفي خود را كه نشات گرفته از سياست (موازنه منفي) اتخاذ شده بعد از دوره مصدق بود، نقض كرده است.

بدبيني جمال عبدالناصر نسبت به شاه، جاي گرفتن دو رژيم در دوبلوك سياسي متفاوت شرق و غرب اختلاف ناصر با رژيم صهيونيستي،هم پيماني شاه با صهيونيست ها و عوامل ديگر به دوري تدريجي تهران و قاهره انجاميد. اتحاد جماهير شوروي و ساير دولت هاي كمونيستي به تدريج با مصر متحد شدند. در مقابل آمريكا، انگليس، اسرائيل و سايررژيم هاي غرب گرا نيز با شاه متحد شدند. تحت تاثير اين تحولات، دهه 30 شمسي، دهه روابط تيره ايران و مصر بود.

در تابستان 1339ش. جمال عبدالناصر در پي نطق شديداللحني عليه حكومت شاه، دستور قطع رابطه سياسي با تهران را به دليل هم پيماني شاه با اشغالگران صهيونيست صادر كرد.

جمال عبدالناصر در نطق خود شاه را هم دست صهيونيست ها ناميد واين همدستي را مغاير با آرمان كشورهاي عربي و اسلامي تلقي كرد.متعاقب اين اقدام ناصر، شيخ شلتوت رئيس دانشگاه الازهر نيز طي تلگرامي به شاه (5) مرداد 1339 اقدام وي را در شناسايي سياسي رژيم صهيونيستي و ايجاد رابطه سياسي با اين رژيم، خيانت به مسلمين ناميد و از وي انتقاد كرد. شاه نيز پنج روز بعد در پاسخ به تلگرام رئيس الازهر اعلام كرد شناسايي اسرائيل توسط ايران، ده سال قبل صورت گرفته و اكنون اتفاق تازه اي نيفتاده است.

روابط مصر با تهران دو سال قطع بود. شهريور 1349، يك ماه پيش ازمرگ ناصر و هنگامي كه سادات در دوره بيماري منجر به فوت ناصر زمام امور را به دست گرفته بود، رابطه دو كشور مجددا برقرار شد. با اين حال اقدام ناصر نه تنها در جهان اسلام بلكه در بين روشنفكران،تحصيل كردگان و محافل مطبوعاتي و سياسي مصر نيز يك اقدام منطقي و ستودني تلقي شد. از نظر افكار عمومي مصر و ساير ملت هاي مسلمان، هم پيماني شاه با اسرائيل در شرايطي كه خاورميانه در آتش تجاوزات رژيم صهيونيستي مي سوخت، يك خيانت نابخشودني به جهان اسلام بود.

در 23 مرداد 1339، اتحاديه عرب با اعمال نفوذ جمال عبدالناصر، نام خليج فارس را به نام جعلي (خليج عربي) تغيير داد و كنفرانس حقوق دانان عرب نيز در 1342ش. تحت نفوذ ناصر، براي نخستين بار ازخوزستان ايران با نام جعلي (عربستان) ياد كردند. اين اقدامات كه باپوشش (پان عربيسم) تبليغ مي شد، از سويي شكاف بيشتر بين شاه وساير رژيم هاي عرب را در پي داشت و از سوي ديگر به حمايت بيش ازپيش آمريكا و رژيم صهيونيستي از شاه انجاميد.

شكست جمال عبدالناصر و ديگر دولت هاي هم پيمان از رژيم صهيونيستي در جنگ 6روزه (1346ش.) آسيب بزرگي به تفكرناصريسم در منطقه وارد آورد. ناصر پس از اين جنگ، در انزوا قرارگرفت. در زمان ناصر اخوان المسلمين به حاشيه رانده شد. از جمله رهبرآن (عمر تلمساني) در اوايل حكومت ناصر به زندان افتاد و تا زمان مرگش 17 سال در زندان ماند؛ سيد قطب متفكر بزرگ اسلامي مصر، به دار آويخته شد و اقدامات خشن ديگري عليه مسلمانان مبارز وانديشمند مصري به وقوع پيوست.

با مرگ ناصر در شهريور 1349، معاون وي انورسادات، قدرت را دردست گرفت. اين تحولات سبب شد تا شاه ايران مناسبات از دست رفته خود در دوران ناصر را با نزديك شدن به سادات جبران كند. انگيزه هاي چندي نيز در اين تصميم به شاه كمك مي كرد. در واقع از آخرين روزهاي حيات ناصر كسي بر كرسي زمامداري مصر تكيه زده بود كه مانند شاه ايران مشتاق رابطه با اسرائيل بود؛ هرچند كه در آن دوره به اقتضاي شرايط سياسي جرات علني ساختن اين اشتياق را نداشت. درپي مرگ عبدالناصر، به دستور شاه، هويدا نخست وزير وقت ايران درمراسم تشييع جنازه ناصر در قاهره شركت كرد و زمينه توسعه روابط آتي را فراهم آورد. سادات نيز در پاييز 1350ش. به تهران آمد و شرايطسياسي براي از سرگيري همكاري ها و مناسبات دو كشور مهيا شد. اقدام سادات در اخراج مستشاران روسي از مصر 1351 ش. و رويكرد وي به آمريكا نيز سبب تحكيم هرچه بيشتر روابط دو دولت شد.

مرگ ناصر و به قدرت رسيدن سادات باعث شد تا دولت مصر در جنگ رمضان (1352ش.) عليرغم خشم و كينه ضد صهيونيستي مردم و بسياري از نيروهاي مسلمان ارتش مصر تمايلي به ادامه آن نداشته باشد. بر اين اساس اين جنگ بلافاصله با اعلام آتش بس سازمان ملل و پذيرش آن از سوي سادات و در حالي كه تمامي صحراي سينا دراشغال صهيونيست ها بود، خاتمه يافت.

چهار سال پس از جنگ رمضان، هنگامي كه سادات در پاييز1354ش. در ناباوري ملت هاي مسلمان به اسرائيل سفر كرد، شاه ايران بعد از كارتر دومين رئيس كشوري بود كه اين سفر را مورد حمايت قرارداد. شاه از مشوقان سادات در اين سفر و در تلاش هاي قاهره براي صلح با صهيونيست ها بود. سفر سادات به بيت المقدس كه يك سال بعدصورت گرفت و همچنين پيمان كمپ ديويد كه متعاقب آن در آمريكامنعقد شد، از ابتداي شكل گيري تا مراحل نهايي آن، مورد حمايت شاه قرار داشت. به همين دليل بود كه پس از امضاي اين پيمان، حسني مبارك از سوي سادات براي ارائه گزارشي به شاه ايران وارد تهران شد.

 

روابط ايران و مصر پس از پيروزي انقلاب اسلامي

سفر سادات به بيت المقدس و سپس انعقاد پيمان كمپ ديويد مقارن باوقوع انقلاب اسلامي ايران بود. از اين رو با پيروزي انقلاب، روابط تهران با قاهره در اعتراض به انعقاد اين معاهده قطع شد.

انقلاب اسلامي، انقلابي ضد صهيونيستي و ضد آمريكايي بود و طبعانمي توانست رابطه مثبتي با حكومت سادات كه سرسپرده صهيونيست ها شده بود داشته باشد. جمهوري اسلامي ايران دو ماه پس از پيروزي انقلاب و نه سال پس از بازگشايي مجدد مناسبات تهران وقاهره، روابط خود را با مصر به دستور امام خميني (ره) قطع كرد.

گرچه در دستورالعمل حضرت امام به وزير خارجه وقت براي قطع رابطه با مصر، تنها به پيمان كمپ ديويد اشاره شده ولي تا آن زمان رژيم سادات خصومت هاي ديگري نيز با جمهوري اسلامي ايران داشته است.از جمله اين خصومت ها مي توان به پذيرايي سادات از شاه ايران دركشاكش انقلاب و خودداري از تحويل وي، دشمني و ستيزه جويي باانقلاب اسلامي ايران و واگذاري پايگاه نظامي به آمريكا براي استفاده ازآن در حمله به خاك ايران، اشاره كرد.

علاوه بر اين، سادات تبليغ بسياري در مصر عليه انقلاب اسلامي وامام خميني (ره) به راه انداخته بود. وي در مصر به جان كساني افتاده بودكه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران جاني دوباره يافته بودند و باتظاهرات خود در خيابان هاي قاهره و ديگر شهرهاي عمده مصر،حمايت خود را از انقلاب اسلامي ابراز مي كردند. با اين حال امام خميني (ره) در حكم خود مبني بر قطع رابطه با قاهره به هيچ يك از اين دشمني ها اشاره نكرد و تنها پيمان كمپ ديويد را كه خيانتي به كل جهان اسلام بود، مورد اشاره قرار داد.

آغاز جنگ ايران و عراق در سال 1980 و حمايت حكومت مصر ازصدام حسين و فرستادن سربازان مصري به جبهه هاي جنگ بر ضدايران، عامل ديگري براي عميق تر شدن اختلافات ميان ايران و مصرشد.(5) جنگ ايران و عراق كه در پي بلند پروازي هاي صدام حسين بروزكرد، در ميان طراحان ديپلماسي مصر به عنوان سپر دفاعي جهان عرب در برابر توسعه انقلاب ايران تعبير شد و مصري ها كه بعد از امضاي قرارداد صلح با اسرائيل خود را مطرود جهان عرب يافته بودند، تلاش خود را به كار بردند تا از جنگ ايران و عراق وسيله اي براي بازگشت خودبه صف بندي جديد اعراب بر ضد (ايران انقلابي) بسازند. اين سياست مصر بعد از مدتي كارساز شد و كشور امارات متحده عربي نخستين كشوري بود كه تحريم مصر را شكست و به دنبال آن ديگر كشورهاي عربي، يكي بعد از ديگري روابط خود را با اين كشور از سر گرفتند.

حادثه ترور انور سادات در سال 1981 تبعاتي براي روابط ايران و مصربه وجود آورد كه اگرچه موانع ظاهري و جانبي را بر سر راه از سرگيري روابط ميان دو كشور قرارداد، اما به نظر مي رسد اين موانع جانبي وتشريفاتي تا به امروز به قوت خود باقي مانده و اجازه نداده است دو كشورآن طور كه مايل هستند روابط ديپلماتيك خود را از سر بگيرند. عامل حادثه ترور انور سادات يك افسر اسلام گراي ارتش مصر به نام (خالداسلامبولي) بود كه بعد از انجام حادثه ترور، دستگير و به مرگ محكوم شد. انقلابيون ايران براي پاس داشت ياد وي و تجليل از اقدام شجاعانه او، يكي از خيابان هاي تهران را به نام وي نام گذاري كردند. نام اين خيابان هم اكنون نيز به عنوان يكي از بزرگ ترين موانع از سرگيري روابط دو كشور تلقي مي شود.

با روي كار آمدن محمد خاتمي در انتخابات خرداد 1376، روابط دوكشور به سمت بهبود حركت كرد و شخصيت هاي مختلف فرهنگي،علمي، ديني و سياسي دو كشور روابط خود را گسترش دادند تا بتواندزمينه ساز روابط سياسي مجدد دو كشور شود. در همين دوره دولت مصر ازدرخواست ايران براي پيوستن به (گروه 15) حمايت كرد و در جلسه اي كه در خرداد ماه 1379 در قاهره منعقد شد، درخواست ايران عليرغم مخالفت كشورهاي آمريكاي لاتين كه خواستار عضويت كلمبيا به جاي ايران در گروه 15 بودند، تصويب شد.

اما تحول عملي در روابط ايران و مصر در حاشيه اجلاس وزراي خارجه كشورهاي سازمان كنفرانس اسلامي در شهر كوالالامپور به وقوع پيوست و آن زماني بود كه دو وزير خارجه وقت ايران و مصر با يكديگرديدار كردند. (عمرو موسي) و (كمال خرازي) در اين ديدار به توافق رسيدند كه هر چه زودتر روابط كامل سياسي ميان دو كشور را از سرگيرند. اما ناگهان اصرار حسني مبارك بر تغيير نام خالد اسلامبولي ازخياباني در تهران و مخالفت داخلي با آن در ايران، به عنوان يك مانع اساسي در راه فرستادن سفراي دو كشور نمود پيدا كرد.(6)

در چنين شرايطي و با مطرح شدن چنين خواسته اي از سوي مصري ها(و در مقابل درخواست ايران براي تغيير نام خيابان محمدرضا پهلوي درشهر مصر)، دو راه پيش روي دولت ج.ا.ايران قرار گرفته بود: يا اينكه به مصري ها بفهماند كه نبايد مسئله بزرگ و با اهميتي چون روابط دو كشوررا به مسئله كوچكي چون نام خالد اسلامبولي و عكس وي در يكي ازخيابان هاي تهران ربط دهند، يا ديپلماسي داخلي خود را به كار بندد و ازطريق موسساتي چون شوراي شهر نام اين خيابان را تغيير دهد. در آن ايام دولت خاتمي كوشش هاي خود را در دو سو به كار برد و حتي به موفقيت هايي چون تغيير نام خيابان از طريق شوراي شهر تهران نايل شد. اما اين موفقيت ها هرگز جامه عمل نپوشيد و در گرد و غبار حمله آمريكا به عراق و پايان رياست جمهوري خاتمي مسكوت ماند.

در شرايط كنوني دولت احمدي نژاد به صورت گسترده اي خواهان گسترش روابط با مصر شده و اقدامات عملي متعددي نيز در اين زمينه صورت گرفته است.(7) به همين منظور رئيس جمهور درموضع گيري هاي خود اعلام كرد كه در صورت همكاري طرف مصري حاضر است در عرض 24 ساعت سفارت ايران در مصر را بازگشايي كند و حتي در صورت دعوت رسمي به اين كشور سفر نمايد.

سفر (حسين ضرار)، معاون وزير امور خارجه مصر در امور آسيا به تهران در پاسخ به سفر (عباس عراقچي) معاون سابق وزير خارجه ايران به قاهره كه در چارچوب بررسي روابط دوجانبه و رايزني مستمر به منظور دست يابي به توافق ميان دو كشور و بهبود فضاي حاكم بر روابطدو كشور انجام شد و نيز سفر (علي اكبر محرابيان) وزير صنايع ايران وبعد از آن (علي لاريجاني) - نماينده رهبر معظم انقلاب در شوراي عالي امنيت ملي - به مصر مي تواند به منزله حلقه هايي از زنجيره اقدامات ديپلماتيك براي ايجاد تفاهم و نزديكي ميان دو كشور به حساب آيد.

سفر علي لاريجاني به مصر و ديدارش با حسني مبارك، عالي ترين حضور يك مقام ايراني در مصر پس از 28 سال است كه روابطديپلماتيك ميان تهران و قاهره قطع شده است ؛ هرچند اولين ديداررسمي رؤساي جمهور ايران و مصر - محمد خاتمي و حسني مبارك -در حاشيه اجلاس داووس سوئيس صورت گرفت.

 

گفتار اول : فرصت هاي پيش روي روابط ايران و مصر

فرصت هاي متعددي در مورد از سرگيري روابط ايران و مصر در شرايط كنوني و با توجه به وضعيت ج.ا.ايران در صحنه بين المللي قابل تصوراست كه عبارتند از:

 

1. مبارزه با سياست انزواسازي آمريكا عليه ج.ا.ايران در منطقه

از يك نگاه از سرگيري روابط ايران و مصر را بايد يك پديده طبيعي دانست. پيشنهاد از سرگيري مذاكرات ايران و مصر در راستاي سياست هاي تازه تهران پس از روي كار آمدن محمود احمدي نژاد برمنصب رياست جمهوري است كه عادي سازي روابط منطقه اي را موردتاكيد قرار داده است. بدين ترتيب ايران تلاش دارد با گسترش روابطخود با كشورهاي اقليمي و منطقه اي در مقابل فشارهاي آمريكا براي منزوي كردن ايران بايستد و ثابت كند كه تلاش هاي واشنگتن در اين خصوص، بيهوده و ناشدني است.

 

2. درك كشورهاي منطقه مبني بر ضرورت تقويت همگرايي منطقه اي

با توجه به وضعيت نامناسب امنيتي منطقه و حضور نيروهاي بيگانه درعراق و افغانستان و از سوي ديگر وخامت اوضاع در سرزمين هاي اشغالي تحولات منطقه به شدت به سمت تشتت و تشنج متمايل شده است. از اين رو، كشورهاي عربي دريافته اند كه يكي از مهم ترين ابزارهاي كاهش بحران ها، ايجاد رابطه مستقيم با كشورهاي منطقه به ويژه كشورهايي است كه به نوعي در كانون بحران به سر مي برند.

ايران كشوري است كه به هر حال به واسطه پرونده هسته اي آن وحمايتش از حزب ا... و حماس، هرچند با بحران ها و تهديدهاي بين المللي مواجه است اما از نفوذ قابل توجهي در كشورهاي منطقه برخوردار است و مي تواند در مواقع نياز از پتانسيل خود استفاده كند. ازاين رو كشورهاي منطقه تلاش مي كنند با ايجاد رابطه مستقيم با ايران،به نوعي از گسترش و شدت بحران هاي منطقه اي بكاهند؛ قاعده اي كه طبيعتا مصر نيز از آن تبعيت مي كند. شايد مصري ها به اين نتيجه رسيده اند كه اوضاع كنوني منطقه به هيچ وجه به نفع مصالح آنها نيست و اگر قرار است از بحران هاي منطقه اي خود را دور نگه دارند، بايد با يكي از وزنه هاي تاثيرگذار منطقه يعني ايران رابطه برقرار كنند؛ يعني همان كاري كه پيش از اين عربستان سعودي كرد. نزديكي مصر به ايران مي تواند از فشار و تهديدهاي اسرائيل و متحدانش بر مصر براي كنترل نوار مرزي خود با غزه و تداوم محاصره فلسطيني ها بكاهد و نوعي وزنه تعادل را بين مصر و اسرائيل برقرار سازد.(8) مصر از ايجاد رابطه با ايران منافع بسياري مي برد. مصر اكنون تحت فشار شديد ايالات متحده واسرائيل بر سر روند جريان صلح خاورميانه قرار دارد. واشنگتن و تل آويوهر دو قاهره را متهم مي كنند كه بر سر قاچاق اسلحه از صحراي سينا به غزه اهمال كاري و كوتاهي مي كند. مصر تلاش دارد با استفاده از روابطخود با ايران، برگ برنده اي در برابر فشارهاي آمريكا و اسرائيل داشته باشد.

 

3. جلوگيري از رشد افراطگرايي فرقه اي در منطقه

برقراري روابط ميان ايران و مصر مي تواند تاثير مثبتي بر كاهش تنش هاي مذهبي ميان دو كشور داشته باشد. مصر مانند بسياري ازكشورهاي عربي ديگر منطقه از گسترش نفوذ و فعاليت شيعيان در كشورخود احساس نگراني مي كند به ويژه اينكه پس از پيروزي هاي حزب الله لبنان، گرايش به شيعيان به شدت افزايش يافته است. گسترش روابطايران و مصر و برقراري روابط مسالمت آميز بين دو كشور مي تواند بيم مصر از رابطه اخوان المسلمين با ايران و تلاش اين گروه مذهبي براي سرنگوني حكومت را برطرف سازد و منجر به اعتماد سازي در روابط دوكشور شود.

تعميق روابط مصر و ايران مي تواند در تقويت قدرت اثرگذاري سازمان كنفرانس اسلامي نيز موثر واقع شود. جمهوري اسلامي ايران و مصر دوپايه گذار اصلي سازمان كنفرانس اسلامي هستند. در سال 1967 پس ازآتش سوزي مسجدالاقصي، رايزني هاي ايران و مصر به تشكيل سازمان كنفرانس اسلامي منجر شد و هم اينك نيز دو عضو تاثيرگذار وبرجسته سازمان كنفرانس اسلامي به شمار مي آيند.

 

4. تحكيم روابط ميان متحدان منطقه اي دو كشور

يكي از فرصت هاي ناشي از تحكيم روابط ميان ايران و مصر، تقويت همكاري هاي طرفين با شركاي منطقه اي مشترك خود از جمله سوريه وجنبش حماس در فلسطين است. دو كشور ايران و مصر ضمن برقراري ارتباط با يكديگر مي توانند تضمين مناسبي براي منافع منطقه اي خوداز قبل حمايت از گروه هاي مورد طرفدار خود بيابند. از سوي ديگر مصرمي تواند به عنوان دروازه ورود ايران به آفريقا نيز ارزيابي شود.

 

5. تقويت همكاري هاي هسته اي بين دو كشور

مصر به دنبال دستيابي به فن آوري هسته اي است. تاكنون مصري هاتلاش هاي بسياري كرده اند كه به اين تكنولوژي دست يابند، اما هر بار بامخالفت شديد اسرائيل و دنياي غرب مواجه شده اند. در زمان (انورسادات)، پافشاري مصر به دستيابي انرژي هسته اي، اين كشور را تا مرزيك جنگ تازه با اسرائيل پيش برد. مصري ها بخوبي مي دانند، هم غربي ها و هم روس ها براي رسيدن آنها به اين تكنولوژي مخالفت مي كنند. از اين رو به نفع خود مي دانند كه با يك قدرت هسته اي كه ازنفوذ قابل توجهي به ويژه در منطقه نيز برخوردار است، به همكاري بپردازند. ايران مي تواند يكي از اين گزينه ها باشد. نزديكي مصر به ايران مي تواند در كاهش فشارهاي مخالفان دستيابي اين كشور به انرژي هسته اي موثر واقع شود.

نكته موثر ديگر در بحث موضوع هسته اي ايران اين است كه مصرعضو شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي است و نفوذ عميقي در ميان كشورهاي عربي دارد. به همين منظور هر گونه همراهي اين كشور با برنامه هاي هسته اي ايران مي تواند قدرت دستگاه ديپلماسي كشور را افزايش دهد.

6. كمك به گسترش روابط آمريكا و ايران

به نظر مي رسد كه استقبال محتاطانه وزير خارجه مصر از پيشنهادآقاي احمدي نژاد هم به دليل نزديك بودن زمان اين پيشنهاد به مذاكرات ايران و آمريكا درباره مسائل عراق باشد. حاصل مذاكرات وميزان رضايت تهران و واشنگتن از اين گفتگوها، افق روابط با مصر را كه متحد بسيار نزديك آمريكا در منطقه است، روشن خواهد كرد و درنهايت بر روابط ايران و آمريكا نيز تاثير خواهد گذاشت.

7. توسعه روابط ج.ا.ايران با اتحاديه عرب

مصر و عربستان نفوذ تاثيرگذاري را در جهان عرب دارند و هر گونه گسترش روابط با دولت هاي عرب مركزي خاورميانه مي تواند به تحكيم روابط با دولت هاي عربي اقماري منجر شود.

 

گفتار دوم : آسيب شناسي از سرگيري روابط ايران و مصر

هرچند روابط دو كشور ايران و مصر به عنوان كشورهاي قدرتمندمنطقه اي حايز اهميت است، ولي در شرايط كنوني و با توجه به متغيرهاي بين المللي، اين روابط مي تواند تهديدهايي را نيز به همراه داشته باشد كه نيازمند مديريت ديپلماسي ج.ا.ايران براي مقابله با آنها وتبديل آنها به فرصت است. اين تهديدات را مي توان در انواع زيردانست :

 

1. يكسان سازي روابط ايران و كشورهاي عربي

تقويت روابط ايران و مصر از آن جهت كه مي تواند سياست هاي منطقه اي ج.ا.ايران را به سياست هاي يك كشور محافظه كار عرب كه اسرائيل را نيز به رسميت شناخته است نزديك كند مي تواند در راستاي منافع آمريكا براي تعديل سياست هاي منطقه اي ج.ا.ايران تلقي شود.لذا به نظر مي رسد ايالات متحده آمريكا به اين توصيه (زبگنيوبرژينسكي) رسيده كه معتقد است، با ايران بايد به گونه اي رفتار شود كه سقف پايبندي هاي آن با گسترش روابطش با كشورهاي عربي به اندازه اي گسترش يابد كه تهران به جاي آن كه بر سر منافع خود با آن كشورها به رقابت بپردازد، احساس كند مصالح آنها در حقيقت، مصالح خودش است.

بدين ترتيب ايالات متحده ناگزير است ايران را به عنوان يك كشورقدرتمند منطقه اي به رسميت بشناسد. از اين رو، از آنجا كه خود باكشورهاي عربي منافع مشترك بسياري دارد، نزديكي روابط كشورهاي عربي با ايران چون به يكسان سازي منافع ايران و اعراب مي انجامد،مي تواند در نهايت به سود ايالات متحده و حفظ منافع آن منجر شود.اين وضعيت منجر به آن خواهد شد كه ج.ا.ايران سياست هاي غيرمنعطف خود در مقابل اسرائيل را تعديل كرده و مجبور به اتخاذسياست هاي معتدلانه تري در مورد اين رژيم شود.

 

2. كارشكني كشورهاي منطقه در روابط دو كشور

مصر به دليل نزديكي بسيار زياد به سياست هاي ايالات متحده و به خصوص نيازي كه واشنگتن در حل مسائل خاورميانه به قاهره دارد، ازوزنه اي كم و بيش بالاتر از عربستان سعودي در سياست خارجي آمريكابرخوردار است. از همين رو قاهره مي تواند به عنوان وزنه اي درسياست هاي ايران در قبال جهان عرب، ميان اعراب خليج فارس وشمال آفريقا تعادل برقرار كند و از ميزان نياز تهران به همراهي وواسطه گري سعودي ها بكاهد و به نزديكي تهران و واشنگتن و حتي كاهش اصطكاك ايران و اسرائيل كمك كند.

اين موضوع البته چندان براي اعراب خليج فارس رضايت بخش نخواهد بود و احتمال مي رود واكنش عربستان سعودي، سياست خارجي ايران را در اين بخش با چالش هايي مواجه كند.

شايد به همين علت باشد كه رئيس جمهور ايران با سفر به كشورهاي حاشيه خليج فارس تلاش كرده ابتدا اين كشورها را نسبت به سياست هاي جمهوري اسلامي مطمئن سازد و سپس در امارات عربي متحده از تمايل به برقراري مجدد روابط با مصر سخن بگويد.

 

گفتار سوم : راه كارهاي پيش روي ج.ا.ايران و مصر براي گسترش روابطج.ا.ايران و مصر براي گسترش روابط خود مي توانند راه كارهاي زير را مدنظر داشته باشند:

 

1. مناسبات فرهنگي پيش زمينه توسعه روابط سياسي

يكي از امتيازهاي قابل توجه در روابط دو كشور وجود تفاهم و دوستي بين شيعه و سني در محيط فرهنگي مصر است كه دلايل آن عبارتند از:

- وجود قبور تعدادي از منسوبين به اهل بيت (عليهم السلام) نظيرمالك اشتر در مصر باعث شده مردم اين كشور نسبت به اهل بيت (عليهم السلام) اظهار محبت و ابراز ارادت نمايند.

- مردم مصر علنا داراي تمايل فراوان براي تفاهم و نزديكي با سايربرادران مسلمان من جمله شيعيان مي باشند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين تمايل افزايش يافته است كه جلوه هاي آن در حمايت ازحزب الله در مقابل اسرائيل نيز مشاهده شده است.

- نقش الازهر به عنوان يك مركز روحي و معنوي بزرگ كه در ابتدابراي انتشار مذهب شيعه تاسيس شده و اهداف تقريبي را دنبال مي كرده است نيز نمي تواند ناديده گرفته شود.

- در بعد تاريخي، تشكيل دولت فاطمي در مصر توسط شيعيان ودشمني تاريخي بين مصريان و وهابيون همواره به عنوان سدي درمقابل دشمنان انديشه تقريب عمل كرده است، به همين دليل وهابيون عليرغم تلاش هاي فراوان در مصر موفق به بسط تفكر تخريبي خودعليه شيعه نبوده اند.

 

2. جهت دهي و مديريت رسانه هاي دو كشور براي بهبود فضاي حاكم بر روابط

از موارد موثر و قابل توجه ديگر در روابط ايران و مصر، مديريت هدفمند رسانه ها و مطبوعات دو كشور براي بهبود فضاي موضع گيري هاي طرفين نسبت به يكديگر است. به همين منظور وزرا ومسئولان مربوطه بايستي با تقويت رايزني با همتاي خود، زمينه هاي آماده سازي افكار عمومي مردم براي برقراري مجدد روابط سياسي وجلوگيري از پر رنگ شدن اختلاف هاي كم اهميت در مسير بزرگ برقراري روابط سياسي عادي را فراهم سازند.

 

3. افزايش تعامل و هم انديشي ميان مراكز علمي - فقهي ج.ا.ايران و مصر

مصر از جمله كشورهايي است كه از لحاظ نرم افزاري، پتانسيل رهبري جهان عرب را دارد و همانند ايران يكي از حوزه هاي تمدن ساز است. دراين راستا (دانشگاه الازهر) يكي از دانشگاه هاي معتبر مصر است كه مي تواند تعاملات هدفمندي را با مراكز فقهي - پژوهشي داخل ايران ايجاد كند.

 

پي نوشت ها:

1. Inter-Parliamentary Union

2.  Islamic Conference Organization

3. Olga Davidson and Mohammad Mahallati، Iran"،Egypt and the Ikhwan "، http://www.bitterlemons-international.org/index.php

4. هاشميان، حسن، تهران و قاهره ؛رقابت و همكاري،www.bashgah.net

5. سليمان نژاد، حميد رضا، (افق هاي آينده در روابط ايران و مصر)،www.bashgah.net

6. Egypt"،Iran conduct talks aimed at restoring diplomatic relations "،http :// www.haaretz.com/، 18/09/2007

7. Tariq Khaitous، Egypt and Saudi Arabia''s Policies toward Iran''s NuclearProgram" "، December 2007، http://www.nti.org/e_research/e3_96

8. موسوي خلخالي، علي، (آيا دوران طلايي روابط ايران و مصر در راه است؟) ، www.irtt.ir

 

 

    198 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دريافت فايلهاي پيوست
●   تصوير 

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (708)
●   مصر (50)

تصاوير

دسته
●  متن / مقاله

رسته :2

تاريخ ارسال:26/01/1387

تاريخ شمسی نشر:00/00/1386
   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب