مقاله «زمينههاى ذهنى و تاريخى تفسير اجتهادى»، نوشته « رضا بابایى»، دانشآموخته حوزه علميه، محقق و نويسنده، در آخرين شماره فصلنامه پژوهشی «پژوهش و حوزه» منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به اعتقاد نويسنده، تا اواخر سده سوم هجرى، شيوه غالب در تفسير قرآن، استنادجویى به روايات تفسيرى و نقلگرایى بود. هر چند در پارهاى از آيات و در بخشهایى از احاديث و اخبارى كه به تفسير و تطبيق آيات مىپرداختند، ريشههاى تفسير عقلى را مىتوان ديد، اما آنچه غالب و رايج و مقبول همگان بود، همان روش و شيوهاى بود كه اكنون به تفسير مأثور شهرت دارد.
بابايی مینويسد كه ويژگی عهد رسالت، پراكندگى و تفسير آيات در قالب پرسش و پاسخ است. در سالهاى حضور پيامبر اسلام(ص) در ميان مسلمانها، هر از گاهی از ايشان درباره مفهوم و منطوق آيهاى سؤال مىشد و حضرت با توضيحات خود، عطش علمى مسلمانان را فرو مىنشاند.
وی تأكيد میكند كه دليل عمده مسلمانان و صحابه در رجوع به پيامبر اكرم(ص) براى فهم بهتر آيات، عمدتا دو عامل بود: نخست اينكه در قرآن، آياتى وجود داشت كه وظيفه تفسير و تبيين آيات را بر عهده پيامبر مىگذاشت. دليل و عامل ديگرى كه مسلمان را براى فهم دقيقتر و پاكيزهتر قرآن به سوى پيامبراعظم(ص) مىكشاند، ايمان و اعتقاد به معصوميت ايشان بود و اينكه او از جانب خود هيچ سخن و تفسيرى را نمىگويد.
به زعم نگارنده، تفسير قرآن در عهد رسالت، ويژگىهاى بسيارى دارد كه به تناسب موضوع و فضاى تحقيق حاضر، اشاره به برخى از آن ويژگىها لازم است. نخست اينكه تفسير قرآن در اين دوره كوتاه ـ اما پربركت و جاويدان ـ پراكنده صورت مىگرفت؛ يعنى درس و مجلس ثابت و مداومى براى تفسير قرآن برگزار نمىشد؛ بلكه مناسبتها و سؤالات موجب مىشد كه پيامبر اسلام(ص) توضيح كوتاه ـ گاهى نيز بلند ـ درباره يكى از آيات يا موضوعات قرآنى بدهد.
تفسير قرآن در عهد رسالت، ويژگىهاى بسيارى دارد كه به تناسب موضوع و فضاى تحقيق حاضر، اشاره به برخى از آن ويژگىها لازم است. نخست اينكه تفسير قرآن در اين دوره كوتاه ـ اما پربركت و جاويدان ـ پراكنده صورت مىگرفت؛ يعنى درس و مجلس ثابت و مداومى براى تفسير قرآن برگزار نمىشد؛ بلكه مناسبتها و سؤالات موجب مىشد كه پيامبر اسلام(ص) توضيح كوتاه ـ گاهى نيز بلند ـ درباره يكى از آيات يا موضوعات قرآنى بدهد
وی تصريح میكند كه اين توضيح و تبيينها، گاه در مسجد، گاه در بازار، گاه در ميدان جنگ و گاه در خانه و خطاب به همسران است. پراكندگى و شناور بودن مخاطب، محيط، موقعيت، سؤال و... موجب شد كه آنچه از آن دوره، ميراث آيندگان شد، مجموعهاى از روايات تفسيرى باشد كه جز معدودى از آيات را تفسير نمىكنند و اين مقدار نيز خالى از چند و چون نيست؛ زيرا روايات ـ بهويژه روايتهاى تفسيرى ـ هماره در معرض تحريف و تصحيف و جعل بودهاند.
بابايی میگويد كه ويژگى دوم در تفسير عهد رسالت ناظر بودن آن به پرسشها است. از آنجا كه نوع روايات نبوى در توضيح و تبيين آيات، پاسخگونههاى پيامبر خدا(ص) به سؤالات ريز و درشت مسلمانان بود، مىتوان تصور كرد كه تناسب زمانى در همه آنها مراعات شده است؛ يعنى پاسخها، متناسب به نوعِ سؤال و سطح انديشگى مخاطب اظهار مىشدند.
وی میافزايد كه مرجعيت واحد و مقبوليت عام رسول خدا(ص) مانع از هر گونه اختلاف در فهم و تفسير قرآن مىشد؛ اما اين وضع، در عهد صحابه جاى خود را به اختلافات و نزاعهاى بسيار داد. شايد بتوان گفت به عدد اصحاب رسول خدا(ص) و به عدد مرامها و منشهاى صحابه، فهم قرآن متفاوت شد. گرچه در ميان اصحاب رسول خدا(ص)، على(ع) نيز حضور داشت، اما نزاعهاى روزگار بر سر خلافت و مرجعيت دينى، مانع از اجماع امت بر يك تن شد.
فصلنامه پژوهشی و اطلاعرسانی «پژوهش و حوزه»، به صاحب امتيازی معاونت پژوهشی مركز مديريت حوزه علميه قم و مدير مسئولی «علیرضا امينی» به بازار علم عرضه شده است.