كتاب «دولت امويان در اندلس» به قلم «عبدالمجيد نعنعی» و ترجمه «دكتر محمد سپهری» به همت «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» برای سومينبار چاپ شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، مسلمانان در نيمه دوم قرن هفتم ميلادی به فتح اسپانيا روی آوردند؛ عربها پس از فتح اسپانيا نام اندلس را بر آن نهادند. پس از فروپاشی حكومت امويان اندلس، پادشاهی مسيحی اسپانيا به وجود آمد و در زمان پادشاهی فيليپ دوم، بسياری از مسلمانان اسپانيا اخراج و تبعيد شدند.
دوران حضور اسلام در اندلس، يكی از درخشانترين دورههای تاريخ است. مسلمانان طی چندقرن حضور خويش در اين منطقه، خدمات شايانی در زمينه شكوفايی فرهنگی و انتقال علوم و فنون و مؤسسات تمدنی به جهان غرب انجام دادند.
رونق علمی «قرطبه» كه با پايتختهای خلافت اسلامی در شرق، از هر لحاظ پهلو میزد، هنوز در تاريخ اروپا خودنمايی میكند. در كتاب حاضر، شرح نزديك به چهار قرن حضور اسلام در شبه جزيره «ايبری»، از فتح اسلامی تا سقوط خلافت اموی در اين منطقه، آمده است. نويسنده به لحاظ ارتباط تنگاتنگ «اندلس» با شمال افريقا، بخش مهمی از تاريخ تحولات اين منطقه را نيز به رشته تحرير درآورده است.
در اين كتاب تحولات سياسی، علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی دو منطقه مهم جهان اسلامی آن روز و تحليل روابط خارجی مسلمانان آن، با مسيحيان غرب و مسلمانان شرق به روشنی تبيين شده است و بخشی از تاريخ «اندلس» پيش از فتح اسلامی نيز آمده است.
كتاب «دولت امويان در اندلس» به شرح نزديك به چهار قرن حضور اسلام در شبه جزيره «ايبری» از فتح اسلام تا سقوط خلافت اموی در اين منطقه پرداخته است. اين كتاب در بردارنده پنج بخش با عناوينی؛ چون فتوحات اسلامی در مغرب و ايبريا، عصر واليان در مغرب و اندلس، عصر عمارت اموی، خلافت اموی و پايان دولت امويان در اندلس است.
مغرب پيش از فتح اسلامی، شورشهای مخالف، جنگ نورمانها، آرامش داخلی، روابط حكم با فاطميان و بربرها، وفات عبدالرحمان، تمدن و معماری، جنبش شهادتطلبی و شورشيان غرب از موضوعاتی هستند كه در اين كتاب مورد توجه قرار گرفتهاند.
در بخشی از كتاب میخوانيم: « ... از آنجا كه حاكمان مسلمان نسبت به پيروان ساير اديان رفتاری آكنده از مدارا و تساهل را در پيش گرفته بودند، استقبال ساكنين اسپانيا از دين جديد بسرعت افزايش يافت به علت مزايای اجتماعی، مسلمان بودن و تحسين فرهنگ اسلامی به عنوان تمدن مترقیتر به جايگاه برجسته ای دست يافت. اسپانيای اسلامی تركيب چندفرهنگی از پيروان اديان الهی داشت و مسلمانان و مسيحيان و يهوديان در اكثر مواقع همزيستی مسالمتآميزی را با يكديگر تجربه كرده تا حدی كه از حضور يكديگر سود میبردند. اين امر درجه تمدنی را برای اروپا به ارمغان آورد كه با نقطه اوج امپراطوری روم و رنسانس ايتاليا همخوانی داشت.
برخی از مطالب كتاب:
مغرب پيش از فتح اسلامی، شورشهای مخالف، جنگ نورمانها، آرامش داخلی، روابط حكم با فاطميان و بربرها، وفات عبدالرحمان، تمدن و معماری، جنبش شهادتطلبی و شورشيان غرب از موضوعاتی هستند كه در اين كتاب مورد توجه قرار گرفتهاند
اوج شكوفايی تمدن اسلامی در اندلس در شهرسازی و شكوفايی اقتصاد اين منطقه بود كه از احيای تجارت سرچشمه میگرفت. قرطبه از نظر وسعت، ثروت و اعتبار رشد كرد و به همان ميزان به صنايع دستی ماهرانه و علما و دانشمندان خود شهرت داشت. اين شهر تحت فرمانروايی عبدالرحمان سوم در قرن دهم تقريبا نيم ميليون نفر جمعيت داشت. عبدالرحمان سوم اولين امير قرطبه بود كه لقب خليفه را برای خود برگزيد.
در طول سه قرن فرمانروايی امويه در اسپانيا، مسلمانان تقريبا تمام اين شبه جزيره را تحت كنترل خود در آوردند و اين امر تا سال 1031 زمان سقوط خليفهگری امويه به طول انجاميد. تحسين و اقتباس فرهنگ اسلامی بعنوان تمدن برتر توسط مسيحيان اندلس و تأثيرپذيری متقابل مسلمانان از فرهنگ لاتينی اهالی اندلس از ويژگیهای دوران حضور اسلام در اندلس است. هنگامی كه سراسر اروپا در جهل و بیخبری كامل بود اندلس به تنهايی پرچمدار دانش و تمدن در غرب محسوب میشد و تمدنی كه مسلمانان در اين منطقه ساختند، خاستگاه بيداری و تحول علمی بود كه به مثابه تمدن شرق از غنای چشمگيری برخودار بوده و حاصل اين تمدن اسلامی را میتوان ظهور انديشمندان، علما، فلاسفه و آثار معماری و رشد اقتصادی در جنوب اروپا مشاهده كرد...»
كتاب «دولت امويان در اندلس» به كوشش «پژوهشگاه حوزه و دانشگاه» در 479 صفحه و با شمارگان 1000 نسخه و بهای 40000 ريال برای سومينبار منتشر شده و در اختيار علاقهمندان قرار گرفته است.