مقاله «فلسفه تحليلى و علم اصول: مباحث مقايسهاى» نوشته «صادق لاريجانى» در آخرين شماره «پژوهشهاى اصولى» منتشر شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به اعتقاد نويسنده، برخى معتقدند كه علم اصول ربطى به فلسفه تحليلى ندارد. بلكه اين هرمنوتيك است كه با آن مرتبط است.
لاريجانی مینويسد كه مباحث مربوط به زبان متعدد است. علاوه بر فلسفه تحليلى، هرمنوتيك، زبانشناسى و نشانهشناسى هم به زبان مربوط مىشود. ولى فعلا بحث در ارتباط اين معارف با علم اصول نيست؛ بلكه بحث ارتباط فلسفه تحليلى با علم اصول است. لذا پرداختن به اين گونه امور تحت عنوان ارتباط فلسفه تحليلى و علم اصول، خروج از بحث است.
وی تأكيد میكند كه فيلسوفان و غير فيلسوفان با دو نگاه به زبان نگاه كردهاند: نگاه استقلالى و نگاه طريقى (آلى). در نگاه استقلالى خود زبان را موضوع بحث قرار دادهاند و نمىخواستند با اين بحث چيز ديگرى را حل كنند.
اما در نگاه طريقى خود زبان، غرض اصلى بحث نيست. زبان را براى حل مسائل ديگرى مورد بحث قرار دادهاند. نگاه فيلسوفان تحليلى تقريبا اين طور بوده است. كارهاى تحليلى در زبان انجام دادهاند. براى اين كه مسائل فلسفى را حل و يا به تعبيرى منحل كنند. بعضى مىگفتند كه ما اصلا در فلسفه مسأله نداريم، با صرف بحث تحليل زبانى، اصلا مسائل خودشان منحل مىشوند.
لاريجانی تصريح میكند كه در مقابل آنهایى كه اين طور فكر مىكردند، عده ديگرى هم مىگفتند كه نه، مسائل هنوز هم باقى مىمانند و تنها شفافتر مىشوند. بنابراين، فيلسوفان و محققان با دو نگاه به زبان نگاه مىكنند: برخى زبان را مستقلا موضوع تحليل قرار مىدهند، مثل كار زبانشناسها و برخى هم مثل فيلسوفان تحليلى به زبان به عنوان ابزار و آلت تحقيق و تدبر در مسائل فلسفى مىنگرند.
علم اصول ما مسلما تحليلش را براى كار فلسفى انجام نمىدهد، پس داخل در قاطبه اول است. عالمان اصول اين قاطبه اول را تشكيل مىدهند؛ يعنى كسانى كه به زبان به عنوان يك موضوع نگاه مىكنند. بعد نتيجه مىگيرند كه وقتى به زبان در حيطه اصول فقه مىپردازيم، نمىخواهيم با آن مسأله فلسفى را حل كنيم
به زعم نگارنده، علم اصول ما مسلما تحليلش را براى كار فلسفى انجام نمىدهد، پس داخل در قاطبه اول است. عالمان اصول اين قاطبه اول را تشكيل مىدهند؛ يعنى كسانى كه به زبان به عنوان يك موضوع نگاه مىكنند. بعد نتيجه مىگيرند كه وقتى به زبان در حيطه اصول فقه مىپردازيم، نمىخواهيم با آن مسأله فلسفى را حل كنيم، پس عالمان علم اصول از قاطبه اول به حساب مىآيند؛ يعنى كسانى كه به زبان به عنوان يك موضوع نگاه مىكنند، نه قاطبه دوم.
لذا به هيچكدام از حوزههاى معرفتى كه سابقا بيان كرديم كارى نداريم؛ يعنى به فلسفه تحليلى و تحليل زبانى كارى نداريم، حتى به تحليل فلسفى هم كارى نداريم؛ بلكه با حوزههاى زبانشناختى كار داريم كه زبان براى آنها نوعى موضوعيت دارد، نه طريقيت. مداقه در همين نكته اول انتظار ما را در اين بين متعادل مىكند؛ يعنى ديگر انتظار نداريم كه هر چه اصوليان در باب زبان گفتهاند، بتوانيم بعضى از آنها را به حوزههاى معرفتىِ ناظر به زبان كه معطوف به حل مسائل فلسفى هستند، ببريم.
لاريجانی معتقد است اين كه مىگويند علم اصول واقعا به زبان به عنوان موضوع نگاه مىكند، قطعا نادرست است. تعريفى كه علماى اصول از مسائل اصولى دارند اين است كه علم اصول وسط مىشود در استنباط حكم شرعى. درست است كه مباحث زبانى علم اصول به قصد تحليل فلسفى و حل مسائل فلسفى مطرح نشدهاند، اما موضوعیّت هم ندارند.
فصلنامه تخصصى علم اصول، با عنوان «پژوهشهاى اصولى»، به صاحب امتيازی و مدير مسئولی «صادق لاريجانى» و سردبيری «علیرضا امينى» به بازار علم عرضه شده است.