اگر مي خواهيد فرزنداني داشته باشيد که در ناهمواريهاي زندگي اعتماد به نفس خود را از دست ندهند ، بايد پايه هاي عزت نفس را از کودکي در آنان محکم کنيد که خطرهايي که در راه اعتماد به نفس کودک و نوجوان وجود دارد براي والدين و مربيان بازگو شده است. يکي از اجزاي محبت واقعي احترام گذاشتن است اگر واقعاً کودکان خود را دوست بداريم و بخواهيم از آنها به خوبي مراقبت کنيم احترام گذاشتن به آنها مي تواند نقش عنصري در اين زمينه ايفا کند. منظورم از احترام گذاشتن موثر اين است که به ماوراي اين واقعيت که آنها بچه هاي ما هستند توجه کنيم ؛ از جدايي دو مسئله شخصيت و حق و حقوق آنها آگاه باشيم و به رشد آنها به عنوان يک انسان و نيز اشخاصي منحصر به فرد توجه کنيم
اين نوع گرايش درست نقطه مخالف اعتقاد کساني است که بچه ها را جزء دارايي هاي والدينشان فکر مي کنند درست است در کارهاي مربوط به تربيت فرزند احترام گذاشتن به شخصيت آنها اگر نگوييم اولين يا معمول ترين واکنش پدر و مادر است مطمئناً گاه و بيگاه بايد ذهن ما را به خود مشغول دارد برخوردهاي آميخته با احترام ما نسبت به فرزندانمان مي بايستي از راههاي دقيق و ماهرانه اي که در نهايت اثر مثبت و ويژه اي بر رشد عزت نفس آنان دارد صورت پذيرد.
او را دوست بداريم
اگر مي خواهيد کودکتان در آينده داراي عزت نفس باشد بايد او را دوست بداريم برخورداري از محبت اساس عزت نفس است درست همانند پي سست و لزران باشد خانه نيز استحکام چنداني نخواهد داشت و براي زندگي کردن غير قابل اعتماد خواهد بود اگرچه حس داشتن شخصيت و امنيت زماني در کودک ايجاد مي شود که او را بي قيد و شرط دوست بداريم اما در عين حال نبايد بيش از اندازه لازم به ما متکي شود.
نياز اساسي انسان
به غير از نيازهاي زيست شناختي فراواني که براي بقاي ما ضروري هستند مثل غذا ، مسکن و احساس امنيت مهمترين نياز ما به عنوان انسان اين است که احساس کنيم انسان ديگري به ما فکر مي کند در صورت عدم رشد حس محبت کردن و محبت ديدن در تک تک ما نمي توانيم به عنوان عضوي از جامعه رشد کرده و تکامل يابيم. کودکاني که ارتباطي عاطفي و محبت آميز با والدينشان ندارند در طول زندگي آتي خود بيشتر دچار اضطراب و عدم اعتماد به نفس در رفتار و منش خويش مي شوند و به قابليت ها ، استعدادها و ادراک خود کمتر اعتماد مي کنند. خوشبختانه همه ما به راحتي مي توانيم به نوزادان و بچه هاي کوچک عشق بورزيم. کودک دائم در حال رشد است و بتدريج متوجه مراقبت هاي اطرافيان و واکنش هاي توام با محبت آنان مي شود. گاهي خصوصيات ظاهري نوزاد در واقع حتي گريه نوزاد را نمي توان ناديده گرفت. گريه او براي جلب توجه است و اصولاً نوزاد گريه مي کند زيرا طالب پاسخي از سوي ماست.
اين مسئله در مورد کودکان نوپا و کمي بزرگتر نيز صدق مي کند. وضعيت جسماني و حرکات اين کودکان باعث توجه بزرگسالان به آنها مي شود. آنها دوست دارند که بزرگسالان در کارهايشان مداخله کنند دائم مراقب آنان باشند. به بياني ديگر چون بچه هاي کوچک جذاب هستند ، ما بر اساس ابراز احساسات آنها واکنش نشان مي دهيم. آنها دوست دارند جلب توجه کنند ، در آغوش کشيده شوند و از آنها مراقبت شود. به غير از والدين کودک حتي غريبه ها نيز حس مي کنند که گاهي کودکان با زبان بي زباني مي گويند " از من مراقبت کن!".
محبت براي رشد ضروري است
واکنش والدين اهميت بسياري دارد زيرا اگر کودک عکس العملي از آنان نبيند سرخورده و غمگين مي شود و از خود بي توجهي نشان مي دهد. اين مسئله را مي توان آشکار در کودکان يتيم پرورشگاهي مشاهده کرد. مراقبت جسمي از اين کودکان به مراتب بيشتر از مراقبت روحي آنان است و چون فردي خاص به شکلي ثابت و دائمي از آنان مراقبت نمي کند (مراقب ها دائماً تعويض مي شوند) هرگز نمي توانند روابط دوجانبه خوبي با اطرافيانشان برقرار کنند. اين بچه ها نه تنها دچار بي تفاوتي ، بي احساسي و سرخوردگي مي شوند بلکه رشد طبيعي جسم آنان نيز دچار اختلال مي شود. به اين حالت (رشد ناقص ) مي گويند. مسلماً چنين حالتي بر اثر کمبود شديد محبت در بچه ها پديد مي آيد و خود نشان دهنده ضرورت محبت والدين و تاثير آن در رشد کودک است. در يک کلام همان قدر که گياهان براي رشد به نور خورشيد نياز دارند کودکان براي رشد مطلوب نيازمند محبت ما هستند.
مدرسه!!!
در فرهنگ غربي ، مدرسه و خانواده بيشترين تاثير را بر ساخت و رشد عزت نفس بچه ها دارند از بين اين دو ، خانواده بنيادي تر و نيرومند تر است ولي با رشد و بزرگتر شدن بچه ها مدرسه اهميت بيشتري پيدا مي کند.
تحصيل و جامعه!!!
جامعه منافع آموزش رسمي را آنقدر مهم مي داند که تحصيل را اجباري کرده است. در غرب جامعه انتظار دارد که بچه ها حدود شش ساعت در روز ، 5 روز در هفته حداقل از سن 5 سالگي تا 15 الي 16 سالگي را در مدرسه بگذراند جامعه والديني را که نتوانند به طور مطلوب به فرزندانشان رسيدگي کنند تحت تعقيب قانوني قرار مي دهد. امروزه در بيشتر کشورهاي غربي کار اصلي بچه در دوران کودکي فقط حضور در مدرسه است. مدرسه براي بچه ها مثل محل کار براي بزرگتر ها است. مدرسه در کنار خانواده و اوقات فراغت بچه ها را به خوبي مشغول کرده است. از طرفي اميد است بچه ها وقت بيشتري را در حيطه آموزش رسمي و پايان هر مقطع سني بگذرانند. مثلاً دوره پيش دبستاني را زودتر شروع کنند و مدت بيشتري را در دبيرستان بگذرانند. دولتها به اقوامي افتخار مي کنند که نشان بدهد درصد بيشتري از بچه ها مدت زمان بيشتري را در مدرسه سپري کرده و بعد از آن نيز به ادامه برنامه هاي آموزشي پرداخته اند. زيرا معتقدند اگر آموزش گسترش يابد کل جامعه به موفقيت هاي بيشتري دست خواهد يافت چرا که آموزش و موفقيت جامعه ارتباط نزديکي با هم دارند.
بسياري از والدين فکر وقت و پول زيادي صرف مي کنند تا اطمينان پيدا کنند فرزندانشان در طي مراحل آموزشي موفق مي شوند ما از کودکانمان مي خواهيم در مدرسه خوب درس بخوانند زيرا دريافته ايم که مدارج تحصيلي و آموزشي تا چه حدي براي آينده آنها اهميت دارد ولي از آنجا که جامعه پايگاههاي ارزشمندي براي آموزش قائل است و والدين نيز براي موفقيت بچه ها خود اميد ها و آرروهاي زيادي دارند فرزندانمان دائماً زير فشار قرار گرفته اند از اين گذشته متاسفانه تمام جنبه هاي نظام آموزشي معطوف به اين است که نقاط ضعف بچه ها نشان داده شود و اين امر غالباً باعث مي شود که حس بي کفايتي و شکست در آنها رشد کند همين مسئله اثرات بسيار منفي و بدي بر عزت نفس آنها مي گذارد اين جنبه ها بر تکاليف درسي دوران ابتدايي متمرکز بوده و تاکيد دارد اين گونه ارزيابي در واقع بر اساس رتبه هاي بچه ها استوار است بر مقايسه دانش آموزان با هم تاکيد مي ورزد و باعث ايجاد درگيري خاصي بين بچه هاي هم سن و سال مي شود بنحوي که عده اي از آنها نمي توانند حتي از پس اين درگيري برآيند.
ارزيابي!!!
سنجش ميزان پيشرفت همواره بخش مهمي از آموزش رسمي است و مشخصاً اهداف مهمي را به کار گرفته و دنبال مي کند در واقع مسئوليت معلمان بررسي يادگيري مهارت توسط دانش آموزان اثر جانبي بدي که در ارزيابي وجود دارد مقايسه اجتناب ناپذيري است که دانش آموزان در مورد نحوه انجام کار بين خودشان انجام مي دهند.
ارزيابي منظم از مهارت ها و پيشرفت ها به اين معني است که بچه ها از نحوه موقعيت خود در نظام آموزشي و از چگونگي مقايسه نقش خود با ديگر همشاگردي هايشان مطلع مي شوند در ارزيابي ، دانش آموزان را با نمره و رتبه مقايسه مي کنند نه از طريق نقش مهارتي و علمي آنها همچنين آنها از طريق عملکردشان به عنوان يک فرد مورد مقايسه قرار مي گيرند و به دليل ايجاد چنين وضعيتي خود آگاهي کلي آنها زير سوال مي رود.
تشويق!!!
به آخرين باري که از سوي ديگران تشويق شديد فکر کنيد در آن لحظه چه احساسي داشتيد اگر تشويق درست و به موقع بوده باشد هنوز هم احساس خوبي در شما ايجاد مي کند جاي تعجب اينجاست که چگونه چند کلمه ناقابل تحسين آميز به هنگام موفقيت به ثمر رسيدن تلاش شما گاه توانسته است چنين اثري بر قوه ادراک شما به جا بگذارد و کاري کند که احساس خوشبختي کنيد.
شکي نيست که تشويق غذاي رشد دهنده عزت نفس در انسان هاست تصور اينکه چگونه انسانها مي توانند بدون تاييد موفقيت ها و توانايي هايشان براي خود ارزش قائل شوند تصوري بيهوده است اگرچه همه ما از قدرت تشويق تبديل به کالايي ناياب شده است! البته منظور از خانه جامعه بزرگ ما نيست بلکه منظور همين چهار ديواري کوچکي است که در آن زندگي مي کنيم حالا دوباره خوب فکر کنيد آخرين باري که فرزندتان را تشويق کرده ايد کي بوده؟ همين امروز؟ هفته پيش؟ شکي نيست که خيلي سرسخت بوده ايد آيا امروز فرزندتان را در آغوش گرفته ايد؟ آيا مي دانيد که براي او کي تشويق درست و به موقع هنوز هم خيلي مهم است.
چگونه تشويق کنيم
اولين قانون تشويق اين است که اين کار را به طور واقعي و حقيقي انجام دهيم نه ظاهري و دروغين قبلاً نيز اشاره کرديم که تلخ ترين واقعيت موجود اين است که گاهي تشويق در پرده غيب فرو مي رود به ندرت به ياد استفاده از آنها مي افتيم هنوز هم جامعه براي کارهاي سخت و سرويس هاي خدماتي و کمک رساني ارزشي قائل نيست و کسي ارائه کنندگان اين خدمات را تشويق نمي کند ممکن است در جامعه اين احساس ايجاد شود که زياد هم نبايد خود را مديون مسائلي خاص دانست زيرا آنها نيز به ازاي انجام خدمات خود پول دريافت مي کنند واقعيت امر اين است که حتي اگر اين گونه فکر مي کنيم ، دست کم مي بايستي سعي کنيم که اين طرز فکر را در خانواده به فعليت نرسانيم ، چرا که در غير اين صورت بايد بدانيم هزينه سنگين آن از دست رفتن خود آگاهي فرزندانمان است.
تشويق ويژه!!!
تشويق ويژه موثر تر از تشويق مادي است اين جمله که : من روش تو را در کاربرد متفاوت رنگ ها و خطوط سياه آن نقاشي مي پسندم يک هنرمند جوان را خيلي بيشتر دلگرم مي کند و به او انگيزه مي دهد تا اين جمله که تابلوي زيبايي است. براي آنکه بتوانيم طرف مقابلمان را تشويق ويژه کنيم بايد درباره چيزي که مي خواهيم بر زبان بياوريم فکر کنيم تا مانع از ادامه تشويق غير واقعي پوچ و غير ارادي شود بايد به اين نکته توجه داشت که يک تشويق کوتاه بهتر از تشويق نکردن است وقتي معني جمله اي کوتاه و صميمانه مانند عالي بود به فرزندتان مي گوييد مسلماً کار کودک در نظر او بهتر جلوه داده مي شود.