در حالي كه عراق، ايران، جنگ با تروريسم و خاورميانه اولويت هاي اصلي سياست خارجي واشنگتن هستند اما مسكو در تلاش است تا ساختار امنيت جهاني بعد از جنگ سرد را مجدداً برقرار نمايد كه به هیچ روی مطابق با منافع آمريكا نيست.
سياست خارجي نئو شورويايي مسكو
قبل از اجلاس گروه 8 در آلمان، پرزيدنت پوتين تهديد بي سابقه استقرار مجدد موشك هاي هسته اي روسيه در اروپا را اعلام كرد؛ اين امر به نوعي بازگشت به موقعيت استراتژيك دوران اتحاد جماهیر شوروي بود كه قبل از تلاش هاي ريگان و گورباچف در خاتمه دادن به جنگ سرد وجود داشت.
در اجلاس اقتصادي سن پطرزبورگ در ژوئن 2007، پوتين ناگهان خواستار اصلاح ساختار اقتصاد جهاني شد كه اصلاح سازمان تجارت جهاني نیز در آن مدنظر قرار داشت. اين ابتكار خطرناك و بي سابقه منعكس كننده حالت مقابله با وضع موجود در مسكو است.
استراتژي خارجي روسيه به وسيله نخبه هاي امنيتي و نظامي هدايت مي شود كه به روسيه به عنوان وارث مستقيم امپراتوري شوروي مي نگرند. بر خلاف نخبه هاي تجاري و اقتصادي، نخبه هاي سياست دفاعي و خارجي بعد از فروپاشي شوروي تغييرات اندكي داشته اند.
برخي از ابتكارات سياست خارجي مثل پايان اشغال اروپاي شرقي، امضاي نيروهاي هسته اي ميان برد(INF)، پيمان كنترل تسليحات و پيمان نيروهاي متعارف در اروپا، به رسميت شناختن جمهوري هاي سابق اتحاد شوروي به عنوان دولت هاي مستقل و موافقت با گسترش ناتو، که توسط گورباچف و یلتسین مورد پذیرش قرار گرفته بود، اغلب در مسكو به عنوان يك خيانت و يا تضعيف منافع حياتي مسكو نگريسته مي شود. سياست هاي اخير دولت بوش نيز به عنوان نقشه گمراه كننده اي نگریسته می شود که هدف آن تضعيف دولت روسيه از طريق بوجود آمدن انقلاب هاي رنگي است.
علي رغم اين كه ده ها هزار روسي بوسيله افراط گرايان مسلمان در افغانستان و چچن و همچنین در حملات تروريستي در شهرهاي روسيه كشته شده اند، باز هم روسيه، ايالات متحده را دشمن اصلي قلمداد مي كند. نخبه هاي فعلي عمدتاً اهداف استراتژيك روسيه را در مخالفت با ايالات متحده و سياست هايش از یک سو، و اتحاد دوفاكتو با چين و جهان اسلام بويژه سوريه و ايران، از سوی دیگر تعريف مي كنند. روسيه به سراغ رهبراني همچون "هوگو چاوز" رفته است كه خواهان حفظ وضع موجود نيستند و به لحاظ فرهنگي روس ها را مجزاي از غرب مي دانند. روسيه همچنين از مساله كوزوو براي اثبات برتري روس ها در صحنه بين المللي استفاده مي كند. كوزوو از 1999 تحت اداره ناتو- سازمان ملل مي باشد؛ اين امر باعث شد تا قساوت صرب ها عليه آلباني تبارها متوقف شود. روسيه همواره از صرب ها در جهت مخالفت با هر نوع استقلال كوزوو حمايت کرده و تهديد كرده است كه قطعنامه سازمان ملل در مورد استقلال و خود مختاري كوزوو كه از سوي آمريكا، اتحاديه اروپا و آلباني ها مورد حمايت قرار گرفت را وتو خواهد كرد.
مسكو در حال استفاده از همه ابزارهاي امنيتي و روابط بين الملل مدرن در جهت دستيابي به اهدافش است: از ديپلماسي عمومي و حراج تسليحات براي كسب دلارهاي نفتي رهبران خارجي گرفته، تا عمليات اطلاعاتي استراتژيك كه طي آن آمريكا را به عنوان ابرقدرتي كه قابل كنترل نيست (و بدین ترتیب با حمايت از سازمان هاي تروريستي جامعه بين المللي را تهديد مي كند)، نشان مي دهد. روسيه از تمامي ابزارها در جهت دستيابي به اهدافش استفاده مي كند. يكي از تحليلگران نافذ و هوشيار عرصه نظام بين الملل مي گويد كه روسيه غرب را رها كرده است.
براي اين كه روسيه نتواند به اين اهداف خود دست يابد آمريكا و متحدانش بايد:
1- روابطشان با رژيم هاي طرفدار غرب در خاورميانه را تقويت كنند.
2- ارتباط قوي تري با متحدان بالقوه روسيه و جمهوري هاي سابق شوروي مثل اوكراين، بلاروس، ازبكستان و ارمنستان جهت جلوگيري از ايجاد بلوك ضد آمريكايي برقرار كنند.
3- يك اتحاد جهاني از مصرف كنندگان انرژي براي مخالفت با كارتل هاي گازي و نفتي و براي به كار بردن قواعد بازار براي صنعت گاز طبيعي ايجاد كنند.
4- گفت و گوها و همكاري با روسيه را ادامه دهند تا به نخبه هاي روسي ثابت شود كه آمريكا خواهان بهبود روابط با روسيه است.
5-آمريكا بايد به مردم و سران روسيه از طريق اينترنت، راديوهاي بين المللي، برنامه هاي ديداري و مبادلات فرهنگی و رسانه ای بفهماند كه آمريكا دشمن روسيه نيست و اين حس كه آمريكا دشمن روسيه است را از بين ببرد.
در فوريه 2007 نقطه عطفي در روابط روسيه و آمريكا به وجود آمد. دو رخداد اصلي نشان داد كه روسيه به عنوان يك قطب مستقل قدرت در جهان پس از جنگ سرد تبديل شده است: سخنراني پوتين در كنفرانس امنيتي در آلمان و سفرش به عربستان سعودي، قطر و اردن. براي نخبه هاي امنيتي روسيه اين امر مساله خوشحال كننده اي بود زيرا آنان از زمان پريماكف در تلاش بودند تا روسيه را به جايگاهي برسانند كه در زمان كوزيروف آن را از دست داده بودند. جنگ سردي كه پوتين در كنفرانس امنيتي بين المللي مونيخ در 1 فوريه 2007 آغاز كرد را نبايد نوعي سورپرايز قلمداد كرد. پوتين و سخنگوهاي ارشدش مثل معاون اول نخست وزير و وزير سابق دفاع (سرگئي ايوانف) و رئيس ستاد كل ارتش (يوري بالويفسكي) بارها در گذشته اين مطالب را گفته بودند.
ليست شكايت هاي پوتين عليه ايالات متحده آمريكا و غرب ليست بلندي است. اما شكايت هاي اصلي اش از قدرت فوق العاده آمريكا است كه با اتخاذ سياست های اقتصادي، فرهنگي، دفاعي و خارجي يكجانبه، منافع روسيه را ناديده مي گيرد، به حقوق بين الملل بي توجه است و به سازمان ملل و حق وتوي روسيه در شوراي امنيت نیز توجهی نمی کند. فرانسه نيز با جنگ آمريكا عليه عراق مخالفت كرد اما موضع مخالف روسيه در قبال آمريكا خيلي شديدتر از موضعي است كه تا به حال فرانسه اتخاذ كرده است. پوتين، آمريكا را به گسترش ناتو به طرف مرزهاي روسيه متهم كرد. او از طرح هاي آمريكا براي پايگاه دفاع موشكي در لهستان و جمهوري چك انتقاد كرد و اهداف بيان شده براي اين اقدام يعني مقابله با موشك های پرتاب شده از ايران و كره شمالي را به تمسخر گرفت. پوتين آشكارا بيان كرد كه دفاع موشكي به بي اثر كردن توانايي حمله هسته اي متقابل روسيه كمك مي كند، علي رغم اين واقعيت كه به لحاظ فني اين امر امكان پذير نيست. او آمريكا را بيشتر به اين دلیل متهم كرد كه به تعهداتش در قبال پيمان هاي خلع سلاح هسته اي پاي بند نيست و تلاش مي كند كه صدها سلاح هسته اي را در انبارها زير پتو و بالش مخفي كند. پوتين از سياست خارجي آمريكا در مورد ناديده گرفتن حق هسته اي ايران و كره شمالي انتقاد كرد. او همچنين از اعضاي ناتو به خاطر عدم تصويب پيمان نيروهاي متعارف در اروپا و از سازمان ملل و سازمان امنيت و همكاري اروپا براي ارتقاء دمكراسي انتقاد كرد و در مورد استقلال كوزوو هشدار داد و انتقاد غربي ها از وضعيت حقوق بشر در روسیه را رد كرد. پوتين همچنين سياست خارجي آمريكا را با سياست خارجي رايش سوم مقايسه نمود.
اصول و اهداف پوتين در مورد روابط بين الملل چه بود؟ او با حالتي حسرت انگيز در مورد جهان دوقطبي اي كه آمريكا و اتحاد جماهیر شوروي در آن جاه طلبي يكديگر را از طريق موازنه قوا كنترل مي كردند صحبت كرد و فروپاشي اتحاد شوروي را بزرگترين فاجعه قرن ناميد. بعضي از كارشناسان غربي و روسي معتقدند كه اگر سخنان پوتين به منزله جنگ سرد جديد نباشد حداقل به اين مفهوم است كه روسيه در حال دور شدن از جامعه اروپايي – آتلانتيكي است.
كنفرانس مونيخ در واقع تصويري ضدغربي از روسيه و مردم روسيه نشان مي دهد؛ و این در حالي است كه مردم روسيه به گرمي از تجارت خصوصي استقبال كردند و خواهان اين هستند كه ارزش هاي پلوراليستی در درون جامعه روسي نهادینه شده و از آزادي بيان و مطبوعات و حقوق بشر دفاع شود. شکل حكومت قانون در روسيه از استانداردهاي غربي فاصله بسیار دارد.
سال ها صداي ضد آمريكايي و تبليغات ضد غربي شديد در رسانه های ملي و طرفدار حكومت، نسلي را پرورش داد كه تا حد زیادی نژادپرست هستند و ارزش هاي ليبرالي را رد مي كنند. اخيراً طي يك نظرسنجي در روسيه 60 درصد مردم از شعار "روسيه براي روس ها " حمايت كردند.
«آمريكا دشمن روسيه محسوب مي شود»؛ اين امر بوسيله تكنولوژيست هاي سياسي كرملين تقويت شد و مشروعيت رژيم حاكم بر روسيه هم به عنوان مدافع روسيه مادر تقويت گردید.
تور خاورميانه اي پوتين هم نشان داد كه روسيه در صدد است تا نقش يك قدرت مهم را در نيمكره شرقي بازي كند. روسيه به ويژه روی جهان اسلام تمركز كرده است، جايي كه نارضايتي فراواني نسبت به غرب و آمريكا وجود دارد. روسيه عضو ناظر سازمان كنفرانس اسلامي است. روسیه کنونی در حالي كه قدرت نظامي اتحاد شوروي سابق را ندارد، اما آزادي عمل واشنگتن براي مانور دادن را محدود مي كند. روسيه نمي خواهد به لحاظ نظامي افت كند، لذا در حال طراحی برنامه اي است كه براي 5 سال آينده جهت نوسازي سريع بخش نظامي اش 189 ميليارد دلار هزینه كند. در 8 فوريه 2007، ايوانف برنامه نوسازي را اعلام كرد كه شامل زيردريايي هاي هسته اي جديد، ناوهاي هواپيمابر و بمب افکن های استراتژيكي مافوق صوت TU-160 مي باشد. اين برنامه مسلح سازي مجدد نظامي با تمركز روي سلاح هاي هسته اي و متعارف، آشكارا در جهت متوازن كردن قدرت نظامي روسيه با آمريكا مي باشد نه جهت مبارزه با تروريست هاي قفقاز. تحقق اين امر نيازمند آن است كه آمريكا دشمن اوليه روسيه معرفي شود.
روسيه در تلاش است تا بازار فروش تسليحات بويژه فروش سلاح به دولت هاي عمدتاً مخالف ایالات متحده و غرب را به دست آورد. روسيه بزرگترين تامين كننده تسليحات چين و ايران است، يك قرارداد 3 ميليارد دلاري تسليحاتي با هوگو چاوز امضا كرده است و خريداران خاورميانه را هم تأمين مي كند. روسيه از اين كه در میان اعراب و مسلمانان نقش مهمي بازي مي كند خوشحال است زيرا اين نقش به معناي آن است كه آمريكا در منطقه خاورميانه و خليج فارس تسلط استراتژيك جامعي ندارد. روسيه همچنين يكي از مهم ترين تامين كنندگان انرژي در جهان نیز به شمار می رود.
ادامه دارد ...