همزمان با پايان جنگ دوم جهاني و آغاز جنگ سرد، كشورهاي اروپايي و امريكايي با احساس خطر گسترش كمونيسم دست به تشكيل سازماني زدند كه از آن به عنوان يكي از منحصر به فردترين پيمان ها نام برده مي شود، زيرا اولين باري بود كه دو كشور امريكاي شمالي (ايالات متحده امريكا، كانادا) در آن شركت داشتند.
اساس اين پيمان را مي توان از (تئوري استراتژي نگهدارنده جرج كنان) نام برد كه خطر جديد را در آن زمان گسترش كمونيسم مي دانست، زيرا در اروپا تا سال 1945 تنها تهديد نازيسم بود كه پس ازجنگ دوم جهاني اين خطر به تعبير جرج كنان، تهديد كمونيسم بود.
پس از آن نظريه الكساندر دوماتئوري با عنوان (يكي در برابر همه،همه در برابر يكي) مطرح مي شود و بر اساس آن ناتو شكل مي يابد، درهر حال اين سازمان در 4 اوريل 1949 تأسيس گرديد كه در آن اعضاي دائمي پيمان بروكسل (بلژيك، فرانسه، لوگزامبورگ، هلند، انگلستان)،كانادا، دانمارك، ايسلند، ايالات متحده امريكا، ايتاليا، نروژ و پرتغال شركت داشتند.
با تغيير و تحولاتي كه در غرب بر ضد كمونيسم و اردوگاه شرق صورت گرفت، در مقابل، بلوك شرق نيز دست به تشكيل پيماني زد كه از آن به پيمان (ورشو) ياد مي شود. هر چند پس از فروپاشي نظام دو قطبي، اين پيمان ماهيت وجودي خود را از دست داد.
پس از فروپاشي نظام دو قطبي و پايان جنگ سرد، اعضاي ناتودريافتند كه اين سازمان دچار نوعي بحران هويت گرديده است و حتي اين سؤال ميان اعضاي ناتو وحتي جامعه بين الملل به وجود آمده كه اساس سازماني كه در مقابل خطر شوروي به وجود آمده بود، پس ازفروپاشي شوروي چه جايگاهي خواهد داشت.
اما اعضاي ناتو با درك موقعيت جهاني و نظام بين الملل و با تغييراهداف و بازشناسي موقعيت خود و با تغيير رويكرد از رويكرد نظامي ودفاعي به رويكردهاي سياسي اجتماعي توانستند بقاي خود را تضمين نمايند. هر چند پس از حادثه يازدهم سپتامبر 2001 باز هم نقش ناتو درامور دفاعي و نظامي، پررنگ تر گرديد.
پس از فروپاشي شوروي اين پيمان فراتر از مسائل امنيت اروپاي غربي گام برداشت، كه مي توان به طور كلي اين رويكردها را به سه دسته تقسيم نمود.
1. همبستگي Solidarity
2. آزادي Freedom
3. امنيت Security
امروزه نقش ناتو در نظام بين الملل، حمايت از آزادي و امنيت اعضاي ناتو با به كارگيري روش هاي سياسي و نظامي است.(1)
بر همين اساس، فاكتورهاي فوق ناتو در حال گسترش به شرق مي باشد. اين حضور ناتو در شرق، به خصوص خاورميانه داراي پيامدهاي مثبت و منفي مي باشد كه از ابعاد مختلف قابل بررسي مي باشد.
مرور دوره تاريخي
به لحاظ تاريخي مي توان دوراني را كه ناتو طي كرده به چهار دوره مستقل اما مرتبط به هم تقسيم نمود:
دوره اول:
اين دوره را دوره توجيه اعضا و شناسايي ناتو نامگذاري مي كنند. عمر اين دوره به لحاظ زماني تا سال 1948 مي باشد. در اين دوره سازمان ناتو دچار يك خود توجيهي و تطبيق خود با شرايط جهاني شد. به طور كل در دوره اول، ناتو نتوانست در معادلات جهاني تأثيرمهمي بگذارد.
دوره دوم:
اين دوره كه بسط قدرت و نفوذ ناتو نام گرفته از سال 1948آغاز و تا سال 1989 ادامه يافت. در اين دوره، ناتو با هدف مقابله باپيمان ورشو شكل مي گيرد. ناتو در اين دوره به صورت يك ترمز براي پيمان ورشو عمل نمود، و تعادل خاصي را در تقسيمات جغرافيايي جهان پديد آورد. بحران هايي نظير خليج خوك ها، بحران دو كره و بحران برلين غربي در اين دوره به وجود آمدند.
دوره سوم:
حيات ناتو همزمان با فروپاشي اتحاد شوروي مورد سئوال قرار مي گيرد در اين مقطع زماني غرب، اسلام گرايي و اصول گرايي رايك تهديد عليه جهان و نظام بين الملل معرفي نمود تا بدين وسيله،توجيهي براي ادامه حيات و گسترش ناتو داشته باشد.
دوره چهارم (2):
اين دوره پس از يازدهم سپتامبر و برگزاري نشست (پراگ) مي باشد. در اين نشست تصميم گرفته شد يك نيروي ضربتي قابل استقرار، منعطف با دوام و مجهز تشكيل شود كه توانايي واكنش سريع و مؤثر در مقابل حمله دشمن به هر يك از اعضا را داشته باشد.
اين نيروها شامل 21 هزار نفر از نيروهاي زميني، دريايي و هوايي ارتش امريكا، كانادا و اروپا بود كه گفته مي شود قادر خواهند بود براي انجام عمليات در مناطق مورد نظر، در كوتاه مدت آماده شوند كه اين خودبه منزله گسترش حوزه فعاليت اين سازمان، به خارج از قلمرو فعلي وسرزميني بود.
عوامل گسترش ناتو به شرق
با توجه به اينكه شرق غالبا بستر عوامل ناهنجار اجتماعي (بيكاري،فقر، گرسنگي)، مسائل زيست محيطي، مواد مخدر، تروريسم،ناسيوناليسم افراطي، قوميت، فرسايش حاكميت، اشاعه سلاح هاي هسته اي و كشتار جمعي و... مي باشد؛ اين عوامل در مجموع شرايطويژه اي را براي حضور ناتو در شرق فراهم آورده است و اين حضور درمواردي نظامي (مبارزه با تروريسم، مبارزه با سلاح هاي كشتار جمعي) ودر موارد غير نظامي و فرهنگي (مسائل زيست محيطي، مبارزه با فقر وگرسنگي و...) مي باشد.
در هر صورت نشست 2004 سران ناتو در استانبول با تأكيد بر اوضاع خاورميانه، رسمٹ گسترش ناتو به اين منطقه را به يكي از اولويت هاي راهبردي آن تبديل نمود. هدف از گسترش ناتو به خاورميانه، مقابله باتروريسم بين المللي و توسعه بنيادگرايي و گسترش سلاح هاي كشتارجمعي اعلام شده است.(3)
محورهاي گسترش ناتو به خاورميانه
اول: عراق، كشورهاي جنوب خليج فارس و از طريق كشورهاي عضوگفت و گو مديترانه سه محوري است كه ناتو در خاورميانه در حال پيشروي مي باشد.
فعال شدن ناتو در عراق، نتيجه منافع امنيتي روز افزون اين سازمان در خاورميانه مي باشد. تصميم ناتو مبني بر مداخله در امور عراق نتيجه مشورت ها و مذاكراتي بود كه اعضاي ناتو در سال 2002 آغاز كردند. درنوامبر همان سال سران كشورهاي عضو ناتو در كنفرانس (پراگ) ضمن درخواست از عراق مبني بر تسليم فوري در مقابل قطعنامه شماره 1441شوراي امنيت سازمان ملل، اعلام نمودند كه سياست ناتو در قبال عراق،حمايت از تصميمات سازمان ملل است.(4)
البته حضور ناتو در عراق با مخالفت هايي مواجه گرديد، از جمله ژاك شيراك اعلام داشت: (پا گذاشتن هر نيروي نظامي ناتو در خاك عراق غير عاقلانه است).
(گرهارد شرودر) صدر اعظم سابق آلمان نيز اظهار داشت كه (هيچ سرباز آلماني پا به خاك عراق نخواهد گذاشت).
دوم: در مورد كشورهاي حوزه خليج فارس، ابتكار ناتو در نشست سران در استانبول راهگشاي بسياري از مسائل و توجيه حضور ناتو در حوزه خليج فارس گرديد.
بحرين، قطر و كويت اولين كشورهايي بودند كه رسمٹ در ابتداي سال 2005 اين به طرح پيوستند. متعاقب آن امارات متحده عربي نيز در ماه ژوئن همان سال به طرح پيوست، طبق طرح همكاري استانبول،همكاري هاي امنيتي بين ناتو و كشورهاي خاورميانه بر مبناي قراردادهاي دو جانبه و بر اساس علايق هر يك از كشورها صورت خواهدپذيرفت.(5)
سوم: محور سوم گسترش فعاليت ناتو به خاورميانه، گفت و گو مديترانه است. گفت و گوي مديترانه كه شامل هفت كشور خاورميانه اي ـ مصر،مراكش، اردن، تونس، اسرائيل، الجزاير و موريتاني مي شود كه در سال 1994 همزمان با طرح (مشاركت براي صلح) براي كشورهاي اروپاي شرقي به وجود آمد. اهداف اصلي گفت و گوي مديترانه، تقويت بنيان امنيت و ثبات منطقه و نيز درك بهتر و اعتماد سازي در روابط بين ناتوكشورهاي خاورميانه ـ مديترانه اعلام شده است.(6)
در سال 1997 در نشست (مادريد)، اعضاي ناتو عضويت لهستان،مجارستان و چك را مورد پذيرش قرار دادند و در اصل اولين گام مؤثر رابراي ورود به شرق برداشتند. اين پذيرش باعث گسترش مرزهاي نظامي ناتو به بيش از 700 كيلومتر به شرق گرديد.
همكاري روسيه با ناتو
آغاز همكاري ميان روسيه و ناتو به سال 1991 باز مي گردد، اين همكاري در سال 1994 با پيوستن روسيه به برنامه مشاركت براي صلح گسترش يافت. روسيه با هدف صلح در بوسني به همكاري با ناتوپرداخت كه اين اولين نمونه همكاري دو طرف در عمليات نظامي بين المللي محسوب مي شود. دو طرف در سال 1997 با امضاي موافقتنامه ايجاد روابط دو جانبه همكاري و امنيت، اين امور را نهادينه كردند. ناتوتلاش نموده است با درگير كردن روسيه در نهادهاي جديد،حساسيت هاي آن كشور را نسبت به گسترش به شرق كاهش دهد و ازنمونه اين تلاش ها تشكيل شوراي همكاري اروپا آتلانتيك مي باشد.(7)
هر چند در ابتدا روسيه مخالف حضور ناتو در بالكان بود، ولي پس ازعملي شدن اين حضور، در مرحله بعد مخالفت چنداني با حضور ناتو دربالتيك نكرد. البته دكترين نظامي روسيه و روش جديدي كه اين كشوردر روابط بين الملل در پيش گرفته، باعث شده است تا مسكو خواهان ايفاي نقش بيشتري در امنيت منطقه باشد. البته در اين ميان امريكاهم، بي ميل به حضور روسيه در ناتو نمي باشد، زيرا اين دو كشور قبلا درمسئله يوگسلاوي به توافق رسيده بودند؛ در مسئله چچن امريكاامتيازاتي به روس ها واگذار كرد؛ و در مسئله افغانستان و درياي خزر هم توافق حاصل گرديده بود. در حقيقت روسيه پذيرفته است كه ديگر قادربه ايفاي نقش جهاني نخواهد بود، اما خواهان شناخته شدن به عنوان يك قدرت منطقه اي است.(8)
البته در مورد اين نظر كه (روسيه ديگر قادر به ايفاي نقش جهاني نخواهد بود) جاي بسي تأمل است، زيرا هم اكنون روسيه به عنوان عضودائم شوراي امنيت در بسياري از معادلات جهاني نقش بسزايي را ايفامي كند. داشتن حق وتو در شوراي امنيت براي هر كشوري مي تواند، آن كشور را در موضع قدرت قرار دهد.
قطعٹ با فروپاشي شوروي و از ميان رفتن نظام دو قطبي از قدرت روسيه كاسته شده است، ولي اين به معناي آن نمي باشد كه رهبران كرملين به قدرت منطقه اي قناعت نموده و خود را به دور از عرصه قدرت بين المللي بدانند.
پيامدهاي گسترش ناتو بر امنيت جمهوري اسلامي ايران
باگسترش ناتو به شرق، جمهوري اسلامي ايران با دو چالش جدي مواجه مي گردد، اين دو چالش هم در بعد نظامي و هم در بعد غير نظامي (ناتوي فرهنگي)مي باشد. با توجه به ساختار ناتو كه يك نهاد همگرايي نظامي مي باشد ضرورتٹ همگرايي سياسي را در پي خواهد داشت. پس همگرايي سياسي مطابق نظريه وابستگي متقابل از يك موضوع به موضوع ديگر سرايت خواهد كرد و همكاري نظامي و سياسي در نهايت منجر به همكاري تجاري و اقتصادي نيز مي گردد.
همان طور كه قبلا بيان شد در حال حاضر ناتو در حال تغيير كاركرد وتغيير موضع نسبت به سال 1949 مي باشد. در ابتدا ناتو جهت حفظامنيت در مرزهاي اروپايي تأسيس گرديد و كاركرد اين نهاد، كاركردامنيتي بود، اما با تغيير و تحولات نيم قرن و اندي گذشته از تأسيس اين نهاد نظامي، شاهد تغيير كاركرد آن نيز مي باشيم، ورود ناتو به منطقه واساسٹ به شرق، بسياري از كشورها از جمله ايران را با چالش هاي جدي مواجه خواهد كرد و اين چالش ها هم در بعد نظامي و هم در بعد غيرنظامي خواهد بود. همكاري هاي روسيه در زمينه هاي نظامي ـ سياسي باعث خواهد شد تا روسيه به تدريج وارد سازمان تجارت جهاني شود ودر نتيجه ماهيت تهديد نسبت به جمهوري اسلامي ابعاد غير نظامي وسياسي هم به خود بگيرد، چرا كه همسايگان ما قراردادها و پيمان هايي را براي كشورهاي عضو ناتو منعقد خواهند كرد.(9)
از سوي ديگر، باز هم در شمال ايران كشورهايي وجود دارند كه تمايلات زيادي براي حضور در ناتو دارند، چنان كه هم اكنون نيزبسياري از جمهوري هاي تازه استقلال يافته، پايگاه هاي خود را دراختيار ايالات متحده قرار داده اند. در مرزهاي باختري جمهوري اسلامي، دولت عراق و تركيه همواره مايه نگراني دائمي هستند و با حمله امريكا و انگليس به عراق، جناح غير اروپايي تر ناتو در غرب كشور مامستقر گرديده است.(10) البته در شرايط كنوني با روي كار آمدن دولت شيعي نوري المالكي نگراني هاي جمهوري اسلامي نسبت به اين كشوركمتر شده و اميد آن مي رود با اتحاد و برابري با شيعيان عراق اين نگراني ها به حداقل برسد. اما در تركيه اين موضوع كاملا متفاوت جلوه مي كند. هر چند با روي كار آمدن حزب اعتدال و توسعه به رهبري عبدالله گل ـ كه از لحاظ مذهبي مسلمان مي باشد ـ نگراني هاي كمتري انتظار مي رود، ولي نبايد فراموش كرد كه همواره تركيه متحد اصلي واستراتژيك اسرائيل در منطقه محسوب مي گردد و همواره ترك ها واسرائيلي ها خود را در منطقه غريب و نا متجانس با هويت هاي منطقه ديده و با يكديگر عقد اخوت و برادري بسته اند. در مرزهاي شرقي همواره دو نگراني از دو جنس متفاوت پيش روي ما قرار دارد. در موردافغانستان چه در زماني كه طالبان بر اين كشور حكمراني مي نمودند وهمواره خطر تروريسم در اين منطقه موج مي زد و چه بعد از سقوططالبان كه نيروهاي ناتو در افغانستان حضور داشته و عملا احاطه كامل به شرق مرزهاي جمهوري اسلامي دارند. در مورد پاكستان لازم به ذكراست كه اين كشور يك قدرت اتمي بوده و بعد از كودتاي سال 1999 و باروي كار آمدن پرويز مشرف كه فردي نزديك به ايالات متحده مي باشد، همواره اين خطر از جانب اين كشور، ايران را تهديد مي نمايد.
و در نهايت در جنوب، حضور مستمر نيروهاي امريكايي در خليج فارس، وجود پايگاه هاي امريكا در كويت و قطر همواره موجب نگراني هاي امنيتي جمهوري اسلامي تلقي مي گردد. اختلاف مرزي ايران با امارات متحده عربي بر سر جزاير سه گانه، گستاخي كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، كه گاه گاه با شيطنت هاي مغرضانه از عنوان مجعول خليج عربي حوزه خليج فارس استفاده مي نمايند، همواره موجبات تهديد امنيتي و ملي ما تلقي مي گردند. به طور مشخص مي توان گفت جمهوري اسلامي ايران اكنون در چند جبهه با سازمان آتلانتيك شمالي به صورت دو فاكتور همسايه شده است.(11)
به طور كلي از عوامل حضور آشكار و پنهان ناتو در مرزهاي ايران مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
1. عضويت تركيه در ناتو، كه در همه عمليات هاي ناتو در دهه 1990، ازجمله حملات متعدد انگلستان و امريكا به عراق و حملات ناتو عليه يوگسلاوي بدون توجه به مشروعيت يا عدم مشروعيت حقوقي حملات مذكور، امكانات و پايگاه هاي خويش را به طور كامل در اختيار هم پيمانانش قرار داده است.
2. ايجاد مناطق ممنوعه پروازي در شمال و جنوب عراق كه اين همسايه غربي ايران را در آستانه خطر تجزيه قرار داده است و حمله مكرر به آن كشور توسط اعضاي درجه اول ناتو كه بدون مجوز شوراي امنيت و بدون توجيه حقوقي و به هر بهانه اي صورت گرفته است.
3. حضور نظامي تمام اعضاي درجه اول ناتو در خليج فارس و درياي عمان و پيمان هاي دفاعي متعدد آنان با همسايگان جنوبي ايران و آغازهمكاري هاي نزديك و در حال توسعه ناتو با كشورهاي مستقل مشترك المنافع در شمال ايران به ويژه روابط رو به گسترش ناتو با جمهوري آذربايجان.(12)
پي نوشت ها:
.1 در آمدي بر روابط بين الملل ـ گيورگ سورنسن.
.2 تحولات نوين سياسي و امنيتي اتحاديه اروپا ـ شهرام فرسايي ـ دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت خارجه.
.3 اهداف و چالش هاي گسترش ناتو به خاورميانه ـ دكتر منصور رحماني.
.4 پيشين.
.5 پيشين.
.6 پيشين.
.7 گسترش ناتو به شرق و پيامدهاي آن ـ مريم مرادي زير نظر دكتر ابو محمد عسگرخاني.
.8 پيشين.
.9 پيشين.
.10 پيشين.
.11 پيشين.
.12 گسترش ناتو به سمت شرق و اثر آن بر امنيت جمهوري اسلامي ايران ـ شاپورشجاع.